غارت کشورتحت پوشش الگوی ایرانی -اسلامی پیشرفت -بخش سوم

 

مواردگفته شده فوق اصول 7 گانه ای بودند که احمدی نژاد وبعد ازآن حسن روحانی برای اجرای آن ازپستوی خانه خود ومجمع تشخیص مصلحت بیرون کشیده شدند ودر موقعیت دوم کشور پس ازرهبری قرارگرفتند دراین سالها تاکنون که نزدیک به 2000 میلیارددلار(دوتریلیون دلار) ازثروتهای عمومی کشوربه حوزه رهبری منتقل گردیده است  مجالس شورای اسلامی طی 3 دوره هفتم تا نهم که دردوره دهم نیزادامه خواهدیافت به طورانحصاری به اشغال حامیان ودرواقع جیره خواران رهبردرمی آید تا وی بتواند براهداف ناشناخته ومشکوک خود درویرانی ایران با مصوبات مجلس وتایید آن توسط شورای نگهبان پوشش قانونی بدهد کلیه مخالفان بیرون وداخل منظومه رژیم بطورکامل سرکوب وتحت نظروتعقیب دانم قرارخواهند گرفت(نظیرحبس وحصرسران جنبش سبزواصلاحات) واگردرمواردی رهبری مجبوربه نشان دادن انعطاف بدلیل تصلب کامل وبن بست درسیستم بدهد آنرا درچارچوب های ترسیم شده خودبه پیش خواهد برد نظیرمذاکرات اتمی برای دستیابی به درآمدهای نفتی ونقل وانتقالات بانکی ورهاکردن عوامل خود ازلیست تحریم های بین المللی یا انتخابات خرداد 92 ریاست جمهوری واحیای مجدد سازمان برنامه وبودجه وسازمان اموراستخدامی کشوری، بازکردن حتی اندک فضای سیاسی داخلی بالکل نقشی دربرنامه های رهبری نداشته که تبلورآنرا درحذف کامل آن بخش دربرنامه ششم توسعه شاهد هستیم ودربخش سیاست خارجی نیزتنها هدف پیشبرد اهداف ترسیم شده ازسوی ایشان حتی به قیمت زیرپانهادن کلیه توافقات وکنوانسیونهای بین المللی امضاء شده توسط دولت ایران وپذیرش خطرجنگ منطقه ای وناشی از دخالت درامورسایرکشورها می باشد

درزمینه های فرهنگی سیاست رهبری برتبلیغات ظاهری همراه با پول پاشی به حامیان خود بوده که دربرخی ازسالها هزینه ای بالغ بر10 میلیارددلاررا بطورمستقیم وغیرمستقیم بربودجه عمومی کشورتحمیل می کرد ودر دوره روحانی نیزاین امرادامه خواهد یافت مصدایق آن فراخوانی اخیرمحمدباقرنوبخت توسط رهبری ودادن تذکربه وی جهت افزایش بودجه فرهنگی دربرنامه ششم توسعه، استخدام چندین هزاربورسیه های جعلی برای کادرسازی وتبدیل پتانسیل سیاسی دانشگاههای کشوربه پتانسیلی حکومتی، وابسته کردن کامل حوزه های علمیه ومراجع شیعه به حاکمیت وبووجه دولتی، سازماندهی مداحان واراذل واوباشی که دربزنگاههای تاریخی ایران نظیر کودتای 28 مرداد بعنوان مریدان مراجع ودین و پیاده نظام کودتا روانه کف خیابانها می شوند و استفاده ازآنها برای پیشبردنقشه های خائنانه ای که خود رژیم امکان استفاده ازنیروی رسمی را ندارد نظیرحمله به سفارتخانه های خارجی وتهدید دیپلماتها، لغوکنسرت ها وبرخورد با هنرمندان مستقل، هدایت تظاهرات حکومتی تحت عنوان گروههای خودجوش و… والبته همه تحت عنوان فعالیت های فرهنگی بااستفاده ازبی فرهنگ ترین وپست ترین عناصردرجامعه ایرانی واسلامی با حمایت ازبالا شکل می گیرد

اما درحوزه اقتصاد توزیع فقرملی وازبین بردن طبقه متوسط بعنوان قشرطالب آزادی های اساسی ازاهداف اولیه رهبری درنظام اسلامی می باشد بخش اندکی ازاین طبقه با سرسپردگی آگاهانه به حاکمیت به همدستی با وی دراین جنایت بزرگ می پیوندد وبخش اعظم آن به قشرفقیرجامعه پیوسته که ارتش سرکوب نظام موردنظررهبری ازمیان آنها برمی خیزد  تا برای سیرکردن شکم خود بروی هموطنان خود تیغ بکشند. گروههای اقتصادی وتراست های مالی بزرگ وابسته به نهاد رهبری که هریک سرمایه ای بالغ برچندصدمیلیارددلاررا دارا می باشند عملا شاهرگهای اقتصادایران وصنایع بالادستی آنرا درکلیه حوزه ها ازانرژی گرفته تا مخابرات، حمل ونقل، صنایع سنگین، امورمسکن، پزشکی ودارویی، رسانه و.. نظیرسایرامورسیاسی وفرهنگی دردست داشته وبخش خصوصی واقعی که انجام نهایی کاربرعهده آنهاست درست شبیه همان اقشاری که ازطبقه متوسط  به طبقه فقیرجامعه پیوسته اند صرفا برای سیرکردن شکم خود طوق بندگی را بعنوان پیمانکارکوچک قراردادها وپیمانکاران بزرگ وعمومی که درواقع مدیریت دلالی وسوداگرانه زیرنظرمافیای اقتصادی رهبری می باشند به گردن می اندازند ونهایتا ایران تبدیل به کشوری نظیرکره شمالی بدون تحریم های اقتصادی کلان اما موضعی ومنزوی درداخل وخارج خواهد شد.

درخاتمه این بحث برای درک ملموس موارد ذکرشده توجه مخاطبین را به دو مصاحبه یکی مصاحبه روزنامه شرق با علی اشرف افخمی مدیر گروه یا هولدینگ توسعه اقتصادی تدبیرزیرنظرستاداجرایی فرمان امام ازتراستهای اقتصادی زیرنظررهبری بتاریخ  27 فروردین 92 ودیگری مصاحبه خبرگزاری امنیتی تنسیم با حجت الاسلام علی کشوری ازفعالین مرتبط با مرکزاسلامی ایرانی پیشرفت به تاریخ 5 بهمن 94 جلب می کند تا بعینه مشاهده گردد که همان رهبری که درعیان واژه ” توسعه ” را دشمن تفکرخود وانمود ودرمقابل آن ” پیشرفت اسلامی – ایرانی” را تبلیغ می کند خود در درون جعبه پاندورای اقتصادی ومافیای مالی خود همان واژه توسعه را درحد خدا و رمز پیروزی دراقتصاد (البته به تقلید ناقص ازهاشمی ودیگران) می پرستد زیرا تحت پوشش آن می تواند هزاران میلیارددلار ثروتهای عمومی رابا همدستی مدیران شکست خورده وبیعرضه دولتی به یغما ببرد

علی اشرف افخمی بعنوان نمونه مدیران همدست رهبری تبدیل واحدهای اقتصادی زیر نظرنهاد رهبری را به هولدینگ هایی نظیرسامسونگ درکره جنوبی یا پتروناس مالزی ومیستوبیشی درژاپن بعنوان موتور توسعه! (نه پیشرفت اسلامی -ایرانی)  معرفی می کند  درحالیکه این شرکتها زیرنظرحاکمیت وازمحل ثروتهای غارت شده بخش خصوصی ودولتی تشکیل نشده اند واصلا این موضوع ارتباطی به بخش دولتی مصادره شده که تحت عنوان نهادهای خصولتی فعالیت می کنند ندارد ضمن آنکه اعتراف به این امرخود نشان ازاهداف رهبری برای قبضه کامل وزدن چنبره براقتصاد ملی ایران دارد که نهایتا به نابودی بیشترآن بدلیل فقدان جایگاه بخش خصوصی واقعی وبخش دولتی واقعی درآن می انجامد امری که تابحال درهیچ کشوری دیده نشده است!

درمورد دیگری درحوزه باصطلاح فرهنگ اظهارات آخوندی بنام علی کشوری بعنوان یک نمونه انتخابی ازمباشرین نهادهای یاصطلاح فرهنگی درساختارپیشرفت اسلامی-ایرانی موردنظررهبری می باشد وی بدون توجه به سابقه 70 ساله نظام برنامه وبودجه نویسی درایران که آنرا درخاورمیانه بی همتا کرده است مدعی است اولا برنامه ششم توسعه ایران ازاساس با اسنادبالادستی وقواین کشوردرتضادی تراژدیک بوده ودرمغایرت کامل با الگوی اسلامی -ایرانی پیشرفت می باشد که سابقه ده سال گفتمان دارد ولذا باید به دولت برای اصلاح برگشت داده شود(توجه کنید که درحالیکه هنوز4 سال ازتاسیس مرکزفوق گذشته وهمه مباحث که درحد 5 تا همایش ومقاله نویسی بدون خروجی مشخص بوده آقایان ادعای تضادتراژدیک برنامه ششم را با الگوی فوق می کنند خدامی داند اگراین همایش های بی خاصیت خروجی داشت چه می شد؟)

ثانیا: وی دردفاع از الگوی پیشرفت اسلامی -ایران می گوید شکست برنامه های توسعه ای ایران علاوه براینکه بنظروی بدلیل فقدان پیوست فرهنگی به بنگاههای اقتصادی ( شریک کردن آخوندها درپروژه های اقتصادی نظیرنیروهای مسلح، دانشگاهها و….) می باشد دودلیل دارد که یکی توسط مخالفان ودیگری توسط حامیان آن می باشد وی دلیل مخالفان را منسوخ بودن روشهای برنامه وبودجه نویسی ذکرمی کند و خود ازقول موافقان می گوید که نظام وروشها درست می باشد اما بدلیل نادیده گرفتن شرایط فرهنگی ملت ایران دراین برنامه ها به شکست انجامیده است بعبارتی درواقع استدلال موافقان نیز همان استدلال مخالفان یعنی عدم تخصیص سهم روحانیون تحت عنوان “شرایط فرهنگی ملت ایران” می باشد تاجایی که یک طلبه بیسواد وفاقد هرگونه بنیان علمی روز خود را درجایگاهی قرار دهد که نهاد70 ساله برنامه وبودجه کشوررا شکست خورده قلمداد نماید والبته همگان نیزمی دانند که دستورهمه این پرگویی ها ازهمانجا صادرمی شود که به احمدی نژاد فرمان انحلال سازمان برنامه وبودجه را صادرکرد تا برنامه غارت ملی منابع ملت ایران را سامان داده ونهایتا پس ازپرکردن حسابهای بانکی خود وهمدستان وخطرلورفتن ازیک سو ومواجه شدن با بی نظمی آشکاردرتمام سطوح کشوردوباره مجبوربه احیای نیم بند وتحت فرمان خود ودولتی ضعیف وفرمانبردارچون روحانی گردید. جالب اینکه این طلبه درپاسخ به سوال خبرنگارامنیتی وهمراه خود که می پرسد چرا ازتنها فقدان پیوست فرهنگی به بنگاههای اقتصادی اشکال می گیرید وبه سراغ دیگرمقوله ها (سیاسی، اجتماعی، امنیتی) نمی روید ووی پاسخ می دهد چون برای توسعه واقعی نیازبه مشارکت مردم است وازسوی دیگراگرفرهنگ (سهم آخوندها ونهادهای لومپن وابسته به رهبری) را درنظرنگیرید مشارکتی نیزازسوی مردم صورت نخواهد گرفت که بوضوح مشخص است مردم یعنی همان نمایندگان قشرمصرفی ومفتخوری با نمادروحانیت، وعاظ ومداح ها

درادامه این بحث به سراغ مواردافشاء شده درهردومصاحبه می رویم تامخاطبین محترم با جزییات آنچه درجریان بوده وآینده ایران را رقم می زند آشنا گردند

با ما همراه باشید

Leave a Reply

Your email address will not be published.