مهاجرانی پس ازاصلاح طلبان نمکدان سعودی وترکی بن فیصل را هم شکست

عطاالله مهاجرانی وزیرارشاد اصلاح طلبان حکومتی که به اقرارخودش درکودکی شیرخرخورده است وپس ازفرارقهرمانانه ازایران (البته بالاتفاق همسر دائمی ونه صیغه ای اش) واستقرار در لندن بهربهانه به دفاع ازرهبری ونظام می پردازد وتا آنجا پیش می رود که دربحبوحه غارت های دوهزارمیلیارددلاری درآمدهای نفتی وانتقال سرمایه های ملی ازدولت به بیت رهبری مدعی می شود که “حتی یک نقطه خاکستری هم درزندگی اقتصادی خامنه ای پیدانمی کنید” ادعایی که هم با حقایق موجود وهم افشاگریهای میرحسین موسوی وحتی اقاریرمقامات رژیم در تعارض آشکاربود

اما ایکاش اشتباهات یا قصورها وتقصیرهای وی به همین مواردختم می شد شرکت درمراسم جنادریه به دعوت مقامات دولت سعودی که قاعدتا نمی توانست با توجه به حساسیت رژیم ایران بروی عربستان بدون هماهنگی با حکام تهران صورت گرفته باشد وبعد ازآن افشای دریافت کمکهای مالی تحت عنوان بورسیه تحصیلی فرزند وی وبعد هم بازشدن پای فرزندش درماجرای دکل یا دکل های ناپدید شده نفتی همگی نشان اززوایای پنهان دیگری اززندگی عطاالله مهاجرانی می داد که تا آنزمان مکتوم مانده بود.

اکنون همان مهاجرانی درمطلبی تحت عنوان ” ترکی بن فیصل واعلام مرگ یک مومیایی” به این شیخ ودولت عربستان تاخته است که چرا این مقام بازنشسته سعودی درگردهمایی سالیانه مجاهدین وشورای ملی مقاومت درپاریس شرکت کرده وبا آنها درسرنگونی رزیم هم آوا شده است گرچه وی ازبکارگیری عبارت “مرحوم رجوی” توسط این مقام سابق سعودی دچارذوق مرگ شده است؟

البته ازایشان که هنوزمرکب اعتراض وی به رادیوآیت الله بی بی سی درخصوص ارتباط آیت الله خمینی بادولتهای آمریکا ازدهه 40 و درهمراهی با مواضع خامنه ای خشک نشده است غیر ازاین انتظارنمی رفت ولی ایکاش ایشان دلیل چرخش 180 درجه ای خود رانسبت به شاه و دولت جدید سعودی که سیاستی برخلاف ملک عبدالله درپیش گرفته اند را نیزبیان می کردند. ایشان باید مشخص کنند که آیا با آمدن ملک سلمان هنوزهم جیرومواجب وی وفرزندش نظیردوره ملک عبدالله همچنان می رسد یا کشتی بان را سیاستی دگرآمده وبجای امثال وی که بدنبال حفظ واصلاح نظام می باشند ناخدای جدید سعودی کشتی سیاست خود درقبال ایران را به سمت براندازان می راند وبدیهی است که دراین شرایط دیگرمهره های سوخته وبی خاصیتی چون مهاجرانی تنها باری بردوش آنها می باشند بالاخص ایشان که درجه ذوب درولایتش حتی درتبعید خودخواسته به لندن هم ازحتی بیت نشینان خامنه ای بیشتربود!

اما دریادداشت وی که بیشتربه یک اعتراف نامه شبیه است چندین نکته جالب به چشم می خورد زیرا اولا کلیه مقامات سعودی را دارای مدارج تحصیلی آکادمیک ازدانشگاههای معتبرآمریکا وانگلیس ذکرمی کند درحالیکه ایرانیان نوعا با پرداختن به دشداشه وعگال این شیوخ و شاهزادگان تصورمی کنند آنها افرادی بدوی می باشندکه شب وروز بدنبال شکاروعیاشی و…می باشند واین درحالی است که برخی ازمقامات بلندپایه ایران حتی به زبان انگلیسی هم مسلط نیستند چه رسد به دیگرتخصص های مورد نیازمسئولیت خود
(اشاره وی به تحصیل ملک فیصل دردانشگاه جورج تاون، سعودالفیصل دردانشگاه پرینستون، فیصل بن سلمان دردانشگاه آکسفورد و… جالب است واینکه ترکی همان فرزند ملک فیصلی است که شاه ایران اورا فرزند خود می خواند.)

عطاالله مهاجرانی درمطلب خود به مسئولیت های مختلف امنیتی وسیاسی ونهایتا حاشیه نشینی این مقام بازنشسته سعودی اشاره می کند که مدنظرما نبوده وتاثیری در رابطه با موضوع مورد نظرما یعنی ایران ندارد اما وی با اشاره به حضورشاهزاده ترکی فیصل درنشست مجاهدین در پاریس چندین موضوع را بی هدف باهم ردیف می کند که پرداختن به آنها بشرح زیرخالی ازلطف نیست.

الف – اشاره به حمایت های سعودی ازصدام درجریان جنگ 8 ساله که دردوران هاشمی بالکل تغییریافته وروابط دوکشورتا بالاترین سطوح ترمیم یافت.
مهاجرانی سپس بااشاره به حضورفوق این سوال را مطرح می کند که همراهی این شاهزاده وآرزوی سرنگونی رژیم درکنارمجاهدین سیاست رسمی ومجدد دولت عربستان نظیر35 سال قبل است یا موضع شخص شاهزاده ترکی بن فیصل ؟
بنظرم قبل ازتلاش برای یافتن پاسخ این سوال مهاجرانی باید به این سوال جواب بدهد که آیا سیاست ایران پس ازآن جنگ خانمانسور8 سال با گذشت 35 سال باردیگربر”صدورانقلاب به کشورهای همسایه” بازگشته است یاخیر؟ آیا اگراعراب منطقه برای جلوگیری از”صدورانقلاب ارتجاعی ایران” بطوریکپارچه به حمایت ازصدام پرداختند اکنون با توجه به مداخلات آشکارحاکمان ایران درکشورهای افغانستان، عراق، سوریه، لبنان، یمن، بحرین، نیجریه وحمایت ازتروریزم درعربستان (انفجاربرج های خباروحزب الله حجاز) راهی دیگرفراروی اعراب منطقه وائتلاف نظامی آنان به فرماندهی عربستان برای مقابله با ایران باقی مانده است ؟ آیا دخالت های آشکارنظامی درکشورهای منطقه عملا به تهاجم 35 سال گذشته صدام به ایران بعنوان یک اقدام دفاعی مشروعیت نبخشیده است؟ آیا اشاره به دوران طلایی هاشمی وادامه آن دردولت خاتمی درروابط عربستان -ایران نباید به این نتیجه گیری ختم شود که احمدی نژاد وسیاستهای حاکمیت یکدست خامنه ای مسئول وضعیت کنونی ودرواقع “صلح مسلح ” درروابط ایران واعراب میباشند امری که تنها سود آن عاید آمریکا، روسیه، اسراییل ودیگران می باشد؟

ب- مهاجرانی به همکاری مجاهدین با رژیم صدام درجریان جنگ 8 ساله ایران وعراق اشاره کرده است اولا که درابتدای جنگ که مجاهدین کاملا همگام با مردم ایران دردفع تجاوزبوده اند وحضورآنها درعراق به سال ششم جنگ یا 1365 برمی گردد که عملا ایران درموضع تهاجمی قرارداشته است وسیاست جامعه بین المللی نیزتز “عدم غالب ومغلوب” بوده است مهمترین خیانت درجنگ قضیه لورفتن عملیات کربلای 4 بود که معلوم گردید عامل یا عوامل آن ازخود آقایان درستادمرکزی هدایت جنگ بوده است وشروع پبشروی های عراق درجنوب وغرب درسال آخرهم که ناشی خالی کردن جبهه های جنوب وکشاندن عملیات سالیانه به حلبچه درزمستان 66 بوده است اکنون مجاهدین درکجای پازل این شکست های بزرگ بجزتلاش برای بازکردن یک معبرازخاک عراق ورساندن خود به تهران وسرنگونی رزیم بوده اند؟ مگردربحبوحه جنگ شاه با صدام روحانیون حاکم فعلی ازرادیوی بغداد حزب بعث برعلیه رژیم شاه تبلیغ نکرده وبخش عمده چریکهای مذهبی پس ازحضوردرنجف وپابوسی ایت الله خمینی به لبنان ومصروسوریه برای آموزش نظامی وسازماندهی براندازی اعزام نمی شدند چرا آن زمان این اقدامات وطن فروشی نام نگرفت؟

ج – مهاجرانی همصدا با عوامل امنیتی رژیم مدعی شده است که مجاهدین توسط صدام حسین در عراق برعلیه کردها بکارگیری شده واین سازمان درکشتاراکراد دست داشته است آیا ایشان وقتی مسعود بارزانی وحزب دموکرات که قربانی حملات ارتش عراق بوده اند صراحتا چنین امری را تکذیب می کنند کاسه داغترازآش شده است؟ هدف ازاین همراهی با رژیم چیست؟

د- عطاالله مهاجرانی درتایید جنایت سازمان یافته برعلیه پناهندگان بی دفاع وفاقد هرگونه سلاح دراردوگاههای اشرف ولیبرتی توسط گروههای تروریستی عراقی مزدورنیروی قدس سپاه و بزدلانی که تا بن دندان به پیشرفته ترین سلاحهای آمریکایی مجهزبه این کمپ ها درتاریکی شب حمله می کنند ازتخلیه ونابودی اعضای مجاهدین دراین اردوگاهها ابزارخوشحالی می کند که دیگرشعار”هزاراشرف” معنی ندارد و… بی اختیار همگان را به یاد اسدالله لاجوردی جلاد می اندازد که تا چه حد درکشاندن این جوانان بیدفاع به پای جوخه های اعدام نقش ایفاء کرده بود.

ذ- مهاجرانی به سخنان ترکی بن فیصل درخصوص نقش مقایسه ای مجاهدین با اسطوره های شاهنامه اشاره کرده وآنرا بی ارتباط می خواند گرچه نگارنده هم درمقامی نیست که بتواند دراین خصوص اظهارفضل بنماید اما به اعتراف فائژه هاشمی فرزند رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام که بمدت شش ماه با برخی ازهواداران دست چندم ورسته ازاعدام این گروه درزندان اوین همنشین بوده است آنها را ققنوس هایی خوانده است که براحتی جان خود را فدای آزادی ایران واعتقادات خود می کنند واین درحالی است که برخی ازکاراکترهای منفی شاهنامه نظیرضحاک ماردوش که روزانه باید دوجوان ایرانی را به پای وی قربانی تا ازمغزآنها خورشتی برای هردو مارروییده برکتف های وی فراهم آورند نیزنمادهایی را درحاکمیت ورهبری ایران بجای گذاشته ومردم کوچه وبازارایران روزی نیست که ازاین ضحاک سخن به میان نیاورند همان ضحاکی که مهاجرانی وی را پاکدست نامید واینکه علاقه ای به ریختن خون نظیرسلف خود ندارد!

ر- مهاجرانی درپایان مطلب خود درحالیکه هنوزمشخص نیست آیا دفاع ترکی بن فیصل ازمجاهدین وآرزوی سرنگونی رزیم سیاست رسمی دولت عربستان سعودی یا نظرات شخصی این شاهزاده می باشد که درمقایسه با نظرات رسمی مقامات ایران نسبت به سرنگونی دولتهای عربی منطقه درحد صفراست آنرا با قاطعیت سیاست سعودی دانسته ومی گوید “عربستان یکباربا حمایت ازصدام ترآژدی آفرید” درحالیکه کارشناسان سیاسی ونظامی همگی براین امراتفاق نظردارند که اگرجنگ صدام برعلیه خمینی درسالهای اولیه دهه 60 نبود اکنون حکومت اسلامی ایران همه کشورهای آباد منطقه ازکویت گرفته تا بحرین وقطروامارات را به مخروبه هایی نظیرسوریه وعراقی دیگر تبدیل کرده بود.

ز- عطالله مهاجرانی بااشاره به سقوط حکومتهای صدام وطالبان که هردو توسط ارتش آمریکا ومتحدان غربی آنان (به عمد یا به اشتباه) ازبین رفتند اشاره کرده وبدون ذکررابطه بظاهرمتضاد ایران با آمریکا ازاین اقدام که درجهان آنرا اشغالگری می نامیدند دفاع می کند بعبارتی ایشان برای نشان دادن ضدیت کورخود با مجاهدین حتی حاضربه تایید تهاجم محکوم شده غرب به عراق وافغانستان می شود.

ع – وزیرارشاددولت اصلاحات که بشدت نگران قطع جیرومواحب خود ازدولت عربستان است هرگونه سرمایه گذاری دولت سعودی برگروههای نظیرمجاهدین خلق را سرمایه گذاری برنسخه های بدلی طالبان وصدام دانسته وعملا ازآنها می خواهد تا بروی افرادی نظیروی که طی یکدهه گذشته بی خاصیتی خود را برای جنبش سبزوحتی خیانت به آن را به اثبات رسانده اند سرمایه گذاری نمایند.

غ – نکته جالب درمکتوب عطاالله مهاجرانی این است که وی با آوردن شعری ازحسان بن ثابت سعی برنمایش تسلط خود برادبیات عرب کرده است به این مضموم که:
انا سلک الغورفی رمل عالج
فقولا له لیس الطریق هنالک!
که ترجمه آنرا هم بصورت ” وقتی که از میان شن زار های روان کُشنده می رود، به او بگویید: این راه نیست!” بیان کرده است که ایکاش ایشان بجای توصیه به حکام سعودی به خامنه ای ومقامات ایران درمورد دخالت دراوضاع داخلی کشورهای منطقه می گقت ” این تذهبون” یا ” این ره که می روی به ترکستان (باجنگ 8 ساله دیگری) است”

اما بنده برای مهاجرانی می گویم بجای تکیه برشعری ازحسان خزرجی که ازاعراب جاهلیت وبدوی بوده وسپس ما حتی وی را به شیعه گری دریک نامه خطاب به سعودی های سنی می کشانیم بگذارشعری ازابوالقاسم الشابی تونسی برایت بیاورم شاعری که جان درراه آزادی و حریت وانسانیت می دهد وقهرمان مبارزه با استعماردرزمان ما می باشد. وی درقصیده “اراده الحیاه ” می گوید:

خلقت طلیقا کطیف النسیم
وحرا کنورالضحی فی سمآء
که معنی آن می شود
” (ای انسان) تو آزاد آفريده شده ای، همچون نسيم ونورخورشيد درآسمان.”

وادامه می دهد

فما لک ترضی بذل القیود
وتحنی لمن کبلوک الجباء
که ترجمه آن می شود:
” پس تو را چه شده كه به ذلت وبندگی تن داده ای و برای به بند كشيده گان خود، سرفرود ميآوری؟”

درخاتمه اینکه
عطا جان، نمی شود هم ازتوبره خورد هم ازآخور، شما واعضای خانواده ات که رطب خورده خاندان سعودی بوده اید چرا اکنون دیگران را منع می کنید؟

(درزیرلینک مربوط به مطلب وی رادروبلاگ ایشان می آوریم)
http://mohajerani.maktuob.net/

Leave a Reply

Your email address will not be published.