نفوذ و”جاسوسی” کشورچین دردستگاه رهبری ایران- بخش سوم وپایانی

صفارهرندی درفرازی دیگرازمصاحبه خود وبعنوان عضومجمع تشخیص مصلحت وهمراه غلامعلی حدادعادل درسفربه چین درحالیکه کشورمان غرق درفقروفساد وتبعیض وغارت سازمان یافته سرمایه های ملی توسط نهادهای حکومتی وابسته به بیت رهبری است دریک سوال ایدئولوژیکی ازمقامات چینی متوجه می شودکه برقراری عدالت ورفع فواصل طبقاتی مهمترین میراث نظام کمونیستی ازقبل است ولی با کمال وقاحت از”عدالت” بعنوان دردمشترک ونگاه ارزشی رژیم فاسد ایران وچین نام می برد وی دراین خصوص می گوید:

” جالب است برای شما نقل کنم که ما دریکی ازمذاکراتمان به آن‌ها گفتیم: ازتفکرکمونیستی که درگذشته مطرح می‌شد، چه چیزی برایتان باقی مانده وچه چیزی از آن برای شما باعث افتخار است؟ گفتند: عدالت. ما داریم تلاش می‌کنیم فاصله طبقاتی را کم کنیم. داخل کشورما روستایی‌هایی هستند که درآمد پایینی دارند و این موضوع برای ما سخت است. ما سعی می‌کنیم که تا 5-6 سال آینده ازاین 200 میلیون نفری که زیرخط فقر زندگی می‌کنند، نصفشان را از این وضعیت نجات بدهیم. لذا، اعمال عدالت اجتماعی چیزی بود که در ین طرح به دنبال آن بودند. درمقیاس بین‌المللی هم بنا داشتند که برمبنای عدالت با کشورهای دیگرارتباط برقرارکنند؛ این هم درمقام ادعا برای ما دلچسب بود.البته ما این ایراد را به آنها گرفتیم که وقتی چنین نگاههای ارزشی مثل عدالت اجتماعی دارید، چطوراست که ارتباطتان با ما این‌قدرمحدود است؟ “

حدادعادل ظاهرا درمذاکرات خود با مقام چینی به سرمایه گذاری 48 میلیارددلاری اخیرچین بروی جاده وخطوط نفت وگازی که کمتراز16 ساعت چین را به بندرگوادروصل می کند اشاره می کند درحالیکه ایران میلیاردها دلاربا پیمانکاری قرارگاه خاتم الانبیاء صرف احداث خط لوله موسوم به صلح به پاکستان وهندوستان کرده است که بلااستفاده باقی مانده است وجالب اینکه علت آنرا نه دربیعرضکی رهبری ومدیریت اجرایی بلکه دیدگاهی موهومی می داند که برضدروابط ایران وچین است ؟! هیات ایرانی دراین خصوص به طرف چینی می گوید:

” مثلاً شما درپاکستان 48 میلیارددلارسرمایه‌گذاری می‌کنید، اما وقتی نوبت به ایران می‌رسد، اینکار را نمی‌کنید! شما در پاکستان قرار است لوله انتقال نفت وگاز را تعبیه کنید درحالیکه این کشورنفت وگازی وجود ندارد. قراراست کشتی‌ها نفت و گاز را به بندرگوادر بیاورند وآنجا به خط لوله وصل شوند تا چند هزارکیلومتربه شمال ببرد، ما که خط لوله‌مان به پاکستان رسیده و چرا ازاین استفاده نمی‌کنید؟ در ین موارد، آنها پاسخ مشخصی نداشتند، ولی آدم می‌توانست بفهمد آن نگاهی که درکشورما برضد روابط بنیادین با چین تبلیغ می‌شود، آن‌ها را ازسرمایه‌گذاری جدی برحذر می‌دارد.”

جالب اینکه هیات ایران وصفارهرندی خود جواب این سوال را بدینگونه درگزارش خودترسیم می کند که دلیل این عدم همکاری چین ها وایضاء روسها فقدان رابطه (بخوانید وابستگی) استراتژیک بین کشورما ودوکشورچین وروسیه است که درزمان تحریم ها خود را نشان می دهد  وبعنوان نمونه به رابطه روسیه با سوریه اشاره می کند که تاپایان کاررژیم اسد این حمایت هاادامه دارد(یعنی مانیزباید نظیرسوریه  درلاذقیه به روسهادر خلیج فارس پایگاه هوا-دریا بدهیم ونکته جالب اعتراف به حمایت چین ازعراق درجریان جنگ 8 ساله وتجهیزتسلیحاتی رژیم صدام است وی دراین رابطه می گوید:

” می‌توانیم بگوییم که برخی نگرانی‌های آن‌ها بی‌سبب نیست. مثلاً، این مورد بین روسیه و چین مشترک است و روس‌ها هم می‌گویند شما فقط در مواقع تحریم به یاد ما هستید. لذا می‌بینید در زمان جنگ سوریه، همین روسیه ایستاد، چرا که با آن کشور شراکت استراتژیک دارد، اما در جنگ ما، این‌گونه وارد نشد، البته ما هم نخواسته‌ایم که این‌گونه وارد کار بشوند، اما این گلایه را داشتیم که در زمان جنگ تحمیلی و وقتی به ما سلاح نمی‌دادید، به عراق سلاح می‌فروختید، ولی با سوریه این برخورد را نمی‌کنند.”

**درفرازی دیگرخبرنگار از صفارهرندی می پرسد که در دولت فعلی، وضعیت ارتباط با چین چگونه است؟ و وی بااشاره به ناخرسندی هاشمی رفسنجانی ! (توجه کنید که درفرازقبلی مربوط به عدم استفاده چینی ها ازخط لوله صلح به پاکستان گفته بود عده ای درایران طرفداربرقراری رابطه با چین بطوراساسی نیستند)  پاسخ می دهد:

” من اقدام مثبتی ندیده‌ام. اخیراً یکبار درمجمع تشخیص مصلحت نظام، آقای هاشمی با گلایه گفت: متأسفانه با چین درست‌ کارنمی‌شود و رابطه خوبی نداریم؛ دردولت ایشان بناهایی برای این ارتباط گذاشته شد وسفرهایی صورت گرفت ونگاه مثبتی به ارتباط با چین وجود داشت، اما متأسفانه این مورد در دولت فعلی جدی گرفته نمی‌شود.”

خبرنگار سپس می پرسد، یعنی در دولت کارگروهی برای ارتباط گسترده با چین و روسیه در پسابرجام پیش‌بینی‌نشده است؟ وصفاربدون توجه به توافق اخیرچین وایران وآمریکا برای تغییرکاربری نیروگاه آب سنگین اراک و استفاده ازاعتبارات فاینسس ووجوه مصادرشده برای راه اندازی بخشی ازپروزه های نفت وگاز می گوید

” من تعجب می‌کنم که چنین تشکیلاتی نباشد، چون کاملاً غیرعقلانی است. من همه خبرها را ندارم اما ازظواهر برمی‌آید که ما محاسبه جدی در رابطه با چین و روسیه نکرده‌ایم و آن دستگاهی که الآن مسئولیت مستقیم دارد، نگاه مشخص و پیگیری به این موضوع ندارد.

بعد خبرنگارفارس می پرسد، به نظر شما، درمجموع رابطه ما با چین باید چگونه باشد که هم منافع ملی تأمین شود و هم رابطه‌ای مناسب برقرار شود؟ وصفارهرندی با اشاره به رابطه سالیانه بیش از 500 میلیارددلارآمریکا با چین عدم اعتنای این کشوربه ایران را با توجه به رابطه 50 میلیاردی ایران وچین ! طبیعی می داند اما با عنوان اینکه ایران در منطقه ناآرام منطقه خاورمیانه دارای ثبات است سرمایه گذاری چین درایران را قابل بررسی می داند هرچند دراین رابطه “چینی ها حرفی را برزبان نیاورند” . ظاهرا ایشان فراموش کرده است که تعریف واژه ” ثبات” ازواژه “سکوت گورستانی” و” امنیتی” که به برکت “سرکوب مردم” درتمام زمینه های بدست آمده است تفاوت دارد .  رژیمی که خود عامل بی ثباتی دربسیاری ازکشورهای منطقه است ودرداخل نیزفاقد هرگونه استناندارد سیاسی، اقتصادی، حقوق شهروندی ودیگرموارد است خودمظهربی ثباتی است.  دراین خصوص صفارهرندی می گوید:

” من دراینجا تحلیل مختصری را ارائه می‌کنم که جواب پرسش شما وبرخی پرسش‌های دیگردرآن وجود دارد. بدون تردید، روابط اقتصادی چین با کشورهای غیرازما خیلی گسترده‌تر از روابطی است که می‌خواهد با ما داشته باشد. سال گذشته ارتباطات اقتصادی ما با چین، 50 میلیارد دلار بوده که رقم خیلی بالایی است، ولی چین بیش از 10 برابر رابطه با ما، با آمریکا دارد. روشن است که با یک‌ضرب وتقسیم ساده، می‌توان گفت که چین رابطه 10 برابری‌اش را فدای ما نمی‌کند و ما هم این را قبول داریم؛ بنابراین، نمی‌گوییم که ما با همین ظرفیت اقتصادی‌مان می‌توانیم در معادلات ذهنی چین، چنین جایگاهی را برای خودمان درست کنیم که آمریکا را کناربزند، ولی چین وقتی به سراغ ما می‌آید، می‌فهمد که ما چه ظرفیتی داریم. برای خودش تصور می‌کند که ایران کشوری است در فضای شلوغ غرب آسیا و خلیج‌فارس و دریای خزر که تأثیر مبنایی و راهبردی دارد و عنصر ثبات در منطقه ناامن است و این برای چینی‌ها خیلی مهم است، حتی اگر به زبان نیاورند، البته یکی از مسئولین آن‌ها گفت: ما می‌دانیم شما تنها جای آرام در یک منطقه شلوغ و بحرانی هستید.”

خبرنگارامنیتی سایت فارس بطوراحمقانه ای بااشاره به اقتدارطالبانی بجای ثبات می پرسد ” پس سرمایه‌ گذاری آنها در ایران از این نظر برایشان اهمیت دارد، علاوه بر اینکه می‌دانند نه‌ تنها ما با ثبات هستیم بلکه داریم به دیگران هم ثبات می‌بخشیم؛ یعنی عراق و سوریه و یمن درارتباط با ما به آرامش می‌رسند. پس ما یک عنصر تأثیرگذارهستیم.” و صفارهرندی با کنایه ای به سیاست دولت روحانی بعنوان یک سیاست انفعالی پس ازبرجام وعدم استفاده ازبرگ های سوریه وعراق (درواقع ادامه وابستگی به سیاست روسیه وچین دربالانس قدرت ومنظومه نفوذ آنها درمنطقه ) می گوید:

” اگرموضوع را اینگونه ببینیم، مطمئناً چین درارتباط با ما برای خودش مزایای زیادی قائل است که سراغ ما می‌آید. «ما» یی که تأثیرگذار در منطقه باشیم ونه «ما» یی که بی‌تأثیر وخنثی روزگاربگذرانیم. این مطلب مهمی است که سیاستمداران ما آن را درک کنند که ما پس از برجام قرار نیست قصه سوریه وعراق را به نفع تفکر واداده حل کنیم؛ درآنصورت کاملاً بی‌تأثیر وخنثی می‌شویم.

صفارهرندی صراحتا اعتراف می کند که چینی ها ( علیرغم خیانتی که دردوران تحریم به صنایع وکشاورزی ایران کردند ) منتظررفتارایران پس ازبرجام می باشند وخود عدم ادامه وابستگی به سیاست های این دوابرقدرت را درادامه حمایت ایران ازتروریزم (تحت عنوان رابطه با عربستان، فلسطین، عراق ولابد سوریه ویمن وبحرین و…) فاجعه قلمداد می کند ومی گوید:

” چینی‌ها می‌گویند می‌خواهیم ببینیم که غرب آسیا را (پس اربرجام) چگونه می‌بینید و رابطه‌تان با عربستان، فلسطین، عراق و … چگونه تعریف می‌شود. ما اگر اندازه خودمان را نفهمیم وفقط درمحدوده گربه‌ نشان ایران خودمان را محدود کنیم، واویلا می‌شود.”

صفارهرندی درآخرین فرازمصاحبه خود که بیانگر مثل معروف “خود گویی وخودخندی، به به چه هنرمندی” است ایران را محورجهان اسلام خوانده که بااذعان چین وروسیه و آمریکا و…نه تنها قابلیت نابودی تروریزم وبالاخص داعش را درمنطقه دارد بلکه آنها باید ازتجربه ما درمبارزه با تروریزم استفاده کنند (ظاهرا ایشان فراموش  کرده است که داعش پس ازسیطره کامل ایران برعراق تحت مدیریت نوری المالکی وسوریه تحت ریاست بشاراسد یعنی دوتن ازدست نشاندگان ایران ونیروی قدی سپاه پاسداران آن بوجودآمد!) اما درنهایت بطورتلویحی اعتراف می کند که ازایران تصویری واژونه دراذهان طرف های مقابل درست شده که باید اصلاح شود؟!

” نکته دوم اینکه ما چه بخواهیم وچه نخواهیم، با حکومتی که براساس اندیشه اسلامی داریم، محورجهان اسلام شده‌ایم ونسخه ما، جریان داعش و تروریسم منطقه را به دیوار می‌زند و اینها برای چین و روسیه وهرکشوری که نگران جریان‌های تروریسم مثل داعش هستند، بسیارمهم است و مزیت دارد. آنها به ما می‌گویند که ما می‌خواهیم ازتجربه شما برای مقابله با تروریسم استفاده کنیم و این‌ یک مزیت برای ماست که باید ازآن استفاده کنیم ودرمذاکرات، چندین نفراین موضوع را مطرح کردند. با اینکارمی‌توانیم تصویر واژگونه ازاسلام را در ذهن آن‌ها اصلاح کنیم که به نفع مسلمانان آن کشورها هم خواهد بود.”

پایان بخش سوم ونهایی

Leave a Reply

Your email address will not be published.