مرثیه ای برمرگ لی خوان یو بنیانگذارسنگاپورمدرن- بخش دوم

دیکتاتورمصلح یا اندیشمندی تکنوکرات

دربخش اول این مطلب به ذکرویژگیهای ژئوپولتیک سنگاپور، ویژگیهای شخصیتی لی خوان یو و مقایسه برخی ازاقدامات وی با رهبران خاورمیانه پرداختیم. دراین بخش سعی خواهیم کرد با بازشکافی شخصیتی این فارغ التحصیل کمبریج و روشهای وی راز تبدیل سنگاپور ازیک بندر تدارکاتی را به کشوری توسعه یافته برای مخاطبین خود با این امید بازکنیم که ثابت کنیم برای تبدیل یک کشور عقب مانده به توسعه یافته نیازبه دهها وصدهاسال تحربه نیست واین هنررهبران ودولتمردان یک کشوراست که چگونه با فداکاری کشورخود را بسازند ونه اینکه به قول یکی ازشخصیتها برای ساختن خود کشورمتبوع خود را نابود سازند!

لی خوان یو که برخی نظیرمهاتیرمحمدسعی می کرد با پیروی ازوی مالزی رابه سنگاپورجهان اسلام تبدیل کند دردرجه اول تلاشهای خود را بروی شفافیت وپیشگیری ازفساد دردستگاه دولتی متمرکزکرده بود دبدیهی است که یکی ازروشهای کارآ ساده تروماشینی کردن امورمردم با دولت بود بطوریکه تماس مراجعین با ماموران دولتی به حداقل برسد ودیگردادن حقوق مکفی به وزرای دولت برای جلوگیری از گرایش آنها به فسادمالی بود که تا لحظه مرگ وی یکی ازچالش های بین دولت وپارلمان سنگاپوربود جالب است بدانید بیشترحقوق دریافتی درلیست روسای جمهورکشورها سنگاپوربا 1/7 میلیون دلار ودومی آمریکا با 400 هزاردلاراست ؟! وبهمین ترتیب می توانید دریافتی عناصرکلیدی دولت سنگاپوررا حدس بزنید واینکه با این سیاست هیچگاه یک مقام بلندپایه به فساد که عامل اصلی انهدام اقتصادیک کشوراست کشیده نمی شود دلیل علمی این امرنیزاین است که درکشورهای درحال توسعه بدلیل اینکه باراصلی بدوش مقامات است نمی توان با مساوی دانستن امتیارات این افراد با دیگران آنها را ازگرایش به فساد برحذرداشت وچنانچه پرداخت ها مطابق با تلاش وریسکی که متوجه آنهاست نباشد عملا این مهره های اصلی انگیزه خود را ازدست داده یا خود به فکردادن امتیازبه خود برخواهند آمد (نظیرفساد مقامات درکره جنوبی درحال توسعه) لذا بنیانگذارسنگاپورمدرن بیش ازهمه به این امراندیشیده بود.

یکی ازکارهای مهم لی خوان یو قانون  “ممنوعیت جویدن وانداختن آدامس درمعابرعمومی” بود که به سمبلی ازتمیزی این کشورتبدیل والبته مخالفان زیادی هم داشت. سنگاپوروتوابع آن نظیرجزیره سن تزوا 20 سال قبل میزبان حدود چهارمیلیون توریست درسال بوده اما اکنون میزان بازدید توریست خارجی به تقریبا دوبرابرجمعیت آن کشوریعنی حدود 12 میلیون رسیده است که درمقایسه اهمیت صنعت توریزم را برای این کشورکوچک آسیایی معلوم می کند قانون ممنوعیت آدامس به مقامات این کشور وجهانیان این پیام را می داد که می توان همزمان هم میزبان میلیونها توریست بود که نوعی تسامح وتساهل را طلب می کند وهم شهرومحیط زیست خود ومهمانان را پاکیزه وجذاب نگه داشت. البته درکنارسمبل فوق اقدامات ممنوعه دیگری هم با مجازاتهای مشابه وسخت روبرو بود نظیرریختن آشغال یا سیگار یا شعارنویسی بردیوارها و…بهمین دلیل می بینیم که یکی ازمهمترین چالش های دولت سنگاپور با دولت آمریکا در دوره ریاست جمهوری کلینتون دعوی برسرشعارنویسی یک جوان تروریست آمریکایی بود که برای گذراندن تعصیلات با دوست اش به سنگاپورآمده وبا بدمستی اقدام به شعارنویسی بروی چند خودرو کرده بود وبعد دردادگاههای سناپوربه شلاق محکوم شده بود ودراین رابطه یک مناظره بسیارجالب بین سفیرسنگاپوردر آمریکا با یکی ازمجریان رسانه ای آمریکا تبدیل گردید که به پیروزی طرف سنگاپوری انجامید والبته بعدا نیزدولت سنگاپور با استفاده ازعفو وتبدیل مجازات شلاق آن جوان به جریمه نقدی بنا به دروخواست های مکرر دولت آمریکا سروته قضیه را هم آوردند ولی دولت سنگاپوربه جهان نشان داد که ازاصول خود درحفظ محیط زیست حتی به قیمت ازدست دادن بخشی ازصنعت توریزم خودکوتاه نمی آید.

ازنظرنگارنده وازنظرمقایسه ای شاید اهمیت قانون ممنوعیت آدامس درسنگاپوررا شاید بتوان به اندازه قانونی درایران تفسیرکرد که درآن ممنوعیت استفاده ازآخوندها و آقازاده ها درمشاغل اجرایی پیش بینی شده باشد همان امری که بارها وبارها احمدکسروی در70-60 سال قبل پیش بینی کرده بود.

تولید و استفاده ازصنایع با محصولات کوچک وهوشمند با ارزش افزوده بالا (نظیرصنعت کامپیوتریا تکنولوژی اطلاعاتی) که متناسب با جغرافیای  انسانی وژئوفیزیک کشوربوده ونیزتبدیل کشوربه یک منطقه آزاد یا re-export ازدیگرویژگیهایی بود که لی خوان یو برای کشورش تدارک دیده بود  وعملا کشوررا به یکی ازبزرگترین بنادر وبازاندازهای ترانزیتی جهان تبدیل کرده بود سامانه های عظیم عملیات کانتینری بعنوان پیشرفته ترین نوع حمل ونقل دریایی به سنگاپوردر دروازه آسیا موقعیتی شبیه بندرهامبورگ درقلب اروپا راداده است و مدیرانی که با درک موقعیت خودبخوبی ازاین فرصت برای تبدیل سنگاپوربه یک هاب عظیم فیمابین شرق ومرکزآسیا استفاده کردند درست برخلاف ایران که رهبران حاکم ومذهبی آن با تنگ نظری این فرصت طلایی را ازکشورمان دریغ کردند.

خامنه ای چند ماه قبل دریک دروغ آشکارمسئولیت اقدامات خود و دولتمردان حامی وتابع خود را در عدم الحاق به سازمان تجارت جهانی، عدم موافقت با عبورخطوط لوله وگازروسیه ازخاک ایران به سمت خلیج فارس واروپا و نیزعبورکابل های فیبرنوری برای اتصال شرق به غرب را به گردن آمریکا وتحریم های بین المللی انداخت درحالیکه مدیران ارشد دست اندرکار توسعه کشور ازنزدیک شاهد کارشکنی وعدم موافقت رهبری ایران با این اموربودند اقدامات وخرابکاریهایی که اگردشمن کشورمی خواست به آنها جامه تحقق بپوشاند می بایستی میلیاردها دلارهزینه می کرد.

لی خوان یود را نه تنها باید پدرسنگاپورمدرن ویکی ازچهارببراقتصادی آسیا نامید بلکه باید وی رایکی ازبنیانگذاران هنرتوسعه اقتصادی درجهان دانست فردی که با آمیختن واقعگرایی با علم توانست تصویرزیبایی ازیکی ازبیرحمانه ترین مکانیزمهای اقتصادسیاسی برای عبورازیک موقعیت پست به برتر را به مصنه ظهوربرساند امری که اکنون فقدان آنرا دربسیاری ازکشور ها از روسیه گرفته تا ایران به عینه مشاهده می کنیم پرسش بزرگ ارتباط یا تقدم توسعه سیاسی واقتصادی، استراتژی ها، خطوط مشی، نقشه راه ومکانیزمهای عملی طراحی شده برای این امرخطیرکاری نیست که ازعهده هرکس بربیاید و تنها عده معدودی درکشورهاودرقامت رهبری می باشند که امکان دست زدن به چنین طرحهای راهبردی را دارا می باشند متاسفانه درکشورهای خاورمیانه عمده این شخصیتها یا به عمد گمنام نگه داشته می شوند ویا خود بدلیل فقدان مشاهده چشم اندازحداقلی ترجیح می دهند درحاشیه درانتظارباقی بمانند تا شاید شرایط برای فراخوانی آنها فراهم شود والبته عده معدودی ازآنها نیزکه خطرمی کنند سرنوشت چندان مطلوبی درانتظارشان نمی باشد.

ادامه دارد

Leave a Reply

Your email address will not be published.