محمدشریعتمداری ودروغی که حتی زن جوان مرده رابه خنده وامی دارد-بخش دوم

شریعتمداری که مدتی قبل شایعه مسافرت پنهانکارانه وی به آمریکا دررسانه ها منعکس ونگارنده نیزطی مطلبی در “اینجا” به آن پرداختم یکی ازمهره های اصلی دراداره دستگاه مافیایی مالی خامنه ای می باشد که بشدت ترجیح می دهد درپشت صحنه پنهان شود بهمین دلیل کمترکسی درعرصه عمومی کشوربا چهره وی آشنا می باشد درواقع محمد شریعتمداری اصغرحجازی دستگاه رهبری دربخش مالی است. برای آشنایی بیشتربا هزاردستان مافیایی مالی رهبری با جستجو درسایت بالا حداقل به ده مقاله درخصوص آن دست می یابید.

وی درمصاحبه خود بافریبکاری تمام درحالیکه پاسخ سوال خود رامی داند درمورد دولت احمدی نژاد که اکنون پایش برلبه گور است چنین می گوید:

” روزی این دولت باید پاسخ بدهد که حدود 700 میلیارد دلارازمنابع کشورکه بیشترازکل درآمدهای نفتی دردوره‌های قبل بوده راچگونه هزینه کرده است؟”

آقای شریعتمداری می داند که دولت دست نشانده خامنه ای ودرراس آن احمدی نژاد امکان پاسخگویی به این سوال راندارد زیرا این کارمستلزم افشاگری درخصوص طرحهاودستورات شفاهی خامنه ای درزمینه های مختلف است امری که با افشای آن فورا سروکارش نظیردیگررهبران ومقامات نظام با قوه قضاییه وردصلاحیت توسط مجلس وشورای نگهبان خواهد بود بهمین دلیل نیزوقتی داستان سقوط ارزش پول ملی درمقابل دلار تامیزان 300% و پرسش ازرییس جمهوری مطرح شد خامنه ای نظیرپرونده سه میلیارددلاری منصورآریا فورا پا پیش نهاده وبا حکم حکومتی ازمجلس دست نشانده خود خواست ماجرا را خاتمه یافته تلقی کرده وآنرا کش ندهند!

شریعتمداری درامتداد تفکرات منحط اقتصادی خامنه ای که تحت عنوان مخالفت با اقتصاد دولتی درصدد تبدیل اقتصادکشور به اقتصادی متکی برصادرات نفت ودرمقابل آن اختصاص ارزحاصله به بخش خصوصی موردنظرخود یا همان عناصر زالوصفت بیسواد بازاری وپااندازهای واردات کالا تحت عنوان “بخش خصوصی متدینی که ازنهال های روییده درانقلاب اسلامی” پرداخته گوشه ای ازتلاش رهبری رابرای دست انداختن بردلارهای نفتی ومقاومت مهندس موسوی نخست وزیر دوران جنگ را چنین تشریح می کند:

” ایشان (خامنه ای) به این مسئله بطورجدی معتقد بودند كه دولتی كردن صددرصدی اقتصاد وتمركزبخشیدن به تمام فعالیت‌های اقتصادی ومحروم كردن مردم ازحضور درفعالیت‌های اقتصادی موجب خشكیدن این نهال‌ها می‌شود. ایشان (رهبری) با راه‌اندازی كمیته‌ی انتقال ارزوكمیته‌ی واردات وصادرات كه بنده دبیرآن بودم، سعی درانجام این مسئله داشتند كه برخی با ایجادش ازاساس مخالف بودند. یكی ازمهم‌ترین مسائل درآن دوره، ایجاد كمیته‌ی نظارت برانتقال ارزبود وجالب این‌كه یكی ازمسئولان ارشد دولتی به‌ دلیل همكاری با این كمیته عزل شد.”

شریعتمداری که دروزرای بازرگانی واقتصادی کشورپس ازانقلاب اسلامی به ” آقای واردات” مشهوربوده طی سه دهه گذشته عملا بعنوان امین مالی رهبری طرف مشورت ایشان دراموراقتصادی بوده است لذا واردات 500 میلیارددلاری که به نابودی کشاورزی وصنعت کشوردر7 سال گذشته منجرشده است نمی تواند بدون مشورت رهبری با وی صورت گرفته باشد وی درمورد توسعه اقتصادی نیزدقیقا ازهمان ادبیات رهبراستفاده می کند که توسعه را درمقابل عدالت اجتماعی می داند. وی می گوید:

” درتفكرمتكی براصل ۴۴ قانون اساسی می‌توانیم هم اقتصاد رقابتی پویا داشته باشیم وهم عدالت اجتماعی را فدای دستاوردی به نام توسعه نكنیم. به نظرم این مهم‌ترین ركن تفكرانقلاب اسلامی دراداره‌ی اقتصادی جامعه وبه تعبیری هنرانقلاب اسلامی است.”

خامنه ای بدلیل اینکه هاشمی رفسنجانی پی ازپایان جنگ بحت “عدالت اجتماعی” را درخطبه های نمازجمعه اش مطرح وعملا دوران سازندگی را دوران توسعه ای می دانست که درآن باید ثروت خلق می شد ثروتی که علاوه بررفاه مادی مردم برپیشرفت درمدل زندگی آنها تاثیرگذاشته وبا معیارهای بین المللی ازجمله معیارهای بانک جهانی وصندوق بین المللی پول قابل اندازه گیری بود بدیهی است که این روش توسعه درکنارخود می توانست مفاسدی را نیزبعنوان پیامدهای جانبی همراه داشته باشد که اتفاقا برای همان نیزازسوی نهادهای بین المللی چاره اندیشی شده بود.

اما تفکرات قرون وسطایی خامنه ای درتقابل کامل با دیدگاههای هاشمی ومبتنی برمدلهای توسعه جهانی بود بهمین دلیل نیزبا علم کردن “تهاجم فرهنگی” به مقابله با “توسعه اقتصادی” وی پرداخت. خامنه ای با تعریف من درآوردی از”توسعه” به معنای “پیشرفت” عملا معیارهای قابل اندازه گیری جهانی راقبول نداشته وآنرا درمقابل معیارهایی می دانست که خود آنها را اسلامی می پنداشت بعنوان مثال تحریک حزب الله وکفن پوش های حرفه ای برای ریختن به خیابانها برای هرمورد ساختگی بعنوان پیشرفت فرهنگی محسوب می شد ئرحالیکه درحکومت یکدست وی همان موارد وبلکه صدها برابربدترنه تنها تقبیح نمی گرددد بلکه پیشرفت هم محسوب می شود . نمونه روشن آن معیارهای دوگانه را شرکت زنان ودختران بدحجاب درتظاهرات دولتی بجنوردمی بینید درصورتیکه اگرچنین امری دردوران ریاست جمهوری هاشمی یا خاتمی اتفاق می افتد فورا بعنوان پیامدهای دوران سازندگی وتوسعه اقتصادی یا اصلاحات و توسعه سیاسی قلمداد وپیراهن عتمان می شد.

دربخشی دیگرمحمدشریعتمداری چاپلوسانه ودرراستای خط داده شده ازسوی رهبری به برخی ازمعتمدین خود جهت تخریب وجهه مهندس موسوی دردوران جنگ چنین می گوید:

” خاطره‌ی دیگری كه از زمان ریاست‌جمهوری ایشان به ‌خاطر دارم، جلسات مكررآیت‌الله خامنه‌ای با دولت است كه تلاش می‌كردند دولت را متقاعد كنند كه فقط ارزناشی ازنفت را برای جنگ مصرف كند و ارزی كه متكی به نفت نیست و به‌وسیله‌ی خودمان وفعالیت مردم به‌دست می‌آید، مثل ارزكارگران خلیج فارس را دولت اجازه بدهد كه خود مردم برایش تصمیم بگیرند وبرنامه‌ریزی كنند تا به ‌وسیله‌ی آن نیازمندی‌های كشور را وارد كنند. البته به دلایلی این مسئله محقق نشد.”

جداازاینکه وزیر واردات کشوربازهم به شکست خامنه ای درمقابل موسوی اقرارمی کند ولی برای اینکه مخاطبین تصویر درستی ازنحوه اداره مملکت (بخش کشوری) وجنگ(بخش لشکری) داشته باشند اشاره ای به درآمدحدود 7 میلیاردی دلاری درسالهای 65-64 می کنم کسانی که می گویند نخست وزیر و وزرای اقتصادی همراه وی ازجمله بهزادنبوی، محسن نوربخش، رضا بانکی ومسعودروغنی زنجانی و..ارزکافی به سپاه پاسداران نمی دادند وعملا نیزبانوشتن نامه به آیت الله خمینی باعث پذیرش قطعنامه 598 گردیدند اما اکنون وقتی صحبت ازچنگ اندازی سپاه برکلیه قراردادهای کلان کشورمی شود مدعی می شوند که برای جلوگیری ازراکدماندن امکانات مهندسی دوران جنگ  مجبوربه گرفتن قراردادهای 20 میلیارددلاری درحوزه نفت وگازشده اند! آیا شرکتهایی که تحت نظارت بنیادهای چون مستضعفان، ستاداجرایی فرمان امام، تعاون سپاه، کوثروقوامین و…هستند واحدهایی نیستند که بازهم به رهبری حکومت وابسته بوده وارزحاصل ازصادرات نفت وگازرا می مکند؟!

 

بخش اول مقاله را در“اینجا” بخوانید

سایرمقالات درمورد مافیای مالی وفسادبیت رهبری رانیزدر“اینجا” و “اینجا” و “اینجا” و“اینجا”و “اینجا”  بخوانید

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.