هاشمی و اپوزیسیون-بخش اول

هاشمی رفسنجانی با مرگ نابهنگام خود درهشتم ژانویه 2017 یک نقطه عطف دیگررا درکارنامه زندگی 82 ساله خود وشورشی که بنام انقلاب اسلامی شکل گرفت ثبت کرد شاید اکنون که او درقید حیات نیست راحت تر بتوان بدون ترس ازانگ خوردن در موردش نوشت و او را قضاوت کرد فردی که حاکمیت او را ” راس فتنه ” ای می خواند که ازخرداد 84 برعلیه رهبری شکل گرفته بود و در نقطه مقابل دشمنانش که او را ” لنگر نظام ویرانگر جمهوری اسلامی وعامل تعادل وتثبیت” آن می خواندند!

بنظرم هاشمی نیز نظیرمهندس موسوی از آن بدهایی بود که پایداری اش درمقابل نه بدترکه هیچ بلکه بدترین های تاریخ معاصرایران یعنی خامنه ای درآینده ای نه چندان دور آشکار خواهد شد یادمان نرفته است روزی که شاه جلای وطن کرد عده ای که اتفاقا همه نیز از بالاترین سواد آکادمیک وحتی سیاسی برخوردار بودند خوشحال بوده و ازشادی در پوست خود نمی گنجیدند اما هیچکس تصورنمی کرد آن ضجه های یک پیرزن چادر به کمربسته در ناراحتی ازترک وطن توسط شاه و اینکه با رفتن وی مملکت رو به نابودی خواهد رفت جامه تحقق بخود بگیرد آیت الله طالقانی از مبارزان قدیمی و مقابل با رژیم سابق نیز درآستانه پیروزی انقلاب اسلامی بر سر زنان به آیت الله منتظری درزندان گفته بود داریم بر یک رژیم پیروز می شویم ولی بدلیل فقدان سازمان و تجربه کشورداری و حرص وطمع روحانیون پول وقدرت ندیده مردم را از دین و مذهب بیزار خواهیم کرد طولی نکشید که هم پیشگویی آیت الله طالقانی وهم شنیده های منتظری هم مکمل سخنان آن پیرزن بیسواد بشود
با ادعای نوکری استعمار وغارت میلیونی بیت المال با برنامه های نظیرجشن های شاهنشاهی و اداره کشور با هزار فامیل و دو سه هزار اعدامی و کشته شده سیاسی وغیرسیاسی درطول عمر57 ساله سلسله پهلوی رفت اما دیدیم که جایگزین آنها چه بر سر مملکت آوردند ایران ما با نابودی منابع معنوی و مادی اش دهها بار بیشترازادعای خسارت استعمار آسیب دید، غارت ها نه تنها به میلیاردی بلکه هزاران میلیاردی رسید ودیگرسخن ازدوسه هزارکشته نبود صدها هزارجوان درمیدان های جنگ وشورش ها و درگیریهای داخلی وبرای کسب آزادی وعده داده شده کشته شدند، ارزش پول مملکت به حدود 2 هزارم ارزش خود در رژیم سابق رسید ومیراث هزارفامیلی که هیچ نسبت فامیلی با محمدرضا پهلوی نداشتند به هزار فامیل واقعی تقسیم شده بین روحانیون و پاسداران رسید تا دوگانه جهل و سرمایه بتواند با زور سلاح زمینه حاکمیت زر و زور و تزویررا بر کشور حاکم کند.

هاشمی رفسنجانی اما بعنوان عقل منفصل آیت الله خمینی توانست نهضت ارتجاعی و ضد توسعه ای مراد خود در ماجرای لایحه انجمن های ایالتی وولایتی را که به زنان حق رای وانتخاب شدن وبه نمایندگان پیرو اقلیت های دینی امکان قسم به کتاب آسمانی خود را می داد یا الغای رژیم ارباب ورعیتی که امکان تقسیم اراضی بزرگ و واگذاری آن را به کشاورزانی که بروی آن کار می کردند را درطی 2 سال واندی به نهضت بظاهر ضداستعماری کاپیتولاسیون یا مصونیت مستشاران آمریکایی که در مجلس شورای ملی آن دوران بین دو جناح وابسته به رژیم درجریان بود نه تنها پیوند بزند بلکه آنرا بنام خود وتحت عنوان ” نهضت امام خمینی” مصادره کند !

در زندان شاه هاشمی اما نقطه اتصال بسیاری از جریانهای ملی – مذهبی و حامی بزرگ رهبران بنیانگذارمجاهدین خلق ایران بود همان گروهی که وقتی درخرداد 60 درمقابل تعرضات بی امان به خود دست به سلاح بردند هاشمی درکناررهبران دیگرنظام ازقلع وقمع آنها هیچ ابایی نداشت خشونتی که بعدا دربرخورد با اعضای حزب توده وگروههای ملی مذهبی نیزبه تناسب تاثیرآنها درجامعه شاهد آن بودیم.

اما این همه هنوز کاریزمای وی را برای جامعه ایران آشکار نکرده بود و تنها در جریان حنگ تحمیلی و بالاخص پس از مواجهه جنگ ایران و عراق با بن بستی دهشتناک که بعد از آزادسازی خرمشهر چهره کریه خود را با شکست های پی در پی به نمایش گذاشت بتدریج شخصیت واقعی هاشمی رو به نمایان شدن گذاشت.

هاشمی با بر عهده گرفتن غیررسمی فرماندهی جنگ بعنوان جانشین فرماندهی کل قوا از زمستان 62 و همزمان با عملیات خیبر وارد صحنه اداره نبردها گردید درست زمانیکه عدم تحقق اهداف عملیات درآن زمان وشکست کامل عملیات بعدی در زمستان 63 موسوم به عملیات بدر که صدام آنرا ” ام المعارک” یا مادرجنگها می نامید شروع به کار وی را تحت الشعاع خود قرارداده بود.

هاشمی با درک موقعیت ازدست رفته برای صلح با عراق متجاوزدربعد ازخرمشهرکه سخت موردتاکید رهبران طیف ملی -مذهبی کشوربود بدنبال پیروزی دریک نبرد بزرگ برای ورود به صلح با رژیم بعثی عراق ازموضع قدرت بود امری که چندان خوشایند سرداران شکست خورده سپاه پاسداران نبود وآنها با توهم امکان پیروزی برصدام وبازکردن راه قدس ازطریق کربلا درخواست تبدیل دولت ایران به دولتی نظامی مشابه عراق و اجبارکردن مردم به شرکت درجنگ برای همه آحادملت ازیکسو و اختصاص کلیه امکانات کشور برای جنگ ازسوی دولت ازسوی دیگر بودند درحالیکه کشور
بدلیل تحریم های بین المللی ناشی ازاشغال سفارت آمریکا وکاهش درآمدهای نفتی بهیچوجه امکان چنین امری را نمی داد

پیروزی ایران درعملیات والفجر8 یا فتح شبه جزیره فاو گرچه ازنظرفنی ازیکسو و ازنظرجهانی بعد ازحدود 4 سال عدم موفقیت وشکست های پی درپی ازآزادی خرمشهردرسوم خرداد 61 تا بهمن 64 ازسوی دیگر بخودی خود ارزشمند بود اما فاقد جنبه های استراتژیک و موثر دروادارکردن صدام به دادن امتیازات درخواستی از سوی ایران برای خاتمه جنگ بود این عملیات با نارضایتی ودیوانه وارخواندن آن ازسوی بسیاری ازفرماندهان فعلی سپاه روبرو اما وضعیت نابسامان کشورواعمال فرماندهی هاشمی فرماندهان فوق را واداربه اطاعت کرد وآنها مدبرانه نیزدرتک های انحرافی وفرعی وقرارگاههای مربوطه بکارگرفته شدند.

پس ازنبردفاودرزمستان 64 بود که سیاست عدم غالب ومغلوب درجنگ ایران وعراق درراس استراتژی آمریکا قرارگرفت ومی بینیم که دونالدرامسفلد معاون وزیردفاع آمریکا دربغداد با ماموریت کمکهای اطلاعاتی درجبهه های جنگ زمینی ودریایی درشمال خلیج فارس بحضورصدام می رسد ودرتهران نیزرابرت مک فارلین پس ارسال چندین محموله مهم موشکهای ضدهوایی هاوک وضدزره تاو ونیزگلوله های توپهای 155 میلیمتری به ایران با کیک وانجیل وکلید واردمی شود هاشمی البته می گوید همکاری آمریکایی ها (واسراییلی ها) درفروش سلاحهای موردنیازما بدنبال کمکهای ما درلبنان ودررابطه با آزادی گروگانهای آمریکایی بوده است متاسفانه انتشاراطلاعات مربوط این تحرکات وروابط پنهانی بین ایران وآمریکا درنشریه الشراع لبنان که گفته می شود ازطریق مهدی هاشمی برادردامادآیت الله منتظری بوده است موجب ناکامی وعدم موفقیت کامل تلاش های دو گروه درطرفین گردید.

با عدم کفایت دستاورد عملیات فاو و استقرارنیروهای ایرانی درجبهه جنوبی بصره فرماندهان سپاه باردیگرطراحی عملیات حمله به بصره درمنطقه ابولخصیب که با دریاچه های مصنوعی تحت عنوان کانال پروش ماهی ودژهای بزرگ وکانال زوجی حفاظت می شد اما درواقع برگرفته ازطرح شهیدچمران درابتدای جنگ درجبهه دب حردان بود شروع کردند عملیات کربلای 4 که دراولین روز به شکست انجامید وعلت اصلی آن دربولتن های محرمانه لورفتن عملیات ازرده های بالا ذکراما درتبلیغات آنرا به گروههای مخالف ازجمله مجاهدین منتسب کردند!

دراینجا هاشمی کلیدی ترین نقش خود را که همطرازترغیب آیت الله خمینی به پذیرش قطعنامه 598 است ایفا می کند وآن وادارکردن فرماندهان سپاه به انجام عملیات کربلای 5 وواقع دربخش شمالی همان منطقه است وبازهم تلاش برای رسیدن به شرق بصره، درعرف نظامی دست زدن به عملیات درهمان منطقه ای که دشمن تنها دوهفته قبل شکست سختی را به شما واردکرده است نوعی دیوانگی بنظرمی رسد وبهمین دلیل نیزبسیاری ازفرماندهان سپاه که شعارهای شهادت طلبانه شان گوش فلک را کر کرده بود حاضربه تایید عملیات نشدند اما هاشمی با این استدلال که اتفاقا دشمن تصورمی کند که عملیات اصلی سالانه ما یا کربلای 4 شکست خورده است ما دیگرامکان حمله ازاین جبهه را نداریم وازسوی دیگرباتوجه به بسیج نیرووتجهیزات طی یکسال برای یک عملیات بازگرداندن آنهمه نیرو و پاسخ نداشتن به مردم ونظام ودستگاه سیاست خارجی وضعیت ما را ازنظربین المللی ضعیف می کند لذا باید تمام رزمندگان وفرماندهان با دید بازدراین عملیات شرکت کنند هاشمی با انحلال دوقرارگاه کربلا ونوح وتقسیم لشکر ها وتیپ های آن قرارگاهها به سه قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء وقرارگاههای نجف وقدس عملا فرماندهی عالی سپاه را واداربه حضوردرقرارگاه تاکتیکی زیرحجم آتش دشمن نمود درواقع جدا ازنتیجه عملیات کربلای 5 باید آنرا شاهکارهاشمی رفسنجانی درجنگ 8 ساله نامید.

ادامه دارد

Leave a Reply

Your email address will not be published.