سردارقاسمی درخزعبلات خود چه چیزهایی را لوداد

سرداررستم قاسمی فرمانده سابق قرارگاه بازسازی خاتم الانبیاء (قرب) وآخرین وزیرنفت دولت احمدی نژاد درمصاحبه با نشریه امنیتی رمزعبوربه  اظهارخزعبلاتی بعنوان مصاحبه ناخواسته مطالبی را لو داده است که حیف است مخاطبین ازآنها بی بهره باشند
وی اعلام شعارسال ” اقتصادمقاومتی، اقدام وعمل” را نشانه فاجعه باربودن سال 95 برای اقتصادایران می داند که براساس شناخت کافی رهبری روی وضعیت اقتصادی کشورداده شده است والبته هیچ توضیحی هم نمی دهد که چه کسانی این بحران وفاجعه را برای کشورایجاد وچرا همان افراد اکنون اشک تمساح ریخته ونسخه درمان می پیچند؟

سردارقاسمی پیشنهاد ایجاد وزارت صادرات را می دهد وبرای اثبات نیازکشوربه این وزارتخانه جدید به هندوانه 70 تومانی جیرفت ودرهمان حال قیمت 1400 تومانی آن درعراق بعنوان بازارصادرات اشاره می کند وی نمی گوید چرا این پیشنهادات در12 سال حاکمیت یکدست نه تنها خریداری نداشت بلکه کشوررا بعنوان نمونه ازخودکفایی درگندم به واردات 7 میلیونی وشکررا به مرز واردات 2 میلیون تنی رسانده وعمده درآمدهای افسانه ای نفتی صرف واردات ودلال بازی توسط مافیای بازاریان همراه گردید؟

وی دستوررهبری مبنی برایجادستادفرماندهی اقتصادمقاومتی را نشانه اراده رهبری برای اقدام وعمل ونه صدوربخشنامه، بررسی وتدبیرو…طرحها می داند ومی گوید حتی برای مقابله با تحریم های اقتصادی خود وی شمای یک قرارگاه را ترسیم وبه دولت روحانی داده است ولی روی آن اقدام خاصی بعمل نیامده است دراین خصوص ایشان توضیح نمیدهد که وقتی 75% اقتصاد کشورعملا دراختیارنهادهای نظامی وبنیادهای غیرنظامی تحت نظارت رهبری بوده که بدنبال تملک همه چیزازشیرمرغ تا جان آدمیزاد می باشند چگونه اقتصاد ملی یا مقاومتی می تواند شکل بگیرد مگراینکه تفسیراقتصاد مقاومتی ونیازبه ستادفرماندهی ترفندی برای ادامه واگذاری قراردادهای کلان 20 میلیارددلاری وشرکتهای حاکمیتی به نهادهای امنیتی وادامه غارت وچپاول سرمایه های ملی نظیردوران تحریم باشد که هر روز شاهد افشای بخش های کوچکی ازآن نظیر3 میلیارددلارو7 میلیارددلارمی باشیم.

قاسمی گفته است اگرسال گذشته بحث تعدیل درکارخانجات صنعتی بوده است امسال سال تعطیل آن مجموعه ها خواهد بود ودلیل آنرا امیدواری صاحبان کارخانجات به تغییراوضاع (پس ازتوافق برجام) می داند که دراین رابطه باید گفته نه تعدیل ها ازسال گذشته اتفاق افتاده است ونه تعطیل کارخانجات درامسال اتفاق میافتد روند تعدیل ونهایتا توقف وورشکستگی بخش تولیدی کشورچه دربخش صنعت وچه دربخش کشاورزی اززمان روی کارآمدن احمدی نژاد ازسال 84 آغازوتا هم اکنون ادامه دارد ودلیل آن حاکمیت طبقه ای سوداگرودلال وفاقد انگیزه ملی بوده که ثروت افسانه ای 1000 میلیارددلاری نفت را صرف واردات کالا با ارزدولتی وفروش آن با ارزآزاد ویاباقیمت های چندبرابری ونیزتبدیل دولت به یک صرافی بزرگ بود که دلارنفتی تمام شده بین 1000-800 تومانی را طی چندسال دربازاربه چندین برابرقیمت وبااستفاده ازشبکه های رسمی وغیررسمی به فروش برساند البته فعالیتهای مخرب دیگری باهدف پولشویی سرمایه های دزدیده شده نظیرپرداخت وام به بنگاههای زودبازده، سهام عدالت، مسکن مهر، پول پاشی درسفرهای استانی، واگذاری اموال وشرکتهای دولتی به بخش حکومتی زیرنظررهبری تحت عنوان خصوصی سازی واجرای اصل 44 قانون اساسی و…نیزدرهمین دوره وهمراه با سکوت بیش از220 نماینده دست نشانده سه دوره مجالس هفتم تا نهم بعنوان شرکای دزد ورفقای قافله و قوه قضاییه همراه با غارتگران ملی را نباید ازنظردوست داشت.

وی می گوید کشوربرای مقابله با وضعیت فعلی باید وفاق ملی داشته باشد وبا خواندن خود بعنوان یک چهره اقتصادی با عدم اعتقاد به اقتصاد سیاسی ادعا می کند یک اقتصادواقعی ثمره ونتیجه اش را درزندگی مردم نشان می دهد وهشدارمی دهد که اگرامسال دولت برای اقتصادکشورتصمیم جدی نگیرد با بحران جدی روبرو می شود.
اینکه فرمانده قرارگاهی که خود هرچندسال یکباربا دستورفرمانده کل سپاه تغییرمی کند خود را یک چهره اقتصادی بخواند بیشتربه یک طنزشبیه است چون معمولا بدترین تاجرها وبازرگانان نظامیان می باشند اما ازآن خنده دارتراشاره به مواردی نظیر لزوم وفاق ملی یا لزوم دیدن نتیجه بهبود درزندگی عادی مردم است! فردی این سخنان را برلب می آورد که وزیردولتی بوده است که کوچکترین اعتقادی به وفاق ملی نه تنها نداشته بلکه حتی تا دربان شرکتهای دولتی ونگهبان آسانسورها را هم بانیروهای خودتحت عنوان حاکمیت ارزشی تغییرداده بودبطوریکه حتی تا الان که حدود 1000 روزازتغییردولت می گذرد این افراد تا رده معاون وزیرومعاون استانداردرهمان پستهای خود ماندگارشده اند ودولت بعدی هنوزمشغول آواربرداری ازعملیات دولت احمدی نژآد است ودرخصوص ادعای دیگروی نیزملت ایران فراموش نکرده اند که شعاراصلی دولت متبوع ایشان ” آوردن نفت برسرسفره مردم ” و “مبارزه با مافیای نفتی ” بود که درنهایت علیرغم درآمدافسانه ای 1000 میلیاردی نفتی به فقروغارت ملی منتهی ونهایتا رییس دولت وقت نفت را ماده ای کثیف وبدبو نامید که بدردسفره مردم نمی خورد.

وی دولت فعلی را فاقد قدرت تصمیم گیری توصیف ومی گوید نباید دولتمردان ازخیس شدن کفش های خود یا 20% اشتباه درکارهای خود با 80% موفقیت بترسند سازندگی لکوموتیواقتصاد کشوراست که اگرراه بیافتد تعداد بسیارزیادی مشاغل نیزایجاد وکشورازرکود خارج می شود. وی بدون اشاره به تهی شدن خزانه دولت روحانی توسط دولت قبل وکاهش شدید قیمت نفت کمک دولت های اروپایی به شرکتها وطرحها را برای خروج ازرکود مورداشاره قرارداده ومسکن مهررا بعنوان نمونه ای که عایرغم اشتباهات رخ داده می تواند درایجادکاروبازارفروش محصولات ایرانی موفق شود مثال می زند.
اینکه یک سردارنظامی که سوادنظامی اش نیزباندازه یک گروهبان ارتش هم نیست درخصوص سیکل تصمیم گیری درکشوری که مافیای حاکم واعضای آن ازهرگونه تعقیب کیفری وحقوقی مصون بوده وهیچ ارگان قضایی حق ورود به حوزه کاری وپرونده های اتهامی وحتی بررسی عملکردمفسده آمیزآنها را نداشته باشد دولت راترغیب به ریسک پذیری بیشتربکند نیزیک ترفند نخ نماشده است بالاخص اینکه نه رییس دولت نزدیکترین کاندیدبه رهبری باشد ونه ازروز اول بنای ناسازگاری با وی وکابینه محافظه کاروی برای ایجاد اطمینان دررقیب را گذاشته باشد مردم ایران با اخراج 70% نمایندگان فعلی مجلس نهم (که آنهم درسایه تیغ وداس ردصلاحیت ژنرال های همراه یا حامی دولت توسط شورای نگهبان صورت گرفت) نشان دادند که کارشکنی کینه توزانه نمایندگانی که خود راپیروولایت می دانند برنمی تابند بالاخص کسانی که دوران سازندگی هاشمی را دوران غربگرایی یا تضعیف ارزشها یا اشرافگری تبلیغ می کنند درحالیکه بزرگترین اشرافی گری تا حد تبدیل ماشین های پراید به پورشه وتبدیل آپارتمانها به کاخ های چندصدمیلیاردی دردولت “پاکدستان” و”ساده زیست ها”ی احمدی نژادی رخ داد اکنون سردارسپاه باید مشخص کند چه اتفاقی افتاده است که سیاستهای دولت هاشمی یا همان سازندگی باید لکوموتیو قطاروزنجیره ای باشد که اقتصاد کشوررا ازبحران نجات بدهد بالاخص اینکه نسبت اقتصادمقاومتی موردنظررهبری با اقتصاد سازندگی موردنظرهاشمی نسبت جن به بسم الله است؟

قاسمی بلافاصله پس از ادعای ضعف دولت درتصمیم گیری بدون اشاره به کارشکنی همفکران خود درمسیردولت روحانی ازابتدای امرتاکنون درپاسخ به سوالی مبنی برقراردادهای مستقل حقوقی یا ICP شرکت نفت می گوید:
” درشرایط فعلی کشوراین قرارداد به نفع صنعت نفت کشورنیست. اینکه خودمان را اسیریک قرارداد طولانی خارجی کنیم، صنعت نفت کشورمان را آسیب‌پذیرمی‌کند. ما این‌جورقراردادها را درگذشته وحتی از زمان مصدق به بعد هم نداشته‌ایم.”

وی اوج تحریم ها را سالهای 1391-1390 ذکرکرده وسپس با استناد به سخنان روحانی که گفته است درسال 90 به میزان 119 میلیارددلارنفت بشکه ای 110 دلاری فروختیم وپولش را خرج کردیم آنرا یک افتخاردانسته که دردوران تحریم وفقدان swft دولت توانسته است این حجم پول را واردکشورکرده ودرطرحها هزینه کند واینکه این پول کجا وچگونه خرج شده می گوید هرپولی که واردکشورمی شود تا رقم آخرهزینه اش معلوم ودرسازمان برنامه وبودجه ارقام آن وجود دارد؟

قاسمی درپاسخ به سوالی مبنی برکاهش صادرات نفت می گوید تا 4 ماه قبل همان میزان سابق بوده ولی ظاهرا افزایش پیداکرده است وی اشاره ای به کاهش قیمت به زیر25 دلار درمقابل 110 دلار روزهای آخردولت قبل ونه ظرفیت تولید وصادرات نفت نمی کند.
ایشان با توجه به نقش حدود 30% عربستان درسهمیه بازارنفت اوپک وسقوط بیش از70% قیمت نفت این امررا سیاسی تلقی می کند

سردارقاسمی درخصوص ممنوعیت فروش نفت توسط مجراهای غیرازوزارت نفت نیزبدون اشاره به سابقه امرطی 20 سال گذشته و تلاش بنیادها ونهادهای اقتصادی زیرنظررهبری می گوید قبل ازتحریم ها مابه مشتریان نفت نمی فروختیم بلکه آنها ازما نفت می خریدند اما دراقتصاد مقاومتی باید بخش خصوصی(بخوانید شرکتهای وابسته به بیت رهبری) به فروش نفت ورود پیداکند واین ممنوعیت درمقابل اقتصادمقاومتی است؟! وی فروش نفت دردوران تحریم را کاملا موفقیت آمیزخوانده است درهمین رابطه وی برای انحراف مخاطبین خود به موضوع فروش نفت توسط نیروی انتظامی به میزان سه کشتی اشاره وازآن دفاع کرده است زیرا بخشی ازپول فروش به خزانه برگشت وبخشی هم بعنوان بودجه صرف حقوق ومزایای پرسنل یا جاری آن نهاد انتظامی شده است.وی می گوید همه چیزقانونی وحساب وکتاب آن نیزدرخزانه داری کشورموجود است ومعلوم نیست طراحان این مساله چه هدفی را دنبال وچه نتیجه ای می خواهند ازطرح این موضوع بگیرند.

قاسمی کنارگذاشتن خود ازمسئولیت پشتیبانی عراق وسوریه را بدلیل اعتقاد دولت روحانی ازعدم استفاده ازنیروهای دولت قبل ذکرکرده است ومدعی است هم اکنون همین مسئولیت را باضافه پشتیبانی ازنیروهای مخالف دولت یمن دربخش غیردولتی برعهده دارد ودراین رابطه نیزدست به اعتراف جالبی زده است به این ترتیب که درماجرا فرستادن یک ایرباس شرکت ماهان به یمن جهت شکستن منطقه ممنوعیت پروازی برقرازآن کشورتوسط ادتلاف عربی می گوید اولا یک خلبان هواپیمای جنگی را که برادردوشهید هم بوده بعنوان خلبان ایرباس منصوب وخود نیزدرصندلی مهندس پروازجای گرفته است وبا انتخابی مسیری ازطریق چابهاروبر فرازعمان بدون اطلاع به طرف خود درمسقط به سمت صنعا رفته اند که دوجنگنده اف -16سعودی پس ازچندین باراخطاروشمارش معکوس نهایتا با بمباران باند فرودگاه آنها را واداربه برگشت به ایران می کنند.
جالب است که وی باافتخاراقراربه عدم هماهنگی حتی با طرف عمانی، دروغ فقدان سوخت کافی ونیازبه نشستن درفرودگاه صنعا وعدم اعتناء به اخطاروشمارش معکوس خلبانهای سعودی می کند درحالیکه این اقدام احمقانه وخلاف مقررات ایکائو (سازمان هوانوردی بین المللی) می توانست به سرنگونی ایرباس مذکوروبروز جنگ بین ایران وائتلاف عربی بیانجامدودقیقا سناریوی سقوط ایرباس ایرانی برفرازخلیج فارس درماههای پایانی جنگ درسال 1367 را که دقیقا ناشی ازعدم هماهنگی درطرف ایرانی بود رقم بزند.

Leave a Reply

Your email address will not be published.