چرا دردوران احمدنژاد دزدی وغارت بیت المال به یک امرعادی تبدیل شد؟

احمدی نژاد با چندین شعارنظیر”مبارزه به مافیای نفتی” ، “آوردن نفت بروی سفره مردم” ودولت فقرا وتهیدستان برسرکارآمد اما بیشترین فسادمالی درتاریخ چندصدساله معاصرایران دردوران وی اتفاق افتاد براستی چرا؟

همانطورکه درنظام قضایی گفته اند مجازات یا کیفرباید متناسب با جرم باشد درغیراین صورت عملا خود مجازات تبدیل به خشونت شده وجامعه را به سمت بزه هدایت می کند دردوران اصلاحات جناح حاکم برای ازمیدان بدربردن رقیب سیاسی که وی را ازعوامل اصلی پیروزی سیدمحمدخاتمی درانتخابات خرداد 76 می دانستند خود اقدام به پخش این شایعه کردند که درشهرداری تهران اختلاس شده است وبهمان بهانه چندین شهردارمنطقه وغلامحسین کرباسچی شهردارپاکدست وبی نظیرکشوررا ازکاربرکنارکردند ونهایتا نیزدیدیم بعد ازآنهمه بگیروببند وشکنجه وراه اندازی سریال محاکمه کرباسچی اتهام وی تخفیف 20% به 4 تا ازشهرداران درواگذاری 4 واحدمسکونی آنهم طبق مقررات شهرداری بوده است؟!

اما همان پروژه زمینه روانی بی اعتمادی مردم به مسئولین ازیکطرف وبی اعتمادی مسئولین پاکدست به نظام را بهمراه داشت چه این مدیران با چشم خود دیدند که صداقت وپاکدستی نه تنها هیچ امنیت شغلی برای آنها بهمراه نمی آورد بلکه برعکس چنانچه با جناح مافیایی حاکم که منابع اصلی قدرت ( رهبری، ثروت، نیروهای امنیتی وقضایی، صداوسیما و…) را دراختیاردارد بسازند براحتی هم امنیت شغلی خود را تامین وهم می توانند به غارت بیت المال بدون ترس ازمجازات بپردازند ضمن آنکه بی ثباتی رژیم نیزخود بهترین علامت برای دست بکارشدن سریع آنها گردید

بهمین دلیل می بینیم بمحض عقب نشینی خاتمی ومجلس ششم ازحداقل استفاده ازقدرت سیاسی خود یعنی ازاواسط سال 79 مافیای حاکم پس ازسرکوب مطبوعات آزاد با استفاده ازتمام ابزارهای قدرتی خود دست به غارت ملی می زند شاید اولین گامها برای اینکارابطال قرارداد ترک سل وانتقال به ایرانسل (با همدستی شرکت گمنام آفریقایی MTN ) وسپس پروژه فرودگاه امام بود وبعد هم پروژه فروش گازبه امارات موسوم به کرسنت ، واگذاری سهام عدالت، وام های کلان بانکی به حامیان خود تحت عنوان بنگاههای زودبازده، انحلال سازمان برنامه وبودجه ونهادهای غیرانتفاعی مردمی، واگذاری شرکتهای بالادستی درتمام بخش ها بنام اجرای اصل 44 یا واگذاری به بخش غیردولتی (نظیرواگذاری مخابرات 200 میلیارددلاری به سپاه با 1/6 میلیارددلار) وهدایت واردات کالاهای اساسی وموردنیازکشوربه سمت تجارودلالان حامی مافیا که به بهای نابودی تولیدات صنعتی و اقلام کشاورزی وبعبارتی ازگندمی که به خودکفایی رسیده بودیم تا شکرو حتی دسته بیل وسنگ رادربرمی گرفت وجالب اینکه همه اینها بنام “مقابله با تحریم های درراه” صورت گرفت تحریمهایی که عملا 18 ماه بیشتربه طول نیانجامید وهمانند یک جنین با روی کارآمدن دولت حسن روحانی درنطفه خفه شد. بعبارتی تحریم ها قبل ازاینکه تاثیرواقعی خود را نظیرجنگ ایران وعراق بجای بگذارد به نفع کسانی تمام شد که ماهیت سوداگرانه خود را درپشت شعارهای مبارزه با آن پنهان کرده بودند.اکنون به هرتجارت وصنعتی که دست می زنید مهم نیست استحراج نفت وگارباشد یا فولاد وآلومنیم ومس یا معدن سنگ آهن یا باراندازی دربنادر وکشتی سازی تا واردات ماشینهای چندمیلیاردی و…همه درانحصارهمان باند های مافیایی اند که با شعارپاکدستی و اجرای عدالت اجتماعی پادگانها وخانه های تیمی خود را رها کرده وچون گرگ به جان بیت المال افتاده اند.

متاسفانه حسن روحانی رییس جمهورفعلی وهیات وزیران وی که همگی خاستگاه اصولگرایی داشته وکوچکترین نقشی درمبارزات دودهه مردم برای رسیدن به حداقل حقوق خود نداشته اند با استفاده ازشکاف عمیق بین افراطیون واصلاح طلبان وسرکوب نامنتهی مردم توسط مافیای قدرت توانستند براسب دولت سوارشوند وبا دادن شعارهای اصلاح طلبانه ماموریت واگذارشده ازسوی جناح راست را درعمده زمینه ها پیش ببرند عدم افشای چپاول ملی که ارزش مادی آن بالغ بر2000 میلیارددلارطی دوازه سال 1392-1380 میباشد تنها یکی ازماموریتهای حسن روحانی است تا زمینه روانی برای ادامه همان مفاسد اقتصادی را با شیب آرامتری فراهم آورد وبهمین دلیل است که علیرغم روی کارآمدن دولتی بظاهرمخالف با افراطیون ولی غارت وچپاول سرمایه های ملت ایران هنوزادامه دارد وروزبه روز به سالهای قبل ازروی کارآمدن روحانی نزدیکترمی گردد وتنها افشاگریها باعث عادی جلوه دادن دزدی های کلان توسط مقامات درنزدمردم می شود.

Leave a Reply

Your email address will not be published.