غارت کشورتحت پوشش الگوی ایرانی -اسلامی پیشرفت -بخش دوم

ما درخصوص افکارهاشمی رفسنجانی که نماینده تفکرات دو گروه اعتدالی (راست میانه رو) واصلاح طلب (چپ میانه رو) دربخش اقتصادی می باشد چه درزمان جنگ وچه پس ازآن بدلیل آشکاربودن طرحهای وی خیلی مشکل نداریم چه به اهتمام ایشان دردوموردمشخص یعنی نگارش کتاب “امیرکبیر، قهرمان مبارزه با استعمار” درباره سیاست داخلی وخارجی و”سرگذشت فلسطین” درموردحمایت ازمظلومین که حتی مشمول کمکهای مالی دکترمحمدمصدق درقبل ازانقلاب گردید تا حدودی آشناهستیم دردوره جنگ نیزبسیاری ازطرحهای وی ازسوی یک یا هردوجناح حاکم برکشوردرآنزمان یا بدلیل دیدگاهی یا بدلیل شرایط ومحدودیت های ناشی ازجنگ وکاهش درآمدهای عمومی کشورومباحث مدیریتی اجرایی نظیر تاسیس دانشگاه آزاد، ادامه ساخت مترو، نیازایران به قدرت موشکی و… موردحمله قرارمی گرفت وبعد ازجنگ نیز با هدایت و تمرکزبرسرمایه گذاری هایی جهت ایجاد ارزش افزوده وجلوگیری ازخام فروشی نفت (نظیرارجحیت ساخت مجتمع های پتروشیمی برفروش نفت وگاز یا حتی ساخت پالایشگاه)، تلاش درجهت جذب منابع مالی خارجی بعنوان یکی از موتورهای اصلی اقتصاد پیشرفته وافزایش توان دفاع ملی یا تلاش وی جهت تشنج زدایی با جامعه بین المللی وهماهنگ کردن پلاتفرم های اقتصادی کشور با الگوی توسعه ای مشخص می باشد اما درخصوص دیدگاههای خامنه ای که عمدتا همراه با پنهانکاری بوده وتنها دردهه 1392-1382 شاهد بروز کامل آن بودیم لازم بود که این امر بدلیل تاثیرات شدید وخسارت بارآن موردبازشکافی قرارگیرد.

سیدعلی خامنه ای درقبل ازانقلاب بدلیل استقراردرمشهد تحت الشعاع شخصیتهایی چون آیت الله میلانی، آیت الله قمی و دیگران چهره چندان شناخته شده ای نبود وافکارسیاسی وی پیرامون شخصیت سیدقطب رهبرجنبش رادیکال اخوان المسلمین مصریا درواقع بعنوان تبلورمدل جدید ابن تیمیه ومحمدبن عبدالوهاب دردنیای اسلام دورمی زد “آینده در قلمرواسلام” و “ادعانامه علیه تمدن غرب” دوکتاب ازمجموعه کتابهای سیدقطب می باشند که توسط خامنه ای درقبل از انقلاب ترجمه وانتشاریافت وبخوبی ریشه فکری وی را که درمقابل هاشمی رفسنجانی می باشد نشان می دهد قرارگرفتن آنها درصف مقابل شاه بعنوان دشمن مشترک وپراکندگی برخی روحانیون وعدم ارتباط حزبی منظم بدلیل عقب ماندگی های تاریخی وتکنولوژیکی و نیزنظام سرکوبگرساواک عملا امکان همفکری این دو را قبل ازانقلاب فراهم نیاورده ضمن آنکه پیروزی انقلاب اسلامی ایران ونیازبه نظارت روحانیون وابسته به آیت الله خمینی برارکان وشرایط ویژه ایران نیز باردیگراین محرومیت را برخامنه ای وهاشمی تحمیل می کرد بطوریکه تنها فرصت نشستهای رهبران حزب دولتی جمهوری اسلامی بود که آنها را درکنارهم می نشاندوالبته حتی آنهم سرسلامت به منزل نبرد ونهایتا نیزبدلیل اختلافات درونی درحزب (تقریبا سه دیدگاه) وبا پیشنهاد سران حزب توسط آیت الله خمینی منحل گردید

دربخش اقتصادی خامنه ای ازهمان دوران جنگ  معتقد بود که دولت بجای تصدی گری باید زمام اموراقتصادی وازهمه مهمترزنجیره واردات وتوزیع کالا را بدست تجارمومن ومورد وثوق خود داده وآنرا اداره امورمردم توسط خودآنها واقتصاد آزاد می نامیدند امری که حتی درکشورهای با اقتصادکاپیتالیستی درزمان جنگ نیزامکان آن وجودنداشت تفکرفوق عملا به اردوکشی درهیات وزیران دوران جنگ انجامیده بود بطوریکه علیرغم وابستگی رییس جمهوری ونخست وزیربه حزب دولتی حاکم افرادی نظیرعلی اکبرولایتی، محمدغرضی، احمدتوکلی، اکبرپرورش، علیرضامرندی، محسن رفیق دوست ازتفکرات خامنه ای ودیگرانی چون بهزادنبوی، مسعودروغنی زنجانی، رضابانکی وتا حدودی محسن نوربخش ازتفکرات موسوی درخصوص کنترل دولت براقتصاد درزمان جنگ اعتقاد داشته وبا توجه به محدویت درآمدهای ارزی سپردن این گوشت لخت را به بازاریان همراه حاکمیت که دراعضای جمعیت موتلقه اسلامی یا انجمن اسلامی بازارنمود پیدامی کرد قبول نداشتند . درچنین شرایطی بدیهی بود که هاشمی حدفاصل این دودیدگاه بود که طی چندین سال درخطبه های نمازجمعه دیدگاههای خود را تحت عنوان “عدالت اجتماعی” مسلسل وار تبیین وتشریح می کرد.

اما درعرصه اجرایی نگاهی به دو دولت هاشمی درفاصله 72-68 وسپس 76-72 که اولی با گرایش به تفکرات موسوی ودومی با گرایش به تفکرات خامنه ای (البته با دیدگاهی تکنوکرات گونه ونه بازاری مآب محض) درواقع دوره گذار از اقتصاد دولتی ناشی ازانقلاب وملی شدن ها وجنگ 8 ساله به اقتصادی بازاما کنترل شده درمسیرزیرساخت سازی ونیز راه اندازی صنایع تبدیلی وخودکفایی درکالاهای مصرفی مورد نیازمردم بود دوره ای که شاید بتوان آنرا نسخه بسیار کوچکی ازپروستریکا(بازسازی اقتصادی) ایرانی پس ازانقلاب اسلامی نامید متاسفانه این دوره بدلیل نپرداختن همزمان توسعه سیاسی ورهاکردن سیاست خارجی دربخش انتصابی حاکمیت ورهبری عقیم باقی ماند پرونده قتلها وترورهای زنجیره ای درداخل وخارج که به خروج دیپلماتهای غربی ازکشورانجامید محصول دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی وحاکمیت وزرای راستگرا درکابینه وی بود که عملا دستورات خود را ازبیت رهبری گرفته ولی عملکرد آنها ونهادهای امنیتی واطلاعاتی عملا بنام هاشمی ثبت می شد والبته دستاوردهاشمی دربهبود روابط با همسایگان وبالاخص عربستان بعنوان رهبری اکثریت سنی مذهب جهان اسلام علیرغم سابقه دشمنی اعراب با ایران دردوران 8 ساله جنگ ایران وعراق ازدستاوردهای آن دوران بود.

با آمدن خاتمی وشروع فصل اصلاحات بخش اقتصادی دولت تا حدودی ترمیم شد ودرخصوص توسعه وایجاد فضای سیاسی درداخل کشوروتشنج زدایی با جامعه بین الملل شاهد گشایش هایی بودیم اما خامنه ای با وحشت ازایجادشفافیت درعرصه سیاست داخلی وخارجی که امکان حذف کامل گروه همراه خود را می داد با گذشت حدود دوسال از روی کارآمدن اصلاح طلبان اینبارسرکوب گلاسنوست (فضای بازسیاسی) ایرانی را به کمک اهرمهای مختلف امنیتی، قضایی، رسانه ای و…آغازکرد وعملا دولت بظاهراصلاح طلب خاتمی که درپی شفاف سازی حاکمیت سیاسی کشوربود طی شش سال باقیمانده خود84-78 نتوانست آنطورکه باید دستاوردهای جدی برای کشوربه ارمغان بیاورد. ازمهترین اشکال این دوره ورود رسمی سپاه به عرصه سیاسی کشوربا اعلامیه امضاء شده توسط 24 تن ازفرماندهان خطاب به خاتمی وتهدید وی بود که تاکنون ادامه داشته وابعاد وسیع تری بخودگرفته است.  

درواقع با روی کارآوردن احمدی نژاددرسال 84 خامنه ای برای اولین بارپس ازپیروزی انقلاب توانست تمام ارکان نظام را درخدمت دیدگاههای منحط خود بکارگیرد دیدگاههای که همواره بدلیل دوگانگی درحاکمیت طی حدود 25 سال نتوانسته بود به آن دست یابد دراین دیدگاه اولا نظام سیاسی از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی یا خلیفه گری تبدیل می شد ثانیا: کلیه ثروتها وسرمایه های ملی وحتی درآمدهای نفتی انفال محسوب ودراختیارحاکم یا رهبر قرارمی گرفت ثالثا: انتخابات واتکاء به آرای مردم درمشروعیت نظام جایگاهی نداشت ولی درحد زینت نظام درمقابل جامعه بین الملل باید به نمایش گذاشته شود رابعا:دولت نقشی درحد معاونت اداری ومجری فرامین صادره ازسوی رهبری خواهد داشت ونه بیشترخامسا: تولید ثروت وبهره مندی ازآن تنها باید دراختیاروفاداران به رهبری بعنوان ترجمان نظام سیاسی باشد ولاغیرسادسا: کلیه منافذی که دایره اختیارات رهبری را درمقابل اراده مردم محدودنماید باید بسته شود تا ملت درمقابل حاکم اسلامی کاملا مصلوب الاختیارباشدسابعا: منافع اسلام ودرواقع تشییع براساس برداشت رهبری ازآن برهمه چیزازجمله منافع ملی ایران اولویت وبرتری خواهدداشت

درادامه این بحث مهم واساسی با ما همراه باشید

Leave a Reply

Your email address will not be published.