کژراهه رژیم درمورد مجاهدین خلق ایران – بخش اول

ضیانبوی دانشجوی جوان زندانی متولد 1362 بابلسربرخلاف شهید هدی صابرفعال سیاسی با گرایش ملی ومذهبی (که هم به مبانی فکری رهبران سازمان مجاهدین خلق احاطه داشته وهم به راه وروش این گروه دربسترنیم قرن مبارزه خود با دورژیم دیکتاتوروفاسد شاه وشیخ تسلط کامل داشت) با سطح نازلی ازآگاهی دست به قلم برده ومقاله ای باعنوان ” چه نباید کرد” درمزمت این سازمان ورهبری آن نوشته است

شهید هدی صابر( عکس روبرو) بادرک عمق مبارزه مجاهدین با رژیم های بغایت استبدادی ووابسته سلطنتی وولایت فقیه دوفرزند خود را “حنیف” و”شریف” نام نهاد تا همیشه اندیشه وعمل “محمدحنیف نژاد” و”مجیدشریف واقفی” ازرهبران مجاهدین را فراروی خود وجامعه شان داشته باشند.

همسراین مجاهدنستوه درهمین ایام وبه مناسبت سالگردشهادت هدی صابرقطعه شعری ازوی راکه دروصف محمدحنبف نژاد سروده که آن شهید نیز خود مصداق آن شد:
درآستانه اوج به اسارت گرفتند
وبه هنگام بلوغ منشاش
کندند پَر از پَرش تا رسیدند به شَه پرش
وسرآخر، با هم زدند شاه پرش وشاهرگش

اما به اصل موضوع بازگردیم

ضیانبوی جوانک سیاسی شده عضوشورای انجمن اسلامی دانشگاه نوشیروانی بابلسرنظیربسیاری دیگراز نیروهای وابسته به جنبش سبزکه درجمهوری اسلامی با شعار”مرگ برمنافقین” نمازجمعه رشد ونمو یافته اند توسط نیروهای تحت امردادسرای انقلاب اسلامی در25 خرداد 88 دستگیرونهایتا به 10سال حبس همراه با تبعید به زندان در خوزستان محکوم گردید. اتهام وی محاربه ازطریق “ارتباط موثربامنافقین” ذکرشده است که البته این اتهام عجیب وغریب ازسوی وزارت اطلاعات به تمام قضات دادگاههای انقلاب برای دانشجویان اخراجی که درزمینه “دفاع ازحق ادامه تحصیل”! فعال بوده اند ابلاغ گردیده است. لازم به توضیح است که ضیانبوی ودیگرهمفکران وی فاقد هرگونه ارتباط با مجاهدین بوده وبه اعتراف خود حتی ازنظرفکری درتقابل با آنها می باشند که باتوجه به وابستگی وی به دفترتحکیم وحدت دانشجویان امری پذیرفتی است.

سایت کلمه متعلق به محمدخاتمی ومتعاقب آن سایت سحام نیوز متعلق به مهدی کروبی برای چندمین باربدون هرگونه دلیل منطقی ومتناسب با این ایام که رژیم دست وپای آخرخود رامی زند ونیازبه اتحاد همه گروهها برای تغییررژیم بیش ازپیش احساس می شود اقدام به انتشارمطلبی ازاین فرد کرده اند که با تیترالقاء کننده وتکراری مشابه مقالات قبلی برعلیه مجاهدین آغازمی گردد ” مجاهدین خلق، ایدئولوژی خشونت ونماد دیکتاتوری”

اما ماجرا با عنایت به سوابق امر از اینجا آغاز می شود که ضیانبوی بعنوان مخالف رژیم درزندان کارون اهوازدوران محکومیت خود رامی گذراند ظاهرا درتلاشی مذبوحانه چنین تصورمی کند که بانوشتن مطالبی برعلیه مجاهدین خلق دل قاضی پیرعباسی رییس شعبه 26 در دادگاه انقلاب وبازجویان وی دروزارت اطلاعات را به رحم آورده ونهایتا زمینه عفو خود توسط رهبری را فراهم می آورد .

البته مجاهدین یا نیروهای مستقلی که طعم زندان وشکنجه واعدام راطی 5 دهه چشیده اند هیچگاه به این جوانک قربانی رژیم به دیده دشمن یا آدم فروش نخواهند نگریست اما برخود وظیفه می دانند که گردانندگان سایت کلمه راموردخطاب قراردهند که درپس این لجن پراکنی ها برعلیه مجاهدین چه اهدافی رادنبال می کنند آیا جزاین است که سایت کلمه نظیر حاکمیت جبارآخوندی مجاهدین خلق را مهمترین آلترناتیو رژیم دانسته وازآینده خود بدلیل شرکت درجنایات آن بیمناک است؟

اما اینک برای روشن شدن اذهان جوانان فریب خورده ای که هنوزبدلیل برخورداری ازرسوبات قبلی ازسوی سایت کلمه بعنوان طعمه مورداستفاده قرارمی گیرند نگاهی می اندازیم به ادعاهای سایت کلمه ومطالبی که دیگرکهنه گی وبی خاصیتی آن برای چندین نسل قبل وپس ازانقلاب محرزگردیده است

اولین مغلطه نوشته فوق اشاره به دفاع مسلحانه مجاهدین ازخودشان در30 خرداد 60 تحت عنوان “خشونت وترور” می باشد درست نقطه مقابل تسلیم زبونانه برخی ازکادرهای جنبش سبزدر30 خرداد 88 که با شروع اولین موج سرکوب به پستوهای خانه های خود خزیده وزمینه پایمال شدن خون جوانان وطن، نومیدی مردم و سلطه تمام عیاردیکتاتوری خامنه ای رابرکشوررقم زدند والبته یک تفاوت بین این دو پدیده مشهود است مجاهدین علاوه برایفای نقش مهمترین گروه مخالف شاه درقبل ازانقلاب بدلیل افکارمنحط خمینی واطرافیانی چون صادق خلخالی هاواسدالله لاجوردی ها نه تنها ازپیروزی آن نصیبی نداشتند بلکه تا دو ونیم سال پس ازآن یعنی از 22 بهمن 57 تا 30 خرداد 60 نیزدائما درمعرض دستگیری وشکنجه واعدام قرارداشتند وبرکناری بنی صدررییس جمهورعبورداده شده ازفیلترشورای نگهبان وسرکوب بی رحمانه تظاهرات واعتراضات مردمی به آن نقطه آغازی برشروع مجاهدین به دفاع ازخود بود. (درست شبیه ماجرای تقلب درانتخابات واعتراضات مردم در 25 و30 خزداد 88 با این تفاوت که نه موسوی بعنوان نخست وزیر دوره 8 ساله طلایی امام ناشناخته بود ونه ملیشیایی بود که به دفاع ازمردم دربرابرکودتاچیان تا بن مسلح قدعلم کند).

البته این فرد خود اعتراف می کند که این امرناشی از”شرابط خاص آن روزگاروپاردایم سیاسی غالب آن زمانه” یعنی سرکوب های خونین توسط گشتاپوری خمینی ومتشکل ازعناصرموتلفه ای قوه قضاییه ودیکتاتوری تمام عیارحزب جمهوری اسلامی ومجاهدین انقلاب اسلامی بعنوان بازوهای سیاسی ونظامی آخوندهای حاکم برکشوربوده است ببنید وی می گوید:
” نطفه ی خطا واشتباه دررفتارسیاسی مجاهدین آنگاه بسته شد که “خشونت و ترور” را به عنوان ابزار،“ایدئولوژی” را به عنوان روایتی مطلق وحقیقی ازعالم و“فعالیت مخفیانه” را به عنوان چترحفاظتی وامنیتی پذیرفتند. انتخاب های مجاهدین در این سه مورد اگرچه کاملا متاثرازشرایط خاص آن روزگار وپارادایم سیاسی غالب آن زمانه بود، ولی این نکته چیزی ازخطرناک بودن این انتخاب ها نمی کاهد.”

جالب اینکه این شخص درادامه همان پاراگراف هم مجاهدین را درصورت پرهیزازخشونت (بخوانید قرارگرفتن رهبران درحصروحبس وتبعید وخزیدن هواداران به پستوی خانه ها ) الگو و سرمشق خوانده می گوید:
” مجاهدین البته می توانند امروزالگووسرمشقی برای ورود ما به عرصه سیاست باشند، منتها به شرطی که دقیقا انتخاب هایی بالعکس آنان داشته باشیم وازآنچه که مرتکب شده اند پرهیزکنیم! درواقع بهترین شیوه پند گرفتن ازآنان این است که با تمامی قدرت وتوان ازخشونت پرهیز کنیم ودرهیچ شرایطی آنرا توجیه نکنیم،”

ضیا نبوی دربخش دیگری با خودشیفتگی برای اثبات تفاوت درنیت خوب وعمل بد بدون توجه به سی واندی سال دیکتاتوری آخوندی برکشور، هدم صدها هزارنفوس ومهاجرت وآوارگی بخش عظیمی ازملت ایران ، تحمیل دهها جنگ وکودتا وبحران برمردم یکباره مجاهدین خلق را بعنوان یک جریان خطرناک مسئول 50 سال رساندن آسیب ومصیبت به کشورقلمداد می کند ودر خصوص بنیانگذاران سازمان که حتی سران رژیم ایران نیزبه سلامت آنها گواهی داده اند با دیدمشکوک می نگرد دراین خصوص وی می گوید:
” بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق که درروایت تاریخ، انسان هایی صادق، پاکباز وازخود گذشته تصویرشده اند، شاید بهترین مصداق برای این ادعای تلخ و اما موجه باشند که انگیزه های خوب، ضرورتا به نتایج خوب ختم نمی شوند و بخصوص در عرصه سیاست چه بسا فاجعه هایی که انسان های نیک روزگار به بارمی آورند.”
ادامه دارد

Leave a Reply

Your email address will not be published.