انتخابات خرداد 92 ایران، پیروزی یاشکست خامنه ای

هاشمی وروحانی2این روزها تحلیل های متفاوتی وگاهی با زوایای 180 درجه نسبت به هم درخصوص انتخابات ریاست جمهوری ایران درخرداد 92 وپیروزی حسن روحانی صورت می گیرد که عملا نوعی سردرگمی رادرداخل وخارج ازکشوربرای مردم، کنشگران سیاسی وحتی مقامات دولتهای خارجی بوجود آورده است که یک نمونه ازآن مواضع دولت کانادا می باشد.

گرچه برخی اصولا شرکت بخشی ازمردم ایران را نوعی مشروعیت برای نظام به حساب می آورند وآنرا مصادف با مشروعیت رهبری نیزبه شمارمی آورند ولی نگاهی به سیرحوادث وروند منطقی که ملت ایران درمسیرتغییررژیم وسرنگونی آن طی می کنند مطلب راازتوضیح بی نیازو درجنبه تاکتیکی نیزاکنون باگذشت حدود دوهفته ازبرگزاری انتخابابت و انتشارتدریجی اطلاعاتی ازپشت جبهه جناح های درگیردرانتخابات شاید بتوان تصویربهتری ازآنچه که گذشت وافق درپیش روی انتخابات وپیروزی جناح باصطلاح میانه روی رژیم ارائه داد.

ازنظرنگارنده به دلایل زیراقتدارگرایان وشخص خامنه ای درانتخابات خرداد24 متحمل شکست سختی شده اند که درهفته ها و ماههای آینده به وضوح آثاروپیامدهای خودرا به نمایش خواهد گذاشت.
1- حذف هاشمی رفسنجانی واسفندیاررحیم مشایی دوتن ازرهبران ومقامات رژیم ازمبارزات انتخاباتی اولین مورد ازوحشت خامنه ای واقتدارگرایان وبی اعتباری انتخابات حتی دردرون نیروهای خودی بود.
2- برخلاف انتخابات سالهای 84 و88 که احمدی نژاد با اشاره مستقیم خامنه ای به قدرت رسید درانتخابات 92 حمایت تلویحی ومحافظه کارانه خامنه ای ازسعیدجلیلی که خودناشی ازضربه انتخابات قبلی به وی بود پاسخ لازم رانگرفته وشش کاندیدای ذوب شده درولایت هریک خود راکاندیدای برترومطلوب رهبری دانسته برخلاف قول وقرارهای اعلام شده حاضربه کناره گیری به نفع دیگری نمی دیدند.
3- اقتدارگرایان با ترساندن خاتمی وتاییدعارف ازیکطرف بدنبال کسب مشروعیت انتخابات باشرکت اصلاح طلبان وطرفداران جنبش سیزبودند وازطرف دیگرهدفشان ناکام گذاشتن آنها وتحمیل شکست دیگری به بقایای آنها بود که با کناره گیری عارف آخرین نامزد اصلاح طلبان نیزرسما ازانتخابات حذف شد لذا انتخابات درواقع تبدیل به یک حماسه سیاسی بین خودی های اصولگراشد والبته بدنه اصلاح طلبان نیزباحمایت ازروحانی هم درپشت سرهاشمی محذوف رهبری قرارگرفت. حمایت قاطع وبی قید وشرط هاشمی وخاتمی گام دوم وتیرخلاصی برترفند رهبری برای ایجاد اختلاف درصفوف اصلاح طلبان واعتدالیون به نفع اقتدارگرایان بود که به دقت شلیک وبهدف خورد.
4- یکی ازدلایل شکست شش کاندیدای اقتدارگرایان عقب نشینی خاتمی وحذف هاشمی بود که به آنها درغیاب سران اصلاح طلب واعتدال گرا اعتمادبه نفس داده وبجزمورد کناره گیری حدادعادل عملا به تفرقه بین اقتدارگرایان و حتی جذب بخشی ازآرای آنان توسط هاشمی وبالنتیجه روحانی گردید نسبت نزدیک بین آرای روحانی با دیگران نشان می دهد که اگررقبای وی حول کاندیدای موردنظر رهبری متحد وبریک نفراتفاق نظرمی کردند تقلب درنتیجه نانتخابات تاچه حد برای خامنه ای آسان می نمود.
5- استفاده خامنه ای از7 کاندیدای اقتدارگرا ویک کاندیدای نیمه جان اصلاح طلب(عارف) ونامشخص بودن مبارزه نهایی بین دونفرتا آخرین روزواعلام نتایج گرچه برای سردرگم کردن ونخبگان جامعه ازبازی جدید رهبری صورت گرفت وفاقد هرگونه تجربه ای درجهان وایران بود وصداوسیما نیزبا مسابقه مسخره دراولین جلسه دراین سناریونقش بازی می کرد ولی بالا آمدن افتضاح فوق که حتی اعتراض کاندیدها رابدنبال داشت باعث گردید مسائل اساسی کشورازجمله برنامه اتمی وسیاست خارجی رهبری که کشوررابه روزسیاه نشانده است درصدرمباحث قرارگرفته وباحملات روحانی ورضایی به جلیلی بعنوان نماینده رهبرعملا آرای این دونفربشدت افزایش یابد وعملا کارتهای خامنه ای واتاق فکروی برای بازی ریاست جمهوری با8 کاندیدا بجای بازی با 2 کاندیدا به ضررخود وی تمام شد.
6- عملکرد 8 ساله احمدی نژاد بعنوان نماداصولگرایی وبرگزیده وغلام خانه زاد رهبری که کشوررادرتمام جنبه های سیاسی (داخلی وخارجی)، اقتصادی، اجتماعی، امینتی وفرهنگی به ورشکستگی کامل کشانده بود یکی از دلایل مخالفت مردم با برگزیدگان رهبری بود یکی ازدلایل اصرارهاشمی، خاتمی وروحانی مبنی برانتساب نتیجه انتخابات به “حماسه سیاسی موردنظررهبری” و درواقع انتساب این مولود به پدرتعمیدی خود جلوگیری ازواکنش کینه توزانه خامنه ای به “نه بزرگ” 95% ازملت ایران به وی است که درقالب 30% تحریمی ها، 40% رای به کاندیدای هاشمی و25% رای به نامزد غیرموردنظرایشان یعنی سعیدجلیلی صورت گرفت. ازناپلئون نقل شده است که شکست یتیم است ولی پیروزی هزارپدردارد!.
7- نابودی اقتصادایران که درقالب گرانی وتورم 300%، کاهش ارزش پول ایران به میزان 70%، بیکاری سرسام آور، گسترش فقربه میزان حدود 60% وفحشاء ناشی ازآن، رواج دروغ وعوام فریبی آشکار، فساد اداری ومالی مهارگسیخته و…نمود پیداکرده وتعیین دوعامل اساسی تحریم های بین المللی وسوء رهبری ومدیریت اجرایی از سوی حاکمیت ومردم وجامعه جهانی که عملا درهرصورت رهبری رامسئول آن معرفی می کرد نقش محوری دراین انتخابات بعنوان آخرین فرصت مردم به حاکمیت قبل ازشورش ای هقابل پیش بینی داشت. این یک واقعیت است که هیچیک ازکاندیداها درزمینه اقتصادی هیچ برنامه ای ارائه نکردند ولی چون همه مردم می دانند که ریشه وضعیت فعلی اقتصادی برخاسته ازسیاستهای کلان نظام درعرصه خارجی وداخلی باهمان اقتصاد سیاسی است درواقع بارای دادن به روحانی بدنبال حل اساسی اموراقتصادی کشوربرآمدند.
8- حضورسعیدجلیلی بعنوان نمادخواست مرجع رهبری گرچه بارعایت کامل اصول امنیتی وصحنه آرایی هاصورت گرفت (بعنوان مثال ثبت نام دردرسکوت کامل وحتی عدم مصاحبه درآخرین لحظه، اطلاعیه بیت رهبری مبنی برعدم اطلاع ازکاندیداتوری جلیلی! وسخنان خامنه ای درحمایت ازموضع جلیلی درمذاکرات اتمی و…) ولی درعمل موجب شکسته شدن آرای جبهه اقتدارگرایان وبالاخص قالیباف گردید که طی 8 سال گذشته ازسوی آنها بر وی سرمایه گذاری شده بود خامنه ای با اغفال توسط برخی ازاتاق فکرهای خود جلیلی را که نظیرقالیباف ازاهالی خراسان بود بدون توجه به پایگاه اجتماعی وی درجبهه مذکورخودی تربحساب آورد وتصورمی کرد با جلوانداختن بیت خود، حزب الله وبسیج سپاه می تواند وی را براحتی نظیراحمدی نژاد بربکشد ولی این امرباتوجه به حمایت برخی ازسپاهیان ازقالیباف (ازقاسم سلیمانی گرفته تا حسین الله کرم) یک نوع بهم ریختگی وفقدان مرجعیت را درصفوف حامیان رهبری ایجاد وبخشی ازآنها که اصولگرا بودند عملا دراین دو دستگی وحتی سه دستگی (باتوجه به بقاء علی اکبرولایتی برکاندیداتوری) روانه اردوگاه هاشمی و روحانی شدند که این امرخود مکمل حمایت بدنه اصلاحات ازروحانی شد.
9- مناظره های تلویزیونی اگرچه درابتداء تلاش شد با طراحی که اتاق فکرخامنه ای و باشگاه امنیتی خبرنگاران جوان بعنوان بازوی اجرایی آن بعمل آورده بودند به یک شومسابقه وسرگرمی تبدیل شود که بحق کاریکاتوری ازمسابقه هفته منوچهرنوذری ومهران مدیری بود اما درمناظره دوم وسوم که بحثها به سمت مسائل اساسی کشورسوق پیدامی کرد طبیعتا حساسیت مردم نسبت به مواضع کاندیداها بیشترمی شد ودرپایان مناظره سوم که کاندیداها به سختی درگیرشدند (روحانی، رضایی، ولایتی وجلیلی) تقریبا رای دهندگان به نتیجه دلخواه خودرسیده بودند واضح است که اگردرمناظره ها نماینده دولت واحمدی نژاد ( اسفندیارمشایی) نیزحضورداشت مردم به اطلاعات بیشتری درمورد وضعیت کشوروتاثیرکشمکش های درونی حاکمیت بروضعیت فعلی کشوردست پیدامی کردند.
10- یکی ازیزرگترین اشتباهات اتاق فکرخامنه ای برنامه ریزی معیوب برای هدایت ومهندسی افکارعمومی بود بدین صورت که اولا آنها تصورمی کردند با چندقطبی یا چندضلعی کردن انتخابات ازایجادفضای دوقطبی جلوگیری وحذف عناصرورقبای اصلی چندان به چشم نخواهد آمد ثانیا با اولویت دادن به امورحاشیه ای واقتصادی افکارعمومی ومباحث مطروحه رابه سمت عملکرد دولت احمدی نژاد ونه مسائل اساسی کشورونقش محوری رهبری بعنوان باعث وبانی مشکلات هدایت خواهند کرد ولی با گذشت زمان وفیدبک منفی ازسوی مردم وکاندیداها ناچارا درروزهای آخرمچبوربه طرح مسائل سیاسی شدند وهمین سیاسی شدن کفه ترازو رابه سمت مردم وبه ضرر رهبری وعوامل وی بالاخص جلیلی وقالیباف رقم زد جلیلی ازاین جهت که تبلورخواست خامنه ای بود وقالیباف ازاین جهت که با پنهان شدن درپشت عملکرداجرایی درشهرداری تهران سعی داشت چهره سیاسی خودراپنهان کند والبته افشاگری نقش وی درسرکوبهای دانشگاه وبالاخص افشای مواضع وی درشورای امنیت وماجرای “حمله گازانبری” به دانشجویان توسط حسن روحانی ودیگران پته اش راروی اب انداخت .
11- نگاهی به وضعیت آرای کاندیداها نشان می دهند که حمایت استانهای دورازمرکز ودارای اقلیتهای قومی ودینی ازروحانی ازعوامل تاثیرگذار برپیروزی وی بوده است (سیستان وبلوچستان، آذربایجانهای شرقی وغربی واردبیل ، کردستان واورامانات ) واین درحالی است که درشهرهای بزرگ مرکزی تحت سیطره خامنه ای (مشهد، اصفهان، شیراز و..) سعی شده است ازجلیلی درمقابل وی حمایت شود این امرپیام منفی برای خامنه ای دربردارد که همواره باسیاستهای سرکوبگرانه سعی نموده است اقلیتهای ملی راتابع مرکزیت خودبنماید علیرغم حمایت باند خامنه ای ازجلیلی وی درهیچیک ازاستانها نتوانسته است به پیروزی برسد درحالیکه محسن رضایی درسه استان ( خوزستان، جهارمحال بختیاری وکهکیلویه وبوبراحمد) وقالیباف دریک استان (قزوین) به برتری دست یافته اند دیدارفوری مولوی عبدالحمید با روحانی پس ازانتخابات یکی ازنمادهای این مطالبات معوقه ملی است که مهمترین مانع آن مواضع شخص خامنه ای درخصوص اهل سنت می باشد.
12- نگاهی به وضعیت ورفتارهاشمی رفسنجانی درقبل وبعد ازانتخابات نشان می دهد که درواقع پیروز اصلی انتخابات نه اقتدارگرایان به سرکردگی خامنه ای، نه اصلاح طلبان به رهبری خاتمی ونه قشرخاکستری وتحریم کنندگان بلکه هاشمی رفسنجانی وجریان فکری همراه وی است ودرواقع باتوجه به ماجرای ردصلاحیت وی توسط خامنه ای عرصه اصلی انتخابات خرداد 92 عرصه مبارزه بین خامنه ای وهاشمی بوده است که علیرغم نابرابری به پیروزی فاحش هاشمی برخامنه ای انجامیده است والبته تاکتیکهای بادست زدن وباپاپیش کشیدن های وی ورفتارمتناقض رهبری واتخاذ سیاستهای چماق وهویج درمقابل هاشمی نیزدرموفقیت کاندیدهاشمی تاثیراساسی داشته است .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.