انتخابات خرداد 92، سندی دیگربرتقلب وکمای سیاسی خامنه ای

هاشمی وروحانی 3مشارکت 72% مردم ایران وانتخاب حسن روحانی کاندیدای هاشمی رفسنجانی ومهجوریت سعیدجلیلی کاندیدخامنه ای با کسب تنها 10% آراء نشان روشن دیگری برتقلب درانتخابات 88 را درمعرض دیدعموم قرارداد.

زندانیان سیاسی که بخش عمده ای ازآنان را مقامات ومدیران سابق رژیم تشکیل می دهند همگی بریک نکته اتفاق نظردارند و آن اینکه درتمام بازجویی ها وشکنجه ها هدف اصلی مقامات امنیتی رژیم وادار کردن آنها به اقراربه عدم تقلب درانتخابات 88 بوده است وهمین هدف گذاری رژیم برای بازجویان از یکسو وتلاش بی وقفه خامنه ای درمناسبتهای مختلف درادعای عدم تقلب درانتخابات 88 خود نشان ازتقلب گسترده درآن انتخابات دارد. مردم ایران وجهانیان با گذشت بیش ازسه دهه ازانقلاب بخوبی وبه تجربه دریافته اند که هرگاه رژیم امری رامطلقا تکذیب کرده یاشایعه می خواند 100% آن امرتحقق پیداکرده است ونفی تقلب درانتخابات 88 نیزنمی تواند جدا ازسایرمواردباشد.

ازطرف دیگر اگربه جنبه های تکنیکی وگزارشات دریافتی مستند ازکمیته صیانت ازآراء که درگزارش 300 صفحه ای مهندس موسوی به مراجع مربوطه منعکس گردیده است مراجعه شود (نظیرکثرت شهرهایی با آرای بیش از 100% واجدین شرایط یا کثرت عدد آرای روند با دورقم 00 یا ارتباط ومعادله ریاضی بین آرای خوانده شده چهارکاندیدا و…..) کاملا این امرکه در انتخابات 88 تقلب صورت گرفته هویدا بوده و ازجنبه کلی نیزهمینکه رژیم تاکنون نتوانسته ای کیفرخواست ودادگاهی باعنوان اتهام ” تهمت وافترابه نظام بامحوریت تقلب درانتخابات” برای متهمان وزندانیان سیاسی ازجمله موسوی وکروبی برپانماید خود بیانگرصحت ادعای رهبران وکادرهای جنبش سبز، اصلاح طلبان واقتدارگرایان میانه رومی باشد که بارها برتقلب درانتخابات تاکید کرده اند.

درجریان انتخابات 92 پس ازعقب نشینی خاتمی وردصلاحیت هاشمی که شوک بزرگی را حتی درجبهه اقتدارگرایان و اصولگرایان سنتی موجب گردید وعملا فضای انتخاباتی کشوررادرکمای سیاسی فروبرد خامنه ای باوحشت فزاینده ای دست به عقب نشینی تاکتیکی زد اول اینکه با اینکه وی درطی سالها رای به انتخاب رییس جمهور را رای به نظام تحت رهبری خود می نامید وعملا به هرگونه سمبلی که جنبه ملی گرایی وایران داشت را موردتاخیت وتازقرارمی داد اینباربرای اولین بارازکسانی که حتی نظام راقبول ندارند خواست “برای حفظ ایران” به پای صندوق رای بیایند که این امربه مفهوم قبول تفکیک میان منافع ملی ازمنافع نظام اسلامی تحت سیطره ایشان بود. البته ایشان اخیرا وپس ازدریافت گزارشاتی دراین خصوص توجیها گفته است درواقع همین قشرنیزبا اعتماد به مقامات ونظام رای داده اند وبازهم فریبکارانه سعی کرده است آرای فوق رابه رای به نظام منظورنماید عقب نشینی دوم ایشان نیز اعتراف به “حق الناس بودن آرای مردم” بود که باگذشت سی وپنج سال ازانقلاب اسلامی برای اولین باراین مساله ازسوی ایشان مطرح گردید توگویی در انتخابات 88 که بیش از4 میلیون انسان درخیابانهای تهران راهپیمایی اعتراضی برپاکردند و150 نفرازبهترین جوانان کشورکشته شدند آرای مردم حق الناس نیود! البته ازقول منابعی نیزگفته شده است که خامنه ای (پس ازضربه احمدی نژاد وگروه انحرافی) طی بخشنامه ای ائمه جمعه وفرماندهان سپاه را ازانتساب کاندیدها به خود برحذرداشته است ولی حمایت مطلق همان ستادها، محفل ها ووابستگان به بیت رهبری وگذاشتن کامل امکانات درشهرستانها دراختیارسعیدجلیلی نشان می دهد که انگشت اشاره رهبری به سمت کسی نشانه رفته است که تنها 10% آراء رابه خوداختصاص داده بود.

اکنون با اتمام انتخابات وبرنده شدن روحانی خامنه ای درکمای سیاسی است وعدم سخنرانی عمومی طی دوهفته اخیرنشان از وضعیت ناپایدارروحی وی وتلاش جهت تجدیدقوا و دوباره به صحنه آمدن وی است درست شبیه وضعیت پس ازدوم خرداد76 بهمین دلیل استراتژی وحتی تاکتیک های بکارگرفته شده ازسوی حامیان روحانی بسیارمهم است نباید روحانی وحامیان وی اجازه بدهندگفتمان قبل ازدوره انتخابات مجددا برکشورحاکم گردد. اینکارمتاسفانه ازظرافتهای خاصی برخورداراست واصلاح طلبان نشان داده اند که درازبین بردن فرصتها دست کمی ازرقیب اقتدارگرای خود ندارند.

بعنوان مصداق ادعای فوق پس ازپیروزی اصلاح طلبان وخاتمی درخرداد76 که برخلاف تمام تلاش بیت رهبری وائمه جمعه وفرماندهان سپاه تحقق پذیرفت جناح مقابل درشوک عجیبی فرو رفت وخانمی با ساده انگاری با دعوت ازائمه جمعه وسخنرانی برای ایشان که انتخاب وی هیچ تعارضی با نظرات آنها نداشته وتهدیدی علیه اصولگرایی نمی باشد سعی درآرام کردن آنها و اوضاع بهم ریخته جبهه اقتدارگرایان کرد اما طرف مقابل نه تنها بارفتارخاتمی احساس اطمینان کرده بلکه با بازیابی روحیه درهم شکسته دوباره حملات خود به اصلاح طلبان راازسرگرفت ویکی ازدلایل ناکامی خاتمی همین دادن اعتمادبه نفس به رقبای خود بدلیل عدم شناخت ازمخالفان وشرایط جامعه ونظام سیاسی مستتردرمافیای بیت رهبری بود.

اکنون درخصوص انتخاب روحانی نیزچنین وضعیتی کاملا مشاهده می شود وخاتمی اولین نفری بود که ادعا کرد نباید توقعات زیادی وانتظارمعجزه ازرییس جمهورجدید راداشته باشیم وبااین موضعگیری وی عملا بازی درزمین اقتدارگرایان راشروع کرد و بدنبال وی بود که خامنه ای نیزپس ازدوهفته ازسکوت بدرآمده ودردیداربا مقامات وکارکنان قوه قضاییه دقیقا همان مواضع را تکرارکرد این درحالی است که هاشمی می گوید “امیدوارم اقدامات روحانی بزودی به نتیجه برسد”

نکته دیگرتلاش رهبری ومقامات رژیم برای مصادره خواست مردم برای تغییرات بطورمسالمت آمیزوکم هزینه درکشوربه نفع خود است آنها با استناد به عدم هرگونه حادثه وآشوب مهمی درکشورکه ناشی ازگردن نهادن اصلاح طلبان ومعتدل های جناح اصول گرا به اقدامات غیرقانونی وی وشورای نگهبانش بود(انصراف دادن خاتمی، ردصلاحیت مشایی وهاشمی وتنگترکردن حلقه حصرموسوی وکروبی درایام انتخابات) چنین وانمود می کنند که این امرناشی ازتدابیرمهارکننده آنها درمقایسه با انتخابات خرداد 88 وبه قول آنها فتنه انگیزی دوره قبل بوده است بوده است درحالیکه همزمان با انتخابات 88 درایران دردوکشور همسایه و تحت اشغال آمریکا یعنی عراق وافغانستان نیزانتخابات مشابهی صورت گرفت درآن دوکشورکه برگزارکنندگان ورقبای انتخاباتی ومردم روزانه با حملات انتحاری وشرایط بحرانی مواجه بودند کاندیداها واحزاب رقیب حاکم ( ائتلاف العراقیه تحت رهبری ایادعلاوی درعراق برعلیه ائتلاف قانون به رهبری نوری المالکی وعبدالله عبداله درافغانستان برعلیه حامدکرازی) نظیر ایران بطورمستند ادعا گردید که درانتخابات تقلب صورت گرفته است اما بدلیل حضورنیروهای ناظر بین المللی ونیزوجود مکانیزم های غیردولتی کنترل کننده (لویی جرگه و…) وارحجیت منافع ملی برگروهی دررهبران حتی خون ازدماغ یک نفر بیرون نیامده نهایتا نیزطرف بازنده انتخابات سربرآستان قوانین جاری کشورساییدند اما درایران تحت سیطره ولایت فقیه علیرغم وجود مراجعی نظیرمجمع تشحیص مصلحت بدلیل فقدان تدبیررهبری وتلاش برای استفاده اززور و زندان وسرکوب خیابانی حداقل نتیجه آن به اعتراف رهبری تبدیل آن حماسه وفرصت طلایی به تهدید و فتنه، بی اعتباری نظام ورهبری درجهان، کشتاردهها تن ازجوانان فرهیخته ایرانی وحبس صدها انسان ومدیرنخبه، نابودی صدهامیلیارددلارسرمایه های نفتی ایران درکنار حاکم کردن فقر، فساد، دزدی، بیکاری، تورم، گرانی وقراردادن کشورمان دربدترین نوع تحریم های بین المللی طی سه دهه و مواجهه با تهاجم خارجی وجنگ بود واگرنبود به قدرت رسیدن دموکراتها درانتخابات آمریکا اکنون کشورمان تبدیل به تلی از خاکستروسرزمین سوخته نظیرعراق شده بود.

نکته سوم اینکه ازسوی برخی ازاقتدارگرایان درقیاسی مع الفارق گفته می شود که انتخابات ریاست جمهوری درخرداد 92 نشان داد که درانتخابات خرداد 88 نیزتقلبی رخ نداده است به قولی ازقدیم گفته اند قافیه چون تنگ آید شاعربه جفنگ آید وحالا داستان مرثیه سرایی برای انتخابات خرداد 88 ومواضع برخی ازوابستگان رژیم ازدکترعارف گرفته تا شجونی، شریعتمداری، سردارالله کرم وجوکارعضوکمیسیون امنیت ملی مجلس برای خوشآمد خامنه ای است. عارف دریک نشست با اعضای هیات علمی واساتید دانشگاه صنعتی شریف خزعبلاتی رابرزبان آورده است که نشان ازعمق کودنی وی درمسائل سیاسی واجتماعی می دهد واینکه خاتمی با انتصاب چنین فردی بعنوان معاون اول رییس جمهوردردوران اصلاحات (والبته به صرف همشهری بودن با خود) ویا کاندیداتوری خودخواسته وی به نمایندگی ازجریان اصلاح طلبی درانتخابات 92 می خواسته است حق مردم راازحاکمیت بگیرد؟!
عارف درسخنرانی خود گفته است انتخابات 92 ادعای تقلب درانتخابات ونظام را بطورکلی بی اساس کرده است. گرچه وی ظاهرا اشاره ای مستقیم به انتخابات 88 نکرده است ولی اقتدارگرایان با مصادره به مطلوب عبارت بکارگرفته از سوی وی آنرا اعترافی از سوی اصلاح طلبان برعدم تقلب درانتخابات 88 گرفته وبا اشتهای سیری ناپذیری بااستنادبه اینکه دولت همان دولت خرداد 88 وشورای نگهبان نیزهمان شورای نگهبان سال 88 است آنرا دلیل برصحت ادعای خود گرفته واین موضوع را با آب وتاب دررسانه های خودمنعکس کرده اند که دراین مورد باید گفت:

اولا: اتفاقا انتخابات خرداد 92 نشان داد که درانتخابات 88 تقلب صورت گرفته است زیرا اینبارعلیرغم ردصلاحیت خاتمی وهاشمی ومشایی جامعه ونیروهای معتقد به تحریم یا شرکت درانتخابات درمرحله نهایی واوج گیری روحانی هیج واکنشی از خودنشان ندادند وبه قول معروف خون ازدماغ کسی بیرون نیامد.

ثانیا با عدم امکان تمدید دوره ریاست جمهوری احمدی نزاد وردصلاحیت مشایی بعنوان کاندیدموردنظروی ودولت اش ازیکسو وزیرضرب بودن آنها از سوی تمام جناح های کشور(بیت رهبری، مصباح، اصولگرایان سنتی، اصلاح طلبان واصولگرایان معتدل) عملا دولت منافع و انگیزه ای برای دخالت درانتخابات ونتیجه آن نداشت بعبارتی استراتژی احمدی نژاد “دیگی که برای مانجوشد بگذاربرای سگ بجوشد” یا ” آش ریخته را نذرامام زاده کردن” بوده است ضمن اینکه حتی عناصرموثردر تقلب انتخابات 88 یعنی صادق محصولی وکامران دانشجو به جبهه مخالف پیوسته بودند.

ثالثا درانتخابات 92 تقلب درمرحله قبل ازثبت نام با ردصلاحیت هاشمی ومشایی وانصراف دادن محمدخاتمی صورت گرفت وخامنه ای وشورای نگهبان با درس گرفتن طبیعی از انتخابات 88 که ناشی ازتاییدصلاحیت موسوی وکروبی درشورای نگهبان بود اینبارسعی کردند ظاهرابا ردصلاحیت ها و منصرف کردن کاندیدها با تهدیدهزینه کمتری را متوجه خود ونظام شان بکنند

رابعا نیروهای سرکوبگرنیز با استفاده ازتمرین کشتارمردم ونحوه کنترل ومهارشورش های خیابانی (ازجمله کاهش جدی سرعت آرایش های جدیدی بخود گرفته بودند که بعنوان مثال به اعمال حکومت نظامی درشب اعلام ردصلاحیت هاشمی واخلال درارتباطات نسبتا مطمئن ترجی میل و…می توان اشاره کرد واینکه درهمان شب مقامات امنیتی یکباره به یاد نوامیس مردم ولزوم دفاع ازآن افتادند و150هزارنیرو را شبانه درخیابانها ومحل های موردنظرخوددرتهران مستقرکردند!

خامسا طرف مقابل یعنی اصلاح طلبان واصولگرایان معتدل نیزبا مهارت های بیشتری باتوجه به محدودیت های جدید بازی انتخابات راباخامنه ای پیش برده اند تحریم انتخابات توسط گروههای مرجع اصلاح طلبان یعنی حزب مشارکت، مجاهدین انقلاب ومجمع روحانیون پس ازردصلاحیت هاشنی وسپس تغییردرآرایش ازطریق فشاربرخاتمی وعارف برای انصراف وتمرکزبر هاشمی وروحانی کاندیدای وی وایجاد طمع درکاندیداهای اصولگرایان برای جلوگیری ازائتلاف آنها بریک فرد همگی بخشی از این تدابیربود که طرح رهبری وشورای نگهبان وفرماندهان ارشد امنیتی رانقش برآب ساخت ونهایتا کاندیدی ازانتخابات سر برآورد که دورترین فاصله رابارهبری نسبت به سایرین ونزدیکترین فاصله راباهاشمی داشت.

اکنون با توجه به همه این مواردباید گفت این گوی واین میدان که دراختیارخامنه ای وهاشمی است که کدامیک بتواند روحانی را درزمین خود مدیریت واهداف خودراپیش ببرد ظاهرا روحانی درحال حاضربه یک میزان فاصله خودرابارهبری وهاشمی حفظ کرده است درحالیکه خاتمی بعنوان یک عنصربا مواضعی نظیراینکه “نباید انتظارمعجزه ازروحانی راداشته باشیم” یا ” توقعات ازدولت جدید رانباید بالاببریم” عملا به خامنه ای نزدیکترشده است وازآنجاییکه روحانی بعنوان رییس دولت نیزباید سعی کند عدم تحقق وعده های انتخاباتی یا ناکامی های آینده خودرا که ناشی ازمحدودیت اختیارات خود بعنوان رییس جمهورتوحیه نماید مواضع امثال خاتمی کفه رابه نفع خامنه ای سنگین ترمی کند تاهاشمی البته درکنارروحانی نیزافرادی نظیراکبرترکان قراردارند که بعنوان رابط برای انتقال دولت تعیین شده اند ودقیقا بامواضع هاشمی وکارگزاران جلومی روند وخواستارسرعت بخشیدن در پاسخ به توقعات مردم ازرییس جمهورآینده می باشند که باید باتوجه به قرارداشتن ستاد روحانی دراختیارهاشمی آنرا به فال نیک گرفت. تنها امکانی که وضعیت راتهدید می کند امکان خیانت روحانی به هاشمی، انتخاب کابینه ای درهم وبرهم تحت عنوان کابینه آشتی ملی یا فراجناحی بوده که نوعی شرکت سهامی سیاسی تلقی شود تاکابینه ای که باهدف رفع معضلات سیاسی واقتصادی واجتماعی موجود شکل گرفته باشد بهرحال اگرستون فقرات این کابینه ازعناصرکاری کارگزاران سازندگی واصلاح طلبان باشد که عمدتا نیزگروه دوم درزندان می باشند می توان به موفقیت نسبی هاشمی درپیشبرد برنامه های وی وکاهش بحران امیدواربود ودرغیراینصورت با مهار روحانی وکابینه اش توسط خامنه ای تنها حاکمیت موفق به انتقال بحران ازیک مقطع زمانی به مقطعی دیگربوده ونهایتا بحران بصورت یک بمب تاخیری عمل خواهد کرد.

Leave a Reply

Your email address will not be published.