رشد سرطانی مافیای روسی درکشورهای منطقه

مقاله زیرترجمه ای است ازمطلب یورونیوزویک که توسط سایت دست راستی فرارو(متعلق به محمدحسین خوشوقت فرزند آیت الله خوشوقت وبرادرعروس خامنه ای درخصوص جرائم سازمان یافته در روسیه وبخدمت گرفتن مافیاهای ریزودرشت توسط ولادیمیرپوتین ودستگاه اطلاعاتی -امنیتی وی منتشر شده است.

ازآنجاییکه این سیستم بسیارشبیه نظام حاکم برکشورمان ازیک سو و خودازنزدیک شاهد شکل گیری آن طی دوسفرپیاپی دردهه 90 بوده ام تصمیم با بازانتشارآن با این مقدمه گرفتم که درحدود 20 سال قبل برای امورتجاری سفری به مسکوداشتم ووضعیت کنترل میدان سرخ وبازارهای آن ومحل های تجمع وتردد توریست های توسط پلیس رسمی روسیه کنترل می شد هرچند جیب برها یا کلاهبردارهای جزء نیزهرگاه فرصتی پیدا می کردند دست به دزدی های کوچک ازتروریست ها می زدند.
درسفربعدی که شاید دوسال بعد ازسفراول من شکل گرفت شاهد تغییرمحسوسی درکنترل همان مراکزبودم یعنی دیگرازماشین های پلیس روسیه خبری نبود وبجای آن شاهد رژه موتورهای سنگین افرادی لباس مشکی (شبیه لباس مشکی های کشورخودمان) بودم که درهمان مناطق گشت می داند وظاهرا امنیت بهترهم شده بود !
درجریان مذاکرات تجاری به طرف روس مقابل که دیگررفیق شده وآزادانه نظراتش را درموردنظام سیاسی حاکم برکشورش به رهبری پوتین بیان می کرد جریان را گفتم وازوی پرسیدم چه اتفاقی افتاده است؟ چرا امنیت پایتخت شما بجای پلیس بدست لباس مشکی ها که صورت خود را درپشت نقاب سیاه کلاه کاسکت موتورهای سنگین خود پنهان کرده اند افتاده است و…وایشان پاسخی جالبی دادند.
وی می گفت ولادیمیرپوتین درابتداء سعی کرد امنیت را درمسکوازطریق نیروهای امنیتی برقرارکند اما بعدها وقتی قدرت این باندهای کوچک وبزرگ را دید نظرش عوض شد وتصمیم گفت با آنها شریک شود اینطوری هم منافع اش تامین می شد وهم نیروهایش تلفات نمی دیدند وهم این پتانسیل را برای اهداف خودش که بقاء برقدرت وسرکوب مردم ومخالفان بود بکارمی گیرد. سوال بعدی بنده این بود خوب درست است دراین صورت دزد وپلیس با هم رفیق وامنیت درسطوح پایین برقرارمی شود ودیگردزدی جیب یک تروریست رادرمیدان مسکو نمی زند اما درآمد وهزینه های این مافیای تبهکاری همراه پلیس ونیروهای امنیتی چگونه تامین می شود وایشان بازهم پاسخ جالبی دادند.
وی می گفت کل منطقه مسکو منطقه بندی است وهرمنطقه یک مافیای اصلی مرتبط با پوتین داشته ورییس آن ارتباط مستقیم با پوتین وتیم همراه وی دارد براساس قرارداد بین آنها هرکارخانه یا مرکزتفریحی نظیرکاباره ها، دیسکو، قمارخانه، سینما، استریپ کلاب، فاحشه خانه ها و…موظف اند درصدی ازدرآمد ماهانه خود را به این مافیا تحویل دهند وآن مافیا هم وظیفه تامین امنیت درمنطقه را برعهده دارد واگردرآن منطقه حادثه ای اتفاق بیافتد مسئولیت آن متوجه مافیای منطقه ورییس آن می باشد وی می گفت نه تنها مراکزفوق بلکه حتی شرکتها وکارخانجات واقع شده دراین مناطق نیزموظف به پرداخت ماهیانه وحتی درصدی ازقراردادهای فروش محصولات خود به مافیای فوق می باشند که البته بخشی ازآن هم به خود پوتین وتیم همراه وی می رسد.

اشتراک عجیب این نظام با کشورمان دردوران 12 ساله حاکمیت مطلق راستگرایان واحمدی نژادی ها ونیزکشورهایی که نزدیک به ما می باشند نظیرعراق دردوران نوری المالکی وحیدرالعبادی یا سوریه بشاراسد یا بیلاروس ولبنان و… نشان می دهد که این مافیای جرائم سازمان یافته به مثابه یک غده سرطانی درحال پیشرفت وتبدیل نظام های سیاسی به نظام های مافیایی می باشند ودراین کشورها برای ظاهرسازی درعرصه بین المللی هرچندسال هم اقدام به برگزاری یک انتخابات هایی می کنند که ازقبل رییس جمهوریا نخست وزیریا نمایندگان مجلس وسنای آن توسط همان باندمافیایی حاکم تعیین شده اند.

مقاله یورونیوزویک علیرغم اینکه نشان می دهد که غربی ها خیلی دیربه وجود چنین مافیایی درروسیه ودیگرکشورهای اقماری آن پی برده اند اما همگان با درنظرداشتن بازی پوتین -مدودف برای نگهداری دائمی ولادیمیرپوتین ومافیای همراه وی برمسندقدرت درروسیه ازاصل واساس آن آگاهی داشته اند وشاید آنرا صرفا درچارچوبی برای حفظ منافع سیاسی قلمداد می کرده اند که اکنون ثابت شده است ماجرا بسیارفراترازصرفا بدست گرفتن پست ریاست جمهوری بوده وبه حاکمیت مطلق ودرازمدت مافیا براین گونه کشورها می انجامد حاکمیتی که این روزها مضارآن درکلیه جنبه ها به مرزهای غرب رسیده است ودیگرتنها به عرصه سیاسی محدود نمی شود.

متن کامل مطلب یورونیوز وترجمه آن توسط سایت فرارورا درزیربخوانید

بهره‌برداری پوتین از “مافیای روسی”

استقبال پوتین از بازگشت مافیای روسیه

فرارو- به نظر می‌رسد پوتین بر روی مفهوم روسیه “به‌عنوان ابرقدرت جرائم” حساب می‌کند و آن را یک تهدید یا مسئله‌ای خجالت‌آور نمی‌داند، بلکه به‌عنوان یک فرصت بالقوه به آن نگاه می‌کند.

به گزارش فرارو به نقل از یورو نیوزویک، در دهه 1990، “مافیای روسی” کابوس جدید آمریکا شده بود. اما در دهه 2000 تبدیل به یک کلیشه شد. در حال حاضر این نگرانی دوباره بازگشته؛ با نگرانی‌های جدی که جرائم سازمان‌یافته تبدیل به “ستون پنجم” تلاش‌های کرملین برای تضعیف امنیت اروپا شده است.

در داخل و خارج از کشور، گانگسترها و مأموران مخفی روسیه معمولاً ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند. گمان می‌شود مجرمان در ترور شورشیان چچن در ترکیه دست داشته‌اند؛ مجرمان سایبری روسیه در مبارزه‌های مجازی کرملین در گرجستان، اوکراین و برای هک کردن دستگاه‌های دولتی آلمانی و لهستانی به کار می‌روند؛ و به نظر می‌رسد از قاچاقچیان سیگار در بالتیک استفاده‌شده تا برای عملیات نفوذ سیاسی روسیه کمک مالی و سرمایه جمع‌آوری شود.

این مسئله دوطرفه است. زیرا افسران امنیتی و اطلاعاتی روسیه معمولاً با همکاری با مجرمان، به فساد کشیده می‌شوند.

دلیل این کار مشخص است: روسیه درگیر مبارزه جغرافیایی- سیاسی با غرب است اما فاقد قدرت اقتصادی و نرم رقیبش است. بدین ترتیب، مجبور است از تاکتیک‌های پنهان و غیرمتعارف بهره بگیرد تا کسری‌هایش را جبران کند. از این منظر، شبکه‌های جرم و جاسوسی یک انتخاب آشکارند.

سرویس‌های امنیتی اروپا دارند به‌آرامی در برابر این تهدید هشیار و آگاه می‌شوند. تحقیقات طولانی‌مدت اسپانیا هر روز به کرملین نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود.

و این ماه، هولگر مونک رئیس Bundeskriminalamt” (پلیس فدرال آلمان) درباره گسترش “جرائم سازمان‌یافته روسیه- اوراسیا” هشدار داد. مداخله او، در حالی‌که اشاره‌ای جدی به مبحثی بود که اروپا از آن غافل بوده است؛ بر محدودیت‌های درک و فهم اروپا از این مشکل نیز اشاره داشت.

همان‌طور که صحبت درباره “جرائم سازمان‌یافته اروپا” به معنای پدرخوانده باندهای روسی- سوئدی و تمام گروه‌های مرتبط است، “جرائم سازمان‌یافته روسیه- اوراسیا” نیز شامل انواع و اشکال بسیار متفاوت باارزش‌های مختلفی می‌شود.

این عدم درک تا حدی در این واقعیت ریشه دارد که به سازمان‌های پلیس منابع لازم برای درک عمیق‌تر ارتباطات سیاسی و خرده‌فرهنگ‌های جامعه‌شناختی جرائم داده نشده است.

زمانی که قانون تلاش کرد این گروه‌ها را درک و بررسی کند، آن‌ها را ساده و قدیمی ارزیابی کرد که بافرهنگ خشنی که از اردوگاه‌های کار اجباری گولاگ استالین ایجاد و گسترده شد، در ارتباط‌اند. جرائم سازمان‌یافته روسیه وارث تاریخچه روشن و بی‌رحمانه است، اما دیگر با اصول گولاگ تعریف نمی‌شود و Vory نیز از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی در حال سقوط است.

اروپا باید درک سیستماتیک تر و متفاوت‌تری از “جرائم سازمان‌یافته روسیه- اوراسیا” پیدا کند- و به‌خصوص از ارتباطاتش با دستگاه‌های امنیتی روسیه.

جرائم سازمان‌یافته که اغلب مرتبط و نزدیک به دولت هستند، در برخی مناطق به‌ وضوح برای منافع نخبگان روسیه به‌کار رفته‌اند. یک مثال قدیمی بهره‌برداری از هکرهای روسی است که به ازای هدف قرار دادن دشمنان کرملین، به آن‌ها مصونیت و عفو از مجازات داده می‌شود.

بسیاری از این گروه‌ها از روسیه جداشده‌اند و هیچ دلیلی برای همکاری با مسکو ندارند. در عوض، گروهی که نشان‌دهنده چالش‌های امنیتی بالقوه در اروپاست را می‌توان با هم به‌عنوان جرائم سازمان‌یافته روسی دسته‌بندی کرد.

چه توسط گرجی‌هایی که در مسکو زندگی می‌کنند یا شاخه‌ای از یک باند اسلاوی از سنت پترزبورگ هدایت شوند و از هر نژاد و زبانی که باشند؛ در خارج از کشور فعالیت می‌کنند. اما دارایی، خانواده و یا دیگر آسیب‌پذیری‌هایی دارند که کرملین می‌تواند آن‌ها را تهدید کند.

مثل همیشه حقیقتِ روسیه پیچیده، ظریف و گمراه‌کننده است. جرائم سازمان‌یافته نه شکلی ساده دارند و نه مستقل از دولت‌اند. اما اغلب باید در چارچوب پارامترهای تعیین‌شده توسط کرملین قرار داشته باشند.

در سال 1994، بوریس یلتسین رئیس‌جمهور روسیه هشدار داد که کشورش در حال تبدیل به “ابرقدرت جرم و جنایت” است. امروز، ولادیمیر پوتین نیز همین عقیده را دارد اما با رویکردی عمیقاً متفاوت: او جرائم سازمان‌یافته روسیه در خارج از کشور را به‌عنوان یک تهدید یا مسئله‌ای شرم‌آور نمی‌بیند، بلکه آن را یک فرصت بالقوه می‌داند.

با ادامه رقابت ژئوپلیتیک روسیه با غرب، درک ماهیت این تهدید برای امنیت اروپا بسیار مهم و حیاتی خواهد بود.

Leave a Reply

Your email address will not be published.