آقای محسن رضایی، کدام آش کدام جاش؟-بخش چهارم

درسه بخش قبلی به تفصیل وباذکرجزییات ومصادیقی ثابت کردیم که محسن رضایی فرمانده سابق کل سپاه به صراحت درمواردزیردروغ می گوید

 یکم -ا ینکه سپاه واطلاعات آن درسالهای 63-62 دراوج قدرت خود قرارداشته است درحالیکه دربخش جنگ سلسله شکستهای سپاه آنهم بدلیل ضعف اطلاعات ازعملیات رمضان درتیرماه 61 آغازوتا والفجر8 (بهمن 64) دقیقا 3 سال و 8 ماه ادامه داشت

 دوم- دربخش امنیت داخلی نیزاطلاعات سپاه اقدام به سرکوب حزب توده کرده که هم ازسیاست های نظامی درجنگ وهم عقبه سیاسی نظام حمایت می کرد وحتی درحال شهید دادن درجنگ بود والبته به نقش جمعیت موتلفه اسلامی وسفارت انگلیس درپاکستان نیزبعنوان عوامل اصلی دروغ ” کودتای نظامی” توسط حزب توده اشاره کردیم ودهها متخصص بیگناه نظیرناخدا بهرام افضلی آن دلاوروطن پرست که خود اعتراف به بیگناهی اش را از زبان کادرهای دادگاه انقلاب شنیدم ویا متخصصانی نظیردکتراحمددانش که نامه وی به آیت الله منتظری قبل ازاعدام یک سند تاریخی برای ایرانیان می باشد(اگراشتباه نکنم برادریا برادرزاده توده ای وی نیزدرجبهه آبادان داوطلبانه به جنگ رفته و شهید شده بود)

 سوم- اولین وآخرین شورش درمقابل فرماندهان ارشد سپاه وشخص محسن رضایی درطی 37 سال فعالیت سپاه پاسداران درهمین ایام درپادگان عشرت آباد سپاه اتفاق افتاد وافرادی نظیر داوودکریمی، رستگار، حسن بهمنی وتنی دیگرازفرماندهان لشکرتهران ومنطقه ده کشوری خواستاربرکناری محسن رضایی بودند ونهایتا آیت الله خمینی با اشاره به جنگ ولزوم حفظ وحدت وتقویت فرماندهی واحتمال آنکه یوسف فروتن یکی ازبنیانگذران اولیه سپاه پشت صحنه براندازی فرماندهی فعلی وبدست گرفتن سکان آن (نظیرکودتای محسن رضایی برعلیه مرتضی رضایی فرمانده قبلی سپاه) باشد به حمایت ازمحسن رضایی پرداخت اما تکرارشکست ها بالاخص درعملیات خیبر(بهمن 62) و عملیات بدر(بهمن 63) باردیگراین فرماندهان را به سمت آیت الله منتظری کشاند تا ازوی بعنوان قائم مقام رهبری برای رساندن پیام خود به آیت الله خمینی استفاده نمایند گرچه ازنظرفکری کوچکترین سنخیتی با افکاروخط وربط سیاسی آقای منتظری نداشتند.

 چهارم- دربخش های قبلی همچنین ثابت شد که محسن رضایی آنگونه که ادعا می کند ” آش را با جاش ” به وزارت جدید التاسیس اطلاعات دراواسط 63 نداده است یعنی آشی نبوده است که وی به دیگران بدهد واین آش مورد ادعا صرفا دربخش مبارزه با گروههای سیاسی همراه نظام یعنی حزب توده بوده است والبته دردوسال قبل با مجاهدین خلق ایران که آنهم بطورهمزمان درسه ارگان سپاه، دادستانی انقلاب وکمیته انقلاب اسلامی  انجام وبهمین دلیل نیزمعاونت امنیت داخلی وزارت اطلاعات تنها معاونتی وبخشی بوده که ازنفرات هرسه این نهادها تقریبا بطورمساوی تشکیل شده بود درحالیکه دیگرمعاونتها نظیراطلاعات خارجی (جاسوسی، ضدجاسوسی وفنی ) یا معاونت اداری -مالی و معاونت ویژه عمدتا با کادرهای دفتراطلاعات وتحقیقات نخست وزیری شکل گرفته بود

پس ازاین مقدمه به سراغ ادامه مصاحبه محسن رضایی می رویم تا شاهد دروغ های دیگروی باشیم

محسن رضایی می گوید “امام درجنگ خیلی محکم دفاع می کرد ودرمساله جنگ اصلا کوتاه نیامد ولی درمساله اطلاعات امام پذیرفتند که اطلاعات ازسپاه جدا شود”

البته ایشان فراموش کرده است که نه تنها آیت الله خمینی بلکه رهبرهرکشوری درزمان جنگ ازنظام فرماندهی نظامی خود دفاع می کند آنهم درشرایطی که مقاماتی نظیرهاشمی رفسنجانی بعنوان جانشین فرمانده کل قوا ورییس قوه مقننه ومیرحسین موسوی بعنوان نخست وزیروبعد هم رییس ستادجنگ ازآن ساختاردفاع می کردند اما همان امام درزمان عقب نشینی های ماههای آخرجنگ دستورمحاکمه فرماندهان سپاه وانحلال آن را در صورت سقوط مجدد خرمشهرداده بود ونهایتا نیزتنها پذیرش قطعنامه 598 بود که بعنوان یک سددفاعی جنگ را درهمان نقطه متوقف کرد نامه آیت الله خمینی درخصوص علل پذیرش قطعنامه مذکورواشاره به گزارش های فرماندهان نظامی وسیاسی ونیزشعاری بودن مواضع فرمانده سپاه که ضمن آمادگی برای شهادت درخواست سلاح اتمی ولیزری وهزاران جنگنده، عراده توپ ودستگاه تانک کرده بود که شاید بعد از5 سال بتوانند ازوضعیت دفاعی به تهاجمی برسند مطلب را ازهرگونه توضیح درشخصیت دون کیشوتی محسن رضایی بی نیازمی کند

اما درخصوص موافقت امام درمساله اطلاعات نیزسپاه با جداشدن اطلاعات ازسپاه موافقت نکردند اطلاعات کشورتحت عنوان اطلاعات وتحقیقات نخست وزیری وجود داشت وآیت الله خمینی ازسپاه ودادستانی خواست بخش های مرتبط با امنیت داخلی را که برخلاف ماموریت اصلی سپاه ودادستانی درآنها شکل گرفته بود به سازمان جدید که بعنوان وزارت اطلاعات وبا اخذمصوبه قانونی مجلس توسط دفتراطلاعات وتحقیقات نخست وزیر تشکیل شده بود منتقل نمایند وسپاه تنها عده محدودی ازنیروهای خود راکه درارتباط با گروه های سیاسی چپ ومجاهدین خلق بودند به آن وزارتخانه منتقل کرد.

محسن رضایی دربخش دیگری می گوید هاشمی نظرش این بود که بخش اطلاعات ازعملیات جدا شود وسپاه عملیات را که شامل ” تعقیب ومراقبت ودستگیری ها” بود درسپاه بماند بعبارتی ایشان کل نظام اطلاعاتی کشوررا درحد تعقیب ومراقبت چندعنصرعمدتا مجاهدخلق ودستگیری آنها می بینید که بوضوح برداشت ودیدگاه بسیارضعیف وی را ازمقوله اطلاعات درآنزمان نشان می دهد مقوله ای که با ورود اسدالله لاجوردی به پادگان سپاه، تعطیلی زندان سپاه وبردن تعدادی تواب با خود تمام می شود.

اما قضایا به همین جا تمام نمی شود مساله توابین نشان می دهد عمده شاهکارها و روش های هوشمندانه اطلاعاتی همگی متکی به همین اطلاعات توابین بوده است که لابد زیرشکنجه های سهمگین حاضربه همکاری با ماموران سنگدل وشکنجه گران خود می شدند برای درک اهمیت این مطلب به سخنان رضایی دراین خصوص توجه کنید که می گوید:

” ولی اینکه اطلاعات سپاه در اوج خود با چنین فضاسازی مواجه شد، من سند و مدرکی ندارم که بگویم دست خارجی‌ها درکار بوده است، ولی آدم می‌تواند این احتمال را بدهد که واحد اطلاعات که در اوج پیشرفت بود،

یک‌مرتبه با یک چالش مواجه می‌شود. قبل ازآن‌هم قصه دادستانی پیش آمد که بچه‌های اطلاعات سپاه را گرفتند و دادستانی دیگرحکم دستگیری نمی‌داد. [حتی] آقای لاجوردی با گروه ضربت وارد پادگان سپاه شد و تعدادی از توابین که با ما همکاری می‌کردند را به‌ زوربردند. بحث این بود که توابین نباید دست شما باشند. دوستان اطلاعات سپاه بیشتراطلاعاتشان را ازتوابین می‌گرفتند. توابین سرقرارمی‌رفتند وبچه‌های ما با کمک توابین منافقین را دستگیرمی‌کردند وتوابین بارها درمعرض کشته شدن قرارگرفتند. همه این را می‌دانستند، اما چه جوسازی‌ای بود که آقای لاجوردی را وادارکردند با تیم ضربت به پادگان سپاه بیاید و دستوربدهد که زندان سپاه تعطیل شود و توابین را ببرند. بعد هم به بچه‌های سپاه احکام دستگیری نمی‌دادند. این‌ها همه مقدمات جداشدن اطلاعات از سپاه بود.”

محسن رضایی طرح تفکیک اطلاعات چند گروه سیاسی (به قول رژیم گروهک) راازعملیات که خودمی گوید پیشنهاد هاشمی بوده است احتمالا کارخارجی ها می خواند تا هم هاشمی را همدست بیگانگان فرضی نشان بدهد وهم واگذاری بخشی ازفعالیت اطلاعاتی سپاه را درحدی جلوه دهد که گویا سرنوشت آینده کشوربه آن وابسته بوده است وی می گوید:

” درحقیقت استدلال داخلی‌ها(هاشمی) این بود که اطلاعات کنارعملیات نباشد، ممکن است درآینده برای کشورخطردرست کند.

ولی اینکه اطلاعات سپاه دراوج خود با چنین فضاسازی مواجه شد، من سند و مدرکی ندارم که بگویم دست خارجی‌ها درکار بوده است، ولی آدم می‌تواند این احتمال را بدهد که واحد اطلاعات که در اوج پیشرفت بود،یک مرتبه با یک چالش مواجه می شود”

دوتن ازافرادحاضردرنشست فوق با محسن رضایی بنامهای محمدحسین اسدی که مشخص است ازپاچه خواران وی می باشند ابتداء به این نکته اشاره می کنند که درمجلس هنگام تصویب قانون تشکیل وزارت اطلاعات بحث اصلی ازسوی برخی نمایندگان تجمیع اطلاعات بوده است ودیگری (مجیدعلوی) می گوید با همکاری شما (محسن رضایی) وجلوگیری ازتفکیک اطلاعات ازعملیات وانتقال واحد اطلاعات ونیروها که وی ازآن با عنوان “تحویل دادن آش با جاش” نام می برد ازتوطئه فوق جلوگیری کرده وحتی مدعی می شود نه تنها 95% بلکه 100% تشکیلات به وزارت منتقل شده است ومی گوید ” واقعا بچه هایی که درواحد اطلاعات ماندند، آدمهای اصلی نبودند”

اینکه آنهایی که درسپاه ماندند نظیرسرداروحید شاهچراغی با نام مستعاراحمدوحیدی (مسئول اطلاعات وبعدا اولین فرمانده سپاه قدس ووزیردفاع)،سردارفریدون مهدی نژاد با نام مستعاروردی نژاد (جانشین وحیدی ومسئول اطلاعات خارجی، رییس خبرگزاری ایران وسفیرایران درچین ) وسرپرست سردارمحمدحسین زیبایی نژاد با نام مستعارحسین نجات جانشین حفاظت اطلاعات وفرمانده حفاظت رهبری ومسئول دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی که پیشنهاد حصروحبس سران جنبش سبز و دستگیری گسترده کادرهای اصلاح طلب را داده بود یا سردارمحمدباقرذوالقدر مشاورامنیتی قوه قضاییه وازکارگردانان مهندسی وتقلب درانتخابات 84 و88 یا سردارایرج مسجدی (باجناق ذوالقدرومعاون فرمانده نیروی قدس درعراق) و… آدمهای اصلی اطلاعات سپاه نبوده اند یک بحث است اما ازمیان کادرهای انتقالی سپاه به وزارت اطلاعات تنها نام آشنا علی ربیعی با نام مستعارعباد (وزیرکاروامورتعاون فعلی) را شاهد هستیم که بعنوان معاونت امنیت داخلی وزارتخانه دردوره وزارت آیت الله محمدی ری شهری (68-64) منصوب گردیده است ودردوره بعد یعنی وزارت علی فلاحیان نیزسعیدامامی با نام مستعارامامی ازکادرهای اطلاعات وتحقیقات نخست وزیری به آن سمت که ظاهرا بیشترین نیروهای اطلاعاتی سپاه را درخود جای داده منصوب می گردد لذا عملا می بینید که اتفاقا برخلاف ادعای محسن رضایی سپاه تمام کادرهای اصلی خود را درسازمان خود حفظ وتنها عده معدودی را درمرکز والبته عده بیشتری را درشهرستانها به وزارت اطلاعات مامورکرده بود همانهایی که درجریان افشای قتلهای زنجیره ای واخراج ازآن وزارتخانه دوباره دراطلاعات سپاه بعنوان بخشی ازاطلاعات موازی بکارگرفته شدند والبته آقای علی ربیعی نیزکه دردوره اصلاحات بعنوان مسئول دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی منصوب شده بودند به چپ گرایش پیداکرده وازاعضای اصلی ستادمیرحسین موسوی بودند که خودنشان می دهد درواقع سپاه با آگاهی ازگرایش چپ این تنها کادراصلی خود را به وزارت اطلاعات منتقل ودرواقع تبعید کرده بود؟!

ادامه دارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.