غارت کشورتحت پوشش الگوی ایرانی -اسلامی پیشرفت – بخش اول

مصاحبه امروزآخوندی بنام علی کشوری بعنوان کارشناس حوزه الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی  را با سایت امنیتی تنسیم وابسته به سپاه پاسداران تحت عنوان ” تراژدی تضاد برنامه ششم با الگوی ایرانی – اسلامی پیشرفت” بخوانید تا از راز انحلال سازمان برنامه و بودجه دردوران احمدی نژاد، امکان واهداف بازسازی این سازمان دردوره روحانی آگاه وآنرا با استراتژی اقتصادی ومالی خامنه ای برای غارت بیت المال ازطریق تراستهای اقتصادی و نهادهای فرهنگی زیرمجموعه خود نظیرستاداجرایی فرمان امام، بنیادمستضعفان، قرارگاه خاتم الانبیاء، بنیادتعاون سپاه و… یا حوزه های علمیه، شوراهای عالی دست ساخته، سازمان ارتباطات اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، دانشگاه امام صادق، جامعه المصطفی و.. زیرنظرخود مقایسه کنید تا بآسانی به نقشه راه انتقال سازمان یافته درآمدها، اموال و بودجه های دولتی به نهادهای زیرنظررهبری وبعبارت ساده “بزرگترین پولشویی تاریخ معاصرایران”  تحت پوشش پیشرفت و اعتلاء ارزشهای فرهنگی ودینی پی ببرید .

اما ماجرا ازکجاآغازشد؟

ازآنجاییکه خامنه ای درهیچیک ازتحولات اساسی سیاسی قبل وبعد ازانقلاب نقش موثری نداشته وباصطلاح ازمبارزان خوش نشین انقلاب بوده است با شروع دوره رهبری وی که باحمایت ولی نعمت وی یعنی هاشمی رفسنجانی ازاواسط سال 68 شکل گرفت بتدریج گرایش خود به دخالت درامور و پروسه های تصمیم گیریهای اجرایی وخروج ازخوش نشینی را نشان می داد.

فعالیتهای عمرانی هاشمی که تحت عنوان “دوره سازندگی” یا “توسعه کشورپس ازجنگ” شتاب جدیدی بخود گرفته بود و عدم شرکت خامنه ای درعمده این طرحها بتدریج باعث حسادت وایجاد عقده دررهبری ایران گردید بطوریکه خامنه ای بصورت مرحله ای اقدام به محدودکردن دایره اختیارات هاشمی وتقلید از روشهای وی ازطریق منصوبان خود دربخش های مختلف می نمود بعنوان مثل به استقراربرادرکوچک خودسیدحسن خامنه ای دروزارت نفت درمقابل برادرزاده هاشمی بنام علی می توان اشاره کرد که هردودرواقع چشمان رهبری ورییس جمهوروقت ورییس مجمع تشخیص بعدی دراین وزارتخانه حساس بودند والبته تعیین وزیرنفت همواره تاکنون نظیردیگروزرای کلیدی کابینه ( کشور، امورخارجه ،اطلاعات ومعاون رییس جمهور) تنها درسایه توافق با رهبری با رییس دولت وقت  بوده است

(لازم به توضیح است که هاشمی دردوره جنگ اقدامات اساسی نظیرپروژه موشکی، دانشگاه آزاد و متروی تهران را با توجه به مدل قراردادن دوره میرزا تقی خان امیرکبیرآغازکرده بود)

خامنه ای بدلیل تمایل هاشمی به همراهی با جامعه بین الملل برای بازگرداندن ایران به ریل طبیعی خود وتوسعه کشور که الزاماتی نظیر اجرای استانداردهای بین المللی را دربخش اقتصادی طلب می کرد (مواردی چون لزوم یکسان سازی ارز وخروج آن ازسیستم سه نرخی، حذف سوبسیدهای پنهان، ارائه آمارصحیح ودستکاری نشده درشاخص های اقتصادی و…موردتوصیه بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، سازمان تجارت جهانی) ذاتا از واژه “توسعه” که مبنای آن بر شفاف سازی اقتصادی واستفاده ازتعاریف استاندارد توسعه قراردارد وحشت پیدا کرده بود همانگونه که باشفاف سازی سیاسی نیزمخالفت صریح دارد لذا با غربی ومادی نامیدن شاخص های توسعه وتضاد آن با ارزشهای اسلامی اقدام به طرح یک پروژه بنام ” الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت” نمود تا بتواند درپناه تعاریف خودساخته اولا ناکامی های نظام تحت رهبری خود وواپسگرایی سیاسی واقتصادی کشور را توجیه نماید وثانیا باتعریف معیارهای جدید ضمن توجیه غارت سازمان یافته در8 سال حاکمیت یکدست دست به پروژه های جدیدی بزند که منافع شخصی خود وباند همراهش ونه کشور را تحت عنوان پیشرفت به خوردجامعه ایرانی بدهد.

لذا دردوم خردادماه 90 طی صدورحکمی ضمن اعلام تشکیل “مرکزاسلامی -ایرانی پیشرفت” بااهداف علمی- پژوهشی که به وضوح ارجحیت اهداف اسلامی را بر اهداف ملی ووطن پرستان نشان می داد وگماردن فردی بنام صادق واعظ زاده پسرخاله خود در راس آن عملا یک شورای عالی وفراقوه ای جدید را برنظام سیاسی کشورتحمیل کردند

درماده 3 اهداف مرکزفوق آمده است:

“طراحي وتدوين پيش نويس الگوي اسلامي ايراني پيشرفت به عنوان سند بالادستي حاكم برچشم­ اندازها، سياست هاي كلي وبرنامه هاي توسعه مبتني برمباني اصيل اسلامي ومنطبق برمقتضيات و ويژگي هاي فرهنگي، اقليمي وطبيعي ايران”

ملاحظه می کنید که درسال 90 یعنی دراوج مفاسدمالی دولت دست نشانده احمدی نژاد با درآمد 154 میلیارددلاری سالیانه رهبری ازطریق تاسیس یک مرکز با ده نفرکه عمدتا ازنظرمردم ناشناخته می باشند درصدد برمی آید که به طراحی و تدوین الگویی برای جامعه ایرانی دست زده ونهایتا با حکم حکومتی آنرا بعنوان یک “سندبالادستی حاکم برچشم اندازها وسیاستهای کلی وبرنامه های توسعه ای کشور” که ثمره میلیونها ساعت کارکارشناسی ودرگیری بخش اعظمی ازبخش های نظام می باشد دیکته نماید. لازمه چنین امری نابودکردن ساختارهای برنامه ریزی و نظام بودجه نویسی کشور از طریق انحلال سازمان برنامه وبودجه بعنوان یک مانع اساسی ودیگری نادیده گرفتن چشم اندازاقتصادی 20 ساله و خمیرکردن برنامه پنجم توسعه کشوراست. تنها درچنین شرایطی است که دیگرامکان رهگیری بیش از1400 میلیارد دلاردرآمدهای کشورناشی ازفروش نفت وگاز وفرآورده های آن، واگذاری وفروش سهام شرکتهای حاکمیتی وبزرگ به نهادهای زیرنظررهبری تحت عنوان خصوصی سازی واجرای اصل 44 قانون اساسی ونیزواگذاری قراردادهایی با بیش از20 میلیارددلار ارزش آنهم با ترک تشریفات مناقصه به نهادهای زیرنظررهبری فراهم می گردد و رابطه  “توسعه” هاشمی و”پیشرفت اسلامی -ایرانی” خامنه ای رابطه جن وبسم الله می گردد.

این مرکز تا بحال چندین نشست وباصطلاح کنفرانس داشته است وهربارتعدادی از اراذل واوباش مستقردرنهادهای فرهنگی وآموزشی واقتصادی با نوشتن مقالاتی که یا ازطریق پرداختهای کلان یا حمایت ازآنها درمناصب دولتی جبران می شود اقدام به معیارسازی وخنثی کردن اقدامات دولت و کارشناسان معتقد به توسعه ایران می نمایند ودربسیاری ازموارد نیزبااستفاده ازحکم حکومتی رهبری اقدام به جایگزینی طرحهای خود دربرنامه های کشوربااهداف خاص موردنظرباند حاکم می نمایند.

تا اینجای مطلب بنظرمی رسد کلیات ماجرا تضاد دو دیدگاه وخط مشی حاکم بر برنامه های کشور یعنی یکی تحت عنوان اصطلاحی برنامه “توسعه” محور که ازسوی هاشمی حمایت می شود ودیگری تحت عنوان اطلاقی برنامه ” پیشرفت اسلامی – ایرانی” مشخص گردیده است اما اکنون می خواهیم به دو دلیل نقبی عمیق تر به درون این دودیدگاه بزنیم اول اینکه آیا واقعا ودرذات خود این دو دیدگاه توسعه محوریا پیشرفت محورمی باشند یا صرفا درچارچوب “جنگ گرگها” برای چاپیدن منابع کشورازاین عناوین پوششی استفاده می کنند ودوم اینکه مصداق عینی این جنگ در زندگی روزمره مردم وبحران اقتصادی ایران برای درک ملموس این جنگ کدامین است وچه “مهندسی اقتصادی” یا “اقتصادسیاسی” را برای آینده ایران درنظردارد؟

با ما دراین بحث اساسی همراه باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.