راست ودروغ های حسین موسویان -بخش دوم

موسویان بدون اشاره به شش قطعنامه محکومیت ایران توسط شورای امنیت دردوران حاکمیت یکدست و ریاست جمهوری برگزیده خامنه ای یعنی احمدی نژاد وتحریم های نفتی وبانکی که کشوررا به مرحله نهایی نفت درمقابل دارو وغذا یا آستانه حمله نظامی قرارداده آنهم درشرایطی که به ادعای خود وی دراین همایش ایران نیزدرفاصله 3 ماه تا نقطه گریزهسته ای (ساخت بمب اتمی) قرارداشت “سازش قهرمانانه” ! رهبر ایران ومذاکرات پنهان با ” کدخدای جهان” یعنی آمریکا رادرعمان نادیده گرفته ازبرجام بعنوان ” میراث تاریخی تعامل باایران” باراک اوباما یاد کرده وبه مبادله زندانیان (بخوانید پرداخت 1/7 میلیارددلارپول نقد به خزانه شخصی خامنه ای درمقابل 5 گروگان ایرانی الاصل)، آزادی سریع ملوانان آمریکایی( بخوانید ماجراجویی نیروی دریایی سپاه درخلیج فارس وبا آگاهی ازاستراتژی ذلیلانه عدم درگیری اوباما) ودعوت ایران به مذاکرات صلح سوریه (مشروعیت دادن به نقش نابودکننده ایران درسوریه) را بعنوان نمونه هایی ازتعامل آمریکا با ایران بعنوان مهمترین عامل جلوگیری ازعادی شدن روابط ایران واروپا یاد کرده است وتلویحا اتحادیه اروپا را به این مسیرمی خواند که سیاستی مستقل ازآمریکا را درروابط خود با ایران درپیش گیرند چه خود این آمریکا که مانع گسترش روابط ایران با اروپاست دربزنگاه های تاریخی با ایران به تعامل می پردازد.

موسویان درادامه همین بحث یک دروغ آشکارمی گوید واینکه سیاست حاکمیت آمریکا ازسال 1979 تا 2013 حول محورتغییررژیم درایران متحد ویکدست بوده است اما ازآن به بعد این “میراث تعامل اوباما” باعث یک شکاف بی سابقه درجامعه آمریکا شده که دردوران ریاست جمهوری ترامپ هم ادامه خواهد داشت بعبارتی ازکرامات شیخ ما این بود که شیره را خورد وگفت شیرین است یعنی ایشان موفق به کشف شکاف درجامعه آمریکا شده است.

دراین خصوص همانطوریکه دیده می شود وی انگارایران را درکانون این تغییردرنظام سیاسی ایران قرارمی دهد درحالیکه اولا مساله ایران 5% شعارهای تبلیغاتی طرفین هم نبوده است ثانیا انتخاب سال 2013 تلویحا با روی کارآمدن دولت روحانی در1392 ارتباط داده می شود یعنی درتمام دولتهای قبلی آمریکا وایران سیاست تغییررژیم درقبال ایران برقراربوده است ؟ وثالثا اگرایران هم بعنوان بخشی ازایجاد این شکاف ادعایی درجامعه آمریکا باشد ناشی ازیک سیاست غلط ایران بوده است ونه سیاست درست آن که مصادیق آن اتفاقا همان گروگانگیری های بی دلیل ناوی های آمریکا درخلیج فارس، اتباع ایرانی الاصل آمریکایی، توافقنامه اتمی برجام دردوران بلوغ تحریم های بین المللی وآستانه مرحله برگشت ناپذیری اتمی، عدم پشتیبانی از مطالبات واعتراضات میلیونی مردم ایران درمقابل دزدی آرای مردم درانتخابات خرداد 88، نایدیده گرفتن نقض آشکارحقوق بشردرایران ودخالتهای حکام ایران درامورکشورهای منطقه وبحران سازی مداوم درمنطقه خاورمیانه ازلبنان تا سوریه، عراق، بحرین، یمن، نیجریا و… بوده است که هیچگاه دارای بارمثبت جزکشتار دستجمعی وتخریب گسترده شهرهای منطقه نبوده است.

موسویان درمورداتهام دیگرایران یعنی حمایت ازتروریزم نیزبا اشاره به خطرداعش وتروریزم تکفیری نیز نظیرماجرای صلح اعراب واسراییل اتهام فوق را نفی وبااشاره به اینکه ریشه تروریزم تکفیری زاییده اعراب متحدغرب است اروپا را دعوت به ایجاد یک کمیته مشترک جهت مبارزه با تروریزم می کند درحالیکه اولا بیشینه اتهام حمایت ازتروریزم ایران به 4 دهه وداعش به سه سال وحداکثرامثال القاعده به 15 سال برمی گردد ضمن اینکه بارها مقامات آمریکایی ایران را “بانک مرکزی تروریزم درجهان” نامیده اند که نافی نقش دیگرکشورها درتروریزم بعنوان بانکهای عامل نیست ثانیا خاستگاه بسیاری ازتروریزم تکفیری با تعلق به افکارابن تیمیه یا اهل سنت یک خاستگاه واکنشی نسبت به تروریزم شیعی صادراتی ایران به کشورهای منطقه ودخالت فرقه گرایانه ایران درلبنان، سوریه، عراق، بحرین، عربستان، کویت، یمن و…است آیا اگرایران توسط عامل سرسپرده ای چون جوادنوری المالکی که با آرای اقلیت انتخابات پارلمانی عراق را به ایادعلاوی باخته بود دست به سرکوب اهل سنت با پوشش مبارزه با بعثی ها نمی زد ودرآمدهای 500 میلیارددلاری این کشورجنگزده وفقرزده را به جیب گشاد عوامل خود درعراق نمی ریخت ابوبکربغدادی وداعشی درعراق بوجود می آمد تا هم انقلاب سوریه وهم انقلاب مردم عراق را بدنام کرده وزمینه نابودی این دوکشوررا تحت عنوان آزادسازی ازدست داعش فراهم آورد؟ ثالثا چرا دراین مبارزه با تروریزم که لابد به معنی مبارزه با مخالفان مسلح نظام های سیاسی واقدامات جنایتکارانه آنهاست خبری ازمبارزه با تروریزم وحزب الله درلبنان (متهم به تروررفیق حریری نخست وزیرمحبوب وفقید لبنان وعامل گروگانگیریهای منجربه حمله اسراییل در تابستان 66 ونیزایجادنیروی شبه نظامی درکنارارتش رسمی این کشوروباهدف تضعیف دولت لبنان)، تروریستهای حوثی وبقایای رژیم سابق دیکتاتورسرنگون شده علی عبدالله صالح، گروههای ریزودرشت تروریستی عراق وجیش الشعبی که تحت عنوان جدید حشدالشعبی درعراق وسوریه جنایت آفرینی می کنند یا گروههای حزب الله درشرق عربستان وبحرین که هرچندیکبارخانه های تیمی وانبارهای اسلحه آنها کشف می شود نه تنها جایی دردکترین مبارزه با تروریزم ایران قرارنداشته بلکه تحت عنوان “مقاومت” تقدیس می شود   

موسویان درخصوص بحث اتمی یعنی اتهام دیگرایران  که ازآن بعنوان یک اختلاف دیرینه بین دوکشوربا ماهیت دسترسی به سلاح کشتارجمعی است می گوید این یک مشکل اصلی بود که با برجام حل شد واکنون باید برای عاری شدن منطقه ازسلاح اتمی تلاش مشترک بشود دراین رابطه حداقل ایشان واداربه اعتراف به دیرینه بودن این اتهام وماهیت آن شده که اخیرا به ادعای ایشان حل شده است که باید گفته شود اولا که هنوز این توافق هم ازسوی رهبری ایران وهم ازسوی رهبری آمریکا بین زمین وهوا بوده وهریک باتفسیری که از این توافق دارد دیگری را متهم به نقض آن می کند ثانیا آیا اگرایران دریک سری توافقات دیگرباغرب و آمریکا که موسویان وهمفکران وی آنرا بعنوان برجام های 2 و 3 و 4 توصیه می کنند ورهبری ایران نیز مخالف آن است یعنی عدم دخالت درصلح اعراب واسراییل، نقض گسترده حقوق بشر، توقف ساخت موشکهای بالستیکی بردبلند با کلاهک های حامل سرجنگی اتمی یا چندکلاهکی، عدم حمله به سفارتخانه های خارجی و پرهیزازادامه حملات سایبری به زیرساختهای برخی ازکشورها و…برسد آیا موسویان حاضراست نظیربرنامه اتمی ایران ازاین اتهامات باسابقه 4 دهه بعنوان اختلافات دیرینه نام برده واعتراف نماید که این موارد نه چندان اساسی ! هم بالاخره “باعقب نشینی قهرمانانه” رهبری ایران حل شده است؟ خسارات سنگین ناشی ازاین اقدامات خودسرانه که به قیمت صدها وهزاران میلیارددلاربرای کشور وحبس وحصرواعدام دهها هزارجوان فرهیخته ایران انجامیده چگونه ازسوی رهبری به ملت ایران پرداخت می شود؟

موسویان دریک فریبکاری آشکاراتهام دیگرایران یعنی نقض حقوق بشررا ناشی ازتفاوت درفرهنگ وادیان بین ایران واسلام ازیکسو وغرب ومسیحیت ازسوی دیگرقلمداد می کند وبا تنزل آن به یک اختلاف بین ایران و غرب می گوید “نه شما مسلمان می شوید ونه ما مسیحی” وبلافاصله دریک قیاس مع الفارق ادعا می کند که وضع حقوق بشردرایران ازتمام متحدین منطقه ای غرب به مراتب بهتراست که دراین رابطه باید گفته شود اولا نقض حقوق اساسی مندرج درمنشورحقوق بشرارتباطی به تفاوت درادیان ندارد بلکه یک امرعرفی است که اتفاقا تفاوت فرهنگ ها هم درآن دیده شده است اما موضوع نقض سازمان یافته حقوق بشردرایران ازجنس تبهکاری است واگررهبری این کشوریا امثال موسویان آنرا طبیعی می دانند پس دلیل مخالفت آنها با رژیم سابق که یک هزارم نظام اسلامی فعلی حقوق بشررا نقض نکرده بود چه بوده است؟ درکجای احکام اسلام آمده است که اعدام 1200 انسان دریکسال مطابق شرع است ؟ حتی رییس قوه قضاییه که زمانی قصاص یا کیفراعدام را فخراحکام اسلامی می نامید اکنون ازبی فایده بودن اعدام ها وعدم تاثیربرکاهش جرم وجنایت می گوید ولی موسویان ازآن به عنوان تفاوت درفرهنگ اسلام با مسیحیت دفاع می کند والبته ازسفیری که سفارتخانه وی هاب مرکزی ترورروشنفکران ایرانی دراروپا بوده نیزانتظاری غیرازاین نمی رود! ثانیا: چه کسی گفته است که وضعیت حقوق بشردرایران ازهمه کشورهای منطقه بهتراست ؟ خود گویی وخود خندی به به چه هنرمندی! مجمع عمومی سازمان ملل وبخش حقوق بشرآن که مرجع ارزیابی نقض حقوق بشردرجهان می باشند چه وقت وچه زمانی وضعیت حقوق بشردرایران را بهترازاسراییل، ترکیه یا دیگرکشورهای همسایه ایران ارزیابی کرده اند درکدام یک ازاین کشورها 1200 اعدام درسال به چشم می خورد ؟ درکدامیک ازاین کشورها کاندیدای ریاست جمهوری یا سلطنت را بدون محاکمه 6 سال درحبس نگاه داشته وصدها معترض به دزدی آزاء وتقلب درانتخابات را به خاک وخون کشیده درخیابان ترورمی کنند؟درکدامیک ازاین کشورهااینهمه قشرهای فرهیخته ازوزیرووکیل تا استاد دانشگاه ودانشجووخبرنگاروودکتر ومهندس درزندانهااسیرمی باشند وشکنجه می شوند؟ درکدام یک ازاین کشورها تمام روسای جمهورقبلی، روسای مجلس یا نخست وزیران فتنه گر وانحرافی ومنافق نامیده می شوند وتنها کارنامه یک رهبرکه 28 سال است براریکه قدرت تکیه زده و80% قدرت وثروت کشوررا دراختیاردارد تقدیس می شود؟ مردم کشورهای حوزه خلیج فارس که امثال شما آنها را بعنوان اعراب سوسمارخور ورژیم های آنها را ناقض حقوق بشر و بدترازایران معرفی می کنید با آرامش بهتری زندگی می کنند یا مردم ایران که 40% ساکنین پایتخت آن توسط مراکزرسمی دولتی بیمارروانی ارزیابی شده اند؟ اگراین کشورهاناقض حقوق بشرند چرا برای گرفتن ویزای مسافرت واقامت دراین کشورها مردم ایران سرودست می شکنند وبالعکس هیج تقاضایی ازسوی مردم این کشورها برای اقامت درایران که وضعیت بهتری دررعایت حقوق بشردارد بچشم نمی خورد؟

می بینید که موسویان به چه راحتی ازاتهامات اساسی وچهارگانه ایران که طی 38 سال گذشته نه تنها رفع نشده بلکه موارددیگری نظیرحملات سایبری وگسترش فعالیت های موشکی هم به آنها اضافه شده گذرمی کند وبدون اشاره به نقش ریشه ای نظام سیاسی ایران دررشد تروریزم وفرقه گرایی نه تنها پیشنهاد ” کمیته مشترک مبارزه با تروریزم” بلکه درفرازبعدی با اشاره به گسترش جنگهای فرقه ای وداخلی در رژیم های شکست خورده وقرارگرفتن خاورمیانه درآستانه سقوط خواهان تشکیل ” کمیته مشترک مدیریت بحران در خاورمیانه ” می شود!

وی با اشاره به موج پناهندگی وتروریزم بطوراحمقانه ای ادعا می کند که راه حل نهایی درمقابل کمیته مشترک مدیریت بحران باید براساس اصولی نظیرخواست اکثریت (لابد با استفاده ازشورای نگهبان)، مشارکت درقدرت (ازطریق حبس وحصررقبای سیاسی)، انتخابات آزاد (نظیرایران!) ورعایت حقوق اقلیتها (بازهم نظیرایران) می باشد که انسان را به یاد مثل معروف ایرانی می اندازد که مرگ خوب است اما برای همسایه وکسی نیست به وی گوید شما که بلدی لالایی به این خوبی بخوانی چرا برای ایران کشورمتبوع خودت بجای خاورمیانه نمی خوانی؟ ازهمه جالبتراینکه موسویان ازطرف ترامپ که با شعارهای جنگ طلبانه وارد کاست قدرت آمریکا شده است اظهارنظرکرده وگفته است که ” بحمدالله  آمریکا هم حتی دردوران ترامپ وادرجنگی جدید نخواهد شد!” که باید گفته شود بحمدالله خودمسلمانان ورهبران نابخرد آنها در خاورمیانه نظیربشاراسد ونوری المالکی وخامنه ای به نحواحسن وظایف آمریکا واسراییل را تحت عنوان جنگ های داخلی باهدف تامین امنیت این دوکشور وموارد اساسی دیگری نظیرپایین نگه داشتن قیمت نفت وتامین امنیت جریان آن، فروش گسترده تسلیحات، سرکوب جنبش های آزادیخواهانه، اجرای سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن، نقض حقوق اقلیتها به نفع حکومت مرکزی یا نژاد ومذهب حاکم و…به انجام می رسانند ولذا نیازی به ورود آمریکا به جنگ حتی با استقراریک دئوکان درکاخ سفید وجودندارد ؟!

Leave a Reply

Your email address will not be published.