هاشمی واپوزیسیون -بخش دوم

می گویند چرا عنوان مطلب خود در مورد هاشمی را وی و اپوزیسیون گذاشته ام و می گویم زیرا مخاطب اصلی من در این وجیزه اپوزیسیون وروشنفکران مخالف نظام وطرفدارتغییرنظام است ونه مردم عادی یا اصلاح طلبان واعتدالیون طرفداران هاشمی وحتی افراطیون طرفداران خامنه ای

پس ازناکامی درعملیات کربلای 4 و 5 بود که سپاه به این نتیجه رسید که درجبهه های جنوبوغرب دیگرامکان عملیات ندارد و این نهاد اداره کننده جنگ پس ازخرمشهرناچارشد به منطقه غیراستراتژیک شمالغرب وکردستان عراق پناه ببرد که بزرگترین اشتباه استراتژیک دوران 8 ساله جنگ بود زیرا کشاندن جنگ به حلبچه با توجه به توان محدود ایران دربسیج نیرو درواقع پیام آشکاری به دشمن متجاوز بود که اکنون جبهه های جنوب و غرب برای تجاور مجدد وی که بعدها عنوان ” دفاع متحرک” بخود گرفت مهیا می باشد واینچنین شد که در عرض چند ماه تمام دستاوردهای جنگ برای ایران ازدست رفت وخرمشهردوباره درمعرض سقوط قرارگرفت گرچه برخی ازفرماندهان ارشد عملیاتی سپاه نظیرسرداررشید نه تنها کرمانشاه بلکه خرم آباد را نیزدرخطرمی دیدند.

در این شرایط بازهم نقش آفرینی هاشمی کارساز شد و وی با متقاعد کردن آیت الله خمینی به پذیرش قطعنامه 598 که سال گذشته در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسیده بود توانست از سقوط کشور به گردونه دوباره جنگ جلوگیری کند نامه محسن رضایی و درخواست تجهیرات یک ارتش مقتدر بهمراه نیاز به بمب های لیزری و اتمی که بگفته آیت الله خمینی ازعهده یک ابرقدرت هم خارج بود و گزارش مهندس موسوی درخصوص فقدان منابع مالی بدلیل صادرات محدود وکاهش قیمت نفت نیزغیرممکن بودن ادامه جنگ را محرزمی ساخت.

هاشمی پس ازآن درهنگامه مرگ ایت الله خمینی ضمن تلاش برای تغییربخش هایی ازقانون اساسی وافزایش اختیارات رهبری و ریاست جمهوری ازطریق حذف پست های قائم مقام رهبری ونخست وزیری توانست در مساله جایگزینی رهبری بار دیگر نقش آفرین شود او توانست با کمک احمد خمینی زمینه رهبری دوست و یار قدیمی خود علی خامنه ای را فراهم آورد با این نیت که اهداف استراتژیک خود را در اداره کشور و اینبار در قالب ریاست جمهوری پیش ببرد بالاخص اینکه دوران سازندگی پس از جنگ در پیش بود.

پرداختن جدی به پروژه هایی که بعدا اثرات عمیق خود را در توسعه عرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور بجای گذاشت نشان ازچند بعدی بودن شخصیت هاشمی و در واقع جنبه های مثبت آن بود تنش زدایی با اعراب منطقه و غرب (که متاسفانه با فعال شدن موازی دستگاه ترور مخالفان در داخل و خارج از کشور دربیت رهبری آنرا عقیم گذاشت)، تلاش برای ایجاد یک نظام اقتصادی متعارف که کشور را از درونگرایی خارج و واداربه همگامی با استنانداردها وهنجارهای بین المللی می کرد، سرمایه گذاری بروی دانشگاه آزاد اسلامی وهمگانی کردن آموزش عالی، راه اندازی متروی تهران با قابلیت تعمیم به شهرهای بزرگ کشور، مجتمع های پتروشیمی برای جلوگیری از خام فروشی نفت و استقبال ار ورود سپاه تحت عنوان ورود قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء به پروژه های بازسازی مناطق آسیب دیده که اختصارا قرب یا قرارگاه بازسازی نامیده می شد والبته بعدا این قرارگاه نیز با درگیر شدن با پروژه های میلیارد دلاری عملا ماموریت اصلی خود را فراموش وبه تعبیری با حمایت خامنه ای به بزرگترین شرکت پیمانکاری کشور تبدیل ونقش ویرانگری دراقتصاد ایران بالاخص دررقابت نابودکننده با بخش خصوصی پیداکرد. کنترل اغتشاشات ناشی ازتغییر نظام بسته اقتصادی و دولتی ناشی از8 سال حاکمیت نظامی برکشور و ناشی ازجنگ با عراق وافزایش یکباره تورم بدلیل عمل جراحی های موردنیاز دراقتصاد کشورامری اجتناب ناپذیر بود که تنها ازعهده هاشمی برمی آمد و وی ازانجام آن ابایی نداشته وآماده پرداخت هزینه های آن بود.

اما دربخش توسعه سیاسی، حمایت ازکاندیداتوری محمدخاتمی ازجایگاه همزمان ریاست جمهوری ومجمع تشخیص مصلحت نظام ازطریق حزب کارگزاران سازندگی وپایگاه شهرداری تهران به کمک غلامحسین کرباسچی ومرکزمطالعات استراتژیک ریاست جمهوری به مدد موسوی خویینی ها درمقابل کاندیدای موردحمایت رهبری یعنی علی اکبرناطق نوری که مورد حمایت رهبری، فرماندهی سپاه، جامعه سنتی روحانیت واتاق فکرهای گوناگون همسوبا رهبری بود وشکست سهمگین خامنه ای درخرداد 76 بنیان اختلاف بین هاشمی وخامنه ای گردید که تا هم اکنون حتی درمرگ هاشمی بچشم می خورد (اشاره خامنه ای به اختلاف نظرخود با هاشمی وحجت الاسلام نامیدن وی درپیام بظاهرسوگوارانه خودبمناسبت فوت هاشمی وجلوگیری ازشرکت خاتمی درمراسم تشییع جنازه هاشمی)
متاسفانه عناصرتندروی اصلاح طلب که ازپیروزی خود دردوم خرداد 766 سرمست شده بودند بتدریج بنای ناسازگاری با ولی نعمت خود را گذاشته وبا اقداماتی ازقبیل ” عالیجناب سرخپوش” نامیدن وی درماجرای قتلهای زنخیره ای زمینه حذف وی ازمجلس ششم را فراهم آوردند واین درشرایطی بود که جناح حاکم نیز وی را بدلیل حمایت ازخاتمی ونیزتحت فشارگذاشتن نیروهای افراطی تحت عنوان دفاع ازاشرافی گری زیرمنگنه گذاشته بودند هاشمی در دوره ریاست جمهوری خود تلاش کرده بود با عبورازاقتصاد دولتی وشبه سوسیالیستی به اقتصاد نسبتا آزاد ولیبرالی که رفاه مردم بعد ازجنگ را نوید می داد به قول خود جنوب شهررا به شمال شهرنزدیک کند وی مخالفان شیه نظامی خود یا انصارحزب الله را که مواردی چون مخالفت با نامگذاری انگلیسی خیابانها یا مبارزه خیابانی با بد حجابی را پیشه خود کرده بودند مشتی “جلمبر” خطاب کرده بود که تا هم اکنون آثارآن درحمله این عناصربه وی تحت عنوان حمایت ازاشرافی گری مشهود است.

متاسفانه برخورد عناصرتندرو درجبهه اصلاح طلبان با هاشمی عملا وی را به موضع مخالف جبهه دوم خرداد راند بطوریکه درهنگام برخوردشورای نگهبان با مجلس اصلاح طلبان یا مجلس ششم لوایحی که برای حل اختلاف بین این دونهاد به مجمع تشخیص مصلحت می رفت عمدتا بنفع شورای نگهبان تمام می شد.

درسال 84 بود که هاشمی با نومیدی ازدوجناح تصمیم گرفت خود وجریان حامی خود را وارد انتخابات ریاست جمهوری نماید اما خامنه ای با دومرحله ای کردن انتخابات ابتدائا کاندیدای اصلاح طلبان یعنی مهدی کروبی را با مهره هاشمی ازمیدان بدرکرد وسپس خود هاشمی را با مهره احمدی نژاد ازعرصه انتخابات حذف نمود هردو مهره اصلی حذف شده معتقد به تقلب درانتخابات بودند.هاشمی دراین مرحله ازموضع گیری تند خودداری وتنها باصدوربیانیه ای گلایه مند شکایت خود را همانند قبل (احتمالا اشاره انتخابات ریاست خبرگان رهبری) ازداورانی که نشان داده اند نمی خواهند یا نمی توانند کاری بکنند به دادگاه عدل الهی برد و
گفته بود درانتقام الهی اگرکسی معاقب شود قطعا مردم، انقلاب اسلامی وایران نخواهد بود وی درهمان گلایه نامه به هزینه های دهها میلیاردی ازبیت المال برای تخریب ظالمانه خود وخانواده اش سخن رانده بود وجزای مرتکبین چنین ظلمی به کشورومردم وخود را به خسرالدنیا والاخره حواله داده بود بدیهی بود که منظورهاشمی کسی بغیرازخامنه ای واعضای اصلی شورای نگهبان یعنی احمدجنتی ودوسه تن دیگرنبودند.

اما شاید مهمترین یا آغازطرح عمومی تقلب درانتخابات درپاییز87 ازسوی هاشمی مطرح شد وی که موفق شده بود به کمک یک سامانه آنلاین متکی به سیستم مویایل کشور بامدیریت فرزندش مهدی ازتقلب درانتخابات مجلس خبرگان رهبری سال 85 جلوگیری کرده با پیروزی قاطع برمخالفانی چون آیت الله یزدی وجنتی پیروز شود اینباربا سیاستی محکم تردرموضوع تقلب درانتخابات ریاست جمهوری واردمیدان شد وی درهمایش جنجالی سی سال قانونگذاری درمجلس شورای اسلامی گفته بود ” اگرمردم احساس کنند رأی‌شان درسرنوشت آنان بی‌اثر است و متولیانی پیدا شوند که رأی آنها را هرجوری که می‌خواهند، بخوانند آنگاه دلسرد می‌شوند؛ چون مردم مسلمان‌اند وهیچوقت به کشورخیانت نمی‌کنند.” بدنبال این امربود که رهبری درسخنرانی نوروزی خود درسال 88 شبهه افکنی درمورد تقلب درانتخابات را رد اما هاشمی ازطریق خطبه های نمازجمعه و راه اندازی کمیته ای تحت عنوان صیانت ازآراء وبااستفاده ازهمان سامانه تلاش کرد به موازات وزارت کشوروشورای نگهبان زمینه یک نظارت مردمی را برانتخابات فراهم آورد ریاست این کمیته که درستاد مهندس موسوی مستقرشده بود با محتشمی وافرادی نظیرمهدی هاشمی، مرتضی الویری، مرتضی حاجی و.. بوده وگزارش تفصیلی این کمیته ازانتخابات ریاست جمهوری دوره دهم یکی ازدقیق ترین گزارش ها مبنی بروقوع تقلب درآن انتخابات می باشد. نامه بدون سلام هاشمی به خامنه ای در

انتخابات 88 وتقلب مجدد با دستکاری درنتیجه انتخابات وجابجایی بیش ازده میلیون رای ودقیقا تکرارهمان تقلب درانتخابات دوره نهم یا خرداد 84 با این توهم که دراین دوره هم حداکثرواکنش کاندیدحذف شده واگذاری آمرین وعاملین تلب به روزجزاء وخداوند خواهد بود اما نتیجه ای دیگرداشت وآن تحقق پیش بینی بحران توصیف شده درنامه تاریخی وبدون سلام 19 خرداد هاشمی به خامنه ای بود که بظاهرتحت عنوان شکایت ازتوهین به خود واعضای خانواده اش ازسوی احمدی نژاد درمناظره تلویزیونی با موسوی نوشته شده بود ولی محتوای بسیاری ازموارد ازجمله دوباراشاره به سخنرانی خامنه ای درمشهد، اعلام مجدد مخالفت خود با روند جاری اداره کشور، هشدارنسبت به شورش ها وفتنه های خطرناک در آینده درجریان انتخابات وناشی ازعدم برگزاری سالم آن که دود آن درفضا قابل مشاهده است و… بود واینکه تمام این موارد درصورت صلاحدید واقدام موثر رهبری درفرصت باقیمانده باعث نجات کشورازخطر، تحکیم وحدت ملی واعتماد عمومی می شود ولی درصورت عدم اقدام مصداقی براین خواهد بود که سرچشمه شایدگرفتن به بیل، چوپرشد نشاید گرفتن به پیل

ادامه دارد

Leave a Reply

Your email address will not be published.