ماجرای پشتیبانی ملت ودولت مهندس موسوی ازجنگ 8 ساله ایران وعراق

انتشاربخشی ازمصاحبه سرلشکرمحمدباقری رییس ستادکل نیروهای مسلح رژیم و هم رزم سابق ام درمورد جنگ 8 ساله ایران و عراق وفاکتورهای منتهی به پذیرش قطعنامه 598 وبالاخص موضوع عدم حمایت وپشتبانی بدنه کشور ودولت وقت که بنظرم کاملا سیاسی ومبتنی برفراافکنی وفریبکاری کارگردانان پشت صحنه تقلب درانتخابات خرداد 88 وحبس وحصرناجوانمردانه مهندس موسوی است مرا برآن داشت تا این مطلب را جهت ثبت درتاریخ به آقایان گوشزد نمایم. درابتدا متن نسبتا کامل سخنان فوق را آورده وسپس پاسخ خود را دربخش بعدی درج خواهم کرد.

ایشان درپاسخ به مجری برنامه که آیا امکان این وجودداشت که شاهد پذیرش قطعنامه 598 درتیرماه 67 وسرکشیدن جام زهرتوسط آیت الله خمینی نباشیم می گوید زمینه های اینکاررا عملا ازبعد ازعملیات والفجر8 یا فتح شبه جزیره فاو دربهمن 64 را باید جستجو کرد ونباید سرکشیدن جام زهر را محدود به مقطع زمانی خاص ( پیشروی مجدد ارتش عراق دربهار67) یا نامه محسن رضایی ( برای درخواست تجهیزات وتسلیحاتی نجومی ازجمله صدها جنگنده بمب افکن، هزاران تانک وتوپ وسلاح اتمی ولیزری ومیلیونها رزمنده) و… نمود واین با عقل جوردرنمی آید والبته وی دربخش بعدی هم کمکهای بی سابقه به عراق دردوسال آخرجنگ را ازعوامل اصلی برتری عراق درمقابل عدم پشتبانی مشابه ازسوی مردم ودولت درطرف ایرانی برای ایجاد بالانس قدرت بین دوطرف جنگ ذکرمی کند ! ونتیجه می گیرد نهایتا با این وضعیت یا باید شاهد انهدام کشوربود ویا یک تصمیم برای خاتمه جنگ ولذا عملا رهبری ومقامات کشورچاره ای جزپایان جنگ نداشته اند.

سرلشکرباقری مدعی است که ارتش عراق درابتدای جنگ با 400 هواپیما و12 لشکرکه عمدتا منهدم شده اند تهاجم خود به خاک کشورمان را آغاز ولی دردرزمان پذیرش قطعنامه 598 درتیرماه 67 عملا 700 هواپیما و56 لشکروبیش ازیک میلیون رزمنده داشته است درحالیکه ما ( اداره کنندگان جنگ) هشت شان گرو نه شون بوده است ؟

وی درهمان حال به شعارهای آیت الله خمینی که حداقل آن ” جنگ، جنگ تا پیروزی” و”جنگ، جنگ تا رفع فتنه ازعالم” اشاره کرده وسپس نتیجه می گیرد بدلیل عدم تناسب حمایت  بدنه کشور( ملت ودولت) ازاین امرعملا ادامه جنگ امکان پذیرنبوده است وپیشروی های عراق دربهار67 که تا نزدیکی اهوازرا شامل می شد اتخاذ تصمیم برای پایان بخشیدن به جتگ را ضروری ساخته بود.

سرلشکرباقری درجای دیگری می گوید ما حتی درمقابل سلاحهای شیمیایی عراق ماسک مناسب ( بجزماسک ضد گازاشک آور) هم نداشتیم وهمین امرباعث می شد تا درمقابل 15 عنصرشیمیایی ازجمله گازاعصاب آسیب پذیرورزمندگان ما مثل برگ خزان به زمین بریزند وبازتاکید می کند که چه کسی باید برای این مساله تصمیم می گرفت!

وی می گوید با توجه به مواردفوق نمی توان کسی(فرماندهان سپاه)  را متهم کرد یا یک مقطع خاص (بهار67) ، یک تصمیم خاص ( پذیرش قطعنامه وسرکشیدن جام زهر)، یک نامه خاص ( نامه محسن رضایی) یا یک شخص وجمله خاص ( هاشمی رفسنجانی) را مسئول پذیرش قطعنامه دانست ودرنهایت می گوید ” می بایستی بدنه کشورما دردفاع مقدس ودولت ما ازجنگ بهترازاین دفاع می کرد وحمایت می کرد تا به آن روز( پذیرش قطعنامه) نرسد”

وی اضافه می کنید ” واین برای ما بسیارتلخ بودو خیلی ازماها (فرماندهان) آرزو می کردیم کاش زنده نمی ماندیم وآن روزها وروزهای بعد را نمی دیدیم

وی بازهم تاکید می کند ” برای فتح راهبردی درجنگ روشن بود که تصمیمی غیرازآن ( پذیرش قطعنامه 598) می شد گرفت وتصمیم بسیارعاقلانه ای بود که بایستی گرفته می شد ودرآن روزتیرماه 67 کاری بجزپذیرش قطعنامه نمی توان کرد ولی باید چاره کاررا ازقبل می کردیم”

قبل از ادامه مطلب لازم می دانم براین دو نکته تاکید نمایم که از نظر بنده جنگ ایران وعراق تنها دو نابغه نظامی  وحرفه ای هم از نظر طراحی عملیات و هم بکارگیری سیستم کامل فرماندهی وکنترل درجنگ وعرصه های نبرد داشت در سمت طرف ایرانی شهید حسن باقری بود که در ابتدای جنگ بعنوان خبرنگار وارد معرکه شده بود ودرطرف عراقی ماهرعبدالرشید فرمانده سپاه سوم وهفتم عراق وبعدا پدرعروس صدام بود والبته فرمانده ایرانی درجنبه های اخلاقی وانسانی رقیبی نداشت درحالیکه فرمانده عراقی ازسنگدل ترین فرماندهان عراقی بود.

نکته دوم اینکه پاسخ به ادعاهای دورازواقعیت ومبتنی برتحریف تاریخ ووقایع جنگ بهیچوجه درمقابل خون شهدای جنگ ورزمندگان وسربازان وطن پرستی نیست که بی هیچ چشمداشتی برخلاف سرداران میراث خوارجنگ جان خود را دردست گرفته وطی 8 سال درجبهه ها جنگیدند. پاسخ بنده به دوست وهمرزم سابق خود که اکنون عنوان سرلشکری وریاست ستادکل نیروهای مسلح را یدک می کشد نیزصرفا برهمین اصل بوده وبهیچوجه خدمات سابق وتاکتیکی ایشان درقرارگاه خاتم ودیگرواحدها نادیده گرفته نشده است بلکه همواره احترام بی قید وشرط بنده  بالاخص نسبت به برادر مرحوم ایشان حسن باقری که درابتدای این نوشته آمده نیزدرهمین راستا می باشد.

ازانجاییکه ایشان درسخنان خود ظاهرا مبدا مواضع خود را ظاهرا عملیات والفجر8 دربهمن ماه 64 ودرواقع پس ازفتح شبه جزیره فاو اعلام کرده است ابتدا لازم است نگاهی کوتاه به قبل ازآن داشته باشیم.

الف – آغازجنگ

پس ازپیروزی انقلاب اسلامی تا مقطع 30 شهریور59 که بعنوان شروع رسمی جنگ وهمراه با لشکرکشی گسترده ارتش صدام با عبورازمرزهای زمینی وبمباران برخی پایگاههای هوایی اعلام شد ازسوی هردوطرف تحرکاتی درسطح تاکتیکی صورت گرفت یعنی سپاه پاسداران با حمایت ازگروههای ضددولتی وشیعه درصدد صدورانقلاب خود برآمد وازسوی دولت عراق نیزتحرکاتی درخوزستان وکردستان صورت می گرفت ازجنبه استراتژیکی نیزهم صدام حسین درخواست اعلام مواضع ازسوی رژیم جدید حاکم برایران  درمورد توافقنامه 1975 الجزایر را داشت که عمدتا توسط آیت الله خمینی بدون جواب باقی می ماند وهم بجای پاسخ وعده سرنگونی رژیم صدام حسین ازطریق دعوت به کودتا درارتش عراق مطرح می گردید.

جنگ به معنای تاکتیکی آن عملا دوهفته قبل از30 شهریور59 با خلع سلاح وتصرف چندین پاسگاه مرزی آغازشده بود ولی مقامات وقت رژیم کوچکترین واکنشی نسبت به آن نداده بودند ودوماه قبل ازآن نیزبه بهانه کودتای نوژه عملا بخش مهمی ازارتش ایران را نابود وناکارآمد کرده بودند

لذا هم درجنبه های تاکتیکی وهم استراتژیک سیاسی ناکارآمدی رهبری ایران ونیروهای نظامی آن درکنارحمایت ازگروههای شورشی شیعی عراق تحت عنوان ” حمایت ازنهضت های آزادیبخش” وبالاخص پس ازاشغال سفارت آمریکا وانزوای سیاسی ایران کاملا محرزمی باشد.

ب- شروغ جنگ تا 3 خرداد 61 (آزادی خرمشهروبخش اصلی زمین های اشغال شده توسط عراق) زمینه یک صلح شرافتمندانه را هم ازجنبه های تاکتیکی وهم استراتژیک فراهم آورد که با اصرارطرف ایرانی برادامه جنگ عملا هردو امتیازازدست ایران خارج شده وسلسله شکست های بعدی درعملیات رمضان، والفجرمقدماتی منتهی به والفجریک و عملیات های خیبر(بهمن 62) وبدر(بهمن 63) با دهها هزارکشته جنگ را درنقطه حصیص (حظیظ) خود قرارداد ایجاد شکاف درسطح رهبری بین آیت الله منتظری وآیت الله خمینی درابعاد استراتژیک واختلاف بین فرماندهان سپاه وارتش ازیکسو و اختلافات درونی درفرماندهی سپاه ازسوی دیگردستاورد ناکامی های این دوره بود.

ج- عملیات والفجر8 دربهمن ماه 64 یا فتح شبه جزیره فاو که ایده اصلی و کانسپت آن توسط یکی از فرماندهان تبعیدی سپاه درخارج ازکشور برای بازکردن بن بست درجببه ها وعرصه سیاسی کشورارائه شد نقطه اوج دیگری ازجنبه های استراتژیک وتاکتیکی درجنگ بود که می توانست بعد ازخرمشهرایران را ازموضع تهاجمی ونه دفاعی به یک صلح شرافتمندانه رهنمون کند اما این دستاورد بزرگ نیزهمانند آزادی خرمشهربدلیل سلطه فرهنگ موازنه مثبت (زورپذیری یا زورگویی) بررهبران ایران بازهم ازدست رفت درهردومورد نخوتی که فرماندهان اصلی اداره کننده جنگ ورهبری را دربرمی گرفت مانع ازاستفاده صحیح ازاین دستاوردها علیرغم باطل بودن اصل جنگ می گردید.

دردوبخش قبلی دو فرازمهم جنگ برای پایان بخشیدن شرافتمندانه  به آن یکی دربخش دفاعی ودفع تجاوزعراق ( آزادی خرمشهر) ودیگردربخش تهاجمی وورود به خاک عراق ( فتح شبه جزیره فاو) سخن گفتیم واینک ادامه داستان جنگ

در خصوص عملیات والفجر8 یا فتح شبه جزیره فاو که در واقع گشودن یک جبهه در جنوب بصره و ناشی از شکست های حدودا 4 ساله ( از 3 خرداد 61 تا 30 فروردین 65 که مواضع ایران درفاو تثبیت شد) درشمال وشرق بصره بود البته بزرگنمایی هایی هم انجام گرفت وآن اعلام هدف عملیات برای تصرف بندرام القصرعراق بود که از اساس دروغ بود زیرا هیج نیرویی نمی توانست تا میزان 60-50 کیلومتردرعمق بدون سرپل مناسب و تامین جناحین پیشروی ونفود نماید ولی ازجنبه تسلط ما بردهانه اروند وخورعبدالله یا مرزمشترک عراق وکویت وفشاربربصره ازجبهه جنوبی  ونیزطراحی وتکنیک های عملیات می توان عملیات فوق را درسطح بین المللی یکی ازعملیات مهم تاریخ معاصردانست گرچه تئوریسین وطراح کانسپت اصلی آن هم اکنون درتبعید خودخواسته در آمریکا به سرمی برد وهیچ رابطه ای هم با نهادهای دولتی وغیردولتی آمریکایی ندارد !

دراینجا لازم به توضیح می داند که برخلاف گفته های سردارمحمد باقری دولت به دلایل زیر از ابتدای جنگ  هم وغم خود را پشتیبانی از جبهه های جنگ قرارداده بود واتفاقا این همفکران سیاسی تیشتن درزمان حال می باشند که نه تنها کوچکترین کمکی به جبهه نکردند بلکه تلاش کردند که ازجنگ نمطی برای کلاه سیاسی خود وحذف مخالفین بسازند واما دلایل ما:

1- پشتبانی  قاطع آیت الله خمینی از مهندس موسوی نخست وزیردرمقابل خامنه ای ریییس جمهور واذناب وی دردولت ومجلس وازجمله استناد وی به درخواست محسن رضایی فرمانده کل سپاه که موسوی را درمقابل خامنه ای حامی جنگ وجبهه ها نامیده بود. امری که تاهم اکنون بصورت کینه خامنه ای ازمحسن رضایی پابرجا مانده است وریاست جمهوری یک پاسداررده پایین نظیراحمدی نژاد ومحمدباقرقالیباف را بروی ترجیح می دهد.

2- اعتراف سرداردریابان شمخانی مبنی براینکه نه تنها بنی صدر ( رقیب خامنه ای وسپاه) درجنگ خیانت نکرده بلکه وی اتفاقا بدنبال پیروزی درجنگ برای تحکیم موقعیت خود درتهران بوده است درحالیکه به اعتراف جوادمنصوری اولین فرمانده سپاه درهمان زمان سران حزب جمهوری وسپاه بدنبال سوء استفاده ازجنگ برای قلح وقمع مخالفان سیاسی خود ازجمله سازمان مجاهدین بودند.

3- کلیه امکانات شهرداری ها، فرمانداری ها واستانداری ها ووزارت خانه های کشوردراختیارجنگ قرارداشت واعزام نیرو نیزبهرمیزان بصورت داوطلبانه صورت می گرفت.

کارخانجات ومجتمع های صنعتی بزرگ زیرنظردولت همگی دراختیارجبهه وجنگ قرارداشت وازشیرمرغ تا جان آدمیزاد را برای پشتیبانی ازرزمندگان تدارک می دیدند بنظربنده باید کسانی که دردوران جنگ معاونت امورجنگ وزارتخانه های متبوع خود را دردولت برعهده داشته اند می توانند درتهیه لیست تجهیزات واقلامی وبودجه های مربوطه همکاری کرده وباانتشارآن میزان پشتیبانی دولت ازجنگ مشخص خواهد شد.

تنها دریک قلم می توان به ساخت صدها هزارگلوله توپ وخمپاره درمجتمع های زیرنظرصنایع سنگین کشوریا ساختن دهها کیلومترپل های مهندسی برای عملیات خیبر( عبورازهورالعظیم واستقراردرجزایرمجنون) و والفجر8 ( عبورازرودخانه اروند واستقراردرجزیره فاو) اشاره کرد.نگاهی به مصاحبه اخیربهزادنبوی وزیرصنایع سنگین دولتهای وقت ومعاون لجستیک ستادکل نیروهای مسلح درماههای آخرجنگ درنشست حزب توسعه ملی بخشی ازاین پشتبانی ها را آشکارمی سازد.

متاسفانه فرماندهی سپاه پاسداران درمقطع فوق بدنبال گسترش ستادی خود ازیک سو و ایجاد واحدهای هوایی ودریایی ومسابقه با ارتش جمهوری بود تا مدیریت جنگ! نگاهی به نامه نگاریهای فیمابین محسن رضایی واحمدخمینی برای ایجاد واحدهای دریایی سپاه پاسداران به استعداد یک سپاه وکسب موافقت آیت الله خمینی برای تاسیس این واحدها آنهم درحد نیرو ! درشهریور 64 ( 5 ماه قبل ازفتح فاو ) خود مطلب را از توضیح بی نیازمی کند.

4- بخش عمده ای ازبارمهندسی جنگ برعهده جهادسازندگی بود که متاسفانه بدلیل ادغام وانحلال این تنها واحد سازندگی برآمده ازانقلاب امکانی برای بازگویی خدمات آن وجودندارد ولی اخیرا یکی ازفرماندهان عالیرتبه نظامی گفته است ایکاش این روزها جهادسازندگی را درکنارخود درکشورداشتیم که خود بیانگرهمه چیزمی باشد.

5- ایجادقرارگاه بازسازی خاتم الانبیاء ( موسوم به قرب) توسط هاشمی رفسنجانی ودردوران سازندگی با این هدف صورت گرفت که امکانات مهندسی به یادگارمانده ازدوران جنگ درراه ترمیم خرابی شهرها بکارگرفته شود اما نه تنها این نهاد درخدمت بارسازی مناطق آسیب دیده وجنگ زده برنیامد بلکه عملا به نهادی دلال گونه برای گرفتن انحصاری پروژه های چند ده میلیارددلاری درآمد وجالب اینکه همه این پروژه ها تحت عنوان استفاده ازامکانات راکد دوران جنگ درشرایطی انجام می پذیرفت که صاحبان آن مدعی بودند دولت مهندس موسوی امکانات دراخیتاررزمندگان نمی گذاشت.

6- مخالفت آیت الله خمینی با خامنه ای وپشتیبانی ازمهندس موسوی ازاساس براین پایه استواربود که خامنه ای وهمفکرانش معتقد بودند باید اقتصاد کشوردردوران جنگ ازکنترل دولت خارج وبه بخش خصوصی بزعم آنان سپرده شود.درآنزمان نیزهمگان می دانستند که منظورازبخش خصوصی یعنی سپردن واردات کشوربه بازاریانی طعاع ومحتکربوده  که زیرعلم هیات جمعیت موتلفه اسلامی یا تجارهمکاروعضو حزب جمهوری اسلامی به سرکردگی برادران عسگراولادی مسلمان وشرکآء  آنها و برخی ازمراجع نظیرآیت الله آذری قمی صاحب امتیازروزنامه رسالت بوده که بدنبال مال اندوزی دردوران جنگ بودند کسانی که آیت الله خمینی آنها را سمبل اسلام آمریکایی وتحجرخوانده بود و گفته بود آنها توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند.

گرچه پایان جنگ  و مرگ آیت الله خمینی ازیکسو و اشراف نسبی دولتهای هاشمی وخاتمی  ازسوی  دیگرمجال میدان گردانی به این جماعت را علیرغم به تخت نشستن خامنه ای  نداد ولی روی کارآوردن احمدی نژاد ویکدستی بلامنازع  12 ساله حاکمیت راستگرایان فوق آنهم درثروتمندترین دوره تاریخ ایران نشان داد که اهداف سوداگرانه این گروه با تفکرات خاص تا چه حد می تواند برای کشورآنهم دردوره صلح چه رسد به دوران جنگ خطرناک  بوده بطوریکه نزدیک به 2000 میلیارددلاردرآمدهای نفتی و سرمایه های ملی را چپاول کرده وبا واردات بی رویه و انباشت آن برای چندین سال تحت عنوان مبارزه با تحریم ها هزاران کارخانه تولیدی را به ورشکستگی کشاندند و درهمان حال طبقه نوکیسه وابسته به خود را به قیمت نابودی اقتصاد ملی وطبقه متوسط بنا نهادند امری که نمی تواند بدون حمایت ابرقدرتها وسازمانهای جاسوسی آنها تحقق یافته باشد.

اکنون یکی باید ازسردارمحمدباقری بپرسد شما که به نمایندگی دارودسته خامنه ای وصرفا برای بی اعتباری مهندس موسوی نزد رزمندگان جنگ ندیده ونسل های جدید ادعا می کنید دولت وقت ومردم آنهم تحت عنوان مستعار ” بدنه کشور” ازجنگ حمایت وپشتبانی لازم را نکرده اند ازهمان افرادی که به شما درجه سرلشکری داده وعلیرغم صغرسن وکمی تجربه شما را درپست رییس ستاد کل نیروهای مسلحی گماشته اند بپرسید ایا دردوران جنگ هم می خواستید بهمین نحو درآمدها وسرمایه های کشوررا به تاراج ببرید ومردم را با حوثی های غارنشین صعده دریمن مقایسه کنید که با یک لنگ ونان خشک می جنگند ( به نقل ازعلی اکبرولایتی کاندیدای موردنظرخامنه ای برای نخست وزیری دوران جنگ که با مخالفت فاطع آیت الله خمینی روبرو گردید)

فراموش کرده اید که برجایی تکیه زده اید که یک دامپزشک بیسواد ونظام وجنگ ندیده  بنام سیدحسن فیروزآبادی به مدت 28 سال تحت عنوان ریاست ستادکل نیروهای مسلح بران حکمرانی می کرد؟

7- جدا ازمطالبی که آقای محسن صفایی فراهانی معاونت جنگ صنابع سنگین کشور اخیرا دربرنامه خشت خام با حسین دهباشی مبنی برتمایل سپاه  به خرید ازخارج داشته اند نگاهی به هردو مصاحبه بهزادنبوی وزیرآن وزراتخانه معاون لجستیک ستاد جنگ درسه ماهه آخر جنگ و محسن رفیق دوست معاون لجستیک و وزیرسپاه پاسداران که بیشترین ارز را برای خرید اقلام نظامی در دست خود داشت بنگرید تا میزان اختلاف ادعای هود را این عزیزان دریابید

بهزاد نبوی می گوید در تمام ایام جنگ دولت و وزارتخانه های مربوطه برای حمایت از صنایع داخلی و کاهش مصرف ارز و اختصاص دلارهای کشور به جنگ حتی یک ماشین خارجی وارد نکردیم درحالیکه در همان ایام دهها هزار خودروی تویوتا  وانت برای نقل و انتقالات سریع رزمندگان و تدارکات جنگ و هزاران خودرو شاسی بلند لندکروز برای فرماندهان از ژاپن وارد و در اختیار عمدتا سپاه پاسداران و بعضا ارتش قرارداشت.

محسن رفیق دوست می گوید صنایع ما بیش از 15 میلیون گلوله توپ و خمپاره تولید وروانه جبهه ها کردند و البته اینها بغیر از هزاران قایق یا کیلومترها پل های نفر رو وماشین رویی بود که برای عملیات آبخاکی خیبر تدارک شده بود ضمن آنکه حتی پل های فلزی ویژه مهندسی جنگ هم در وزارتخانه صنایع سنگین یا کارگاههای جهاد سازندگی ساخته و به سپاه تحویل می  شد.وزارتخانه صنایع سبک تدارک کلیه کانکس ها را که برای پشت های فرماندهی قرارگاهها یا امورستادی لازم بود تدارک می کرد سازمانهای آب و برق با تدارک برق موردنیاز وحتی استقراردکل های بلند انتقال برق برای دیده بانی نیروها ازخصوص دشمن، وزارت آموزش و پرورش بادادن مرخصی ها یا جابجایی تاریخ امتحانات برای شرکت دانش آموزان داوطلب شرکت درجنگ، سایت های سازمان هواشناسی و ارتباطات ماهواره ای و سیستم های مخابراتی پر قدرت سازمان های مختلف ، شرکتهای کشتیرانی برای نقل وانتقال تسلیحات و…. همگی درخدمت جنگ بودند هزاران کمپرسی ازاستانداریها همراه با نیروهای کمکی برای پشتیبانی ازمهندسی جنگ درخدمت سپاه بودند و… واینک سردارباقری ومحسن رفیق دوست درفضای تک صدایی که بزورداغ ودرفش برملت وخدمتگذاران آن حاکم شده است ازعدم پشتیبانی دولت ازجنگ می گویند شرم برشما

8- برای گرفتن تصویردقیقی ازحمایت دولت ازجنگ کافی است نگاهی به اختصاص بودجه بکنید تاببینید 50% آن بطورمستقیم دراختیاروزارتخانه های سپاه ودفاع قرارداشت وبخش عظیمی از50% بقیه نیزازسوی معاونت جنگ وزارتخانه ها واستانداریها وفرمانداریها بازهم دراختیارجنگ قرارمی گرفت بگونه ای که رقم اختصاص 75% بودجه کشوربالاخس درشرایط سالهای 64 به بعد که هم تولید وفروش  نفت کاهش یافته بود وهم نفت با بشکه ای  7 دلارخرید وفروش می یافت وکل درآمدهای کشوربا یک میلیون صادرات به 7 میلیارددلارمی رسید خود کفایت ازموضوع کرده پاسخ روشن به کسانی است که درثروتمتدترین دوران تاریخ کشوربا نفت بشکه ای  145 دلاری ودرآمد سالیانه حدود 130 میلیارددلارکشورایران را به یکی ازفقیرترین ملل جهان تبدیل کردند!

9- یکی ازدورغهای شاخدارمقامات سیاسی ونظامی ایران که درسخنان سردارباقری هم بچشم می خورد بحث حمایت بسیاری ازکشورها ازرژیم عراق وانزوای ایران ومحروم بودن آن ازدسترسی به بازارهای نظامی جهان برای تدارک جنگ خود با عراق می باشد. متاسفانه با گذشت سی سال ازجنگ هنوز رژیم اجازه انتشاراطلاعات  وحقایق مربوط به  جنگ را نمی دهد واگر هم یک مقام سابق سیاسی ونظامی اقدام به این امربکند بعنوان جاسوسی برای بیگانه شناخته می شود درحالیکه با گذشت سی سال عمده  اطلاعات مربوط به هر واقعه مهم تاریخی هرکشوری  باید به آرشیو بازوقابل دسترسی عموم واهل تحقیق سپرده شود. بهمین دلیل است که نه تنها حقایق جنگ بلکه سایروقایع تاریخی ازوقوع انقلاب اسلامی درایران گرفته تا اشغال سفارت آمریکا تا وقایع مهم سیاسی داخلی وخارجی نظیر عزل آیت الله منتظری وقتل های زنجیره ای  یا حضورمک فارلین درتهران، سناریوی اصلاح طلبی، برنامه اتمی ایران  ودهها مورد دیگرهمگی حقایق سربه مهری دارند که تا کنون مکتوم مانده وهرازچندگاه با بالازدن پرده ای ازیک گوشه این وقایع ولوله ای درکشورراه می افتد ودهها تکذیب نامه ازسوی حاکمیت منتشرمی شود.

تنها مزید آگاهی درایام جنگ دقیقا باندازه همان کشورهایی که به صدام کمک می رساندند سایر دولتهای وبعضا با اشتراک مساعی به هردوطرف جنگ امدادهای مالی، سیاسی وتسلیحاتی می رساندند.انتشارلیست کامل خریدهای نظامی وغیرنظامی ایران که دربخش لجستیک جنگ استفاده می شد پرده ازحقایق بیشماری درموردحمایت کشورهای مختلف ازایران درجنگ علیه عراق برخواهد داشت.

10- نکته اساسی دیگروبرای ختم موقت این بحث اینکه رژیم شاه دردوران انقلاب اسلامی بعنوان ژاندارم خلیج فارس وبزرگترین دولت دست نشانده آمریکا وپیمان ناتو درمنطقه شناخته می شد که خود یکی ازاتهامات آن توسط بظاهرانقلابیون به قدرت رسیده بود وبرهمین اساس بسیاری ازامورسخت افزاری ونرم افرازی نظیر قراردادهای نظامی ازجمله جنکنده های اف -16، 4 ناوشکن سنگین وآماده تحویل با موشکهای هدایت شونده کلاس کوروش ( موسوم به Kidd Class درنیروی دریایی آمریکا) و…مافوق نیازکشورتشخیص داده شد ولغو گردید لذا اینکه بیاییم برای توجیه بیعرضگی وبی دانشی فرماندهان جنگ صدام را یک غول تسلیحاتی با ارتشی یک میلیونی تعریف بکنیم ودرمقابل آن خود را ارتشی که اولا متکی به مشتی بسیجی پاپتی که حتی از پوتین وماسک وسیم خاردارهم محروم بودند وثانیا کشورخود را منزوی ازهمه جهات جلوه بدهیم این امرنه با حقایق جنگ وامورنظامی می خواند ونه حتی با ادعاهای بی سروته حاکمیت که دم از ارتش 20 میلیونی وافتدارو برندگی شهادت طلبی درمقابل سلاح می زد ووعده بهشت برین به همگان درجنگ می داد. هاشمی رفسنجانی بعنوان جانشین فرماندهی کل قوا و مسئول اداره جنگ درسال

67  که ایران قطعنامه 598 را پذیرفته بود درخاطرات خود درباره گستردگی ذخیره سلاح های ایران می گوید هنوز که 8 سال ازجنگ می گذرد درحال کشف وبازکردن  درب انبارهای سلاحی د رارتش ونیروی هوایی هستیم که تابحال ازآن خبرنداشتیم !

دراینجا ازآنجاییکه سردارمحمدباقری پذیرش قطعنامه 598 را نه ناشی ازشرایط حاکم درجبهه ها درسال پذیرش آن درسال 67 وبعضا مرتبط با نامه محسن رضایی به هاشمی بعنوان مسئول اداره جنگ وجانشین فرماندهی کل قوا بلکه ناشی ازوضعیت وتغییرات ایچاد شده درجبهه ها وحمایت کشورهای قدرتمند ازرژیم صدام ازسال 64 به بعد می دانند اینک به بررسی سیرحوادث موردنظرایشان می پردازیم تامیزان صحت وسقم ادعای ایشان معلوم ومشخص گردد.

درسال 64 مهمترین اتفاقات شامل تشکیل نیروهای سه گانه سپاه پاسداران ( نیروهای زمینی، دریایی وهوایی درشهریورماه 64 وعملیات والفجر8 یا فتح شیه جزیره فاو دربهمن ماه 64 می باشیم

علت پیروزی ما در آن عملیات کم اهمیت شمردن بخش دورافتاده ازصحنه اصلی جنگ درشمال وشرق وجنوب بصره از سوی عراق و گماشتن سربازانی عمدتا وظیفه به استعداد تنها یک تیپ تقویت شده پیاده در آن و البته متکی به عوارض طبیعی یعنی اروند رود و کاشتن موانع خورشیدی و میدان مین در سواحل خود بعنوان تدابیر دفاعی بود و انتظار می رفت مقامات سیاسی -نظامی ایران که پس از حدود 4 سال شکست ها وعدم موفقیت های پی درپی بدنبال یک پیروزی برای نشستن بر پای میز مذاکره و پاسخ به ندای صلح دنیا  ومقامات سیاسی خود بودند اکنون به آن دست یافته باشند اما متاسفانه این پیروزی که البته با بزرگنمایی های ویژه خود همراه شد عملا به روش ملانصرالدین خود به عاملی برای تشویق به ادامه جنگ تبدیل شد لذا می بینیم شعار” جنگ، جنگ تا پیروزی” یا ” جنگ، جنگ، تا رفع فتنه از جهان” و ” گشودن راه قدس از طریق کربلا” توسط آیت الله خمینی و فرماندهان ارشد سپاه سر داده می شود.

جهانیان ودرراس آنها غرب و آمریکا که منتظر شنیدن پاسخ مثبت ایران به ندای صلح طلبی دنیا پس از این عملیات بودند با مشاهده این واکنش ایران استراتژی ” عدم غالب و مغلوب” در جنگ ایران وعراق را در پیش گرفتند الزامات این استراتژی اولا عدم پیروزی و فرسایشی کردن جنگ  و ثانیا نزدیکی به هر دو طرف  در جنگ ( برخلاف ادعای سردار باقری ) بود بهمین دلیل می بینیم از ابتدای خرداد 65 که مواضع نیروهای ایران در شبه جزیره فاو تثبیت می شود همزمان با حضور دونالد رامسفلد معاون وزارت دفاع آمریکا در بغداد رابرت مک فارلین مشاورارشد امنیتی رونالد ریگان رییس جمهور نیز در تهران آفتابی می شود و البته پس از ارسال سه محموله جداگانه  سلاح شامل موشکهای ضد هوایی هاگ، موشکهای ضد تانک تاو که در اسراییل مونتاژ و ارسال شده بودند و مهمات توپهای دوربرد 155 میلیمتری

عراق تا پایان جنگ فاقد هرگونه سلاح آمریکایی بود و بنظر می رسید صرفا همکاری عراق با آنها در حد تبادل اطلاعاتی برای جلوگیری از غافگیری عملیاتی در جبهه های زمینی باشد گرچه با شدت گرفتن ” جنگ نفتکش ها” نیز نباید امکان هماهنگی اطلاعاتی در خصوص عملیات هوایی عراق در خلیج فارس را بر علیه کشتی های نفتکش ایرانی نباید از نظر دور داشت ولی آنچه که مسلم است تا آبان ماه 65 که ماجرای مذاکره محرمانه مک فارلین با مقامات ایران ازدفترآیت الله منتظری لو رفت همه چیزبروفق مراد بوده است ( علت لورفتن هم شکواییه منوچهر قربانی فر دلال یهودی ایرانی تبار وشهروند اسراییل  مبنی برعدم پرداخت کمیسیون وی درمعامله فوق با توجه سابقه خدمت وی به روحانیت وبالاخص پرداخت هزینه چاپ رساله آیت الله خمینی درقبل ازانقلاب بود)

 سردارباقری رییس ستادکل نیروهای مسلح ایراندرحالی  ازافزایش حمایت ازعراق طی سه سال آخرجنگ می گوید که اتفاقا درسمت طرف ایرانی نیزشاهد حمایت های بیدریغ کشورها ازایران ازیکطرف وبسیج مردم ودولت برای شرکت درجنگ می ازسوی دیگر می باشیم بطوریکه برای اولین بارحتی شایعه شرکت اجباری ونه داوطلبانه بخشی ازکارمندان نهادهای دولتی درجنگ شنیده واجراء می شود با این امکانات است که ایران دیگرهم دربخش موشکی وجنگ شهرها وهم دربخش شیمیایی سیاست “مقابله به مثل” را درپیش می گیرد ودرعرصه خلیج فارس نیزآمارحمله به کشتی های عازم کشورهای عربی حامی صدام درسالهای 67-65 بشدت بالامی رود.

استفاده ازموشکهای کرم ابریشم چینی وبالاخص استقرارسایت های آن درشمالی ترین بخش فاو یعنی راس البیشه امکان مورد اصابت قراردادن بندرام القصرعراق وبنادر اصلی کویت ازجمله الاحمدی ونفتکش های عازم آن کشوررا فراهم آورد توپهای دوربرد 172 میلیمتری نیزازجمله سلاحهایی بود که جدیدا دراختیارایران قرارگرفته بود وعمدتا برعلیه بندرام القصرعراق استفاده می گردید. استفاده ازبرخی اقلام با تکنولوژی بالا وعمدتا با کاربری دوگانه نظیر امکانات ماهواره ای درسالهای آخرجنگ نیزازآن جمله می باشد برتری رو به رشد ایران درجنگ نفتکش ها درخلیج فارس طی سالهای آخرجنگ خلاف اظهارات سردارباقری را نشان می دهد.

آمارتقریبی حمله کشتی های عبوری ازخلیج فارس به تفکیک سال (عراق-ایران)

1981(0-5)، 1982(0-22)، 1983(0-14)، 1984(18-53)، 1985(14-33)، 1986(45-66)، 1987(89-92) وسه ماهه اول 1988 (38-52)

سردارباقری ادعا می کند که ازسالهای 65-64 ازیکطرف بتدریج ضعف های ساختاری وزیرساختاری رژیم ایران درجنگ با عراق که عمدتا شامل لجستیک تجهیزات ونیرو و (سازمان جنگ ) می باشد هویدا می گردد  وازسوی دیگرنیزدرجبهه عراقی ها آنها بشدت درطی سه سال آخرجنگ تقویت شدند که ثابت خواهیم کرد اولا ایشان فرافکنی کرده گرای اشتباه به مخاطبین خود می دهد  ودوم بخش اصلی شکست درسه سال آخرجنگ ناشی از سوء فرماندهی سپاه درجنگ وطراحی عملیات  درابعاد تاکتیکی و گسترش جنگ به حوزه خلیج فارس وهمسایگان درابعاد استرتژیک بوده است که به آن دربخش های بعدی خواهیم پرداخت.

رییس ستادنیروهای مسلح ایران می گوید درحالیکه عراق 12 لشکر و 400 هواپیمای خود را در طی 5 سال اول جنگ از دست داده بود ولی درسال آخرجنگ  700 فروند هواپیمای جنگنده وبمب افکن پبشرفته روسی وفرانسوی  دراخنیارداشت درحالیکه درسمت طرف ایرانی هشت آنها گروی نه آنها بوده است.

این یک واقعیت است که پس ازعملیات والفجر8 دربهمن 64 ایران در موضع برتر قرارگرفت اما ما شاهد هیچ تحرک خاصی نه ازسوی دستگاه دیپلماسی کشورمان ونه ازسوی آمریکا برعلیه کشورمان بوده بلکه با افشای ماجرای مک فارلین (فروش سلاح آمریکایی واسراییلی) و پیامهای محرمانه مودت ودوستی دولت ریگان برای رهبران ایران در آبانماه 65 شاهد گامهایی برای پایان بخشیدن به جنگ وبرقراری یک صلح عادلانه می باشیم تلاشهایی که نهایتا تصویب قطعنامه 598 را درتیرماه 66 وپس از8 قطعنامه شورای امنیت وچندین بیانیه سازمان ملل رقم زد

متاسفانه تنها دستاورد اقدامات فوق اولا ایجاد شکاف درساختاررهبری ایران واختلاف بین آیت الله خمینی وآیت الله منتظری بدلیل ارتباط محرمانه واخذ پنهانی سلاح ازآمریکا واسراییل و ثانیا نیازفوری  طرف ایرانی به نمایش های ضد آمریکایی وبرخلاف عملکرد واقعی خود می باشد که درحملات متقابل  نیروی دریایی جوان وتازه تاسیس سپاه ونیروهای هوایی ودریایی کلاسیک ارتش به نفتکش های عبوری ازجلوی چشم ناوگان پنجم آمریکا درخلیج فارس تجلی می گردد امری که به درخواست کویت ازدو ابرقدرت آمریکا وشوروی برای اسکورت کشتی های خود درآذرماه 65 انجامید.

محمدباقری به یکباره بدون توجه به حوادث اساسی سالهای 66-67 به یکباره ازسال 64 وعملیات فتح فاو به موج دوم تهاجم عراق به کشورمان دربهار67  ومنجربه پذیرش لاجرم قطعنامه 598 بعنوان یک تصمیم خردمندانه جهیده وتنها دلیل آنرا تقویت ارتش عراق وحمایت ابرقدرتها آنهم غرب به سرکردگی آمریکا ( ونه شوروی) وعدم پشتیبانی دولت وملت ازجنگ قلمداد می کند وکسی نیست ازوی این سوالات را بپرسد

1- شما که می گویید پس ازسال 64 پشتیبانی لازم ازجنگ صورت نگرفت این امربه مفهوم آن است که درقبل ازآن تاریخ پشتبانی لازم ازجنگ صورت گرفته است اما چرا درآن دوره حدود 4 ساله نتایج عملیات ( رمضان، والفجرمقدماتی، والفجر، خیبر و بدر ) جزشکست چیزی نبوده است ؟

2- چرا پس ازعملیات والفجر8 و فتح فاو وورود به خاک عراق نسبت به درخواستهای بین المللی برای پذیرش صلح اقدامی صورت نگرفت واین فرصت طلایی ازبین رفت تا پرهزینه ترین وخونین ترین دوره جنگ بدون هیچگونه دستاوردی همراه به خطراشغال مجدد  نه تنها خرمشهر و اهوازبه تعبیرشما  بلکه شهرخرم آباد درعمق ودامنه سلسله جبال زاگرس به تعبیرسرداررشید فرمانده فعلی قرارگاه مرکزی جنگ یعنی  خاتم الانبیاء رقم بخورد؟

3-چه ضرورتی به گسترش جنگ به حوزه خلیج فارس ازجمله حملات موشکی به کویت وکشاندن جبهه ها وعملیات تروریستی به عربستان سعودی ازطریق جاسازی موادمنفجره درساکهای 150 تن ازحجاج برای کشتن صدها مسلمان و اثبات ناامنی وبیعرضگی خادمان حرمین شرفین درعمل ازیک سو و راه اندازی  تظاهرات برائت ازمشرکین یعنی آمریکا واسراییل درشهرمقدس مکه ازسوی دیگربود ؟

 4- بخش عمده ای ازبارمهندسی جنگ برعهده جهادسازندگی بود که متاسفانه بدلیل ادغام وانحلال این تنها واحد سازندگی برآمده ازانقلاب امکانی برای بازگویی خدمات آن وجودندارد ولی اخیرا یکی ازفرماندهان عالیرتبه نظامی گفته است ایکاش این روزها جهادسازندگی را درکنارخود درکشورداشتیم که خود بیانگرهمه چیزمی باشد.

5- ایجادقرارگاه بازسازی خاتم الانبیاء ( موسوم به قرب) توسط هاشمی رفسنجانی ودردوران سازندگی با این هدف صورت گرفت که امکانات مهندسی به یادگارمانده ازدوران جنگ درراه ترمیم خرابی شهرها بکارگرفته شود اما نه تنها این نهاد درخدمت بارسازی مناطق آسیب دیده وجنگ زده برنیامد بلکه عملا به نهادی دلال گونه برای گرفتن انحصاری پروژه های چند ده میلیارددلاری درآمد وجالب اینکه همه این پروژه ها تحت عنوان استفاده ازامکانات راکد دوران جنگ درشرایطی انجام می پذیرفت که صاحبان آن مدعی بودند دولت مهندس موسوی امکانات دراختیار رزمندگان نمی گذاشت.

6- مخالفت آیت الله خمینی با خامنه ای وپشتیبانی ازمهندس موسوی ازاساس براین پایه استواربود که خامنه ای وهمفکرانش معتقد بودند باید اقتصاد کشوردردوران جنگ ازکنترل دولت خارج وبه بخش خصوصی بزعم آنان سپرده شود.درآنزمان نیزهمگان می دانستند که منظورازبخش خصوصی یعنی سپردن واردات کشوربه بازاریانی طعاع ومحتکربوده  که زیرعلم هیات جمعیت موتلفه اسلامی یا تجارهمکاروعضو حزب جمهوری اسلامی به سرکردگی برادران عسگراولادی مسلمان وشرکآء  آنها و برخی ازمراجع نظیرآیت الله آذری قمی صاحب امتیازروزنامه رسالت بوده که بدنبال مال اندوزی دردوران جنگ بودند کسانی که آیت الله خمینی آنها را سمبل اسلام آمریکایی وتحجرخوانده بود و گفته بود آنها توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند.

گرچه پایان جنگ  و مرگ آیت الله خمینی ازیکسو و اشراف نسبی دولتهای هاشمی وخاتمی  ازسوی  دیگرمجال میدان گردانی به این جماعت را علیرغم به تخت نشستن خامنه ای  نداد ولی روی کارآوردن احمدی نژاد ویکدستی بلامنازع  12 ساله حاکمیت راستگرایان فوق آنهم درثروتمندترین دوره تاریخ ایران نشان داد که اهداف سوداگرانه این گروه با تفکرات خاص تا چه حد می تواند برای کشورآنهم دردوره صلح چه رسد به دوران جنگ خطرناک  بوده بطوریکه نزدیک به 2000 میلیارددلاردرآمدهای نفتی و سرمایه های ملی را چپاول کرده وبا واردات بی رویه و انباشت آن برای چندین سال تحت عنوان مبارزه با تحریم ها هزاران کارخانه تولیدی را به ورشکستگی کشاندند و درهمان حال طبقه نوکیسه وابسته به خود را به قیمت نابودی اقتصاد ملی وطبقه متوسط بنا نهادند امری که نمی تواند بدون حمایت ابرقدرتها وسازمانهای جاسوسی آنها تحقق یافته باشد.

اکنون یکی باید ازسردارمحمدباقری بپرسد شما که به نمایندگی دارودسته خامنه ای وصرفا برای بی اعتباری مهندس موسوی نزد رزمندگان جنگ ندیده ونسل های جدید ادعا می کنید دولت وقت ومردم آنهم تحت عنوان مستعار ” بدنه کشور” ازجنگ حمایت وپشتبانی لازم را نکرده اند ازهمان افرادی که به شما درجه سرلشکری داده وعلیرغم صغرسن وکمی تجربه شما را درپست رییس ستاد کل نیروهای مسلحی گماشته اند بپرسید ایا دردوران جنگ هم می خواستید بهمین نحو درآمدها وسرمایه های کشوررا به تاراج ببرید ومردم را با حوثی های غارنشین صعده دریمن مقایسه کنید که با یک لنگ ونان خشک می جنگند ( به نقل ازعلی اکبرولایتی کاندیدای موردنظرخامنه ای برای نخست وزیری دوران جنگ که با مخالفت فاطع آیت الله خمینی روبرو گردید)

فراموش کرده اید که برجایی تکیه زده اید که یک دامپزشک بیسواد ونظام وجنگ ندیده  بنام سیدحسن فیروزآبادی به مدت 28 سال تحت عنوان ریاست ستادکل نیروهای مسلح بران حکمرانی می کرد؟

7- جدا ازمطالبی که آقای محسن صفایی فراهانی معاونت جنگ صنابع سنگین کشور اخیرا دربرنامه خشت خام با حسین دهباشی مبنی برتمایل سپاه  به خرید ازخارج داشته اند نگاهی به هردو مصاحبه بهزادنبوی وزیرآن وزراتخانه معاون لجستیک ستاد جنگ درسه ماهه آخر جنگ و محسن رفیق دوست معاون لجستیک و وزیرسپاه پاسداران که بیشترین ارز را برای خرید اقلام نظامی در دست خود داشت بنگرید تا میزان اختلاف ادعای هود را این عزیزان دریابید

بهزاد نبوی می گوید در تمام ایام جنگ دولت و وزارتخانه های مربوطه برای حمایت از صنایع داخلی و کاهش مصرف ارز و اختصاص دلارهای کشور به جنگ حتی یک ماشین خارجی وارد نکردیم درحالیکه در همان ایام دهها هزار خودروی تویوتا  وانت برای نقل و انتقالات سریع رزمندگان و تدارکات جنگ و هزاران خودرو شاسی بلند لندکروز برای فرماندهان از ژاپن وارد و در اختیار عمدتا سپاه پاسداران و بعضا ارتش قرارداشت.

محسن رفیق دوست می گوید صنایع ما بیش از 15 میلیون گلوله توپ و خمپاره تولید وروانه جبهه ها کردند و البته اینها بغیر از هزاران قایق یا کیلومترها پل های نفر رو وماشین رویی بود که برای عملیات آبخاکی خیبر تدارک شده بود ضمن آنکه حتی پل های فلزی ویژه مهندسی جنگ هم در وزارتخانه صنایع سنگین یا کارگاههای جهاد سازندگی ساخته و به سپاه تحویل می  شد.وزارتخانه صنایع سبک تدارک کلیه کانکس ها را که برای پشت های فرماندهی قرارگاهها یا امورستادی لازم بود تدارک می کرد سازمانهای آب و برق با تدارک برق موردنیاز وحتی استقراردکل های بلند انتقال برق برای دیده بانی نیروها ازخصوص دشمن، وزارت آموزش و پرورش بادادن مرخصی ها یا جابجایی تاریخ امتحانات برای شرکت دانش آموزان داوطلب شرکت درجنگ، سایت های سازمان هواشناسی و ارتباطات ماهواره ای و سیستم های مخابراتی پر قدرت سازمان های مختلف ، شرکتهای کشتیرانی برای نقل وانتقال تسلیحات و…. همگی درخدمت جنگ بودند هزاران کمپرسی ازاستانداریها همراه با نیروهای کمکی برای پشتیبانی ازمهندسی جنگ درخدمت سپاه بودند و… واینک سردارباقری ومحسن رفیق دوست درفضای تک صدایی که بزورداغ ودرفش برملت وخدمتگذاران آن حاکم شده است ازعدم پشتیبانی دولت ازجنگ می گویند شرم برشما

8- چرا هیچ اشاره ای به اشتباه استراتژیک فرماندهی سپاه درکشاندن عملیات اصلی وسالانه سپاه وفرماندهی جنگ ازجنوبی ترین بخش جبهه  به شمالی ترین آن دراسفندماه 66  (عملیات والفجر10 درحلبجه وسد دربندیخان) نمی کنید آیا این امربه منزله واگذاری بدون هزینه تمامی محصولات 8 ساله جنگ به ارتش عراق با استراژی دفاع متحرک نبود؟ آیا وقتی به فرماندهان وحتی مسئولین اطلاعاتی نیروی زمینی سپاه سردارغلامرضا محرابی گفته شد که عراق 1700 تانک وادوات زرهی را دریکروز ازجلوی آبادان عبورداده وبه سمت محور فاو برای حمله به نیروهای ایران وآزاد کردن وارد عمل شده است ایشان مقامات اطلاعاتی جنوب وقرارگاه نیروی دریایی یا نوح نبی را به سخره نگرفت؟

کشاندن عملیات ازجبهه جنوب درست عکس تصمیم قبلی قرارگاه اداره کننده جنگ ودرواقع نسخه کمدی وملانصرالدینی آن است چه درآخرسال 64 وابتدای سال 65  که عملیات والفجر8 درجریان بود وقتی عراقی ها نزدیک به 70 روز برای بازپس شبه جزیره مشغول نبرد بودند سپاه با استفاده ازیک لشکراحتیاطی موسوم به لشکرقدس گیلان با فرماندهی سیاسی الیاس حضرتی ( نماینده بعدی مجلس وعضوفعلی حزب اعتمادملی) یک عملیات فرعی وفریبکارانه درشرق سلیمانیه موسوم به والفجر9 طراحی وبه اجرا گذاشت تا بخیال خود موجب تجزیه فشارهای متمرکزبر جنوب بشود که البته نتیجه ای هم جزشکست نداشت وحال روزهای آخر سال 66 قرارگاه خاتم وسپاه خود فریب عملیات فریب قبلی خود را خورده وبه دشمن جناح دادند تا با خیال راحت تمام متصرفات وزمین های

آزاد شده درکلیه جبهه های میانی وجنوبی را درعرض یک ماه پس بگیرد !

تنها اقدام ایت الله خمینی بعنوان فرمانده کل قوا دراین خصوص ابتداء دستوربه هاشمی برای محاکمه واعدام فرماندهان مقصردراین امر (مشخصا محسن رضایی، غلامعلی رشید وسید رحیم صفوی)  وتصمیم به انحلال سپاه پاسداران درصورت تصرف مجدد خرمشهر بود که با هجوم نیروهای مردمی به جبهه ها ازیکسو و فشارابرقدرتها برصدام حسین ازسوی دیگراین امرتحقق نیافت.

9- چرا تاخت وتازهای طرفین درسال 66 درجبهه های جنگ درخلیج فارس که پای ناوگانهای ابرقدرت های بیگانه را به این منطقه گشوده وباعث گردید تا دوهزارکیلومتربه جبهه های جنگ اضافه شود درسخنان شما جایگاهی ندارد؟ چرا ازافزایش بی مهارو فاقد کنترل حمله به کشتی های عبوری و اسکورت کشتی های کویتی ابتداء توسط شوروی و بعد هم آمریکا که به درگیرشدن آمریکا با ایران  وحمله به سکوهای نفتی وایرباس ایرانی انجامید هیچ اشاره ای نمی شود ؟

10- پس ازفاجعه جاسازی موادمنفجره درساکهای حجاج درمردادماه 65 عربستان نسبت به مراسم برائت ازمشرکین حساس شده وتصمیم به محدود کردن آن درمکه می گیرد که به کشتارحدود 400 تن ختم می شود ولی مقامات ایرانی بجای مذاکره وتعامل پیرامون این دوواقعه مهم در13 مهرماه 66  به سمت حمله به خاک عربستان درراس الخفجی  رفته که با لورفتن عملیات واستقرارحدود 30 فروند ناو جنگی ائتلاف ودادن هشدارهای رادیویی عملیات متوقف می شود ومحسن رضایی تصمیم به سرنگونی یکی دوفروند هلی کوپتر آمریکایی برای ایجاد جنگ وآرامش روانی  ناشی از تحقیر ایرانیان در دو واقعه فوق  می نماید و او برای اینکارجزیره فارسی درعمق آبهای خلیج فارس مقابل بحرین وقطرمی گیرد درحالیکه آن عملیات برای اجرا درنزدیکی جزیره ابوموسی درنظرگرفته وطراحی شده بود   که هم تجاوزدائمی هلی کوپترهای گشتی آمریکا به آبهای سرزمینی ایران را دچاراخلال می کرد وهم درصورت نیاز ازپشتیبانی دریایی وهوایی پایگاههای بندرعباس برخوردار بود. فرمانده کل سپاه وقرارگاه خاتم با تصمیم عجولانه وبدون پشتوانه نظامی خود زمینه کشتن تعدادی ازبهترین نیروهای رزمی خود دردریا را ازدست داده وسومین شکست را نصیب خود کردند.سه شکست پی درپی فوق سپاه را به تنها حربه خود یعنی استفاده ازموشکهای چینی کرم ابریشم  برعلیه بندرالاحمدی کویت ودوسه کشتی خارجی با مالکیت یا پرچم آمریکا کرد که دومین حمله ابرقدرت فوق را  سکوهای نفتی ایران رقم زد ومانوررشادت سپاه درتنگه هرمز با ریختن بهترین وقدیمی ترین چتربازان  این نهادنظامی به دریا وخارج ازنقطه تعیین شده درجزیره تنب دردهانه خلیج فارس بزرگترین تراژدی را رقم زده ومانوررشادت را تبدیل به مانورشهادت کرد.

ریییس ستادکل نیروهای مسلح که خود مسئولیت واحد اطلاعات قرارگاه خاتم را برعهده داشت هیچگاه به این اشاره نمی کنند که بخش مهمی ازبودجه ارزی سپاه ازطریق محسن رفیق دوست خرج خرید وتجهیزکارخانه ها وکارگاههای می گردید که درارتش یا صنایع سنگین وسبک وجود داشت اپیدمی خرید وواردات که ظاهرا نشات گرفت ازمسلک بازاری ومیدان تره بارداری رفیق دوست بود تاآنجا پیش می رفت که دریک کارخانه 40 دستگاه CNC خریداری شده آلمان را می دیدید درحالیکه حتی کادر مورد نیاز آنها تربیت نشده یا سعی می گردید با استفاده موقتی از لیسانس وظیفه های مهندس امکان لازم  را برای تولید قطعات مورد نیاز تجهیزات  راه اندازی نمایند. رشد قارچ گونه مجتمع های صنعتی بنام فرماندهان شهید سپاه درجاده مخصوص وقدیم کرج نظیرمجتمع شهید باقری، مجتمع شهید بروجردی، مجتمع شهید باگری و مجتمع شهید … همه درهمین رابطه بود.

سردارباقری بعید است خوی ستادنشینی وعدم درک شرایط ووضعیت جبهه ها ورزمندگان که گاهی اوقات به جوک های واقعی درمیان نیروهای اعزامی داوطلب تبدیل می شد را فراموش کرده باشد واینکه این مساله تا آنجا پیش رفت که درابتدای سال 67 محسن رضایی دستورانجام یک مانورجنگی را درستادمرکزی سپاه واقع درقصرفیروزه صادرکرد تا شاید نیروهای ستاد سپاه با شنیدن صدای گلوله وانفجارنارنجک شرابط حاکم برصحنه های جنگ را درک وازنیروهای اعزامی حمایت نمایند.  آمارشهدای جنگ به تفکیک نیروهای سه گانه ارتش وسپاه ونیروی انتظامی ( ژاندارمری وشهربانی وکمیته) و نیروهای مردمی ( بسیج وعشایر) نشان ازحقیقتی تلخ می دهد که کمترین شهدای جنگ مربوط به اعضای رسمی سپاه پاسداران می باشد !

درخصوص نیروهای اعزامی ازشهرستانها که هریک درلشکرهای استانی سازماندهی می شدند نیزواقعیت های دیگری را به نمایش می گذارد که کدام استانها نسبت به جمعیت متمرکزدرآن بیشترین یا کمترین اعزام نیرو را داشته یا ازسطح کیفی جنگاوری برخوردار بودند متاسفانه بدلیل عدم دسترسی به اطلاعات فوق درشرایط فعلی امکان درج کلیه موارد را ندارم ولی بعنوان مثال شاید  نیروهای استان مازندران به فرماندهی مرتضی قربانی با لشکر25 کربلا بیشترین نیروی اعزامی و نیروهای تهران به فرماندهی محمدکوثری با لشکر27 محمدرسول الله درسالهای پایانی جنگ کمترین میزان نیروهای اعزامی به جبهه ها را ازآن خود کرده بودند درحالیکه چنین وانمود شد که یکصدهزارتن بسیجی ازتهران درقالب سپاه محمدرسول الله عازم جبهه های جنگ می باشد.

واقعیت امراین بود که فرماندهی سپاه ازنظرتجربه تشکیلاتی توان سازماندهی نیروهای داوطلب را حتی با گذشت 7 سال ازجنگ نداشت واین درحالی بود که مثلا مجاهدین خلق درابتدای دهه 60 به تعبیرهاشمی بیش از500 هزارنیروی میلیشیا داشتند که با نظم وانضباط سازماندهی شده بودند.

هرکشوری ازسه طبقه تشکیل می شود رهبری، طبقه واسط ( ارکان نظام ودولت) ومردم. اگردرجنگ ایران وعراق رهبری بعنوان فرمانده کل قوا چشم اندازی (چه درست وچه غلط) نظیرسرنگونی صدام را ترسیم و مردم با شرکت درجبهه ها آن را تایید کرده اند این وظیفه حلقه واسط بوده است که با اتکاء به مکانیزم اجرایی رسیدن به آن هدف را تحقق بخشد وسپاه پاسداران که ازآزادی خرمشهردرخرداد 61 تا هنگام پذیرش قطعنامه درتیرماه 67  بمدت بیش ازشش سال فرمان هدایت عملیات را دردست داشته است درراس این پیکان وباید پاسخگوی اختیارات وامکاناتی که دردست داشته است باشد نه اینکه دریک فراربه جلوخود را درموضع طلبکاری ازمردم ودولت قرارداده ومسئولیت را ازگردن خود بازکند. باید به مردم ایران وجهانیان توضیح بدهید که کدام یک ازسه عنصرگفته شده درکارخود کوتاهی یا دروغ تحویل داده اند رهبری عالی کشوریعنی شخص آیت الله خمینی، مردم یا سپاه پاسداران!

فرماندهی سپاه پاسداران بعنوان فرمانده اصلی قرارگاه خاتم الانبیاء  درتوجیه دخالت درپروژه های استراتژیک کشورکه سربه صدهامیلیارددلارمی زند ادعا می کند که فعالیت های آن مرکزجنبه عمرانی داشته وهدف اصلی جلوگیری ازفاسدشدن وبیکارماندن امکانات مهندسی به یادگارمانده ازجنگ تحمیلی بوده است ولی پس ازرخدادهای خرداد 88 برای کوبیدن مهندس موسوی ادعا می کنند که نخست وزیرموردتایید امام وحتی فرماندهی سپاه آنگونه که شایسته بوده است ازجنگ پشتیبانی نکرده است! اکنون این سوال پیش میاید که اگردولت آنزمان که می بایستی 40 میلیون ایرانی وصدها هزاررزمنده را با بودجه جنگی 7 میلیاردی اداره کند توانی برای پشتبانی جنگ نداشته یا صرف نکرده پس چگونه صدهامیلیارددلارپروژه با همان امکانات به اجراء درآمده است؟ درزمینه های نظامی هم هاشمی درخاطرات خود به سال 67 می گوید هنوزدرحال کشف انیارهای سلاحی اند که درزمان شاه خریداری شده بود!

بحث دیگرتبلیغات دروغینی است که سرداران سپاه درتمام این 40 سال تحویل مردم داده اند واینک که حقایق یکی پس ازدیگری خود را تحمیل کرده است واداربه اعتراف شده اند نظیربسیج 20 میلیونی که اکنون خود می گویند بدلیل عدم حمایت مردم از جنگ و امتناع رزمنده ها از حضور در جبهه ها بوده است یا اقرار به توان سازماندهی عراق با یک سوم جمعیت ایران برای بسیج یک میلیون

سربار ورساندن 12 لشکرمنهدم شده طی 6 سال اول جنگ به استعداد 56 لشکردردوسال آخرجنگ ونهایتا نیزاینکه اگراکنون نتایج تلخ دروغها وعوامفریبی های خود را دیده اید چرا درمقطع فعلی دربرنامه اتمی ایران وتحریم های بین الملللی همان نیرنگ ها نظیر سپاه یکصدهزارنفری محمدرسول الله  را بازهم رواج می دهید؟

سردارباقری بااشاره به فقدان امکانات دفاعی وازجمله درمقابل حملات شیمیایی عراق که به تعبیروی ” رزمندگان را عین برگ خزان به زمین می ریخت ” می گوید:

” پذیرش قطعنامه 598 یک همچین داستانی داشت، نمی شود کسی را متهم کرد یعنی اینطوری نیست که بگوییم یک مقطع خاص (بهار67)، با یک نامه خاص ( نامه محسن رضایی)، یک جمله خاص( جام زهرنوشی امام) یک همچنین چیزی نیست”.

وادامه می دهد:

“بایستی بدنه کشورما دردفاع مقدس، دولت ما ازجنگ بهترازاینها دفاع می کرد وحمایت می کرد تا به آن روز (قبول قطعنامه) نرسد”

اتفاقا ما برهمین اساس معتقدیم باید مقصران دراین امرشناسایی وبه مجازات برسند تا اولا برای آیندگان این توهم وتصورپیش نیاید که می توانند هزارمیلیارددلارخسارت به کشوربزنند وبعد هم بدون ترس ازبازخواست به اشتباهات وخطاهای خود ادامه بدهند وثانیا نمی توان ازیکطرف دولت ومردم را بعنوان متهم کوتاهی وخیانت درجنگ معرفی ولی زیرکانه  افزود که نمی شود کسی رامتهم کرد؟!

سرداردکترعلیرضا اکبری مسئول سازمان نظامی قطعنامه 598 ودریادارپاسدارعلی شمخانی جانشین سابق فرماندهی سپاه، فرمانده نیروهای دریایی مشترک سپاه وارتش ودبیرفعلی شورایعالی امنیت ملی کشورمعتقدند ضعف اساسی ما درجنگ نه تنها فقدان استراتژی وقدرت دیپلماسی که سیاستهای اشتباهی بوده است که درتمام مدت 16 سال ریاست علی اکبرولایتی وتیم همراه وی بروزارتخارجه حاکم بوده است وامکان بهره گیری حتی ازپیروزیهای اساسی ما ( آزادی خرمشهر وفتح شبه جزیره فاو) را ازکشورمان سلب کرده بود.

ازآنجاییکه بخش عمده ای ازوزارتخانه های کلیدی ازجمله وزارت خارجه، وزارت اطلاعات و وزارتخانه های دفاع وسپاه (نهادهای مسئول تدارک جنگ) و….در اختیار مخالفان نخست وزیر موسوی یعنی طرفداران رییس جمهورخامنه ای بوده است  ووی نیزعملا نماینده امام درشورایعالی دفاع لذا اگرکوتاهی ازاین ناحیه یعنی عدم پشتبانی ازجنگ بوده عملا ازناحیه خامنه ای بوده است وبالاخص مواضع محسن رضایی درحمایت ازموسوی نزد اما درمقابل خامنه ای واینکه اگرموسوی برای دور دوم انتخاب نشود وولایتی بجای ایشان ازسوی خامنه ای منصوب شود جنگ وجبهه ها بشدت آسیب پذیرخواهد شد خود سند افتخارموسوی وننگ خامنه ای وحامیان جنگ ندیده ایشان خواهد بود.

البته برای اینکه با واقعیات دهشتناک عدم پشتیبانی ازجنگ آشنایی پیدا کنیم بهتراست با برخی موارد نظیر تشرهای ایت الله خمینی به طرفداران اسلام آمریکایی وقاعدین آن زمان دررابطه با جنگ، متن استعفاء نامه موسوی به امام خمینی درهمان سالها و یا  پیام آیت الله خمینی به سپاه وارتش که پس ازتهاجم اسراییل به لبنان درتابستان 1982 دوگردان ازتیپ های محمدرسول الله تهران وتیپ 58 تکاوری ذوالفقاررا فورا به آنجا اعزام کرده وسراسیمه تربرگرداندند نیزرجوع شود.

جالب اینکه علیرغم مخالفت آیت الله خمینی با استعفای موسوی پس ازدو ماه درباره نخست وزیروحمایت وی ازجنگ چنین می گوید:

” «از آنجا که ممکن است این روز‌ها افرادی بخواهند نسبت به دولت خدمتگزار شبهات و القائاتی در اذهان عامه به وجود آورند و زحمات بی‏شائبه و طاقت‌فرسای شما را خصوصا در مساله جنگ خدشه‏ دار نمایند، لازم است این نکته را تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردی لایق و دلسوز برای انقلاب اسلامی می‏دانم، و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمی‏کنم، و الآن نیز شما را تأیید و حمایت می‏کنم.»

سردار باقری درباره شرابط حاکم بر خود و دیگر فرماندهان در روز پذیرش قطعنامه  می گوید:

” بسیار برای ما (فرماندهان جنگ)  تلغ بود، یعنی خیلی ازماها (فرماندهان) آرزو می کردیم که ایکاش زنده نمی ماندیم و آن روز وروزهای بعد را نمی دیدیم “

همرزم سابق این درست است که برخی ازفرماندهان درآنروز گریه می کردند اما برای برخی ازفرماندهان آبدیده پذیرش قطعنامه واعلام آن ازبخش اخبارساعت 2 امری غریب نبود برای یاداوری این داستان را برایتان نقل می کنم

شب قبل ازپذیرش قطعنامه درقرارگاه پشتیبانی فاو درخسروآباد آبادان جلسه ای به دعوت سه تن ازنمایندگان مجلس شورای اسلامی که عمدتا ازفرماندهان سپاهی راه یافته به مجلس وعضوکمیسیون دفاعی مجلس بودند (آقایان الیاس حضرتی فرمانده سابق لشکرپشتیبانی فدس گیلان، رضا آستانه فرمانده ومربی آموزشی ونماینده آستانه وسربند اراک ویکی دیگرکه یادم نیست)  و باحضور فرماندهان قرارگاه، لشکرها وتیپ های مستقل برقرارشد درآن جلسه بنده وآقای حسین علایی اولا آرای مان برعقب نشینی نیروها ازمناطق گرفته شده درعراق بود مناطقی که امکان پشتیبانی ازآنها نبود وهمه قرائن وشواهد نشان ازحمله قریب الوقوع ارتش عراق می رفت که درآنصورت هم زمین را می دادیم هم نیروهایمان وهمه تجهیزات وتسلیحاتمان را ثانیا یک بحث را خود بنده وبرخلاف دیگرفرماندهان مطرح کردم که به همه هم برخورد واینکه علت اعزام سه نماینده مجلس تحت ماموریت آقای هاشمی به منطقه چیست ؟ چرا شعارجنگ جنگ یا یک  پیروزی سریع دراین اواخر داده می شود واستدلال کردم که فرد یا مجموعه ای که چنین شعاری را می دهد یا بمب اتم را دردست خود دارد یا می خواهد صلح کند وخلاصه کلام جلسه را فرمایشی خواندم که به آقایان اعزامی وبرخی ازفرماندهان قرارگاه هم بدلیل تندبودن برخورد  وآقایان هم بنده را شخصی بدبین خواندند وبعد هم که ساعت 3-2 نیمه شب عازم اهوازشدند ازآنها خواهش کردم مرا با خود به قرارگاه اصلی درجاده آبادان -خرمشهرکه سرراهشان بود برسانند

شاید ده ساعتی  ازاین ماجرا نگذشته بود که اخبارساعت 2 رادیو پذیرش قطعنامه توسط ایران را اعلام ومتعاقب آن فورا دستوری برای حضورفرماندهان درساختمان گلف اهواز ( مقرفرماندهی سپاه خوزستان وقرارگاه کربلای نیروی زمینی)  به دستمان رسید وقتی واردسالن بزرگ جلسه شدم همزمان با بازکردن در با همان سه نماینده مجلس چشم درچشم شدیم وتوگویی حتی قدرت تکلم را ازدست داده بودند بهم نگاه می کردیم وسری تکان می دادیم که چه زود بحث های دیشب به واقعیت تبدیل شد !

البته سردارباقری درست می گوید فرماندهانی نیزبودند که مثل ابربهارگریه می کردند ویک نمونه آن موسی رفان فرمانده نیروی هوایی وموشکی سپاه بود که درست درهنگام اعلام پذیرش قطعنامه درقرارگاه ما درآبادان بود وی ازکادرهای شناخته شده دانشجویان پیروخط امام وچپگرا وفارغ التحصیل مهندسی برق پلی تکنیک بود که بعد ازجنگ به طورغریبی ازعرصه رسانه ای وتبلیغات سپاه حذف گردید ودستاوردهای وی درزمینه هوایی وموشکی به میراث خوارانی چون محمدباقرقالیباف و امیرعلی حاجی زاده برسد !

سردارباقری می گوید:

” اما برای فتح راهبردی (استراتژیک) جنگ روشن بود که تصمیمی غیر از آن نمی توان گرفت و تصمیم تصمیم عاقلانه ای بود و می بایستی گرفته می شد و در آن  روز تیرماه 67 کاری غیر از آن نمی شد کرد ولی باید چاره را قبل از آن می کردیم “

گفت ازکرامات شیخ ما این بود که شیره را خورد وگفت شیرین است یعنی زمانی باید برای پذیرش قطعنامه تصمیم می گرفتیم که بدلیل پیشروی های سریع عراق وناشی ازسیاست دفاع متحرک وی ازیکسو و اشتباه استراتژیک فرماندهان سپاه درکشاندن جبهه اصلی به کردستان عراق بجای بصره عملا یک جناح 1300 کیلومتری به عراق داده بودیم وارتش آن کشور با هزاران تانک وتوپ که هیچی حتی با وانت هم می توانست بهمان دستاوردها دربهار67 برسد که رسید. وقتی سرداررشید می گوید ما حتی احتمال سقوط خرم آباد را هم می دادیم تو خود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل !

اما ازآنجاییکه سردارباقری دولت مهندس موسوی را درخصوص عدم پشتبانی ازجنگ موردخطاب قرارداده است باید با دقت بیشتری به نقش 5 وزارتخانه امورخارجه، وزارت سپاه، وزارت دفاع، وزارت اطلاعات ووزارت کشورپرداخت شود تا معلوم شود عامل شکست ایران درجنگ 8 ساله ورسیدن به نقطه صفرپس ازآزادی خرمشهرچه نهادها وواحدهایی بودند ونمی شود ازیکطرف دولت وقت که باراصلی جنگ را با کمترین امکانات به دوش کشید متهم کرد وازطرف دیگرمدعی شد که هیچکس را نباید بخاطرجام زهری که طی 8 سال بکام ملت ونه آیت الله خمینی ریخته شد ملامت کرده وآنرا سرنوشت اجتناب ناپدیر ودرواقع ازسوی خدادانست.

همگان می دانند که از15 ماه قبل ازشروع جنگ تا 15 ماه بعد ازآن ودرواقع بمدت 35 ماه ازپیروزی وتثبیت نظام جدید وزارت خارجه ما شاهد ده وزیروسرپرست وزارتخارجه بود کریم سنجابی، مهندس بازرگان(سرپرستی)، ابراهیم یزدی، بنی صدر (سرپرست)، قطب زاده، محمدکریم پناهی (سرپرست)، رجایی (سرپرست) میرحسین موسوی قبل ازعلی اکبرولایتی یعنی تاتاریخ 24 آذرماه 60 بوده است پس وزارتخانه ای که می بایستی با فعالیت های دیپلماتیک وانعکاس بموقع هشدارها ورعایت آذاب دیپلماتیک ورعایت پروتکل ها ومفاهم وتوافنامه های بین المللی نقش بازدارندگی را ایفا نماید دائما درحال تغییر وتحول وکاملا بی ثباتی برآن حاکم بوده است همزنان با آن نیزعملا با اشغال سفارت آمریکا وگروگانگیری 444 روزه 52 دیپلمات و ورود سپاه پاسداران به حوزه سیاست خارجی که دربرگزاری حمایت ازسیاست صدورانقلاب ونهضت های آزادیبخش آنهم درجوف سفارت فوق خودرا نشان می اد اظهرمن الشمس بود که هیچ سیاست ودیلماسی مشخصی درقبال پیش گیری ازحنگ ویا تلاش برای ایجاد آتش بس وصلح تا زمان عملیات فتح بزرگ المبین وخرمشهر(بحزعملیات ها وپیروزیهای محدود مانند عملیات فرمانده کل قوا ، شکستن حصرابادان یا طریق القدس)اتخاذ نشده بود ویعد ازآن نوبت به علی اکبرولایتی کاندیدای موردنظرخامنه ای رییس جمهور برای نخست وزیری وبعد هم استقرار16 ساله وی دروزارتخارجه همزمان با شروع عملیاتهای بزرگ ایران می گردد  که موضوع اصلی بخش بعدی نوشته ما خواهد بود.

Leave a Reply

Your email address will not be published.