دروغ بزرگ ونقش رژیم درقاچاق موادمخدر

اعتیاددرحالیکه حتی تبهکارترین افراد در رژیم جمهوری اسلامی یعنی مصطفی پورمحمدی به نقش وزارت اطلاعات وسپاه پاسداران درقاچاق کلان موادمخدر اعتراف دارند مجله معتبرفارین پالیسی درمقاله ای به قلم فردی بنام امیرافخمی آنهم درچایگاه استادی دانشگاه جورج واشگتن از”پیروزی ! ایران درجنگ علیه موادمخدر” می گوید.

شاید اگردرقرن بیست ویکم نبودیم ودسترسی افراد حتی بیسواد به اطلاعات موردنیازخود وتنها بایک جستجوی ساده وچندکلیک امکان پذیرنبود می توانستیم توجیهی برای این ناآگاهی ویا رپورتاژآگهی رژیم با قلم یک استاددانشگاه پیداکرد اماهیچکدام ازپارمترهای موردنظردراین دوره واین شخص پیدانمی شود وباتوجه به سرمایه گذاری رژیم برلابی سازی درخارج وبالاخص آمریکا وواشنگتن باید انتشاراین مقاله رابه حساب همان ترفندهای اطلاعاتی رژیم گذاشت که این روزها با استفاده ازخودفروشی برخی ایرانیان خارج ازکشور تحت عنوان ملی گرایی ایرانی یا چپ نوین و صلح طلبی ودیگرالقاب باب شده است.

نگارنده درمقاله ای که پس ازاولین حبس خود درزندان اوین دراسفند سال 78 منتشرکردم به دونکته درموردموادمخدر اشاره کردم یکی آسانی تهیه کردن آن درزندانهای ایران که اشاره تلویحی به فساد دستگاه دراین خصوص بود ودیگری وجود 400 زندانی مبتلا به بیماری ایدز تنها درزندان کرمانشاه بود که بخش اصلی آن ناشی ازتزریق دست به دست سرنگهای آلوده درزندان صورت می گرفت. پس ازآن شاید بتوان گفت دکتراحمد زید آبادی شرف زندانیان سیاسی که خود زاده استان کرمان است اولین نفری بود که بحث دست داشتن وزارت اطلاعات وباند متصل به رهبری یعنی باند فلاحیان و سعید اسلامی درقاچاق موادمخدروپرداخت هزینه عملیات محرمانه علیه دولت خاتمی واصلاح طلبان راافشاء کرد مطلبی که درصفحه اول روزنامه بامداد دراردیبهشت 79 نقش بسته ومنجربه توقیف آن گردید.(در“اینجا” تصویرآن ملاحظه می شود)

طی این سالها نگارنده حداقل طی چهارالی پنج مقاله ویژه در “اینجا” و“اینجا” و“اینجا”و“اینجا”و…دراین خصوص توضیح داده ودر گزارشات خود نوشته ام که چگونه رژیم با به مسلخ بردن قاجاقچیان فقیروخارج ازباند خود نمایش مبارزه با موادمخدررا به صحنه آورده وملکه ذهن دیگران کرده است بطوریکه درقبال آن حتی ازسازمان ملل بودجه دریافت کرده وقتل عام های خود را که باهدف چشم زخم نشان دادن به مردم ایران صورت می گیرد تحت عنوان “اعدام قاطعانه قاچاقچیان” توجیه کرده به مقابله با نهادهای حقوق بشری می رود.

دراینگونه گزارشات گفته شده که بیش از2500 جوان سربازوافسررده پایین درنیروی انتظامی کشته شده اند یعنی همان ماموران بدبختی که رژیم نظیرمرغ درعزا وعروسی سرآنها رادرپیش فرماندهان سپاه وبسیج بریده وصرفا برای کنترل کامل برترانزیت موادمخدر ازایران به مقصد اروپا برآنها فرماندهانی ازسپاه می گمارد این جوانان تحت عنوان خدمت مقدس سربازی (ودرواقع مزدوربدون جیرومواجب رژیم) بالاجیاربه مرگبارترین مناطق درمرزها شرقی با پاکستان وافغانستان فرستاده می شوند تا رژیم ورهبری آن ماهیت تبهکارانه خود را در پس این عملیات مافیایی پنهان کرده وبا ماسک مبارزه با موادمخدر جامعه بین المللی را که نه تنها سالها به گمراهی ببرد بلکه بودجه وتقدیرنامه هم ازمراجع وپلیس بین الملل برای جنایات خود بگیرد.

مصطفی پورمحمدی قائم مقام سابق وزارت اطلاعات درمصاحبه ای با “تجارت فردا” به تاریخ 25 دی ماه 1391 یعنی تنها درکمترازسه ماه قبل درپاسخ به سوال خبرنگار نشریه فوق درمورد فعالیتهای غیرقانونی اقتصادی آن نهاد می گوید:

 ” معتقدم ما ازهیچ راه خلافی به هدف‌هایمان نمی‌توانیم برسیم. الان هم کاملاً براین باورهستم هیچ سودی درفعالیت خلاف نمی‌بینیم. حتی سودهای مقطعی هم نمی‌بریم… مطمئناً ترانزیت مواد مخدر با هرشکلی خیانت به بشریت است. هیچ منفعتی و خیری درآن نیست که یک دستگاه آن را انجام دهد وهرکسی کرده باشد و یا چه کسی درفکر این کارها باشد، حتماً برای کشور مضر است”.

دریکی ازاین گزارشها عملیات محرمانه گرفتن 300 قبضه سلاح پیشرفته تک تیرانداری ساخت اطریش رابه بهانه مبارزه با قاچاقچیان موادمخدرراشرح دادم که این سلاحها همگی ازعراق سردرآورد ومهمترین ماموریت آن کشتن سربازان آمریکایی درعراق وگرفتن تلفات ازنیروهای ائتلاف بود تا هرچه زودترامکان اخراج آنها ازعراق فراهم شده کنترل آن بدست عوامل رژیم ودولت سرکوبگرنوری المالکی بیافتد.

علی خامنه ای، رهبرایران که بخشی ازدوران تبعید خود رادرسیستان وبلوچستان گذرانده است وازهمان جا تمایل به استعمال موادمخدرپیداکرده است علیرغم مهمان نوازی مردم آن دیارازوی وبرخلاف عرف و رفتارسایرتبعیدیان که نوعی سمپاتی نسبت به منظقه تبعیدی خود پیدامی کنند ازهیچ ستمی نسبت به  استان سیستان وبلوچستان خودداری نکرده بطوریکه باگذشت سی وپنج سال ازانقلاب هنوزاهل سنت ازابتدایی ترین حقوق خود که همانا یک مسجد درتهران باشد محرومند درحالیکه یکی ازمقربان درگاه خامنه ای ازنزدیکان بزرگترین باندهای قاچاق درشرق کشوربوده وباتوصیه خامنه ای چندین دوره بعنوان نماینده وارد مجلس شورای اسلامی می گردد واخیرا نیزبه استانداری سیستان وبلوچستان گمارده شده است.

همه این مقدمات گفته شد تا به سراغ گزارش امیرافخمی درنشریه معتبرسیاست “خارجی”برویم.

وی درمقاله خود مخاطب را ظاهرابه افغانستان می برد آنچا که ظاهرا ماموریت اصلی وی بوده وبه قول خودش فروش موادمخدرآسانترازهرچیزدیگری است وبه نقل ازیک مقام دروزارت بهداشت می گوید “پلیس فاسد است، کشاورزان فقیرو معتادان همیشه خریدارند.”

وی ضمن اشاره به صرف حدود 6 میلیارددلار ازسوی آمریکا ومتحدین وی درافغانستان در جهت کنترل این ماده شوم به  پیامدهای تجارت موادمخدر برثبات داخلی افغانستان وامنیت بین المللی به دست داشتن حزب الله لبنان دراین امروگستره مناقع آن ازلبنان تا آمریکای لاتین ونیزنقش طالبان درآن اشاره می کند.

امیرافخمی که ظاهرا هدف محوری اش بررسی مشکل موادمخدردرافغانستان بوده هم تیترمقاله خود وهم بخش مهمی ازمتن رابه فعالیتهای بظاهرمثبت ایران درراستای سیاست “پیشگیری ودرمان” ایران اختصاص ومدعی شده است که ایران طی دهه 1990 وسپس 2000 به پیشرفت های قابل ملاحظه ای هم درکنترل فیزیکی مرزها ومصرف موادمخدرواعتیاد وهم بیماران مبتلا به ویروس ایدزداشته است ولی آماروارقام مورداشاره دارای فاصله نوری با واقعیت های جامعه ایرانی می باشد.

بعنوان مثال نویسنده دربخشی ازگزارش خود ادعاکرده است که علیرغم اینکه مبارزه با موادمخدردرایران اززمان رژیم سابق درجریان بوده است ولی با روی کارآمدن رژیم جمهوری اسلامی قوانینی وضع گردید که تحمل دولت ایران رابه صفررسانده وفروشندگان موادمخدروقاچاقچیان را به اتهام “محاربه با خدا” باخطراعدام مواجه می کرد.(لابد منظور نویسنده اقدامات خلخالی دردهه اول انقلاب اسلامی بوده است که هنوزهم برای خرده قاچاقچیان رقیب باندهای رژیم ادامه دارد)

افخمی سپس به عبور50% موادمخدرافغانستان ازطریق ایران دراواخردهه 80 به اشباع بازارایران ازتریاک، هروئین ومرفین اشاره می کند که بااقدامات اساسی ایران ازقبیل کشیدن 260 کیلومترمانع ازفنس وسیم خاردارگرفته تا سدهای بتنی برای پرکردن دره های محل عبورازآب ومیادین مین وپایگاههای انتظامی وبرجهای دیدبانی را شامل می شود البته وی میزان هزینه ایران را برای اینهمه 80 میلیون دلارذکرکرده ومدعی می شود که درانتهای دهه 90 حدود 100 هزارنیروی پلیس، ارتش وسپاه درگیراین امربوده اند اما اذعان می دارد که ظاهراهمه این اقدامات بی نتیجه بوده است زیرا میزان موادمخدرکشف شده درپایان دهه 1900 نسبت به شروع آن 8 برابرشده بود البته نویسنده گناه آنرابه گردن افغانها وافزایش تولید موادافیونی از1500 تن حجمی به 4500 تن می داند. بعبارتی همان داستان معرفی رفیق بد وزغال خوب که بخوبی نقش مقامات مرزی ایران رادراین امرنشان می دهد.

استاد ایرانی دانشگاه جورج واشنگتن درمقاله اش با نادیده گرفتن نقش باندمافیایی سپاه پاسداران ووزارت اطلاعات که زیرنظرعلی خامنه ای ترانزیت وتوزیع موادمخدررادرایران به عهده دارند می گوید:

 ” قاچاق موادمخدرواستفاده ازآن که افزایش مرگ ومیرواعتیاد واپیدمی ایدزرابدنبال داشته است  باعث ناراحتی رهبران ایران گردید ودرواقع رهبری ایران با یک سیاست شکست خورده که باعث شیوع ان درکشورش شده بود مواجه گردید بطوریکه بررسی داده های اطلاعاتی بیولوژیکی ازاستان کرمانشاه نشان ازاین امرمی دادکه  5/13درصد مبتلایان به ویروس ایدزازمیان بزرگسالان بوده اند.”

بعبارتی ایشان بعد ازآنهمه صغری وکبری کردن به درصدی ازادعای نگارنده رسیده اند که ما بدون هرگونه نظام اطلاع رسانی پیشرفته درسال 1999 مبنی بروجود 400 زندانی معتاد ومبتلا به ویروس ایدزدرزندان کرمانشاه رسیده بودیم .

امیرافخمی سپس بدون هرگونه مقدمه ای شروع به تعریف ازموفقیتهای دولت ایران درمبارزه با اعتیاد وایدزکرده می گوید:

” درسال 2002 بیش ازنیمی ازبودجه کنترل موادمخدردرراه پیشگیری عمومی مصرف می شد که شامل تبلیغات وآموزش می شد و نهایتا رهبران محافظه کاروقبلا سرسخت ایران مراکزدرمان سرپایی اعتیاد را با تمرکزبرساکنین تهران ومراکزاستانها  آغازکردند.”

وی درحالیکه رژیم ایران موسسات غیرانتقاعی را برای سرپوش نهادن برسونامی اعتیاد و بیماری ایدز یکی پس ازدیگری منحل و روسای آنان نظیربرادران پزشک علایی را به بند کشیده و با حبس طولانی ازادامه فعالیت خیرخواهانه بازمی دارد ادعا می کند که ” مقامات ایرانی همچنین سازمانهای غیردولتی وغیرانتفاعی رابرای پیشگیری ودرمان معتادین به روشهای خود مجازاعلام کردند ودولت ایران بطورتلویجی شروع به حمایت ازتوزیع سرنگ تمیزویکبارمصرف درزندانها برای جلوگیری ازآلودگی بیشترنمود.” البته موافقت دولت ایران با توزیع مجانی سرنگ صحت دارد ولی این امرپس ازتلاشهای بسیارسازمانهای غیرانتقاعی مردمی وباحمایت سازمان ملل درمقابل مقاومتهای اولیه رژیم ایران صورت گرفت.

درحالیکه اکنون آمارنیمه رسمی مبتلایان به بیماری ایدز از 15هزارنفردرسال 1998 رابه بیش از100هزارنفردرسال 2011 نشان داده واعتیاد جوانان درکشوربیداد می کند افخمی ادعا دارد که دولت ایران درمبارزه با اعتیاد وایدزموفق بوده است بطوریکه باید آمریکا وکشورهای غربی که درافغانستان براین امرسرمایه گذاری می کنند ازمدل ایران پیروی کنند. وی دراین رابطه می گوید:

” با این سیاست جدید بتدریج مسیربرای ایجاد مراکزدرمان به روش متادون وتحویل قرص تریاک به معتادین وبیماران بجای تزریق هموارگردید واین اقدامات نتایج مثبت خودرابه نمایش گذاشت بطوریکه تعداد موارد جدید مربوط به انتقال ویروس ایدزازطریق تزریق از3111 مورد درسال 2004 به 1585 مورد درسال 2010 کاهش پیداکرد وبالاخص درزندانها از92/7% درسال 1998 به 51/1% درسال 2007 رسید.”

آیا صریحترازاین دروغ ها درمورد موادمخدر وبیماری ایدز درایران ازمبتلایان به آن گرفته تاسیاستهای رژیم درقبال آن شنیده اید؟ اگرنه بیایید باهم تشت رسوایی این باصطلاح کارشناسان را ازبام انداخته ومشت آنها رابرای مراجع بین المللی بازکنیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published.