مهدی هاشمی وگرفتاری بین افعی ومارغاشیه

کاریکاتور مهدی هاشمی درحال ورود به ایران برای فتنه گری وبمب گذاری

این مطالب حاشیه ای است بردرخواست نیک آهنگ کوثرازهوشنگ بوذری برای خودداری از انتشاراسناد ومدارک اخذشده ازوی درجریان رسیدگی به پرونده شکایت وی برعلیه مهدی هاشمی

اولین آشنایی نگارنده با نام نیک آهنگ کوثربه زمانی برمی گردد که وی رابخاطرکاریکاتورش به زندان اوین آورده بوده ولی دریکی ازبندهای غیرسیاسی جای داده بودند درآنهنگام دستیابی به روزنامه های اصلاح طلب دراوین که زندانیان تنها مجبوربه گرفتن اخباربیرون ازطریق نشریات دولتی کیهان واطلاعات بودند کارآسانی نبود وماگروهی بودیم که گاهی اوقات تا شش روزنامه اصلاح طلب را باروشهای مختلف به درون زندان می آوردیم مطالب آنها نظیرRed Bull به ما وسایرزندانیان سیاسی وحتی غیرسیاسی تبدیل به انرژی وغذای روح ماشده بود.

من باآگاهی ازدستگیری وانتقال نیک آهنگ به بند مقابل چندباری برای وی ازطریقی روزنامه فرستادم ودیگراطلاعی از وی نداشتم تا اینکه درمراسمی که درسالگردجنبش خرداد88 برگزارشده بود امکان آشنایی ازنزدیک با وی راپیداکردم وپس ازآن وی را درلیست گیرندگان نوشته هایم قراردادم.

واقعیت امراین است که نگارنده همواره ازمشتریان پروپاقرص کاریکتاتورهای نیک آهنگ بوده که البته گاهی اوقات این اواخر نیز بعضی ازسوژه هایش چنگی به دل نزده وبه گونه ای نوعی لمپنیزم را تداعی می کند تا مبارزه سیاسی با یک رژیم رو به فنا را. امایکی ازمواردی که باعث شد علاقه ام به وی کم شود ورود وی به سوژه های مشکوکی بود که درچارچوب باصطلاح شرح وظایف وی وسایتش نمی گنجید گرچه وی با راه اندازی سایت خودنویس می توانست برخی ازاین نوع فعالیتهای خود رادرپشت ماموریت آن سایت پنهان نماید وآن داستان ورود به دعوای هوشنگ بوذری ومهدی هاشمی بود.

نگارنده دراین مطلب بهیچوجه نه قصد دفاع ازهاشمی یافرزندانش را داشته ونه هیچ سنخیتی با مرام آنها دارم ولی درعین حال نیزتا آزادی ایران ومحاکمه آنها دریک دادگاه صالحه ازحقوق قانونی آنها برای دفاع ازخود ارزش قائل هستم اما اکنون شرایط سیاسی ایران هوشیاری بیشتری راطلب می کند.

مهدی هاشمی هرکه بود و هرکه هست یک نیروی تحت تعقیب خامنه ای وباند همراه وی پس ازخرداد 88 بود مقامات و رسانه های امنیتی رژیم همواره از وی بعنوان یکی ازمغزهای متفکرفتنه گران نام می بردند ودرصدد پرونده سازی برعلیه وی بودند برای کسانی که باالفبای سیاست وروشهای بکارگرفته شده توسط سرویس های امنیتی ایران آشنایی دارند بکارگیری عبارات اینچنینی خودبیانگرتدارک برنامه وسیعی ازسوی حاکمیت برعلیه این فرد وبالتبع آن هاشمی پدر یعنی رفسنجانی بود که باتوجه به مواضع وی درهنگام انتخابات فوق وحوادث پس ازآن حساسیتی دوچندان رابرمی انگیخت. برای شناخت اتهامات واقعی مهدی هاشمی نیازی به هوشی سرشارنبود که نیک آهنگ وامثال وی باید ازآن بی بهره باشند وبا اندک غواصی درافکار و نوشته های کسانیکه بازداشت مهدی هاشمی را ازطریق اینترپل ویا مشابه عملیات دستگیری عبدالمالک ریگی وحتی ترور وی درخارج طلب می کردند می توان به آسانی به میزان تنفرکودتاچیان از وی پی برد. اتهامات واقعی مهدی هاشمی عبارت بودند از:

الف- ایجاد یک سیستم آنلاین غیررسمی مبنی براعلام نتایج هرحوزه رای گیری که درواقع ازطریق سیستم مخابراتی کشور وبصورت Real Time انجام می گرفت. وی با بکارگیری این سامانه ازتقلب درانتخابات قبلی مجلس خبرگان رهبری جلوگیری کرد وامکان حذف پدرخودهاشمی رفسنجانی توسط آخوندهای وابسته به رهبری (جنتی، مصباح، خاتمی، یزدی شاهرودی، رییسی و…) راسلب وکاررا برکودتاچیان برای تعیین جانشین خامنه ای سخت کرد امری که تاهم اکنون نیزدرپرده ابهام قراردارد.
ب- درانتخابات ریاست جمهوری خرداد88 باتوجه به موفقیت این سامانه درانتخابات خبرگان این امردرابعادوسیعتری صورت گرفت وعلاوه بربحث کنترل صندوقهای رای امکان کشف تقلب وعاملین زیربط نیزفراهم می گردید یکی ازدلایل ازکارانداختن موبایل ها وحمله به ستادموسوی درقیطریه ناشی ازهمین امربود.
ج- اتهام دیگرمهدی هاشمی شرکت درکمیته صیانت ازآراء ومستندسازی گزارشات رسیده، تطبیق آماروارقام صندوقهای رای کشورواستخراج حجم تقلبات گسترده درانتخابات بود که کاملا درجهت خلاف ادعای خامنه ای بود که اشکالات انتخابات رادرحدتخلف وحتی تایکی دوملیون رای امری طبیعی ومباح می دانست. انتشارگزارش بیش از300 صفحه ای مستندات تقلب درانتخابات باعث گردید که اولا خامنه ای دردستگیری رهبران جنبش سبزتامدتی درنگ کرده وثانیا ازترس قرارگرفتن این مستند دردادگاه وثبت درتاریخ ازمحاکمه موسوی وکروبی دریک دادگاه صالحه خودداری کند.
د- اتهام دیگرمهدی هاشمی لابی گسترده با مراجع قم وبعنوان نماینده وپیام برهاشمی رفسنجانی پس ازنشست روزشنبه هاشمی با موسوی وخاتمی (پس ازانتخابات) برای پایداری درمقابل تقلب درانتخابات بوده است. خامنه ای با اطلاع ازنقش مهدی هاشمی درآگاهی دادن به مراجع ومخصوصا با موضعگیری آیت الله یوسف صانعی دستورتحت پیگیرد قراردادن مهدی هاشمی رامی دهد وفرزند هاشمی بااطلاع ازموضوع وپس ازمشورت با پدرش سریعا تحت عنوان بازرسی ازشعبات دانشگاه آزاد اسلامی درخارج روانه شده وپس ازآن نیزتحت عنوان تکمیل دوره دکترای خود درآکسفورد درانگلیس ماندگار می شود تا آبها ازآسیاب بیافتد. دستگیری ومحاکمه مهدی هاشمی درپی حوادث پس ازانتخابات خرداد 88 می توانست عواقبی نظیردستگیری واعدام سید مهدی هاشمی (برادرداماد منتظری) را به دنبال داشته باشد که منجربه عزل آیت الله منتظری وتحکیم وتثبیت دیکتاتوری تمام عیارو یکدست برکشورگردید. سناریوی وادارسازی هاشمی به حمایت ازفرزند خویش ودرکنارآن اصراربرماندن مهدی هاشمی درخارج درفازبعدی (برخلاف اصرارقبلی مبنی بربازگرداندن وحتی ترور وی درخارج) دراین چارچوب صورت گرفت.

ذ- ظاهرا ایشان قبل وبعدازخروج ازایران نیزاطلاعاتی مربوط به دخالت های مجتبی خامنه ای درتقلبات وفعالیتهای محریمانه ونیز مفاسد مالی خامنه ای وحلقه اطرافش را به بیرون درز می دهد که خودجای بجث دارد.

همه این مقدمات ذکرشد تابه مطلب اصلی یعنی “درخواست نیک آهنگ کوثرازشاکی مهدی هاشمی ” برسیم امری که اکنون گریبانگیرکارگردانان آن راگرفته است درست شبیه همان کاری که حسن اردشیرزارع زاده با محمودخاوری رییس بانک ملی بدلیل ارتباط وی با پرونده اختلاس 3 میلیارددلاری کرد وباعث مکتوم ماندن اطلاعات باارزش خاوری ازدید مردم ایران واپوزیسیون وقبول پناهندگی سیاسی وی ازسوی دولتهای کانادا و آمریکا واحتمالا تضمین امنیت وی توسط این دولتها گردید!

داستان ازاینجا شروع می شود که دستگاه اطلاعاتی وامنیتی کشوریکی ازروشهایی را که برای تحت فشارگذاشتن مهدی هاشمی برگزیده بود استفاده و حمایت نامحسوس ازشاکیان خصوصی جعلی درخارج برعلیه مهدی هاشمی بعنوان یک سوژه موردنظربود. درانگلیس اینکارازطریق یکی ازاساتید دانشگاه آکسفورد بنام کاوه موسوی و دیگری درکانادا توسط هوشنگ بوذری صورت می گرفت که اولی احتمالا انگیزه مادی را دربرنداشته گرچه نظیربسیاری ازما که ازهاشمی وخانواده اش بدلیل عملکرد وی درجریان بیش از دودهه ازپیروزی انقلاب وبالاخص تبختروی ناراضی بودند ولی دومی با تسلیم به شایعات و توهمات مبنی برسرمایه های خاندان هاشمی درکانادا درصدد مصادره اموال واهی وی درآن کشوربود ودرپی سوداگری ازطعمه خود تا آنجایی پیش رفت که حکم تادیه سیزده میلیون دلاری را نیزبرای جبران ضرروزیان خود ازدادگاه کانادا عالی انتاریو برعلیه مهدی هاشمی اخذ کرد. داستان ملانصرالدین و دویدن وی بدنبال شایعه پخش آش نذری مثالی خوبی برای این اقدام بوذری وپرونده مربوطه بود.فردی که ظاهرا توسط دستگاه اطلاعاتی دستگیروپس ازاخاذی چندمیلیون دلاری رهاگشته، شکایت وی برعلیه دولت ایران درکانادا رد شده وناچارا بدنبال فرصتی جهت پیداکردن یک شخص حقیقی پولداربرای جبران ضررخود می گشت وچه کسی بهترازمهدی هاشمی تحت تعقیب سرویس های اطلاعاتی رژیم ایران که ظاهرا اوال فراوانی هم درکانادا دارند؟!

واردشدن نیک آهنگ کوثروسایت خودنویس درپرونده دعوای بوذری برعلیه مهدی هاشمی گرچه می توانست درذات خود بدلیل مفاسد اقتصادی آقازاده ها دررژیم رنگ وبوی سیاسی بخود گرفته موضوع رابرای مخاطبین جذاب نماید ولی درپشت صحنه آن یک فرصت طلبی ازیکطرف وسودجویی ازسوی دیگربه چشم می خورد. شاید اکنون که بخشی ازپشت صحنه ماجراروشن شده است درآینده نه چندان دوربازهم شاهد افشای بخش اصلی آن باشیم.

علی ایحالا پس ازبازگشت مهدی هاشمی به ایران ودستگیری وی باصطلاح شاکیان خصوصی وی درلندن وکانادا یعنی کاوه موسوی و هوشنگ بوذری که تیرهایشان به سنگ خورده بود مدعی شدند که وی ازترس افعی به مارغاشیه پناه برده است. آنها با این اعتراف اولا به ماهیت ” افعی” گونه خود اعتراف و ثانیا ماهیت رژیمی که ماموریت خود رابا استراتژی آن درمقابل خانواده هاشمی پیش می بردند باتعبیربه “مارغاشیه ” ترسیم و بطورتلویحی تصویری کلی از سناریوی خودساخته شان را به مخاطبین خود ارائه نمودند. البته این آقایان که با رفتن مهدی هاشمی به ایران خرما برنخیل ودستشان کوتاه مانده بود یکباره به یاد حقوق بشر مهدی هاشمی افتاده وباریختن اشک تمساح خواهان جلوگیری ازشکنجه وآزادی وی شدند تا شاید مهدی هاشمی به سرعقل آمده و با ترجیح “افعی” بر”مارغاشیه” حداقل بخشی ازخسارات مادی ومعنوی آنها راجبران نماید.ازهمه خنده دارتر اینکه هوشنگ بوذری که درکانادا یک سازمان دفاع ازحقوق بشرنیزراه اندازی کرده است ازیکطرف شاکی پرونده ای است که طرف مقابل خود را به اتهاماتی چون آدم ربایی، گروگانگیری، شکنجه وباج گیری متهم کرده است ودرعین حال بادعای اینکه حقوق اساسی وی ممکن است توسط نظام جمهوری اسلامی نقض شود احساس نگرانی کرده وخواستارآزادی فوری وی شده است وخلاصه معلوم نبود آدم باید قسم حضرت عباس راباورکند یادم خروس را!

اماداستان آقای نیک آهنگ کوثرنیزدراین ماجرا جالب وشنیدنی است وی بدلیل سوابق همکاری اش با مهدی هاشمی وتعلق اش به اپوزیسیون بی در و پیکرموفق به گرفتن ارتباط با مهدی هاشمی درلندن به تحریک بوذری (ودرواقع بعنوان طعمه) می شود. دخالت پرابهام نیک آهنگ دراین ماجراکه ظاهرا در راستای ارضای امیال سیاسی وی و ایفای نقش واسطه، میانجی، دلالی ویا هرعنوان دیگری بین بوذری وهاشمی بوده وبالاخص ضبط مکالمات وی با هردوطرف ودسترسی اش به برخی مدارک خواسته یاناخواسته وی را تبدیل به یک شاهدقانونی بنفع هوشنگ بوذری می کند. شاکی مهدی هاشمی با اوج گیری دعوای حقوقی دردادگاه انتاریو ازوی وکسانی که نام آنها رادرمکالمات خود با دوطرف به میان آورده شده بعنوان شاهد نام برده تا با احضار و اخذ شهادتنامه پرونده را به نفع خودسنگین وحجیم نماید.

اکنون پس ازدستگیری مهدی هاشمی توسط دستگاه اطلاعاتی ایران وپریدن مرغ ازقفس هوشنگ بوذری مانده است وبا هزینه های بسیاروکلای گرانقیمتی که به امید بهره برداری از13 میلیون دلارواهی صورتحسابهای خود را لابد مطالبه می کنند و این مالباخته اکنون ازاینجا رانده وازآنجامانده مهارعقل ازدست داده درصدد است تاباانتشاراسناد ومدارک واظهارات اخذشده ازنیک آهنگ ودیگران حداقل دق دلی خود رابرسریکی خالی کند وبازهم چه کسی بهترازمهدی هاشمی که این روزها زیرضرب بازجویی های آنچنانی دست وپا می زند البته قضاوت فوق خوش بینانه بوده و نگارنده درصدد نیست که اظهارات مهدی هاشمی خطاب به نیک آهنگ کوثر را درخصوص وابستگی بوذری به دستگاه اطلاعاتی ایران را جهت اعمال فشاربرمهدی هاشمی درخارج کشورملاک دیدگاه خود قراردهد. نیک آهنگ کوثرظاهرا بارها با بوذری تماس گرفته وعاجزانه درخواست کرده است که برای رعایت حقوق انسانی مهدی هاشمی از انتشار اسنادفوق خودداری کند اما همگان می دانند که اظهارات دیگران برعلیه فردمتهم اگرمستند به مدارک واسناد مثبته ومرتبط با اتهام نباشد ازنظرحقوقی ذره ای ارزش ندارد همانطوریکه مهدی هاشمی نیزدرملاقات با پدرش گفته است که ماموران پرونده وی فقط به استناد حرفهای دیگران اتهامات پراکنده ای را به وی نسبت داده که وقتی با تکذیب یا انکارمواجه می شوند قادربه ارائه هیچ مدرکی نیستند بااین احوال بنظرمی رسد که تضرع های نیک آهنگ به بوذری بیشتربه دلیل نگرانی ازافشای نقش خود دراین پرونده باشد تا نگرانی ازنقض حقوق مهدی هاشمی ولذا باید درانتظارماند تا حقایق این پرونده روشن شود.

2 Comments

    • خیلی ممنون ازنظرات شما، متاسفانه این روزها وقتی فردی ازرعایت اصول درمبارزه با رژیم سخن می گوید فورا متهم به طرفداری ازاین واون می شود درحالیکه افرادی نظیرنیک آهنگ واقعا درحال ضربه زدن به جنبش می باشند آنها درواقع لومپن هایی هستند که درصفوف مبارزین جا خوش کرده وازاین محل ارتزاق می کنند.

Leave a Reply

Your email address will not be published.