خامنه ای، ترامپ وافشای چهره واقعی آمریکا

عیب می جمله چوگفتی هنرش نیزبگو
نفی حکمت مکن ازبهردل عامی چند

خامنه ای دردیداربا گروهی ازافسران نیروی هوایی که نمایشی کمدی از تراژدی بیعت برخی ازهمافران آن نیرو با آیت الله خمینی در18 بهمن ماه 57 بود سخنانی را دررابطه با آمریکا ونظام سیاسی حاکم برآن مطرح کرد که با نگرشی ژرف درآن ومقایسه دونظام سیاسی درایران وآمریکا عملا خط بطلانی برنظام سیاسی خویش می باشد ونه ایالت متحده آمریکا

وی گفته است:
” البته ما ازاین آقای تازه‌آمده (دونالد ترامپ رییس جمهورجدید آمریکا) متشکریم چرا که زحمت ما را کم کرده وبا نشان دادن چهره واقعی امریکا، حرفهای ۳۸ ساله جمهوری اسلامی ایران را درباره فساد سیاسی، اقتصادی، اخلاقی واجتماعی دستگاه حاکم برآمریکا ثابت کرده است.
خامنه ای همچنین اضافه کرده است:
” رئیس جمهورجدید با حرفها و اقدامات خود درمبارزات انتخاباتی و روزهای اخیر، ماهیت واقعی امریکا را عریان درمقابل چشم مردم جهان به نمایش گذاشته ونشان می دهد حقیقت امریکا چیست.” وی سپس دستگیری وبازداشت یک کودک پنج ساله را مصداقی ازحقوق بشرآمریکایی ذکرمی کند.

ما فعلا درپی آن نیستیم تا با مقایسه شعارهای انتخاباتی دونالد ترامپ ومقایسه آن با شعارهای انتخاباتی شش نامزد ریاست جمهوری درایران نشان بدهیم که کدام کشور بصورت سیستماتیک درفساد به قول ایشان همه جانبه غرق شده است زیرا نهایتا می شود ادعا کرد که اینها شعارانتخاباتی است وازاهمیت خاصی برخوردارنیست کما اینکه خود خامنه ای هم درخصوص شعارهای انتخاباتی کاندیداها درایران چنین ادعایی کرده بود اما می توان با مقایسه عملکردی دو نظام سیاسی حاکم برایران وآمریکا میزان صحت یا دروغ های نهفته درسخنان رهبرنظام اسلامی ایران را که روزبه روزبه نظام سیاسی حاکم برکره شمالی نزدیک می شود را دربوته آزمایش قرارداد.

درآمریکا که قدرت رییس جمهوریک قدرت واقعی درحد رهبری درایران است دونالد ترامپ با یک دستوراجرایی که مشابه حکم حکومتی ولایت فقیه یا فرمان همایونی شاه سابق است برخی ازاتباع 7 کشورخاورمیانه (ونه اتباع بومی وغیربومی آمریکا ) را که دولتهای آنها ( ونه مردم یا اتباع آن کشور) حامی تروریزم بین المللی شناخته می شوند درزمره یک ممنوع الورودی 90 روزه قرارمی دهد اما ببینید چه اتفاقی می افتد.

1- مردم ونهادهای مدنی بسرعت بسیج شده وصدها وکیل درسراسرآمریکا روانه فرودگاهها شده تا ازحقوق مسافران مهاجر بطور مجانی دفاع وآنها را ازگمرک رد کنند.

2- مسلمانان ومسیحیان آزادیخواه وتابع قانون ومدافع حقوق بشر درفرودگاههای مهم درچهارگوشه آمریکا ازتگزاس گرفته تا نیویورک واز سانفرانسیکو ودیترویت گرفته تا واشنگتن وبستن ولس آنجلس وآتلانتا تظاهرات براه انداخته وحتی درامنیتی ترین فرودگاه جهان یعنی فرودگاه بین المللی دآلس واشنگتن دی سی نمازجماعت اعتراضی برپا می کنند. عمده این معترضین ازکشورهای فوق وبرخی کشورهای آفریقایی بوده ودربخش های پایین دستی جامعه آمریکا شاغل می باشند یعنی عملا شهروند درجه 2 می باشند دربرخی ازایالتها نیزمردم آمریکا با حضوردرمساجد بزعم توهین به مسلمانان با آنها همدردی می کنند.

3- یک قاضی فدرال ابتدا دربستن وسپس درایالت واشنگتن دستورلازم الاجرای ریاست جمهورپرقدرت آمریکا را لغو می کند و دستگاههای اجرایی تابع دولت موظف به اجرای آن می شوند واین نهادها بخوبی می دانند که درصورت عدم اجرای دستور قاضی به نفع رییس جمهورسروکارآنها با قانون خواهد بود.

4- کلیه موسسات ونهادهایی که مهاجرین یا دارندگان ویزا بنحوی با آنها در رابطه بوده از مسافران بیمار گرفته تا دانشجویان ویا افراد شاغل درنهادهای دولتی و شرکتهای خصوصی برای کمک به این مهاجرین که از نظر رییس جمهوری یا نهادهای تابع دولت بنوعی متهم شناخته شده اند بسیج می شوند در نیویورک یک دانشجوی ایرانی که فرزندش نیاز به عمل جراحی چشم داشته است توسط 5 وکیل خیرخواه آمریکایی همراهی واسکورت می شود.

5- دربسیاری ازشهرهای آمریکا تظاهرات برعلیه رییس جمهوری ودستوراجرایی وی برگزار وانواع شعارها، پوستر، کاریکاتورا وحتی الفاظ رکیک برعلیه وی به نمایش در می آید وپلیس تنها انتظامات این تظاهرات را برعهده داشته وهیچگونه اقدامی برای سرکوب معترضین بعمل نمی آورد. این افراد با شعاربرعلیه رهبرکشورخود متهم به ساختارشکنی وتلاش برای سرنگونی نظام یا جاسوسی بنفع سومالی یا سودان وایران و عراق وسوریه نمی شوند!

6- تمام شبکه های تلویزیونی آمریکا ازمخالف تا موفق رییس جمهورآمریکا به پوشش این اعتراضات می پردازند زیرا این شبکه ها تحت کنترل دولت نبوده وخود باید بودجه خود را ازطریق مخاطبین دربیاورند لذا موظف به انعکاس نظرات مردم می باشند.این درحالی است که رییس جمهورآمریکا مدعی است رسانه ها نقش مهمی دربزرگنمایی این موضوع داشته اند.

7- درتمام این مدت دونالد ترامپ رییس جمهورآمریکا ونهادهای زیربط ازجمله وزارت امنیت ملی، وزارت دادگستری ونمایندگان حامی ترامپ درمجالس سنا وکنگره و…بطور تمام قد ازتصمیم متخذه وفرمان اجرایی دفاع کرده ومی کنند اما تابع دستور یک قاضی فدرال مبنی برلغو وعدم اجرای فرمان اجرایی فوق می باشند.

8- نزدیک به 500 دیپلمات شاغل وبازنشسته به دستوراجرایی ریاست جمهور در مورد ممنوعیت ورود برخی ازاتباع 7 کشوریاد شده که بعضا دردنیا به شرارت و حمایت ازتروریزم معروف اند (ازسومالی وسودان گرفته تا عراق وسوریه وایران) اعتراض کرده بدون اینکه نگران اخراج خود ازدستگاه دولت یا متهم به حمایت و همراهی با تروریست ها یا اصحاب فتنه بشوند یا حتی بعنوان ساکتین فتنه توسط دولت یا شورای نگهبان آمریکا ! ردصلاحیت بشوند

9- خامنه ای تمامی این صحنه های زیبا ازحاکمیت اراده ملی، تفکیک قوا وقدرت قوه قضاییه، برتری قانون برهمه چیز، آزادی ودموکراسی، مستقل بودن رسانه ها، جامعه مدنی وارجعدم تبعیض درجامعه و…را نادیده گرفته وبه تحت نظرقراردادن یک پسر بچه 5 ساله ایرانی تبعه آمریکا درفرودگاه دآلس واشنگتن بعنوان نقض حقوق بشر دراین کشوراشاره وازهمگان می خواهذ این سحن وی و واقعه فوق را ملاک قضاوت خود در رد نظام سیاسی آمریکا قرارداده تا اتهام نقض گسترده حقوق بشر درنظام تحت سلطه خود را توجیه نماید اما حقیقت آن ماجرا را هم ازمردم پنهان می کنذ وآن سفر تنهایی این پسر بچه تبعه آمریکا بهمراه یک مرد جهت تحویل به مادر خود در ترمینال ورودی بوده است که این امر درابتداء ازنظر افسراداره مهاجرت بعنوان قاچاق انسان مشکوک بنظر می رسد و این افسر تا اتمام تحقیقات و اطمینان از عدم بچه دزدی این پسربچه را توقیف می کند بنظرمی رسد این زمان 4 ساعت (با احتساب معطلی درصف مسافران وچک آنها) طولانی بوده و ظاهرا امکان تسریع در این امر همراه با طی روال قانونی احراز هویت وتعلق این پسربچه به مادرمنتظردرترمینال وجود داشته است.

10- رییس جمهور آمریکا در فرمان اجرایی خود نه آمریکایی های بومی یا کسانی که از طریق قانونی تابعیت آمریکا را کسب کرده اند بلکه افرادی دیگر کشورها را تابع قانون ممنوعیت ورود قرارداده بود و این خود نشاندهنده اعتبار تابعیت و پاسپورت آمریکایی است.

حال برگردیم به ایران خودمان وهمین امررا با یک پدیده مشابه مثلا انتخابات خرداد 88 و اعتراض مردم ایران که درهمان سخنرانی مورداستناد رهبری قرارگرفته مقایسه کنید

1- چهارکاندیدای ریاست جمهوری ازمیان دهها وصدها کاندید که یکی 8 سال در دوران انقلاب وجنگ نخست وزیربوده یکی دو دوره رییس مجلس بوده ویکی یک دوره رییس جمهوربود وآخری هم 16 سال فرمانده کل سپاه و12 سال دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام بوده موردتایید شورای نگهبان منصوب رهبری قرارگرفته وارد مبارزات انتخاباتی می شوند.

2- سه تن ازاین چهارکاندید به چندین دلیل روشن مدعی تقلب درانتخابات می شوند اما رهبری بدون توجه به این اعتراضات درهمان شب فرد منتسب به خودش را برنده اعلام کرده است وازکاندیداهای مزبورمی خواهد اعتراض خود را به شورای نگهبان بعنوان مجرای قانونی ارجاع بدهند کاندیداهای معترض می گویند اگرقراراست به اعتراضات آنها رسیدگی شود چرا رهبری دریک اعلام زودهنگام برانتخاب وفردموردنظرخود صحه گذاشته است؟ چرا ازتشکیل یک هیات بیطرف یا مرضی الطرفین بجای شورای نگهبان که خود یکطرف دعوی بوده است برای رسیدگی به شکایت تقلب درانتخابات حمایت نمی کند؟ (همانطوریکه بعدا با وجود مجمع تشخیص مصلحت نظام دردعوای بین قوه مجریه ومقننه اقدام به تشکبل هیات حل اختلاف به ریاست آیت الله شاهرودی کردند)

3- معترضین به تقلب درانتخابات که رقم آنها به اعتراف شهردارتهران به حداقل 4 میلیون نفرمی رسد دست به تظاهرات آرام می زنند که درقانون اساسی ایران به رسمیت شناخته شده است اما این تظاهرات بنا به دستور رهبری والتیماتوم وی در نماز جمعه روز قبل به خاک وخون کشیده می شود ضمن آنکه دوکاندیدا معترض نقشی هم درفراخوان به اعتراضات خیابانی نداشته اند وآرای کاندیدای معترض سوم نیزبعدا به اعتراف سخنگوی شورای نگهبان پس ازرسیدگی وشمارش تعدادی ازصندوق آراء بیش از40 هزاررای کمترمی شود !(بهترین دلیل برتقلب)

4- قطع شبکه تلفن های موبایل،حمله وبستن دفاترکاندیداها درهمان شب ودستگیری صدهافعال سیاسی عضو ستادها وهمراه کاندیداهای معترض نظیر فیلم ” شب روی شیلی” که احکام دستگیری آنها به تاریخ سه روزقبل ازانتخابات است وانحلال کمیته صیانت ازآراء اعلام می شود.دهها زندان، بازداشتگاه ومحل های امن پذیرای دستگیر شدگانی می شوند که بعضا نظیربازداشتگاه کهریزک شاهد قتل شش تن ازجمله پزشک بازداتشگاه شده ودهها مورداعمال شکنجه وتجاوز زندانیان سیاسی به مراجع ذیصلاح گزارش می گردد

5- دهها نفرازمعترضان خیابانی وغیرخیابانی توسط نیروهای ویژه وبعضا ناشناس به قتل می رسند درحالیکه به ادعای فرماندهان انتظامی بیش از250 هزارنیرو (معادل 25 لشکرآمریکایی و50 لشکرروسی) ماموریت برقراری امنیت تنها درشهرتهران باستثنای شهرهای دیگربوده اند و تا کنون که 8 سال ازآن واقعه می گذرد هیچک از قاتلین این حدود 150 جوان وحتی قاتل برادرزاده یکی ازکاندیدها محاکمه نشده اند.

لازم به توضیح است که پس ازفروکش شدن بحران نیزدهها مقام رسمی نظامی وسیاسی به مهندسی انتخابات، جلوگیری ازورود کاندیدای اصلاح طلب به کاخ ریاست جمهوری بعنوان خط قرمز، استفاده از5 هزارتن ازاراذل واوباش تهران برای ضرب وشتم وکشتن معترضان و… اعتراف کرده وتقریبا تمام شعارها وبرنامه های کاندیداهای معترض درخصوص نابودی اقتصاد، رواج دروغ، غارت چندصد میلیارددلاری وسیاستهای اعمال شده به اعتراف همه طرفهای دیگردرست ازآب درآمده است.همچنین جالب است که بدانید عمده زندانیان سیاسی ایران دارای بالاترین درجه تحصیلی وموقعیت اجتماعی درهرجامعه پبشرفته ای می باشند.

6- اگرآمریکا اتباع بومی یا کسانی که ازطریق قانونی تابعیت این کشوررا حتی با دارابودن تابعیت اصلی خود (تابعیت مضاعف) ازشمول ممنوعیت ورود وچک های امنیتی مضاعف معاف کرده است اما درایران نه تنها اتباع بومی ایران بلکه حتی ایرانیان دوتابعیتی هم بدلیل برخورداری نصف ونیمه ازتابعیت ایرانی ازآسیب ها و حبس ها درامان نمانده وحتی مشمول تشدید مجازات هم شده اند ودرایران اکنون فرد دوتابعیتی بعنوان مظنون به جاسوسی ومتهم شمرده می شود مگراینکه به نحوی وابستگی خود به نظام را به اثبات برساند برخی دوتابعیتی ها نظیرزهرا کاظمی (کانادا)، دکترامیدکوکبی (آمریکا)، دکترحمیدبابایی (بلژیک) و اخیرا رضا شاهینی (کالیفرنیا) به قتل رسیده یا به زندانهای طویل 18 ساله محکوم شده اند واخیرا نیز دوتابعیتی مقیم کشورسوند دکتراحمدرضاجلالی به اعدام محکوم شده است وحتی گفته می شود 16 مدیردولتی بدلیل دوتابعیتی بودن درماه نوامبردستگیرشده اند!

7- با گذشت حدود 18 ماه ازانتخابات دو کاندیدای معترض که یکی ازآنها به اعتراف حاکمیت دارای 13 میلیون رای وبه شهادت دهها رهبرومقام سیاسی کشور 22 میلیون رای را درپشت سرخود داشته به دستورشخص رهبری دستگیرشده و بمدت 7 سال بدون محاکمه در حبس وحصرقرارمی گیرند ودراین رابطه نه تنهابه افکارعمومی دهها میلیونی درایران بلکه به اعتراضات ودرخواست های دهها نهاد ورهبر بین المللی مبنی برمحاکمه یا آزادی این کاندیداها وقعی گذاشته نمی شود واین درحالی است که در هردو کشور تحت اشغال آمریکا درهمسایگی مرزهای شرقی وغربی ایران یعنی افغانستان وعراق با وجودشرایط مشابه درانتخابات شاهد چنین اقدامات وحشیانه و خلاف آشکاربا قانون، شرع وعرف نبوده ایم ! رییس دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی کشور بعد از برکناری از پست خود وانتقال به سپاه پاسداران ادعا می کند که دستگیری این دوکاندیدای انتخابات 88 از بیم همراهی جنبش سبز با جنبش های موسوم به بهارعربی بوده وارتباطی به انتخابات نداشته است . موافقان حضرقانونی معترفند اگرکاندیدای مذکوربه نظررهبری وشورای نگهبان تمکین وبه تقلب درانتخابات اعتراض نمی کرد درانتخابات بعدی امکان جذب 40 میلیون رای را داشته که خود اعترافی به برخورداری این کاندید از22 میلیون رای درانتخابات برگزارشده می باشد

8- چهارسال بعد درانتخابات ریاست جمهوری درخرداد 92 اینبارشورای نگهبان برای مهندسی آزاء ازشیوه تازه ای که مصداق مثل ایرانی ” گرفتن سرچشمه به بیل” استفاده کرده و کاندیدایی که براساس نظرسنچی ها بیش از70% رای مردم را درپشت سرخود داشته رد صلاحیت می کند درجلسه شورای نگهبان برای این رد صلاحیت وزیراطلاعات دولت مستقربا برخی ازمعاونین خود برخلاف قانون حضوربهم رسانده بودند سخنگوی شورای نگهبان که ابتدا علت رد صلاحیت کاندیدای مشهوررا برخلاف قانون ” کبرسن” اعلام کرده بود بعدا اعلام نمود که علت رد صلاحیت کاندیدای مذکورکبرسن نبوده است. انتخابات فوق بین شش کاندیدای دست راستی وکاملا وفادار به جناح حاکم ودرغیاب حتی کاندیدای اصلاح طلب حکومتی برگزارگردیده است

9- درانتخابات دوره دهم مجلس شورای اسلامی ودوره ششم مجلس خبرگان رهبری دراسفندماه 94 نیزازهمان سیاست غربال سازی وگرفتن سرچشمه به بیل استفاده و هزاران کاندیدای نمایندگی ردصلاحیت شده وبه هیچ اعتراض ردصلاحیتها ترتیب اثر داده نشده است وکاندیداهایی که بیشترفاصله را با حاکمیت داشته اند بیشترین آراء را جذب کرده اند که خودنشاندهنده افکارعمومی وهمراهی آنها با مغضوبین حاکمیت ورد صلاحیت شدگان است

10 – درتمام این مدت صداوسیمای رسمی که باید صدا وتصویر افکارعمومی باشد عملا در خدمت ساختار تقلب و کودتای انتخاباتی بوده و بهمراه عناصر خودفروخته ومورد حمایت مالی وسیاسی وقضایی حاکم در بخش سینما حتی به تولید فیلم برعلیه جنبش مردم می پرداختند تا آنرا وابسته به بیگانه قلمداد کنند، وکلای مدافع خود بخشی ازمتهمان شناخته شده وبه حبس های طولانی محکوم گردیدند، سازمانهای مردم نهاد ” سمن ” منحل، اعضای آنها به زندان افکنده شده وبجای آنها سازمانهای وابسته به حکومت نظیرکمیسیون حقوق بشراسلامی درقوه قضاییه یا سازمان شفافیت وعدالت توسط عوامل حکومت ایجادشد، دادگاهها وقوه قضاییه نه تنها ازاستقلال رای برخوردارنبود بلکه برخی شعب آن به شعب اعدام مشهورگردید که احکام را قبل ازانشاء توسط بازجویان وشکنجه گران به متهمان دیکته می کردند ودربرخی ازموارد درحالیکه متهم ازکیفرخواست واتهام خودمطلع نبود رئوس وحتی متن مختصرشده کیفرخواست درنشریات وابسته به محافل امنیتی درسطح جامعه منتشرمی شد ودرمواردی نیزروزنامه های وابسته به کودتا وتقلب درانتخابات ازقبل شروع به پرونده سازی برعلیه سوژه سیاسی موردنظرکرده وسپس قوه قضاییه واردمیدان می شد. دربرخی ازموارد به متهم تفهیم می شد که اگربه حکم صادره ازسوی دادگاه اولیه اعتراض کند دردادگاه تجدیدنظرهم که تابع بازجویان است محکومیت وی بجای برائت یا کاهش اضافه خواهد شد ونهایتا نیزتهدید شکنجه گران درست درمی آمد تا بقیه متهمان سیاسی حساب کارخود رابکنند دیوانعالی کشورنیزکه بعنوان آخرین مرجع قضایی برای رسیدگی به صدوراحکام ناعادلانه وپناهگاه نهایی متهمان باید شناخته می شد خود نقش دادستان را بازی کرده واحکام شداد وغلاظ صادره توسط قضات امنیتی فاسد را بدون کم وکاست موردتایید قرارمی داد برخی ازمتهمان با عنوان اخلال درترافیک به 5 سال حبس محکوم گردیدند !

Leave a Reply

Your email address will not be published.