هاشمی واپوزیسیون -بخش سوم

هاشمی پس ازانتخابات ریاست جمهوری خرداد 88 وتقلب مجدد چندین محورمهم را دردستورکارخود قرارداد اول تلاش درجهت برگرداندن اعتماد به مردم ازطریق اجرای قانون، دادن فرصت به همه برای طرح مسائل خود ازرسانه ها وبالاخص صداوسیما، آزادی زندانیان سیاسی و آزادی مطبوعات که درخطبه نمازجمعه 26 تیرماه 88 وی بعنوان آخرین نمازجمعه هاشمی مطرح وپس ازآن برای همیشه وی سنگر30 ساله نمازجمعه را بعنوان پایگاه وتریبون عمومی حاکمیت ترک کرد این پاسخ وی به درخواست های مکرربازگشت به نمازجمعه بسیارپرمعنی بود که گفته بود من با خود عهد کرده ام که درخطبه نمازدروغ وچیزی که برخلاف حقیقت باشد نگویم بهمین دلیل نمی توانم دراین مراسم سیاسی -عبادی شرکت کنم.
دوم تلاش برای نشان دادن مواضع مغایر وچالشی خود با حاکمیت درمسائل مختلف وبااستفاده ازاندک امکانات رسانه ای ازقبیل نشر خاطرات خود که بعنوان مثال به ماجرای شورایی بودن رهبری، انتخابات آزاد، محدود کردن ردصلاحیت ها توسط شورای نگهبان برای مشارکت حداکثری مردم ومخالفت با دخالت ایران درسوریه برای حفظ بشارالاسد می توان اشاره کرد وی که ازسوی خامنه ای ودستگاه احمدی نژاد بایکوت، ممنوع التصویر و ملاقاتهای خارجی وی بشدت محدود شده بود با استفاده ازدیدارهای اندک مردمی توانست دیدگاههای خود را به نظرمردم ایران برساند دیدگاههایی که از آشکارشدن نافرمانی احمدی نژآد ازخامنه ای وخانه نشینی یازده روزه رییس جمهورانتصابی رهبری دردرفروردین 90 (درکمترازدوسال ازجنبش سبز) شتابی تازه بخود گرفت ونشان داد مواضع هاشمی وهمراهان وی ازجمله خاتمی، موسوی وکروبی واکثریت مردم ایران درست بوده است.

یکی ازمهمترین تاکتیک های هاشمی درپس ازخرداد 88 ماجرای انتخاب مجدد ریاست خبرگان رهبری دراسفند89 بود که رهبری وخیرگان با استفاده ازتجربه شکست وحشتناک درسالهای 86 (جنتی با 31 رای درمقابل هاشمی با 41 رای) وبعد هم مجددا درسال 87 (محمدیزدی با 26 رای درمقابل هاشمی با 51 رای ) می دانستند که هیچکس را یارای رویارویی با هاشمی نیست وعلیرغم اینکه ترکیب مجلس خبرگان دستچین شده ازروحانیون تابع ولایت فقیه است ولی کاریزمای هاشمی برهمه چیزبرتری داشت لذا پس ازشروع بحثها عده ای بحث عدم صلاحیت هاشمی را بدلیل موضعگیریهای وی درقبال انتخابات 88 علم کرده ودرخواست حذف وی را داشتند ازسوی دیگرهاشمی نیزحضوردرخبرگان رهبری را مهمترازریاست آن می دانست واین دوخواسته باعث شد تا ایشان شرط بگذارد که اگرمهدوی کنی کاندیدریاست خبرگان بشود وی کاندید نخواهد شد ودلیل آنهم جانبداری مهدوی کنی ازوی درمقابل اتهامات احمدی نژاد بود ونهایتا نیزمهدوی کنی پس ازانتخاب گفته بود که ریاست خبرگان رهبری ازسوی هاشمی بوی تفویض شده است وآرای وی درواقع آرای هاشمی است.

شاهکار دیگرهاشمی ثبت نام وی درآخرین لحظات کاندیداتوری ریاست جمهوری دوره یازدهم درسال 92 بود که نشان داد علیرغم تلاش بی وقفه برای ترورشخصیت هنوزاین پتانسیل دروی برای به معرض قضاوت گذاشتن خود درمقابل ارای مستقیم مردم را دارد امری که هیچگاه درخامنه ای ومقامات ارشد نزدیک به وی نظیرمصباح یا دیگران دیده نمی شود دراین هنگام عده ای اینکارهاشمی را انتحارسیاسی وعده ای آنرا سونامی هاشمی خواندند که تمام بافته های حاکمیت را طی 8 سال گذشته وبالاخص حکومت نظامی غیررسمی پس ازخرداد 88 را پنبه کرده باردیگرعدم مشروعیت رقبای خود را به نمایش خواهد گذاشت حضورشتابزده وزیراطلاعات وهمران وی درشورای نگهبان واعلام حمایت قاطع مردم ازکاندیداتوری هاشمی که کاملا درنقطه مقابل رهبری بود موجبات ردصلاحیت وی را توسط شورای نگهبان فراهم آورد اما تدبیرقبلی هاشمی برای جلوگیری از استعفای روحانی ازکاندیداتوری به نفع خود کارساز وتوانست نقشه رهبری را برای حقنه کردن کاندیدای خود یعنی سعید جلیلی به مردم خنثی نماید.

هاشمی پس ازپیروزی قاطع نزدیکترین فرد بخود ودورترین فردرهبری درانتخاباتی که شش کاندیدای آن همگی ازیک خاستگاه سیاسی – ایدئولوژیک یعنی جناح راست درون حکومت برخورداربودند نظیرجبهه های جنگ اصل تعاقب دشمن را پی گرفت وفورا به سراغ دو مرجع شهرداری تهران ودانشگاه آزاد رفت که اولی ازسوی سردارقالیباف (همشهری خامنه ای وشاگرد وی ) برای 8 سال براین جایگاه باهدف استفاده ازآن بعنوان سکوی پرش به ریاست جمهوری چمباته زده بود ودومی نیزبا تغییراتی که خامنه ای بااستفاده ازابزارشورایعالی انقلاب فرهنگی درهیات امنای دانشگاه آزاد بعمل آورده بود با دوسال عملیات تعقیب وگریزسرانجام تحت نظارت مستقیم وی ازطریق انتصاب یکی ازسرسپرده گان خود بنام فرهاد دانشچو (برادرکامران دانشجو با سابقه تقلب درانتخابات 88 وروانه کردن 3700 ازپیروان ولایت به دانشگاه با بورسیه های جعلی) قرارگرفته بود.

هاشمی برای زدن قالیباف ازفرزندخودمحسن استفاده وتقریبا مطمئن به انجام آن شده بود وقالیباف که طبق قانون تشکیلات شوراهای اسلامی وانتخابات شهرداری امکان انتخاب برای دوره سوم شهرداری تهران را نداشت وازسوی دیگرحتی درمیان شورای اسلامی شهرتهران دراقلیت قرارداشت توانست با تطمیع یکی ازنمایندگان نفوذی اصلاح طلبان درشورای شهربنام الهام راستگو با اختلاف تنها یک رای اکثریت آرای نمایندگان راه یافته به شورای شهرتهران را ازآن خود کرده وهمچنین به کمک قوه دست نشانده قضاییه (منتظری دادستان فعلی کشورورییس دیوان عدالت اداری وقت برخلاف قانون درپشت شهردارتهران باقی بماند وی دراولین گام قراردادی به مبلغ 20 هزارمیلیاردتومان را به سپاه داد وبعدا نیزبخش عمده حدود ده هزارمیلیارد تومان املاک شهرداری را بنام سرداران کت وشلوارپوش دربخش های مختلف شهرداری وخارج شهرداری اختصاص داد که یکی ازآنها خانم الهام راستگوبود.
اما درخصوص ریاست دانشگاه آزاد که درمیان سایردانشگاهها بدلیل تعداد دانشجو واموال وقفی دراختیارنقش محوری داشت درحالیکه تنها 17 ماه ازریاست فرهاد دانشجوبرآن تراست علمی – اقتصادی – سیاسی نمی گذاشت این مهره خامنه ای و شورایعالی انقلاب فرهنگی را با آرای 6 درمقابل 2 رای برکناروحمید میرزاده کرمانی را جایگزین وی کرد بجرئت می توان گفت برکناری زودهنگام فرهاددانشجو با توجه به ترفندهای دوساله خامنه ای برای دراختیارگرفتن ریاست آن دانشگاه یکی ازسیلی های مجکمی بود که به صورت خامنه ای ازسوی هاشمی درشهریور92 یعنی درکمترازیکماه ازاستقراردولت روحانی نواخته شد.

مذاکرات با گروه 1+5 ورساندن آن به توافق برجام را علیرغم “نرمش قهرمانانه” وپنهانی خامنه ای که ازیک سال قبل ازروی کارآمدن دولت روحانی ودردوره ریاست جمهوری احمدی نژاد درعمان شروع شده بود نیزبه ترتیبی که توضیح خواهم داد نیز باید به حساب شاهکارهای هاشمی گذاشت واگرهیچ دلیلی برای آن نداشته باشیم اولا قرارگرفتن خامنه ای درکناردلواپسان درمخالفت با برجام ثانیا قرارگرفتن هاشمی درکنارمقامات دولت روحانی بعنوان مجریان توافق برجام وثالثا دفاع مطلق وبدون قید وشرط هاشمی هم ازتوافق اتمی وهم هیات مذاکره کننده درمقابل دفاع مشروط و فاقد اعتباروارزش وهمراه با حرکت زیکزاکی خامنه ای درمراحل مختلف مذاکرات 20 ماهه (ازنوامبر2013 تا ژوئن 2015) ازدلایل روشن نقش هاشمی دراین توافق با جامعه بین الملل بود توافقی که به اعتراف همگان نه تنها به مرحله تحریم های منجربه فازنفت درمقابل غذا ودارو وسایه جنگ برسرکشوررسیده بود بلکه درداخل نیزکشوررا آبستن شورش گرسنگان کرده بود که هنوزهم بدلیل اخلال درمدیریت اجرایی کشورازسوی خامنه ای ودلواپسان وجلوگیری ازآواربرداری ازخسارتهای بعمل آمده طی یک دهه حاکمیت مطلق ویکدست اصولگرایان برکشورادامه دارد.

انتخابات تعیین کننده مجلسین شورای اسلامی وخبرگان رهبری دراسفند 94 را باید آخرین ضربه هاشمی برپیکرسیاسی خامنه ای وحامیان مافیایی وی دانست که برای بقاء برقدرت ودراختیارگرفتن سپهرسیاسی کشورو غارت منابع عمومی ودولتی ازهیچ کاری رویگردان نیستند دراین راه شورای نگهبان با قلع وقمع کامل کادرهای اصلی اصلاح طلب به بهانه شرکت یا سکوت درمقابل آنچه فتنه خرداد 88 می خواندند تنها با شرکت تعدادمحدودی ازکادرهای درجه سوم اصلاح طلب درانتخابات موافقت تا نمایش برگزاری انتخابات رقابتی آنها رنگ ولعاب واقعی بخود بگیرد اما درخصوص کاندیداهای مجلس خبرگان وضع به مراتب بدتربود زیرا با توجه به تجربه های قبلی وآرای نمایندگان به هاشمی درمقابل افرادی نظیرجنتی ویزدی بازهم نیازبیشتری به پاکسازی این نهاد ازنمایندگان احتمالی متمایل به جریان اصلاحات یا اعتدال به چشم می خورد لذا علاوه برافزایش تعداد نمایندگان به 88 نفرتعداد 55 تن ازآنان ابقاء و33 روحانی جدید وعمدتا با گرایش به جناح راست وارد کارزارخبرگان رهبری گردیدند کارزاری که با توجه به اخباربیماری خامنه ای احتمالا مسئولیت تعیین رهبرآینده کشوررا برعهده خواهد داشت (درواقع شورای نگهبان برای اطمینان ازترکیب موردنظرخود درمجلس خبرگان مجبوربه تغییر 43% نمایندگان درمجلس مذکورگردید ). هاشمی با توجه به کاریزمای خود وآگاهی که به توانایی هاونقش محوری خود درعبوراز بحرانها داشت معتقد بود ریاست مجلس خبرگان درصورت فوت خامنه ای فاقد هرگونه ارزش بوده ووی درآن بزنگاه تاریخی توان تغییرمعادله انتخاب رهبری را به نفع مردم ونیزدادن مشروعیت زمینی ونه آسمانی به نظام اسلامی ورهبران آن خواهد داشت.

هاشمی با توجه به ردصلاحیت های بی سابقه اینبارازیک تاکتیک جدید وموضع سلبی برای نشان دادن بی اعتیاری رهبری واقلیت پیروان وی وارد شد وآن برنامه ریزی برای رای نیاوردن سه شخصیت کاملا شناخته شده و وفاداربه رهبری موسوم به مثلث جیم یعنی جنتی، یزدی ومصباح بود با تاکتیک فوق ازانجاییکه جنتی ریاست شورای نگهبان ومحمدیزدی ریاست خبرگان رهبری را برعهده داشت عملا اقدامات وتصمیمات این دونهاد ازاعتبارساقط می شد وحذف مصباح یزدی نیزبدلیل نقش محوری وفرصت طلبانه وی درنظریه پردازی افلاطونی پیرامون قدرت آسمانی ولایت فقیه ومشرک ومرتد خواندن معترضین به آن وبی اعتباری نظرورای مردم درحکومت اسلامی وصدورفتاوی که نوعی مجوزشرعی برای مباح بودن قتل وکشتارهای جمعی مردم درصورت عدم بیعت با حاکم یا دادن وجاهت شرعی به غارت بیت المال توسط رهبری تحت عنوان اختیارات ولایت فقیه وانفال نیزعملا به معنی ساقط کردن پشتوانه شرعی اقدامات تبهکارانه باند حاکم محسوب می گردید.
(لازم به توضیح است با مرگ مهدوی کنی وفضای سنگین وتهدید های رهبری وشورای نگهبان برعلیه هاشمی نهایتا محمد یزدی به ریاست خبرگان رهبری درفاصله اسفند 93 تا خرداد 95 رسید ولی تعداد 24 رای هاشمی درمقابل 47 رای یزدی نشان داد که علیرغم تمامی تخریب ها وفضاسازیها وردصلاحیت ها هنوزهاشمی ازحمایت یک سوم نمایندگان خبرگان رهبری درمقابل دوسوم دیگربرخورداراست واین امرزنگ خطررا برای رهبری وشورای نگهبان برای تسویه کاندیدها درانتخابات دوره پنجم خبرگان رهبری به صدادرآورد)

انتخابات اسفند94 وحذف کامل سه کاندیدموردنظریا مثلث جیم برگ برنده هاشمی درمقابل خامنه ای بود تا بوی نشان بدهد که وی ازحداقل محبوبیت مردمی نیزبرخوردارنیست وطرف مقابل با وادارکردن یکی ازنمایندگان راه یافته ازتهران به انصراف توانست ازسه کاندیدحذف شده تنها جنتی را بعنوان آخرین یا شانزدهمین نماینده خبرگان ازتهران روانه این مجلس بکند تا به کمک دیگرنمایندگان دست راستی عبورداده شده ازردصلاحیت های گسترده ترشورای نگهبان وعدم تمایل هاشمی به شرکت درانتخابات ریاست مجلس خبرگان وی را بعنوان ریاست مجلس خبرگان رهبری معرفی کنند اقدامی که ضمن نشان دادن اراده رهبری ومافیای حاکم برای تسلط براین مسند درمقابل اراده وخواست مردم تبدیل به یک طنزمعروف ” جنتی ازآخراول شد” گردید ! جالب اینکه تقریبا تمام طیف راست کشورازرهبری گرفته تا مقامات ورسانه صداوسیما ونشریاتی چون کیهان لیست های موردحمایت هاشمی را ” لیست انگلیسی” می نامیدند وتنها وقتی با پیامدهای شعارهای خود درراه یافتن کاندیداهای مخالف وحذف کاندیداهای موردحمایت خود روبرو شدند متوجه شدند ادامه چنان شعارهای بی پشتوانه ای تنها اعتراف به شکست خود درمقابل روباه پیرو استعمارفرتوت به تعبیرآقایان است!

هاشمی درآخرین ایام عمروبا استناد به دوانتخابات 92 و94 معتقد بود که مردم ایران به خودآگاهی رسیده وبا جریان آزاد اطلاعات ونه آنچه که اراده حاکمیت وازطریق رسانه های وابسته به آن بالاخص صداوسیما دیکته می شود حرکت می کنند وی درهمین رابطه بود که گفته بود ” حال که مملکت به اینجا رسیده و مردم به این سطح ازآگاهی ها رسیده اند، الحمدالله می توانم با خیال راحت سربربالین مرگ بگذارم” وآخرین سخنان وی نیزدرخصوص شخصیت امیرکبیرو محروم شدن کشورازمغزها ووطن پرستان ونیز نگرانی ازحیف ومیل دردرآمدهای 800 میلیارددلاری نفتی بالاخص دردوران احمدی نژاد وعدم رسیدگی به آن بود.

ادامه دارد

Leave a Reply

Your email address will not be published.