کاپیتولاسیون دروغ بزرگ انقلاب اسلامی

درایران مثل معروفی است که می گوید ” خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج” وبنظرم راز رسیدن رژیم جمهوری اسلامی به وضعیت ف یعنی نظامی منبعث ازجهل وجنون ودروغ وفریبکاری، قتل وجنایت وفساد وغارتگری همه ازهمان خشت اول یعنی دروغی بزرگ بنام  ” کاپیتولاسیون” شروع می شود که ما درسالگرد آن می باشیم.

ما درجریان حوادث قبل وحین وبعد ازپیروزی انقلاب که با توجه به انحراف آن ازاهداف اصلی اکنون باید آنرا خودکشی دستجمعی ملت ایران نامید با درور های بسیاری تا هم اکنون مواجه بوده ایم ازکشتن دکترشریعتی وصمدبهرنگی ومصطفی خمینی توسط ساواک شاه گرفته تا نقش رژیم سابق درآتش زدن سینما رکس آبادان وازکشته شدن 4000 تن درمیدان ژاله (شهداء) تهران درجمعه 17 شهریورگرفته تا مجانی شده آب وبرق ومسکن مردم ، ازاینکه ریشه انقلاب اسلامی ازکشتاردرمسجدگوهرشاد مشهد وبدلیل مخالفت مردم با کشف حجاب اجیاری بوده تا حمله به مدرسه فیضیه قم درفروردین 42 وبعد هم سخنرانی آیت الله خمینی وحوادث  15 خرداد 42 ولی هیچ دروغی به پای ماجرای کاپیتولاسیون نمی رسد که برای آگاهی نسل جوان به آن می پردازیم

شاه ایران پس ازکودتای 28 مرداد که تحت عملیات مشترک سرویس های جاسوسی انگلیس وآمریکا موسوم به عملیات آژاکس صورت گرفت تا پایان دهه  30 واوایل دهه 40 با حمایت آمریکا سرگرم سرکوب مخالفین سیاسی وثبیت دیکتاتوری خود بود که بعنوان مثال به تشکیل ساواک وساخت زندان اوین درهمین دوره یا محاکمه سران گروههای ملی ومذهبی وحزب توده و… می توان اشاره کرد.

درمراحل پایانی این دوره بود که شاه با توصیه دولت آمریکا تحت ریاست جان اف کندی یکسری رفرم را تحت عنوان ” انقلاب سفید” یا ” انقلاب شاه وملت” آغازکرد  وشاه ایران درخواست یک وام 200 میلیون دلاری ازدولت آمریکا برای پشتیبانی ازطرحهای موسوم به انقلاب ونیزبازسازی ارتش ایران را نمود که نهایتا پس ازکش وقوسهای زیادی مورد موافقت نهادهای آمریکایی یعنی دولت ومجلس وقت قرارگرفت.

بخشی ازروحانیت برهبری آیت الله خمینی  با آگاهی ازمفاد انقلاب سفید بنای مخالفت با آنرا درحوزه های علمیه سرداده که نهایتا به حمله ساواک ونیروهای انتظامی به مدرسه فیضه قم همراه وبه جراحت تعدادی ازطلاب منجرشد.

آیت الله خمینی  در3 بهمن ماه 41 باصدوراطلاعیه ای حمله به فیضیه را محکوم وازسرکوب طلاب به شاه شکایت می کند والبته وی نخست وزیراسدالله اعلم را مبنای این حمله ذکرمی کند.

محمدرضا پهلوی نهایتا  با آگاهی ازمخالفت روحانیت سنتی وآیت الله خمینی وحوادث مدرسه فیضیه  در4 ابانماه 41 یعنی دوروز قبل ازرفراندوم وبه رای گذاشتن اصول انقلاب سفید سفری به قم داشته ودریک سخنرانی درصحن حرم حضرت معصومه می گوید که دوره مفت خوری روحانیت گذشته است وبا اشاره به تحجر1000 ساله درحوزه های علمیه بعنوان ” ارتجاع سیاه” درمقابل انقلاب سفید می گوید “من این روجانیت را صدبرابر بدترازآن توده ای خائن می دانم”

نهایتا نیزشاه ایران در6 بهمن ماه 1341 دریک همه پرسی موافقت مردم را با اصول اولیه انقلاب که شامل 6 اصل بود ( بعدا تا 19 اصل اضافه شد) را کسب کرد ولی روحانیت به رهبری ایت الله خمینی نسبت به اصول اول وپنجم آن به سرعت واکنش نشان داد این دواصل عبارت بودند از:

اصل اول_ اصلاحات ارضی والغای رژیم ارباب ورعیتی که منافع بزرگ مالکان را بخطرانداخته وزمین را متعلق به کارگر وکشاورزانی می دانست که بروی آن کارمی کنند.

اصل پنجم  اصلاح قانون انتخابات ایران به منظوردادن حق رای به زنان وحقوق برابرسیاسی با مردان ونیزامکان قسم خوردن نمایندگان اقلیتهای دینی درمجلس شورای ملی  به کتاب مقدس خود ونه الزاما قرآن مجید بود که به لایحه انجمن های ایالتی وولایتی مشهورشد.

البته متعاقب اصل پنجم در27 فرودین 42 نیزقانون خانواده به تصویب مجلس رسید که درآن حضانت فرزند به مادرپس ازطلاق یا مرگ همسرداده می شد که با احکام اسلامی درتناقض بود.

محمدرضا پهلوی در23 اسفندماه 41 درجریان بازدید ازپایگاه چهارم شکاری دردزفول موسوم به پایگاه وحدتی باردیگردرسخنانی روحانیت را به باد انتقادمی گیرد وآنها را درصورت ادامه مخالفت با انقلاب سفید و رفراندوم آن تهدید به سرکوب می کند وروح الله خمینی با آگاهی ازمصادف شدن دوم فروردین با سالروز شهادت امام جعفرصادق ششمین پیشوای شیعیان طی نامه های به مراجع وعلماء درایران وخارج (عمدتا نجف وکربلا) عید نوروز را تحریم وآنرا عزای عمومی دراعراض به انقلاب سفید وسرکوب طلاب نی کند درهمین روز سه جلسه به مناسبت شهادت امام شیعه درمنزل خمینی ومدارس حجتیه (درصبح) وفیضیه (زیرنظرآیت الله محمدرضا گلپایگانی مرجع شیعه وآیت الله علی صافی گلپایگانی ) برقرارمی گیرد ووقتی سخنران جلسه ازمدرسه فیضه وحوزه های علمیه بعنوان دانشگاه امام صادق وسربازخانه امام زمان نام می برد که آماده جانفشانی بفرمان علماء می باشند گارد ونیروهای امنیتی واردعمل شده درصدد بازداشت سخنرانی جلسه شیخ مرتضی انصاری قمی برمی آیند که وی ازطریق مسیل پشت حرم معصومه موفق به فرارمی شود وتا 400 روز مخفی می شود!

در روز بعد یعنی سوم فروردین بازهم فیضه درمحاصره نیروهای ضدشورش بوده وبه غیرروحانیون اجازه ورود به صحن حرم داده نمی شود وبرخی ازطلاب که برای برداشتن اسباب وکتابهای خود می روند با ضرب وشتم های فراوان مواجه می شوند.

شاه ایران دراول اردیبهشت قانون عدم اعزام روحانیون به خدمت سربازی را لغو و ازآن به بعد روحانیون نظیرعوام موظف به خدمت سربازی وزیرپرچم می شوند که هاشمی رفسنجانی وحسن روحانی ازجمله روحانیون مشمول طرح فوق می باشند.

حوادث فوق که موجب رد وبدل شدن پیامهای تسلیت بین علمای بلاد ونیزحوزه های علمیه قم ومشهد درایران ونجف وکربلا درعراق گردیده بود بهانه ای برای زنده نگه داشتن آن شده بود نهایتا آیت الله خمینی را برآن می دارد تا درعصرروزعاشورا مصادف با 13 خرداد 42 دست به سخنرانی برعلیه شاه وحامیان اسراییلی وی زده ووی را به پیروی ازتوصیه بهاییان بکند (بدلیل دفاع ازحقوق زنان) که به دستگیری وانتقال وی به تهران  درنیمه شب همان روزمی شود .

دستگیری وتبعید خمینی به تهران موجبات اعتراض حامیان وی را در15 خرداد 42 فراهم میاورد که بازهم تعدادی کشته ومجروح را برجای می گذارد وخمینی نهایتا در15 فروردین 43 با توصیه افراد مختلف وروحانیون ومراجع مختلف ازجمله امام موسی صدرنزد شاه ایران آزاد شده به شهرقم بازمی گردد.

آیت الله خمینی در4 آبانماه 43 که همزمان با سالروز تولد محمدرضا شاه است دست به سخنرانی برعلیه نصویب لایحه موسوم به کاپیتولاسیون در21 مهرماه 43 می زند که نهایتا به دستگیری وتبعید وی به ترکیه وسپس نجف عراق در13 آبانماه همان سال می شود که پایه واساس سخنان و ریشه های دروغ انقلاب باصطلاح اسلامی ازاین جایگاه وزمان آغازمی گردد.

ازآنجاییکه شورش ارتجاهی خمینی وتعدادی ازمتحجرین همراه وی برعلیه احیاء حقوق زنان و نمایندگان اقلیتهای دینی والغای رژیم ارباب رعیتی که ازبهمن ماه 41 شروع ونهایتا به فروردین 43 (آزادی ازتبعید ازتهران وبازگشت به قم) ختم شده بود مورداستقبال روشنفکران وطبقه متوسط جامعه قرارنگرفته بود دیگر زمینه فعالیتهای وی نیزازبین برده بود لذا شاهد یک سکوت 6 ماهه ازسوی وی تا 21 مهرماه 43 می باشیم.  

اما دراین وسط یک اتفاق درجریان است وآن بحث اضافه کردن مصوتیت قضایی هیات مستشاری آمریکا  درخدمت دولت ایران برای سازماندهی ارتش ابن کشور به ماموران (کادرفنی واداری سازمان ملل وناتو یا سفراء وماموران کنسولی) موضوع قرارداد بین المللی وین درباره روابط سیاسی مصوب 18 آپریل 1961(مطابق با 29 فروردین 1340) می باشد واین قرارداد هم اتفاقا به امضای احمدمتین دفتری نماینده تام الاختیاردولت شاهنشاهی ایران دروین هم رسیده بود درضمن قانون کاپیتولاسیون که درزمان عهده نامه های ترکمانچای اول ودوم بنفع اتباع روس تنظیم شده بود در1306 توسط رضاشاه وبا کارگردانی علی اکبرداور وزیر فرهیخته دادگستری ایران ودردوران دونخست وزیر مستوفی اللممالک (1306) ومخبرالساطنه (1307) لغو ودردوران رضاشاه ومحمدرضا شاه هیچ قانونی بنام کاپیتولاسیون درایران وجودداشت ضمن آنکه براساس قرارداد وین نیزماموران رسمی دولتها تنها درهنگام اجرای ماموریت دارای مصونیت قضایی بودند بهمین دلیل هم اخیرا دیپلمات ایرانی مظنون به شرکت درعملیات تروریستی پاریس برعلیه گردهمایی اعضای شورای ملی مقاومت ومجاهدین که شاغل درسفارت ایران دراطریش بوده درآلمان دستگیروبه دولت بلژیک تحویل داده شده است زیرا درزمان دستگیری درحال اجرای ماموریت درحوزه استحفاظی خود یعنی کشوراطریش نبوده است.

لایحه مذکورکه ازتصویب مجلس سنای ایران درمردادماه 43 گذشته بود براین اساس بود که بدرخواست سفیرآمریکا آنهم دراسفندماه 1340 ازدولت ایران ودرزمان نخست وزیری امینی  درخواست شده که مصونیت کارمندان اداری وفنی موضوع قرارداد وین شامل هیات مستشاری آمریکایی ( ونه کلیه اتباع آمریکایی یا حتی همان مستشاران درخارج ازمحل وزمان انجام ماموریت)  دراستخدام دولت ایران هم بشود سفیرآمریکا درنامه اش می گوید:

” شرایط موجود، وضعیت کارمندان مستشاری آمریکا  را روشن نمی کند. برای حل این مساله، پیشنهاد می شود که این کارمندان ازمزایا ومصونیت های کارمندان اداری وفنی امضاء شده درکنوانسیون سازمان ملل درباره روابط دیپلماتیک درتاریخ 18 آوریل 1961 ( 29 فروردین 1340) بهره مندشوند”

جالب اینکه همین درخواست ابتدایی وطی پروسه قانونی واجرای آن که مسبوق به سابقه دردولت علی سهیلی درهنگام جنگ جهانی دوم وحضورنیروهای متفقین درایران بوده است بدلیل تغییرپی درپی دولتهای وقت یعنی امینی ، اسدالله علم وحسنعلی منصورعملا تا سال 44 به طول می انجامد

اما ماجرای دروغ وفریبکاری روحانیت مخالف با این امرکه ریشه درمخالفت با دواصل انقلاب سفید یعنی آزادی زنان وتقسیم اراضی ازسه سال قبل داشت چگونه یکشبه ازیک مبارزه ارتجاعی شکست خورده در خرداد 42 بود چگونه 18 ماه بعد متبدیل به یک مبارزه ضداستعماری وضدامپریالیستی گردید به شرح زیراست:

خمینی پس ازبازگشت خود ازتبعید ازتهران به قم  درفرودین 43 ازتهران با احساس شکست تلاشهای خود دربدرسوژه جدیدی برای جبران شکست خود می گردید وهنوزچندماه نگذشته بود که ازطریق علی اکبرهاشمی رفسنجانی متوجه می شود که دردرون حاکمیت ومجلس شورای ملی برسراضافه کردن کارمندان مستشاری آمریکا به کادرفنی واداری طبق کنوانسیون وین اختلاف نظرجدی است. لایحه ای که بدلیل تسلط شاه ودرباربرمجلس سنا براحتی درمردادماه به تصویب آن مجلس رسیده بود اکنون درمجلس شورای اسلامی به نفس نفس افتاده است هاشمی رفسنجانی آیت اللله را قانع می کند که دیگردست ازمبارزه برای مخالفت با حقوق زنان وتقسیم اراضی بدلیل ارتجاعی بودن آن نزدی طبقه متوسط وروشنفکران ودانشگاهها برداشته وبجای آن برلایحه فوق تمرکزکند ودلایل خود براین امررا اولا دوشقه شدن نمایندگان مجلس شورای ملی ازیکطرف وقابلیت چذب وبسیج روشنفکران درپشت سرخود بدلیل ژست ضدامپریالیتی آن ذکرمی کند که مورد موافقت خمینی قرارمی گیرد سپس هاشمی ازمراد خود درخواست فتوا برای حلیت گوش دادن به رادیو ومذاکرات مجلس درباره این لایحه را می کند که خمینی نیزبا آن موافقت وحتی بخشی از200 تومان هزینه تهیه رادیو توسط هاشمی رفسنجانی را تقبل می کند این ماجرا هم درخاطرات هاشمی آمده است وهم رادیوی فوق بعنوان رادیوی انقلاب ایران درموزه شخصی هاشمی دررفسنجان به نمایش گذاشته شده است. البته هاشمی ویکی ازهمراهان وی که بنظرمی رسد اسدالله عسگراولادی یا یکی ازسران جمعیت موتلفه اسلامی بوده اند نیزشخصا به بخش روایط عمومی مجلس شورای اسلامی مراجعه ومتن کامل مباحث نمایندگان را نیزدریافت می کنند تا به رویدت خمینی رسانده وایشان با آگاهی کامل ارمباحث دست بروی نقاط حساس آن بگذارد.

اما درمجلس شورای اسلامی که ظاهرا باید دست نشانده رژیم پهلوی باشد چه می گدرد که چشم طمع خمینی ورفسنجانی به آن دوخته می شود.

درمجلس شورای اسلامی برسراین لایحه دو فراکسیون اکثریت واقلیت بجان هم می افتند والبته اقلیت نیزیک اقلیت نسبی ونه مطلق بوده است ونهایتا نماینده عضوفراکسیون اقلیت که عمدتا وابسته به حزب مردم بودند با 61 رای درمقابل 74 رای بازی را به حریف واگذار و لایحه درمورخه 21 مهرماه 1343 ( برابر با 13 اکتبر1964) به تصویب می رسد البته توضیحات میرفندرسکی ازوزارت خارجه ایران درجلسه فوق که این کنوانسیون وبند 2 آن در38 کشورکه نیروهای پیمان ناتو هم درآن حضوردارند یک امرطبیعی است درآرای نمایندگان تاثیرداشته است.

مظفربقایی رهبرحزب زحمتگشان ازعوامل انگلیس وهمدست آیت الله کاشانی درکودتای 28 مرداد که درزمره نمایندگان اقلیت مجلس بوده است  پس ازناکامی درمجلس متن مذاکرات مجلس را ازاداره تندنویسی آن گرفته ودراول آبانماه 1343 تحت مطلبی با عنوان ” هست یا نیست؟” (منظورتصویب لایحه مربوط بند 2 کنوانسیون وین کاپیتالاسیون هست یا نیست) نه تنها القاء می کند که این همان کاپیتولاسیون ملغی شده درایران است بلکه آنرا خفت بارتر ازعهد نامه ترکمانچای می خواند (درست نظیر توافق الجزایر یا برجام با آمریکا و بسیاری ازتوافقات، تفاهم نامه ها  وقراردادها دردوره 40 ساله اخیرکه افراطیون آنها را بدتر از ترکمانچای می خوانند) وآیت الله خمینی نیزبااتکاء به همین عنوان دروغین وفریبکارانه ” کاپیتولاسیون” دکترمظفربقایی کرمانی که رابطه نزدیکی هم با هاشمی رفسنجانی داشته است بلافاصله در4 آبانماه 43 که مصادف با تولد محمدرضاشاه بوده است برعلیه این لایحه سخنرانی وبیانیه می دهد تا انتقال شکست در15 خرداد سال قبل وتبعید 9 ماهه خود به تهران را ازوی گرفته واذهان مردم را ازمبارزه ارتجاهی خود برای نقض حقوق زنان ودفاع ازبزرگ مالکان که منشاء پرداخت خمس وزکات به روحانیون هم بوده اند پاک کند

در بخش قبل به اختصار نشان دادیم که دروغ بزرگ احیاء کاپیتولاسیون توسط خمینی در آبان ماه 43 برای سرپوش گذاشتن بر شکست نهضت ارتجاعی ضد حقوق زنان و دفاع از فئودال ها و زمین داران بزرگ در مقابل کشاورزان وی در خرداد 42 بوده است و تاریخ هیچگاه از یک سو نمی تواند تقدم 18 ماهه فوق را از حافظه اش پاک کند و دیگر اینکه لایحه مصونیت مستشاران آمریکا تنها یک تبصره به توافقنامه وین برای شمول مصونیت قضایی به آنها علاوه بر کارکنان اداری و فنی شاغل در ایران بوده و بس که توسط مظفر بقایی عامل کودتای انگلیسی- آمریکایی 28 مرداد عنوان ” کاپیتولاسیون” را به آن لایحه اطلاق و بالاتفاق هاشمي رفسنجاني براي خمینی سوژه ضد استعماری دروغین می سازند درست شبیه سوژه سازی های حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در عصر حاضر

اما بازگردیم به شارلاتان بازی آیت الله خمینی در روز 4 آبان ماه 43 که به تبعید وی به ترکیه لاییک انجامید اما پس از چند روز سر از نجف عراق درآورد که ارتجاعی ترین قشر روحانیون شیعه را در دل خود جای داده است.

حسن روحانی البته در کتاب خاطرات خود بهترین تعبیرات را برای فریبکاری مراد خود عنوان می کند که شاید هیچ مخالف خمینی تا بحال نتوانسته است به این صراحت عمق و باطن نیرنگ بازانه این مرجع تقلید را به نمایش بگذارد وی اعترافاتی دارد که در نوع خود بی نظیر است بعنوان مثال حسن روحانی در کتاب خاطرات خود با توجه به حضور خویش در صحنه اعتراف می کند که اصلا طلاب و حوزه علمیه قم از تصویب لایحه مصونیت قضایی مستشاران آمریکا در 21 مهرماه 43 ( دوهفته قبل از اعلامیه و سخنرانی خمینی) از آن نه تنها خبر نداشته اند بلکه واژه کایپتولاسیون هم ( که توسط مظفر بقایی اختراع وازطریق هاشمی رفسنجانی به خمینی انتقال داده شده بود) نیزبرای عامه مردم ناآشنا و غریب بوده و آنها بدون آگاهی آنرا ورد زبان خود کرده بودند (درست شبیه شعار “انرژی هسته ای حق مسلم ماست” یا مخالفت با برجام وFATF در دوره معاصر

روحانی انتخاب روز 4 آبانماه 43 را توسط خمینی برای حمله به دربار بسیار هوشمندانه می داند چه آنروز همزمان بوده است با روز میلاد حضرت فاطمه که معمولا روحانیون آزاد بوده ومی توانستد خطابه مذهبي ایراد کنند ولی خمینی از این منبر برای فریبکاری مردم و پوشش گذاشتن بر شکست خود در خرداد 42 تحت عنوان ” کاپیتولاسیون” استفاده می کند.

خمینی در آن روز برخلاف بقیه روزها سر ساعت 8 با قیافه ای بظاهر بسیار گرفته و ناراحت بدون اشاره به سوژه اصلی و مورد نظر خود که برای آن برنامه ریزی کرده است یعنی لایحه تسری مصونیت کارمندان اداری و فنی خارجی به مستشاران آمریکا سخنان خود را برای تهییج جمعیتی که گرد وی جمع شده اند اینگونه آغاز می کند:

” بسم الله الرحمن الرحیم، انالله وانا الیه الراجعون، فلبم در فشار است، چند شب است خوابم کم شده است” (گریه حضار) وادامه می دهد ” روزشماری می کنم که کی مرگ من فرا برسد ( گریه حضار) و سپس فریبکارانه می گوید ” ایران دیگر عید ندارد ” (گریه شدیدتر حضار بدون اینکه حتی یک کلمه از موضوع سخنرانی بدانند)

توجه كنيد كه آيه فوق معروف به ” استرجاع” در فقه إسلامي به حادثه أي إطلاق مي شود كه درآن خسارتي جبران ناپذير( ثلمه) به دين واردشده باشد اينكه أخذ ٢٠٠ ميليون دلار وام آنهم در سال ١٣٤٠ يا تسري مصونيت قضائي كارمندان اداري وفني كه قطعا شامل مأموران سازمان هاي جاسوسي هم مي شود به مستشاران نظامي درقالب يك لايحه و تبصره إلحاقي چه رابطه با ثلمه به بيضه إسلام داشته است الله اعلم !

خميني ادامه می دهد:

” ما را فروختند و جشن گرفتند، ما را فروختند و پایکوبی کردند، من اگر جای شما بودم، می گفتم بالای سر خانه ها پرچم سیاه بزنند” و می گوید ” من اعلام خطر می کنم ! آقا من اعلام خطر می کنم! ای ارتش ایران، من اعلام خطر می کنم! ای علمای ایرانً! ای نجف! ای قم! ای مشهد! ای تهران! ای شیراز! من اعلام خطر می کنم!” بداد اسلام برسید! ای علمای نجف ! ای علمای قم! بداد اسلام برسید، رفت اسلام! ( گریه شدید حضار در تمام کوچه و باغات اطراف منزل ایشان)

وي سپس به موضوع وام 200 میلیون دلاری که شاه با هزار بدبختی و با گذشت 8 سال از کودتای 28 مرداد 32 توانسته بود مقامات آمریکایی را برای اختصاص آن قانع کرده تا آنرا صرف بازسازی نیروهای مسلح کشور و اهداف انقلاب سفید خود بکند اشاره کرده می گوید ” ما را فروختند تا دلار بگیرند، می خواهند دویست میلیون دلار وام بگیرند و ظرف چند سال صد میلیون دلار بهره بدهند، صد میلیون دلار یعنی هشتصد میلیون تومان بهره بدهند”

جالب است که تا اینجا هنوز نه بحثی از مصونیت مستشاران آمریکایی است ونه کایپتولاسیون بلکه مشکل ” حرام بودن بهره بوده که قبل از انقلاب روحانیون شدیدا مخالف آن بودند و حالا آنرا مقایسه کنید با بهره های بانکی پس از انقلاب که در پرونده موسسات مالی مذهبی زیر نظر آقایان در مشهد مقدس تا 89% هم رفته بود !

خمینی بعد از آن سپس رندانه بحث مصونیت مصونیت قضایی مستشاران آمریکایی را با قلب واقعیت چنین به خورد عوام الناس بیسواد می دهد:

” اینها کاری‌ کردند که‌ یک‌ سگ‌ آمریکایی‌، یک‌ آشپز آمریکایی‌ بر صاحب‌منصبان‌ ما ترجیح‌ دارند، بر شاه‌ مملکت‌ ترجیح‌ دارند. با این‌ قانون‌ جدید، اگر یک‌ آشپز آمریکایی‌، شاه‌ ایران‌ را زیر بگیرد، یک‌ آشپز آمریکایی‌ یک‌ مرجع‌ را زیر کند، هیچ‌ کس‌ حق‌ ندارد بگوید بالای‌ چشم‌ شما ابروست‌. و باید این‌ فرد در آمریکا محاکمه‌ شود. ایران‌ حق‌ محاکمه‌ ندارد”.

توجه کنید که اولا خمینی بجای اشاره به مصونیت مستشاران نظامی آنهم تنها در حین اجرای ماموریت ونه خارج از آن در برخورد با یک تبعه ایرانی اولا از واژه هایی نظیر سگ یا آشپز استفاده می کند که نه تنها برشاه ایران یا یک مرجع ارجحیت دارند بلکه اگر آنها را زیر بگیرد از مصونیت برخوردار است و این وسط یکی نیست در کدام قانون و عرف و اجتماع دیده اید که سگ بر آدم ارجحیت داشته یا آشپزی در خیابان شاه یا رییس جمهور یا پاپ و کشیش و مفتی اعظم آن کشور را زیر ماشین خود بگیرد ؟ (آیا این توهم ابلهانه از نوع داستان وقوع زلزله و خرابی خانه دو طبقه و جماع فرد با عمه خود در طبقه پایین منزل ویرانه شده مورد استناد آیت الله گیلانی در ابتندای دهه 60 نیست؟ ) ثانیا چرا موذیانه در یک قیاس مع الفارق شاه ایران را با یکی از دهها مرجع ونه حتی اعلم ترین آنها مقایسه می کنید تا برای روحانیتی که همواره جیره خوار دربار بوده است اعتبار کسب کنید ؟

جالب است که حتی حسن روحانی یعنی آخوندی که برای اولین بار عنوان ” امام ” را برای آیت الله خمینی اختراع کرد در خاطرات خود می گوید “البته برخی از جملات امام هم برای مردم عادی قابل فهم نبود مثلا وقتی فرمودند ” ما را به پیمان وین ملحق کردند” مردم نمی دانستند پیمان وین چیست یا وقتی که امام گفتند ” کاری که اینها کردند، هیچ کشور دیگری این کار را نکرد. این ننگ را فقط اینها (دربارشاه) پذیرفتند” . ب

بعبارتی حسن روحانی آشکارا می گوید آیت الله خمینی به مردم دروغ می گفتند وبا استفاده از ناآگاهی آنان کار خود را پیش می بردند زیرا هم ایران در آنزمان عضو پیمان وین و امضاء کننده آن بوده است و کارمندان اداری و فنی در ایران مصونیت قضایی داشتند و هم دیگر کشورهای عضو سازمان ملل یا پیمان ناتو آن کنوانسیون وین را پذیرفته و اجرا می کردند.

خمینی در یک سری فرافکنی دیگر در حالیکه جان اف کندی رییس جمهوردموکرات آمریکا محبوبترین فرد آن کشور در داخل و جامعه بین الملل بوده است یا ماجرای اتحاد ارتجاع سرخ وسیاه که توسط شاه عنوان گردید و بعد هم پس از پیروزی انقلاب دراتحاد استراتژیک روحانیون با کشورهای کمونیستی بلوک شرق دروغ بودن آن ثابت شد می گوید ” رییس جمهورآمریکا بداند که امروز منفورترین افراد درنزدملت ماست” و ادامه می دهد ” آمریکا از انگلیس بدتر، آنگلیس ازآمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر!” آیا جمله ای فریبکارانه و احمقانه ازاین پیدا خواهید کرد که تنها از یک ذهن علیل و ضد هرگونه تمدن وفرهنگ بر می آید.

حسن روحانی دریک دروغ آشکاردیگرمدعی می شود که چون خمینی دردوران جوانی بعنوان تماشاگربه مجلس شورای ملی می رفته ونحوه بهم ریختن مجلس را درمواردی (لابد نظیر نفی حقوق زنان یا خدمت اجباری نظام وظیفه و اعلام جمهوری توسط رضا شاه) از نزدیک مشاهده کرده لذا این توقع را داشته که نمایندگان مجلس با نخست وزیربعنوان نماینده دولت ودربارکه وظیفه دفاع ازلایحه مصونیت مستشاران را برعهده داشته برخورد نمایند خمینی دریک فریبکاری که گوبلز هم نظیرآنرا نداشته است با استناد به یک داستان جعلی توسط یک مورخ آمریکایی مدعی می می شود که سیدحسن مدرس به تنهایی لشکرروسیه را که درجنگ جهانی اول تا قزوین آمده بود به عقب براند به این جمله خمینی دقت کنید:

” یک مورخ آمریکایی نوشته یک پیرمرد روحانی (حسن مدرس) با دست لرزان آمد وگفت حالا که قراراست مارا ازبین ببرند، چراما التیماتوم را امضاء کنیم بعد آن را رد کرد وهمین باعث شد لشکرروسیه که تا قزوین آمده بود عقب نشینی کند”!

خمینی دریک فرازدیگرازسخنان خود با اشاره به یک عبارت دریک کتاب درسی آن زمان که اکنون صحت آن پس از40 سال برهمگان روشن شده است می گوید درآن نوشته اند ” قطع نفوذ روحانیت باعث رفاه حال ملت است” .بعد ادامه می دهد ” بله، با قطع نفوذ روحانیت، شما می توانید این کارها ( اخذ واه 200 میلیون دلاری ازآمریکا ومصونیت قضایی مستشاران اعزامی در خدمت دولت ایران) بکنید، والله اگریک روحانی(نظیرمدرس) دراین مجلس بود، نمی گذاشت”.

خمینی درسخنرانی خود فریبکارانه برای بزرگ نشان دادن فاجعه تصویب تبصره فوق  کنایه ای هم به آیات عظام قم نظیرآیت الله بروجردی (قبل ازفوت ایشان)، آیت الله کاظم شریعتمداری، آیت الله محمدرضا گلپایگانی، آیت الله نجفی مرعشی  که با وی همراهی نکرده اند زده می گوید ” کسانی که می گویند خفه شویم، الان (بعد ازتصویب لایحه) هم می گویند خفه بشویم ؟”

روحانی در کتاب خاطرات خود با شوق فراوان درمورد هنر دجالگری خمینی می نویسد :

” واقعاً جای‌ شگفتی‌ است‌ که‌ امام‌ در 65 سالگی‌ که‌ به‌ قول‌ خودش‌ چند شب‌ هم‌ کم‌ خوابیده‌ بود و بسیار هم‌ ناراحت‌ بود، به‌ این‌ زیبایی‌ و با این‌ جملات‌ قشنگ‌ سخنرانی‌ کردند. همین‌ الان‌ اگر بخواهیم‌ یک‌ گروه‌ تشکیل‌ دهیم‌ و یک‌ سخنرانی‌ با این‌ خصوصیات‌ تنظیم‌ کنیم‌، قادر نیستیم‌.”

خمینی سپس درهمان جا یک عبارتی را استفاده می کند که اکنون سیاست رسمی رهبری وحاکمیت مسلط برنظام جمهوری اسلامی برای غارت سرمایه ها ودرآمدهای ملی است و نشان از سر درون روحانیت دارد که ” دیگی که برای من نجوشد بهتراست سرسگ درآن بجوشد”. وی خطاب به دولت ودربارمی گوید ” وام اش را شما بگیرید وبخورید، نوکری آن را ما بکنیم؟”

ملت ایران درست همین سیاست ها را پس ازتوافق برجام بالعینه دیدند ومشاهده شد که وقتی سخن ازسرمایه گذاری خارجی وقراردادهای کلان دربخش نفت وگاز با توتال فرانسه وخرید هواپیماهای بویینگ وایرباس ازآمریکا واروپا وصنایع ماشین سازی ومخابرات و… شد چگونه کارشکنی ها ازسوی رهبری وحامیان وی درارکان نظام خودساخته شان آغازشد وبسیاری ازسرمایه گذاران خارجی وحتی ایرانی ازوجود دست های پنهان درپشت صحنه توافقات خود سخن به میان آوردند.

ازنکات جالب خاطرات حسن روحانی این مطلب است که دولت وقت چند شب بعد ازاین سخنرانی وزیرکشور خود بنام صدر( که احتمالا دارای نسبت با خانواده روحانی صدر وخمینی داشته است) را نزد وی می فرستد که بوی توضیح بدهد تصویب لایحه توسط مجلس شورای ملی صورت گرفته است ودولت ظاهرا بدنبال ترتیبات دیگری ( درخواست اعزام مستشاران نظامی آمریکا درپوشش وابسته های نظامی ودیپلمات که ازهمان مصونیت قضایی وحتی درسطحی بالاتربرخوردارخواهند بود) اما بدلیل طولانی شدن پروسه درخواست وتصویب درمرداد ماه همان سال در مجلس سنا دیگر دولت مصلحت را در دفاع از همان لایحه و تصویب تبصره مربوطه در مجلس شورای ملی می بینید اما خمینی سرسخنانه به وزیر کشور دولت  و دربار که به گفته روحانی دوزانو در مقابل وی بوده است می گوید:

” ببین آقای صدر! من هم اگر به این مردم بگویم که دست از مبارزه بردارند آنها دست برنمی دارند”  سپس با استناد به یک روایت از امام رضا می گوید کسی که رضایت به کاری بدهد یعنی در آن شریک و همدست بوده است می گوید ” اگردولت به چیزی رضایت داده است، پس شریک جرم است، اگر دولت قبول ندارد، چرا اعلامیه نمی دهد؟ چرا محکوم نمی کند؟”

شکست مذاکرات فوق که ناشی از ضعف  و زبونی دولت وقت در برابر این مرجع دینی و بر خلاف سنت رضاشاه  از یکسو و نیت خمینی برای سوء استفاده از شرایط با دروغهای بزرگ از سوی دیگر بوده است راهی بجز تبعید برای دولت و دربار نگذاشته و به همین دلیل رژیم شاه در 13 آبان ماه 43 یعنی 18 ماه بعد از غائله ارتجاعی و شکست خورده  قبلی خمینی را به ترکیه تبعید می کند که البته در همان زمان هم قبله مردم عادی و سکولار بوده و البته خمینی سر از نجف درمی آورد که پایگاه ارتجاع سیاه و آیت الله های محافظه کار شیعه در آن زمان و هم اکنون می باشد!

در خاتمه نشان دادیم که چگونه خمینی و دارودسته همراه وی با جعل تاریخ و جابجایی تقدم و تاخر وقایعی از قبیل مخالفت با لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی یا حق رای زنان و نمایندگان اقلیتهای مذهبی و مبارزه با زمین خواری بزرگ مالکان که تحت عنوان نهضت ارتجاعی 15 خرداد 42 به دلیل عدم حمایت روشنفکران جامعه با آن به شکست انجامید 18 ماه بعد با نقاب دروغین مبارزه استقلال طلبانه در مقابل آمریکا و عنوان فریبکارانه احیاء کاپیتولاسیون که آنهم در 1306 بدست رضاشاه لغو شده بود و البته با کارگردانی مظفر بقایی از عوامل اصلی کودتای انگلیسی -آمریکایی 28 مرداد 32 کشور را به ورطه ای بیاندازد که اکنون پیامدهای آن را در نابودی کامل ایران و ایرانیان می بینیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published.