مالیات، توطئه جدید خامنه ای برای چپاول سرمایه های مردم ایران – بخش اول

با شروع دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی یعنی سال 72 که شش سال ازدوره رهبری خامنه ای برکشورگذشته بود وی با سرباززدن ازنقش
پیروی کننده ازسیاستهای استراتژیک هاشمی درصدد برآمد که فرمان هدایت اجرایی کشور را ازولی نعمت خود گرفته و رهبری خود رابطورکامل اعمال نماید دراینکه آیا این اعمال رهبری ناشی ازکیش شخصیت وی بود یا گام دوم نظام برآمده ازانقلابی که توسط روحانیت به سرقت رفت یعنی تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی (خلیفه گری) نگارنده هنوزمطمئن نیستم گرچه جمع این دونیزمنافاتی باهم ندارد.

خامنه ای درابتداء این دوره بادخالت درچینش اعضای کابینه هاشمی عملا بخشی ازکادرهای اصلی ووزارتخانه ها را با اعضای هیات موتلفه یا عناصردست راستی حزب جمهوری اسلامی شروع کرد (نظیریحیی آل اسحاق دروزارت بازرگانی، هاشمی گلپایگانی دروزارت علوم، میرسلیم دروزارت ارشاد، ولایتی دروزارت امورخارجه، بشارتی دروزارت کشور و علی لاریجانی درصداوسیما و…)

درهمین دوره بود که مدیریتهای بنیادهای تحت نظررهبری نظیربنیادمستضعفان وستاداجرایی فرمان امام ازجایگاه موقت سرپرستی اموال دراختیارولایت فقیه شروع به تغییراتی درجهت تبدیل خود به موسسات مالی واقتصادی کرده تا نهاد رهبری ونهادهای تابعه وی را ازنظروابستگی به بودجه عمومی کشورنه تنها به حداقل رسانده بلکه به بزرگترین تراست اقتصادی کشورتبدیل نمایند.

یکی ازمقولاتی که خامنه ای شدیدا به دنبال آن بود کسب امتیازفروش نفت بود بدینصورت که کارهای پایین دستی نفت نظیر شناسایی واکتشاف وحفاری وانتقال بوسیله دولت وشرکت ملی نفت ایران انجام گرفته ولی فروش نفت که صرفا نوعی دلالی اقتصادی بین المللی را طلب می کرد دراختیارایشان باشد وبرای اینکارچندین بارتحت عنوان شکستن انحصارفروش نفت، تقویت جایگاه بخش خصوصی (منظورنهادهای غیردولتی وابسته به خود)، افزایش کارآیی وتنوع بخشی به خریداران در مقایسه با سیستم سنتی فروش نفت و…خیزهای ازسوی بنیادمستضعفان به نمایندگی ایشان برداشته شد که با عکس العمل قاطع هاشمی وپس ازآن دردولت خاتمی با مدیریت بیژن زنگنه ازاین دست اندازی جلوگیری شد.

باروی کارآوردن احمدی نژاد درخرداد84 (که با تاکتیک زدن کروبی با مهره هاشمی درمرحله اول وسپس خودهاشمی با مهره احمدی نژاد درمرحله دوم انتخابات صورت گرفت) زمینه بالاکشیدن نفت ایران توسط خامنه ای فراهم گردید لذا می بینید که مهمترین شعارهای دولت را “قطع دست مافیا ازنفت” و ” آوردن نفت بروی سفره مردم” تشکیل می دهد وقرارداد قانونی کرسنت (استخراج وفروش گازخروجی ازچاههای نفت حوزه مشترک سلمان یا ساسان با امارات متحده عربی) باهدف خلع ید وواگذاری به شرکت موردنظرخود (نظیرپروژه های ایرانسل و فرودگاه امام و..) نیزبا استفاده ازمجلس هفتم ودولت نهم بحال تعلیق درمی آید. تغییرات پی درپی وزرای نفت ونهایت انتصاب سرداررستم قاسمی ازیکسو وانحلال سازمان برنامه وبودجه بعنوان نهادرسمی برنامه ریزی ونظارت بردرآمدوهزینه های کشور ازسوی دیگردوتیغه قیچی بودند که قراربود هدف اصلی خامنه ای یعنی خارج کردن بودجه متکی به درآمدهای نفتی ازدست دولت و انتقال آنرا به حوزه رهبری تسهیل وتسریع نماید واگرعدم مهارت مدیران انتصابی نبود چه بسا وی درهمان سالهای به این هدف خود رسیده بود ولی فقدان تجربه مدیریتی وبلندپروازی احمدی نژاد دردرخواست حق السهم خود ازاین پروژه ها نهایت رابطه وی را با ولی نعمت خودبه تیرگی کشاند چه رییس جمهوری دست نشانده رهبری بخوبی می دانست که چگونه تحت عنوان اجرای فرامین شفاهی معظم له درکلیه امورازجمله اجرای اصل 44، واگذاری سهام عدالت، پول پاشی تحت عنوان سفرهای استانی، ایجاد بنگاههای زودبازده، توزیع سرمایه ناشی ازنفت تحت عنوان وام های کلان بانکی به مومنین (طرفداران وحامیان رهبری)، دادن مجوزات مختلف تاحد واردات 70 میلیارددلاری درسال، حمایت ازنوزادآوری برای افزایش طبقه فقرای حامی خود، تبدیل ملت ایران به مستمری بگیران کمیته امدادامام با بخشی ازپول 800 میلیارددلاری بادآورده نفتی، بورسیه کردن آقازاده ها، فالانژها ونیروهای شبه نظامی تزریقی به نظام آموزش عالی با هزینه 5 میلیارددلاری ودراین اواخر بازگذاشتن دست وابستگان خود درایجاد شرکتها وموسسات مختلف به بهانه دورزدن تحریم ها، قلع وقمع احزاب، نشریات وگروههای مستقل وجایگزینی آنها با انجمن ها وگروهها ونشریات وابسته و…   مدینه فاضله خامنه ای را تحقق بخشیده است بالاخص تبدیل روحانیت نیمه مستقل شیعه به یک نهاد کاملا دولتی که با حمایت آشکارخامنه ای ازدین دولتی صورت گرفت وهزاران میلیاردتومان را به جیب علماء وروحانیون حوزه های علمیه وائمه جمعه وجماعات تحت عنوان بودجه فرهنگی ریخت نیزمساله کم اهمیتی نبودکه احمدی نژادانتظارپاداش مناسب ازسوی رهبری را نداشته باشد.

اما شروع جدی تحریم های بین المللی درسال 1389ونمایان شدن آثارسوء رهبری ومدیریت اجرایی کشوردراثرپیشرفت این تحریمها که بعضا بصورت چندجانبه وبعضا تک جانبه (عمدتا توسط آمریکا) خودنمایی وهمزمان شده بود با آغازسهم خواهی بیشتراحمدی نژاد ازخامنه ای بتدریج چهره منحوس وابستگی سیاستهای رهبری ومدیریت اجرایی کشوربه پول بادآورده نفتی رانزدهمگان عریان ترنموده این مساله را کاملا روشن ساخت که دیگراداره کشورونهادها و گروههای مفت خور وابسته به رهبری برپایه درآمدهای نفتی باتوجه به وابستگی درآمدهای جاری وعمرانی کشور به این درآمدها بعنوان پایه ثابت هزینه ها خیال خامی بیشترنیست وتنها راه جدا کردن تدریجی بودجه کشورازنفت وگرفتن اختیارصرف درآمدهای نفتی دراختیارخود می باشد.

بدیهی است که خامنه ای دراین شرایط به روش سنتی دیکتاتورها وازجمله سلف خود آیت الله خمینی یعنی افزایش مالیات روی بیاوردفراموش نکنیم درایامی که جنگ 8 سال ایران وعراق به پایان خودنزدیک می شد ولی سران قوا به آیت الله خمینی هشداردادند که علاوه برمشکلات لجستیک کشوربدلیل کاهش درآمدهای نفتی امکان اداره جنگ را ندارد ایشان گفته بود این امرمساله مهمی نیست ازمردم بعنوان مالیات خواهیم گرفت!

اکنون درحالی که 36 سال ازپیروزی انقلاب اسلامی با شعار” مرگ برشاه ” ی می گذرد که یکی ازاتهام های وی فروش بی رویه نفت خام وایفای نقش ژاندرم آمریکا درمنطقه بود  تو گویی که رهبران کشورنظیراصحاب کهف دراین دوره که مصادف با طول سلطنت محمدرضاپهلوی است درکشوروجود نداشته ومسئولیتی درخصوص کاهش وابستگی به نفت نداشته اند ورهبری یکشبه خوابنماشده وچپ وراست درخواست کاهش وقطع وابستگی بودجه عمومی کشوربه درآمدهای نفتی، نیازبه پرداخت مالیات بعنوان یک “فریضه دینی”، ارتقآء بهره وی، استفاده حداکثرازظرفیتهای داخلی، مصرف محصولات داخلی، اجتناب ازاسراف درهمه چیزازاب وبرق وگازگرفته تا نان وپنیربعنوان تنها قوت لایموت باقی مانده برای ملت بزرگ ایران، مبارزه با قاچاق که درسال جاری ممکنست به رکورد 40% درمقابل واردات وصادرات قانونی برسد ودستورپیگیری وصول مطالبات ازبدهکاران بزرگ بانکی و… را صادرمی نماید.

جالب اینکه خامنه ای خود درذیل همین دستورات وتوصیه ها خودمعترف است که شعارهای سالیانه وی نظیر اقتصاد مقاومتی حتی توسط دست نشاندگان وی نیزجدی گرفته نشده ودربرخی ازموارد نظیربرخورد با بدهکاران بانکی (لابد نظیربرادران قاچاقچی، برداران اختلاسگر و بدهکاران مالیاتی ازجنس نهادها وبنیادهای تحت نظارت خود)باید مسئولین کشوربین بدهکارمجرم و بدهکارغیرمجرم (مومنین به خود) نه تنهاتفاوت قائل بشوند بلکه بدهکارغیرمجرم را موردحمایت نیزقراربدهند!

برای درک بهتررهبری واهداف پنهان وی درخصوص اخذ مالیات بیشترازمردمی که البته به قول خود وی تنها ازطریق رونق کسب وکارواشتغالزایی وتولید میسراست کافی است نگاهی به نابودی واحدها ومحصولات صنعتی وکشاورزی وحتی بخش خدمات کشوردردوره ریاست جمهوری فردی با دیدگاههای نزدیک به ایشان بیاندازیم  تامتوجه بشویم که منظورایشان ازکاهش وابستگی به نفت و تکیه بودجه عمومی به مالیات چیزی جزباج گیری وپرداخت جزیه ازسوی مردم به حاکمیت غاصب نیست.

ادامه دارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.