آقایان تاج زاده ومخملباف به این بازی مسخره پایان بدهید

مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وزارت کشوردولت اصلاحات دهها دلیل می آورد که اعتراضات مردم نباید به خشونت کشیده شود وآنها باید ازکانال اصلاحات وصندوق رای مطالبات خود ازرژیم را پیگیری کنند تا کشوربه سرنوشت سوریه تبدیل نشود ومحسن مخملباف کارگردان سیاسی ومردمی نیزکه ظاهرا با هرنوع براندازی قهرآمیز وبا روشهای انتقام جویانه داخلی وخارجی مخالف است نیزرفتاراستبدادی خامنه ای وحاکمیت را منجربه وضعیت قهری حمله خارجی یا براندازی خشونت آمیزرژیم یا جنگ داخلی دانسته ومسئولیتی را دراین خصوص متوجه حاکمیت ونه مردم ایران می داند ومعتقد است دیکتانورمهارگسیخته فعلی نهایتا براندازی قهرآمیزرا برکشورتحمیل می کند.
تا اینجای قضیه همه چیزظاهرا درست بنظرمی رسد وحتی مخملباف برای اثبات برائت خود ازهرگونه حمایت ازحمله خارجی یا خشونت داخلی وحتی مجازات دیکتاتور و عوامل اجرایی اش دستورپخش فیلم سینمایی ” پرزیدنت ” خود را که حدود 4 سال قبل درگرجستان ساخته است به تلویزیون بی بی سی می دهد. دراین فیلم دیکتاتورکه عملکرد آن شبیه بقیه دیکتاتورهای جهان می باشد نهایتا با فرازونشیبهای جالبی درآخرین لحظه قبل ازفرارازکشوربدست مردم بدبخت وانقلاب زده افتاده ولی با نقش آفرینی تعدادی از قربانیان و زندانیان سیاسی وارشاد مردم به اینکه انتقام گیری جزادامه چرخه خشونت نبوده وکشت وکشتارفایده ای ندارد ظاهرا فیلم با وادارکردن دیکتاتورسرنگون شده به آوازخوانی به مناسبت آزادی مردم به پایان می رسد.
اکنون ازآنجاییکه ایران مجددا دریک مرحله انقلاب قرارگرفته وبزودی شورش گرسنگان پایانی را براعتراضات گسترده مردم ایران که از7 دی ماه 96 آغازگردیده است والبته همراه با سرنگونی دیکتاتوری رقم خواهد زد مجددا بحث سرنوشت حاکمان ونحوه اداره کشوردرچنین شرایطی وارد یک بحث اساسی گردیده است
یک دیدگاه که ظاهرا اجتماعی تر و مدنی تراست اصولا تغییرات عمیق وسریع (انقلابی) را رد می کند وبرای اثبات نظرخود به سرنوشت انقلابات درایران بهمن 57 وبهارعربی درکشورهای خاورمیانه (بالاخص عراق، لیبی وسوریه) اشاره می کند ودیدگاهی دیگرکه یا اززاویه خود به سرنوشت انقلابات فوق الذکرمی پردازد وخشونت را جزو ذات آن وباعث تثبیت واستقرارنظام های مردمی می داند یا سرنگونی و برخوردهای انتقام جویانه با استبداد وعوامل میدانی آن را ازضروریات دگرگونی می داند.
بنظرم هردودیدگاه بدلیل گرفتارشدن درچارچوب های روشنفکرانه ودور ازواقعیات موجود درکف خیابانها دچاراشتباهات محاسباتی شده اند دیدگاه اول جامعه ایران را خیلی مدنی وپیشرفته فرض کرده است ودیدگاه دوم نیزمردم ونهادهای تاثیرگذاربرآنها را درحد فرهنگ حاکم برمردم ورژیم سوریه پایین می آورد درحالیکه بافت جامعه ایرانی مشخصه خود را داشته واصلا نباید با این دومقایسه شود وشوربختانه باید گفته شود که البته دیدگاه حاکم به دیدگاه دوم با یک شیب ملایم نزدیکتراست.
ما درانقلاب اسلامی ایران همین دودیدگاه را دیدیم که چگونه پیروان پست مدرن ایران وبالاخص حوزه سیاست داخلی آنرا را درحد کشورسویس می خواستند پشت سرجریان ارتجاع مذهبی به رهبری آیت الله خمینی قرارگرفت که اساس نهضت خود را درمخالفت با جنبش مدرن خواهی رزیم شاه وحق رای زنان درسال 41 قرارداده بود واینکه چگونه روشنفکران ما پلی برای عبورواپسگرایان مذهبی ازاین رودخانه تجددخواهی ایرانیان شدند.
اکنون باردیگرهمان اشتباه درحال تکرارشدن است تاج زاده تصورمی کند که جامعه ایرانی اکنون درحدجامعه سویس است که حاضراست عاملین نابودی کشورطی 40 سال گذشته را درچارچوب سیاست ” ببخش وفراموش کن” رها کرده یا گاندی وار وماندلا وار ازطریق مبارزات مسالمت آمیز وتجمعات زمینه انتقال قدرت را به اپوزیسیون نرم که ازمنظروی اصلاح طلبان رانده شده ازحاکمیت اند فراهم آورد وی متوجه نیست که جامعه طی چهاردهه گذشته نه تنها ازنظراجتماعی مشابه سال 57 نیست بلکه دهها سال به عقب رانده شده است یعنی حتی جمعیت شهری کشورعملا به نوعی به جمعی روستایی یا عشایری تبدیل شده است که بجای تولید محصولات کشاورزی یا دامپروری به شغل های کاذب روی آورده اند یا درحاشیه شهرها سکنی گزیده اند وعملا طبقه متوسط شهری یا ازبین رفته یا تبعید شده ومهاجرشده یا درحال استحاله شدن است وبا چنین جامعه نمی توان شاهد جنبشی مدنی درایران کنونی شد زیرا مقدمات والزامات آن فراهم نیست. چگونه ازیک جامعه که 40 سال زیرشدیدترین مغزشویی ها قرارداشته وبا سرعت باد به سمت عقب گرایی درحرکت بوده است که کمترین آن اعدام درملاء عام یا دراوردن چشم وقطع دست وپا بعنوان قصاص بوده امید رفتاری را دارند که مثلا درکشورهای اروپایی و اسکاندیناوی که نه حداقل دراروپای شرقی شاهد آن بوده ایم .
اما درخصوص احتجاج محسن قلیباف یا کسانی که تصورمی کنند ایران سوریه خواهد شد نیزهمین اشتباه بنحودیگری درحال طرح است نه جامعه ایرانی ونه نیروهای سرکوبگررژیم درشرایطی نیستند که مشابه مردم وارتش ونیروهای امنیتی سوریه یا عراق عمل نمایند نه جامعه ایرانی حاضربه دادن یکی دومیلیون کشته وجابجایی 40 میلیون جمعیت بنام آواره وتبعیدی ومهاجراست ونه نیروهای امنیتی ایران تحت فرمان خامنه ای توان تحقق چنین جنایتی را دارند باعتقاد بنده رژیم حتی توان به میدان آوردن یک تیپ وگردان سپاه پاسداران را بصورت یگانی یا تحمیل دوسه هزارکشته برملت خود را نداشته وبا اولین موج درورطه نابودی ازدرون قرارخواهدگرفت همانگونه که دردوران رژیم سابق اتفاق افتاد واکنون نیزشرایط کاملا به ضرر رژیم برای تکرارچنین وضعیتی وبه مراتب بالاترمهیاست.
برای اثبات این نظریه توجه همگان را به این نکته جلب می کنم که ازحوادث 18 تیرماه 78 (نزدیک به 20 سال قبل) تا کنون درهیچ سرکوبی دیده نشده است که بجزنیروهای ضدشورش یک یگان نظامی ازسپاه پاسداران حتی درحد یک گروهان بصورت سازمانی وارد درگیری شده باشد البته ازنظراستعداد شاید چنین امری صورت گرفته باشد ولی با استفاده مختلط ازنیروهای داوطلب سپاهی وبسیجی یا لباس شخصی که دریک فراخوان درنقطه ای ازمراکزسپاه یا پایگاههای بسیج ولباس شخصی ها صورت گرفته است زیرا فرماندهان سپاه بخوبی می دانند که پرسنل آن نهاد حاضرنیستند بارمسئولیت غارت بیت المال یا دخالت آنها درامورداخلی دیگرکشورها یا حمایت ازتروریزم وسرکوب مردم وسرقت آرای آنها درانتخابات را بردوش بکشند پرسنل ارتش که بالکل درمقابل چنین جریانی می باشند وهرلحظه منتظرند تا درگیری مستقیم آغازتا آنها به مردم بپیوندند. به اعتقادبنده 80% پرسنل سپاه درمقابل فرماندهان فاسد وهمراهی 20% کادرهای سپاه با آنها می باشند وسهم کادرهایی که درکنارآن فرماندهان تا انتهای کاریعنی سرنگونی خواهند ایستاد از5% تجاوزنخواهد کرد.لذا اصولا بحث اینکه خامنه ای بخواهد ایران را نظیرسوریه بکند خالی ازاعراب است وکاملا بعید بنظرمی رسد با تمرین ومانوری که درسوریه کرده بتواند با همان فرمول حمایت نیروهای هوایی وزمینی روسیه، حشدالشعبی عراق وحزب الله لبنان وفاطمیون افغانستان وزینبیون پاکستان دست به کشتاری جدی ازمردم ایران برای تداوم حیات خود ورژیم اش بزند لذا ازاین جهت است که می گویم هم مصطفی تاج زاده وهم محسن مخلملباف که علیرغم اختلاف ظاهری نظیردوتیغه یک قیچی یک منظوررا می رسانند یعنی بحث واقعی بودن ” سوریه ای کردن” یا “سوریه ای شدن” ایران مردم ایران را به یک راه انحرافی می برند ایران ما ایران با همه شگفتی هایش است وآنروز که برسد خواهید دید همه این تحلیل ها چون ابربهاری وزودگذربوده است . ایران ما آزاد خواهد شد خیلی زودترازآنچه فکرش را بکنید بجای صرف وقت وانرژی خود به فکربرنامه ریزی بعد ازفروپاشی باشید تا ملت ایران مجبوربه پرداخت دوباره هزینه یک سرنگونی نشود وظیفه روشنفکران جامعه برخلاف بدنه آن ایجابی وبرنامه ریزی برای آینده کشوراست ونه تخریب که تخصص خود به خودی حاکمیت ورژیم وقربانیان آن است.
دربحبوحه جنگ دوم جهانی که ارتش هیتلربا تبلیغات ژورف گوبلز خبرازپیشروی سریع نیروهای آلمانی درجیهه ها می داد سران متقین درتهران گردهم آمدند دریک اتاق فرماندهان ارشد نظامی طرح عملیات برای پیروزی برارتش هیتلری وعقب راندن وی ازسرزمین های اشغالی می ریختند ودراتاق سران طرحهای بازسازی اروپا وبالاخص آلمان وآسیا و ژاپن نظیرطرحهای جورج مارشال ومک آرتور بحث می شد گویی که متفقین 100% به پیروزی سریع بردشمن غدارواقف بودند واین وظیفه یک اپوزیسیون قوی وآلترناتیو وروشنفکران یک جامعه وحلقه گمشده ایران فعلی ماست.

Leave a Reply

Your email address will not be published.