!حسین موسویان، جاسوسی که ازدشمن حقوق می گیرد؟

 

سایت فرارو متعلق به محمدحسین خوشوقت برادرعروس خامنه ای وفرزند آیت الله خوشوقت (ازفتوادهندگان قتلهای زنجیره ای وقتل احمدخمینی) درمطلبی تحت عنوان ” موسویان: ترامپ برای معامله با ایران هم آماده است” اقدام به بازنشرمطالب موسویان درجلسه بنیادهانریش ابرت آلمان کرده است که با توجه به دروغگویی ها وفریبکاری این سفیرسابق ایران درآلمان نکات زیردرآن قابل توجه است.

 الف – زآنجاییکه وی همیشه آمریکا را بعنوان مقصراصلی درتنش بین رابطه دوکشورمعرفی کرده است انتخاب تیترفوق درحالیکه ایران رییس جمهورآمریکا را یک فرد بی منطق وطرفدارخشونت معرفی می کند وبالاخص این نکته که ترامپ طرفدارحمله نظامی به ایران نبوده وصرفا بدنبال دوشیدن اعراب پولداراست خود بیانگریک تضادآشکاردرمواضع وی می باشد.

 ب – وی گفته است توافق اتمی قرارنبوده همه مسائل بین ایران وغرب را حل کند وفقط مربوط به مباحث هسته ای ایران بوده  که حرف درستی است ولی این نصف حقیقت است که برای پوشش دروغ وی موردسوء استفاده قرارگرفته است زیرا:

اولا: درقطعنامه 2231 صراحتا به بحث موشکی بعنوان محمول سلاح اتمی اشاره وایران ازتولید وآزمایش این نوع موشک ها منع گردیده است درحالیکه ایران با آزمایشات پی درپی موشکهایی نظیر عماد وخرمشهر و… بهیچوجه به این مهم که خود ناقض تمام توافقات است پایبند نبوده است  

ثانیا توافق اتمی ایران با 1+5 که بعنوان برجام 1 شناخته می شود بعنوان مقدمه ای برای حل دیگرموارد واختلافات رژیم با غرب ازجمله عدم حمایت ازتروریزم بین الملل، عدم دخالت درامورکشورهای منطقه، عدم نقض مکررحقوق بشر، عدم اخلال درپروسه صلح اعراب واسراییل و… بوده است که بارها تحت عنوان برجام های 2 و3 و4 و5 مورداشاره حسن روحانی رییس جمهورایران قرارگرفته ودرهمان حال نیزشاهد مخالفت خامنه ای رهبررژیم با برجام های فوق بوده ایم که خود نشاندهنده واقعی بودن این توافقات پشت پرده بوده است.

ثالثا: اتفاقا حسین موسوییان دریک پارگراف جداگانه به دروغ می گوید ایران موافق قراردادن تمام اختلافات دریک بسته برای توافق برسرآنها بوده است که با مخالفت اروپا وآمریکا روبرو شده است درحالیکه اتفاقا این نمایندگان دولت دموکرات باراک اوباما یعنی جیک سولیوان، ویلیام برنز وخانم مندی شرمن بودند که درمذاکرات عمان پیشنهاد حل همه اختلافات را دریک بسته دادند اما  نمایندگان خامنه ای ( سعیدجلیلی وعلی اکبرولایتی) مراتب مخالفت رهبری ایران را با دیگرموارد اعلام ومذاکرات را تنها درحد مبحث اتمی محدود کردند وخامنه ای درسخنان عمومی خود بارها به این امراشاره وعدم موافقت با حل دیگرموارد دیگررا تحت عنوان عدم نیازبه برجام های 2و 3و 4و 5 اعلام کرده اند.

له ادعای دروغین حسین موسویان درزیرتوجه کنید:

” دردوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد مذاکره کنندگان هسته ای ( منظورطرف ایرانی) پیشنهاد دادند علاوه برموضوع هسته ای، راجع به سایرمسائل منطقه ای ومورداختلاف نیزگفتگو شود، اما آمریکا واروپا آنرا رد کردند !”

رابعا: آزمایشات متعدد موشکی با امکان نصب کلاهک اتمی چندکلاهکی، حمله له سفارتخانه های خارجی، گسترش جنگ داخلی درسوریه دردوره ریاست جمهوری حسن روحانی وبرجام، راه انداختن جنگ دریمن وپرتاب موشک به ریاض ودیگرمراکزحساس عربستان سعودی، تشدید جنگ درافغانستان با سازماندهی وتسلیح مجدد طالبان، دخالت درامورداخلی کشورهای عراق ولبنان، تشدید اعدام ها وسرکوب مردم ورسانه های مستقل، گسترش گروگانگیری وباج خواهی وصرف پولهای دریافتی جهت حمایت ازگروههای شبه نظامی ووحشت آفرین درمنطقه، اعلام حمایت کامل ازگروههای تروریستی نظیرحزب الله لبنان وحماس بطوریکه حسن نصرالله صراحتا می گوید ازشیرمرغ تا جان آدمیزاد ما را ایران تدارک می کند وتا زمانیکه ایران هست ما هستیم  و… همگی عملا روح وجسم برجام را هدف قرارداده وعملا تنها ازآن پوسته ای باقی گذاشته بود و کارشکنی مداوم خامنه ای، فرماندهی دست نشانده سپاه پاسداران وگروههای حامی وی نظیرجبهه پایداری درمسیراجرای صحیح برجام که با مرور سخنان ودستورات خامنه ای ونیزتیتررسانه های دست راستی کاملا قابل اثبات ایست وبالاخص کناررفتن دموکراتها درآمریکا وروی کارآمدن جمهوریخواهان عملا تبدیل فرصت های بی نظیربه تهدیدهای بی مانند را برای ایران ورهبری ابله آن فراهم نمود.

موسویان بطوراختصاربه این توافقات پشت صحنه اشاره کرده اما مدعی می شود که آمریکا با خروج ازبرجام این توافق را بهم زده است به انشای مزورانه وی دراین خصوص توجه کنید که می گوید ” دردوره ریاست جمهوری آقای روحانی هم ایران درعالیترین سطح اعلام کرد که اگرتوافقی حاصل شود وآمریکا به آن متعهد باشد ودرست عمل کند، می توان درموردسایرموضوعات هم صحبت کرد”

آمریکا علاوه بربرداشتن تخریم های نفتی وبانکی وکشتیرانی وهواپیمایی حتی تا مرحله فروش حدود 200 فروند هواپیمای بویینگ وایرباس هم جدا ازصدها قرارداد با شرکتهای معتبراروپایی پیش رفت وحتی 1/7 میلیارددلار پول نقد را به درخواست رهبرایران با دوفروند هواپیما ازسویس عازم ایران کرد اما حلقه اطراف خامنه ای برای گرفتن رشوه وپورسانت های چندمیلیاردی تا توانستند زیرآب قراردادهای فوق را زده وفرصت طلایی ریاست دموکراتها بردولت آمریکا را ازدست دادند وبا اقدامات تخریبی دردیگرزمینه ها که دکرآن رفت عملا محتوایی برای توافقات آشکاروپنهان با آمریکا واروپا باقی نگذاشتند

دربخش اول این نوشتاربه چندین دروغ وفریبکاری حسین موسویان که باید به وی ” سفرتروردراروپا” و” جاسوس سیاسی رژیم درآمریکا” لقب داد اشاره کردیم واینک ادامه بررسی اظهارات متفرعنانه وی درجلسه گفتگو دربنیاد هانریش ابرت آلمان را به سمع ونظرمخاطبین محترم می رسانیم

موسویان درجای جای سخنان خود آمریکا را عامل لغو توافقات ورژیم را دارای نقشی سازنده دراجرای توافقات وتعهدات معرفی وبه برحق بودن طرف ایرانی درادعاهای خود تاکید می کند وی همچنین کشورهای اروپایی را دارای اراده سیاسی درحمایت ازایران درمقابل آمریکا قلمداد ولی مدعی می شود که آنها ظرفیت واختیارات لازم را بدلیل وابستگی به آمریکا ندارند.بعنوان مثال می گوید که اروپایی ها پس ازامضای برجام 60-50 میلیارددلارقرارداد با ایران امضاء کردند اما همه آن قراردادها منتظرتصمیم آمریکا بود که انجام بشود ولی وی هیچگاه نمی گوید که آمریکا هم منتظراجرای کامل تعهدات شفاهی وکتبی ایران درزمینه موشکی وموارد روبه بهبودی درزمینه رعایت حقوق بشر، عدم حمایت ازتروریزم، عدم دخالت درامورکشورهای منطقه، عدم دخالت درپروسه صلح اعراب واسراییل، حملات سازماندهی شده سایبری و… بود که نه تنها تحت عنوان برجام های 2و3و4و5 انجام نشد بلکه حتی برجام تصویب وتوافق شده را هم خامنه ای وسپاه با آزمایشات پی درپی موشکی، شلیک موشک به ریاض پایتخت عربستان سعودی وحتی تهدید اروپا بعد ازاسراییل هم عملا لغو کرده وتنها پوسته ای را ازآن نگه داشته بودند که آنهم توسط دونالد ترامپ بدورانداخته شد!

سفیرسابق ایران درآلمان می گوید که توسط هلموت کهل صدراعظم آلمان درزمان ریاست جمهوری هاشمی پیامی مبنی برآمادگی آلمان برای ارتقاء روابط درحد استراتژیک که دربرگیرنده کلیه موارد اختلاف ازجمله حقوق بشرو تروریزم بوده است به سران کشورداده وعلیرغم موافقت هاشمی اما بیل کلینتون رییس جمهورآمریکا به صدراعظم آلمان جواب رد داده ووی را ازدخالت دراین امورنهی کرده است که بدلایل زیراین ادعا  دروغی آشکاراست.

اولا : سیاست خارجی دراین حد را خامنه ای ونه رییس دولت پیش می برد ودولت حتی درزمان نخست وزیری مهندس موسوی که ریاست جمهوری نقشی فرمایشی داشت عملا دراختیارخامنه ای بود تا دولت ومهندس موسوی ( به استعفانامه موسوی درسال 67 واظهارات روسای جمهورازهاشمی گرفته تا خاتمی، احمدی نژآد وروحانی دراین خصوص که خود را تدارکاتچی وعامل به سیاست های ترسیم شده ازسوی رهبری خوانده اند مراجعه شود)

ثانیا: موسویان طی سالهای 76-69 یعنی طی دو دوره دولت هاشمی ( دوره اول با گرایش به چپ ودوره دوم با گرایش به راست) درآلمان سفیربوده است سفارت ایران درآلمان درآنزمان هاب یا مرکز سازماندهی ترورمخالفین جمهوری اسلامی بوده است وسفرفلاحیان به آلمان جهت امضای قراردادامنیتی با آلمان وسپس ترک ایران توسط کلیه سفرای اروپایی دراعتراض به ترورهای ایران نیزدرهمان دوره اتفاق افتاده است لطوریکه وقتی خاتمی واصلاح طلبان درسال 76 به قدرت رسیدند این روابط بتدریج به گرمی گروید که البته مجددا با شروع سرکوب مردم ومطبوعات آزاد ازتیرماه 78 روابط اروپا وآمریکا با ایران بصورت مشروط اعلام شد

ثالثا: همانطوریکه موسویان خود نیزاعتراف کرده است این پیشنهادات توسط طرف آلمانی ونه طرف ایرانی مطرح بوده است همانطوریکه هم دردوران کلینتون وخاتمی وهم دردوره اوباما وحتی هم اکنون دولت محافظه کاردونالد ترامپ نیزتحت عنوان برجام های 2و 3و4و 5 یا شروط ششگانه ای که اکنون بدلایل لاینحل ماندن وگذرزمان بیش ازسه دهه  شمارآن به دوازده رسید همگی توسط دولتهای غربی ازرهبران ایران مطالبه شده است ودرهمه موارد نیزشاهدیم که نظرات روسای جمهوری مستقرایران موافق بوده اما بدلیل مخالفت خامنه ای هیچگاه با آنها موافقت نشده است خاتمی که قصد ملاقات با کلینتون درراهروی دستشویی های سازمان ملل را داشت با نهیب تلفنی خامنه ای ازتهران مواجه شد واحمدی نژاد پس ازخانه نشینی یازده روزه اش بالکل ازعرصه سیاست خارجی اخراج شد وروحانی نیزبرای ملاقات با باراک اوباما با تهدیدات مشابه مواجه وحتی شهرداری تهران تحت نظرسردارقالیباف بیلبردهای تبلیغاتی خود که آشتی ایران وآمریکا را بصورت شمرذی الجوشن (اوباما) با شمایل امام حسین نشان می داد درتمام خیابانهای تهران برپا کرده بود
مشکل خامنه ای وافرادی نظیرحسین موسویان ودیگران دراین است که درسایه اختناق وسرکوب افراد مستقل ورسانه ها تصورمی کنند حافظه دور ونزدیک آنها ضعیف وبراحتی می توان با تکیه تالکتیکی بربرخی حقایق دروغهای استراتژیک خود را به مخاطبین حقنه کنند!

 

موسویان دربخشی دیگزازسخنان خود عملا به دخالت ایران درامورداخلی کشورهای منطقه که یکی ازاتهامات رهبران رژیم است اعتراف کرده می گوید درمورد کشورهای سوریه ویمن کشورهای اروپایی آماده مذاکره با ایران می باشند اما آمریکا وعربستان نمی گذارند وکارشکنی می کنند. یکی نیست بگوید شما که ادعاکرده اید تنها ازدولت سوریه وحوثی ها حمایت معنوی کرده وخدمات مستشاری می دهید پس چرا خود را قیم آنها قلمداد کرده درصدد گروکشی برای پیشبرد اهداف موردنظرخودتان آنهم به قیمت نابودی منابع وسرمایه ها وملت خود می باشید؟!

جالب است که برای اولین باراعلام می شود که مقامات رژیم ایران با جان کری وزیرامورخارجه سابق دولت آمریکا به یک توافق برای حل بحران سوریه ونیزبا چهارکشوراروپایی یعنی آلمان، فرانسه، انگلیس وایتالیا برای حل بحران یمن به توافق رسیده بودند وبازهم وقتی اروپایی ها نتایج را با دولت آمریکا درمیان گذاشته اند آنها گفته اند این موارد به شما ربطی ندارد ودخالت نکنید.

سفیرسابق ایران درآلمان درمورد اسراییل نیزدست به یک دروغ آشکارزده ومی گوید وقتی اسراییل ایران را تهدید می کند کشورهای غربی ساکت اند ولی وقتی رهبران ایران دردفاع ازخود پاسخ اسراییل را می دهند بیکباره مقامات غربی برمی آشویند درحالیکه تمام جهانیان می دانند که این رژیم حاکم برایران بوده است که همواره اسراییل را موردتهدید لفظی ونمایشی ( نظیرنوشتن شعارمرگ براسراییل برموشکهای خود یا ادعای قابلیت موردهدف قراردادن آن کشوروآتش زدن پرچم ونمادهای اسراییلی) قرارداده است وحداکثرواکنش رهبران اسراییل افشای تهدید اتمی ایران وسایراتهاماتی نظیرحمایت ازتروریزم ونقض حقوق بشریا اخلال درپروسه صلح اعراب واسراییل ازطریق روانه کردن سیل سلاح وپول به گروههایی نظیرحماس وجنبش جهاداسلامی یا حزب الله لبنان درآن بوده است.

وی به درستی اعتراف کرده است که دردوره اوباما امکان اتحاد اسراییل با عربستان فراهم نبوده است اما این اتحاد دردوره ریاست جمهوری ترامپ حاصل شده است والبته بازهم وی درمورد نقش ماجراجویانه ومخرب ایران  نظیرتحرکات گروههای وابسته به سپاه پادساران درمرزهای جنوبی وهم مرز سوریه واسراییل ( بالاخص دراطراف درعا وقنیطره واخیرا نیزدرمرزهای لبنان با ایجاد تونل های نفوذی به درون خاک اسراییل) یا حمله مراکزدیپلماتیک عربستان درایران ونیزشلیک موشک به ریاض پایتخت آن کشورومراکزمهمی چون خمیس مشیط  یا پایگاه ملک فیصل، پالایشگاه آرامکو، فرودگاه جده و… بعنوان منشاء این اتحاد که البته هیچ سند رسمی هم برای آن وجود ندارد اشاره نکرده است!

دردوبخش قبل به روشنی توضیح داده شد که چگونه حسین موسویان که اسناد پرداختهای مالی وی توسط وزارتخارجه آمریکا با دستگردان کردن ازطریق موسسه ویدرو ویلسون دردانشگاه پرینستون بوسیله سایت افشاگر معتبرویکی لیکس افشاء گردید تابع نعل بالنقل ازسیاست ها وخط قرمزهای رژیم ورهبری آن پیروی می کند واکنون ادامه بررسی سخنان وی درموسسه هنریش ابرت آلمان

موسویان دربخش دیگری ازسخنان خود به پیروی ازمواضع خامنه ای که می گوید آمریکا بدنبال جنگ نظامی باایران نیست می گوید ترامپ بدنبال حمله به ایران نیست وبیشترسودای دوشیدن اعراب وبالاخص عربستان را دارد ولی جان بولتون ومایک پمپئواز هر فرصتی برای سرنگونی رژیم حاکم برایران استفاده می کنند.

دراینجا لازم به توضیح است ازآنجاییکه سیاست خامنه ای براساس موازنه مثبت می باشد یعنی دستش برسد درداخل ومنطقه با زورمواضع خود را پیش می برد ولی وقتی تحت فشارقرارمی گیرد نیزبسرعت عقب نشینی کرده تسلیم می شود ودرواقع سیاست وی همان مثل معروف است که می گوید ” افغانی تسلیم زورنمی شود مگراینکه طرف زورش زیاد باشد !” یا مثالی که می گوید ” سگی که واق واق می کند گازنمی گیرد ”

درهمین رابطه خامنه ای وقتی با هیات حاکمه دموکرات درآمریکا روبرو می شود که استراتژی اعلام شده آنها عدم جنگ وحمله نظامنی به ایران است شروع به رجزخوانی کرده وازهرتوان تبلیغاتی نطامی دون کیشوت وار برای قدرت نمایی کاذب آنهم باهدف مصرف داخلی استفاده می کند ووقتی با یک تهدید جدی مواجه می شود یا سیاست شتردیدی ندیدی را درییش می گیرند ( نظیرعدم پاسخ به بیش از20 حمله مستقیم اسراییل به سپاه پاسداران درسوریه) یا ادعا می کنند که آمریکا به دنبال جنگ نیست تا آرامش روانی جامعه را به نفع خودشان مورد استفاده قراربدهند که دراین خصوص باید مردم ایران ازسران رژیم بپرسند که اگر در دولت دموکرات باراک اوباما ونیزدولت محافظه کاردونالد ترامپ امکان حمله به ایران نیست بچه دلیل رهبران ایران نه تنها ازاین فرصتها برای صلح وسازش وآبادی کشوراستفاده نمی کنند وچرا باید بودجه نظامی کشورمشابه دوران جنگ  روندی افزایشی داشته باشد؟!

چرا خامنه ای وستاد تبلیغاتی تحت نظروی ازصداوسیما گرفته تا تریبون های نمازجمعه ودهها مرکز دراوج تبلیغات ریاست جمهوری آمریکا وتا ماهها پس ازبه قدرت رسیدن ترامپ از وی حمایت می کردند و رهبری ایران درسخنرانی های عمومی خود  دونالد ترامپ را فردی نامید که حرف دل مردم آمریکا را می زند و در هیچ تریبونی در ایران به وی نظیر دیگر روسای جمهورآمریکا توهین وفحش وناسزا داده نمی شد. آیا اینهم نمونه ای از بصیرت مقام عظمای ولایت امام خامنه ای بود ؟!

سفیرسابق ایران درآلمان برای اثبات وابستگی تروریزم به عربستان سعودی ونه ایران به سخنان جوبایدن معاون باراک اوباما رییس جمهورآمریکا استناد کرده که می گوید ” متحدان آمریکا ( عربستان سعودی ودیگران) منشاء پول وسلاح برای تروریستها (منظورداعش یا جبهه النصره) درعراق وسوریه می باشند”که دراین خصوص باید گفته شود :

اولا: اگراستنادبه سخنان مقامات دولت سابق ولاحق آمریکاملاک قضاوت باشد که آنها ده برابرعربستان سعودی ایران را به حمایت ازتروریزم متهم کرده اند. با این منطق مخالفان هم می توانند به سخنان مایک پنس معاون دونالد ترامپ درمورد ایران وحمایت ازتروریزم استناد کنند.

ثانیا وقتی محمدجواد لاریجانی معاون قوه قضاییه وبرادر دو رییس قوه مقننه قضاییه ایران که قبلا هم معاون وزیرخارجه آنهم با گرابش انگلوساکسونی بوده صراحتادرپاسخ به محکومیت ایران دردادگاههای ضدتروریستی نیویورک بجرم همدستی با گروه القاعده درانفجاربرج های دوقلو می گوید این افراد به صورت ترانزیت وارد ایران شده وچون ازسوی دولت عربستان سعودی تحت نظر و تعقیب ومراقبت  بوده اند ما درپاسپورت آنها مهر ورود به ایران نمی زدیم یا صراحتا می گوید حالا ممکنست دریک هواپیما که درایران به زمین نشسته است یک فرمانده عالی نظامی یک گروه (تروریستی) هم حضورداشته باشد واین به معنی حمایت ازتروریزم نیست ؟! ( البته ایشان هیچ اشاره به حضورچندساله خانواده بن لادن وسران اقاعده درایران پس ازحمله آمریکا به افغانستان یا عبور اعضای القاعده ازافغانستان به عراق جهت پیوستن به ابومصعب زرقاوی جنایتکار با حمایت کامل نظامی ازگروههای تروریستی شیعی درعراق نمی کند.

موسویان دریک فریبکاری آشکارمی گوید بدون حمایت ایران بغداد واربیل به دست تروریستها ( داعش) سقوط کرده بود درحالیکه

اولا : داعش تا سال 2014 یعنی سه سال پس ازشروع انقلاب سرکوب شده مردم سوریه وجود خارجی نداشته است

ثانیا: داعش به رهبری ابوبکرالبغدادی ازعراق ودرنتیجه سرکوب اهل سنت توسط دولت فرقه گرای جوادنوری المالکی نخست وزیردست نشانده خامنه ای وبا حمایت نیروی قدس سپاه پاسداران ابتداء درعراق شکل وچون مرزعراق وسوربه برای آنان باز بوده وازسوی دیگرنیزشاهد سرکوب فرقه گرایانه اهل سنت سوریه توسط دولت بعثی -علوی بشارالاسد ومزدوران شیعی ایرانی، لبنانی، عراقی، پاکستانی وافغانی بودند آنها خود را ازعراق به سوریه رسانده وازآنجا عملیات نظامی خود را نه تنها درسوریه بلکه به عراق برای کمک به هم مسلکان خود کشاندند وواژه داعش یا دولت عراق وشام نیزازهمین جغرافیای نظامی ابتداء درعراق وسپس سوریه متداول گردید البته وحشی گری های داعش که نمونه تکفیری سنی وکپی برابراصل نسخه شیعی آن درایران ونظریه پردازانی نظیر مصباح یزدی وعلی خامنه ای می باشد که پیروزی را درایجاد ترورووحشت یا تئوری ” نصربالرعب” درداخل وخارج می بینند خوشبختانه دنیا خیلی زود به ماهیت ضدانسانی این گروه پی برد وفراموش نکنیم که پایتخت و مرکزفرماندهی داعش درسوریه یعنی شهر رقه وبعد ازآن منطقه دبرالزور توسط نیروی ائتلاف به فرماندهی آمریکا ونیروهای هم پیمان آن درکردستان سوریه آزاد شد درحالیکه روسیه ونیروهای ایرانی وسوری مشغول بمباران شهرتاریخی حلب وکوچ مردم آن به ادلب بودند  !

ثالثا: مقامات رژیم ایران ادعا می کنند که حضورآنها درعراق وسوریه جهت مقابله با تروریزم بوده است درحالیکه همانطوریه گفته شد نیروی داعش درسال 2014 بوجود آمد وتحولات سیاسی درسوریه وعراق عملا ازسالهای 2011-2010 دراین کشورها ودرراستای انقلابات بهارعربی وپس ازجنبش مردم ایران درسال 2009 شروع شده بود  که اتفاقا مهترین دلیل اعلام شده ازسوی فرماندهان سپاه پاسداران دردستگیری وحبس وحصر8 ساله مهدی کروبی، میرحسین موسوی وزهرا رهنورد سران جنبش سبز دربهمن ماه 89 یا فوریه 2011 حمایت ازانقلاب مردم سوریه بود ونه حوادث مربوط به انتخابات در18 ماه قبل

دولت فاسد نوری المالکی نیزابتدا درسال 2006 با اجماع ائتلافی شیعیان برسرکارآمد ولی چون نظیرهمتای فاسد خود درایران یعنی احمدی نژاد نزدیک به 500 میلیارددلاردرآمدهای افسانه ای عراق را درفسادمطلق با حمایت رهبری ایران به باد داده بود درسال 2010 درآستانه سقوط قرارگرفت وگروه ایادعلاوی برنده انتخابات عراق شد که علیرغم شیعه بودن وی حمایت اکثریت اهل سنت عراق را بدلیل مواضع ملی گرایانه اش درپشت سرخود داشت اما مقامات ایران وآمریکا دراجلاس دمشق تصمیم گرفتند درمقابل امنیت نیروهای امریکای درعراق.حفظ صادرات تضمین شده  نفت به غرب همچنان جواد نوری المالکی را برای دوره دوم بر سریر قدرت نگاه دارند درهمین رابطه جوبایدن معاون اوباما با ایاد علاوی مستقیما تماس گرفته از وی می خواهد به نفع نوری المالکی کاندیدای موردحمایت خامنه ای و آمریکا ازنخست وزیری عراق دست بکشد ودرضمن وی را تهدید می کنند که درصورت اصرار از حمایت آمریکا برخوردارنخواهد بود ( یعنی مشابه رفیق حریری درلبنان با یک انفجار وی واسکورت وی پودرخواهند شد) درهمین دوره دوم نخست وزیر نوری المالکی درعراق بود که نظیر دور دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد بیشترین فساد اقتصادی وسیاسی وفرقه گرایی درعراق اعمال شد ونهایتا فرزندنامشروعی بنام داعش را ببارآورد.

فراموش نمی کنیم که درسال 2014 پس ازحمله سریع داعش به شهرهای عراق ازتصرف موصل دومین شهرعراق با یک تا دوملیارددلارموجودی بانکی درآن شهر وخلع سلاح شش لشکر آن کشوردرعرض 48 ساعت وقتل عام 1700 دانشجوی نیروی هوایی درپایگاه هوایی اسپایکردرنیمه ژوئن همان سال سوء مدیریت وفرماندهی سردارقاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران که میلیاردها دلاررا درآن کشورهزینه کرده بود آشکار وحتی خبرگزاری فرانسوی ازامکان محاکمه وی توسط دادگاه نیروهای مسلع درایران خبردادند ولی با دستورخامنه ای محاکمه این سردارمنتفی ولی برای دوسال کلیه عکس ها ومطالب وی ازاینترنت حدف گردید .بعد ازآشکارشدن جنایات داعش وحضورمجدد  ایران درعراق دوباره قاسم سلیمانی ودیگرمزدورانی که اینبار عنوان حشد الشعبی ( مشابه جیش الشعبی صدام حسین ) را یدک می کشیدند بعنوان ناجی عراق معرفی گردیدند .

رابعا: آزادی ورفع خطرازشهرهای بعداد وکربلا ونجف نه تنها ربطی به ایران نداشت بلکه ازطریق اعلام بسیج عمومی وفرمان جهادی بود که ازسوی ایت الله علی سیستانی مرجع شیعیان عراق که رابطه محکمی هم با اهل سنت واکراد آن کشوربه رهبری مسعود بارزانی دارد صادرشد واصولا تشکیل حشدالشعبی با دستورآیت الله سیستانی بود اما فرقه گرایان شیعی که بعضا درگروههای تروریستی نظیرکتائب حزب الله، عصائب اهل الحق،   گروه حرکه النجباء متشکل بودند هم ازترس افتادن آن به دست اهل سنت و گروههای شیعی مستقل وهم برای پاک کردن سوابق تبهکاری وغارت خود تحت عنوان مبارزه با داعش خود را دردامان حشدالشعبی انداختند یکی ازدلایل امریکا برای فشاربردولت عراق برای انحلال حشدالشعبی مخفی شدن همین گروههای تروریستی درآن ونیزقتل عام هایی است که درشهرهای تحت اشغال داعش درهنام وپس ازآزادی این شهرها صورت گرفته است وبزودی دردادگاههای بین المللی چندین پرونده کشتارجمعی نظیر پرونده سربنیتسای بوسنی هرزگوین برعلیه این گروههای شیعی تشکیل خواهد شد. 

موسویان درفرازی دیگرازسخنان خود غرب را به استانداردهای دوگانه درمورد نقض حقوق بشر و دموکراسی درکشورهای خاورمیانه متهم وضمن اعتراف به رعایت اصول دموکراسی و رعایت حقوق بشردرغرب می گوید حقوق بشر و دموکراسی وقتی به خاورمیانه می‌رسد اهمیت خود را ازدست می دهد.
 
معمولا دراین شرایط اشاره دولتمردان ایرانی به مقایسه ایران با کشورهای زیرسلطه یا نفوذ یا متحد غرب نظیرعربستان است که لازم به توضیح است اصول حقوق بشر یک کلیشه برای تمام کشورها با هرفرهنگ وتمدن وآداب ورسوم نیست ومتناسب با میزان توسعه یافتگی آن کشورها با احترام به ویژگی ها آن کشورها تفسیرمی گردد. اما نگاهی بیاندازید به چهارکشورایران، عربستان( متحد آمریکا) وعراق وافغانستان ( تحت نفوذ آمریکا)
 
ایران طی این 40 سال درتمام زمینه های مربوط به اصول دموکراسی وحقوق بشر روند روبه واپسگرایی وبرخلاف مسیرتاریخ وتوسعه را طی کرده است بطوریکه حتی روسای جمهورآن هم به این امر اقرارمی کنند که کشور به یکصدسال عقب برگشته است یعنی زنانی که درهمه عرصه ها امکان حضورداشتند امروز ضمن اجباربه رعایت حجاب کامل پشت دروازه های ورزشگاهها مانده اند وحتی امکان دوچرخه سواری هم ندارند، احکام قضایی صادره عمدتا بدون رعایت تشریفات واحترام به مفاد آیین های دادرسی با تخلف آشکارازقانون اساسی کشور تا بالاترین سطح کشوریعنی با اذن رهبری (نظیرحذف دادگاه تجدیدنظر درپرونده های اقتصادی اخیر) صادرمی شود، جامعه براساس اعترافات سران رژیم نظیرسردارقالیباف به دو قشر96% و 4% تقسیم شده است وقدرت سیاسی واقتصادی عملا دراختیارآن 4% ی هاست میزان پرونده های قضایی، حبس وحصرفعالین سیاسی بدون رعایت حقوق آنها و آماراعدام ها بطورسرسام آوری بالاست. مخالفان سیاسی حتی طرفدارحفظ رژیم با کوچکترین انتقادی روانه زندان شده بطوریکه هم اکنون ایران تنها کشوری است که دوکاندیدای ریاست جمهوری آن نه تنها درحبس می باشند بلکه حتی محاکمه هم نشده اند ؟! دربخش فرهنگ هنوزنمایش آلات موسیقی ازتلویزیون ممنوع ، زنان حق آوازخواندن یا حتی خندیدن بلند را درآن ندارند وکنسرت خوانندگان توسط وزارتخانه های ارشاد واطلاعات با حق وتوی ائمه جمعه ولباس شخصی های موسوم به حزب الله امکان پذیراست و…
 
حال به عربستان می رویم نماینده این رژیم باصطلاح واپسگرا درسازمان ملل یک زن بی حجاب است ودیپلماتها یا میهمانان درصورت تمایل می توانند بی حجاب به آن کشوروارد شوند نظیر وزیردفاع آلمان ، عکسهای بی حجاب سارا همسرمحمدبن سلمان درهمه جا به چشم می خورد زنان حق شرکت واجرای کنسرت ورانندگی وحضوردرورزشگاهها را دارند. میزان اعدام ها درعربستان زیرتهدید ایران وموج افراطی گرایی شیعی وسنی درآن کشور کمتراز 10% اعدام ها درایران می باشد درجابجایی قدرت بین طبقات نخبه سیاسی حتی یک نفرهم حبس وحصریا کشته واعدام نشده است.
 
درمورد دوکشوردیگرتحت نفوذ آمریکا یعنی عراق وافغانستان وعلیرغم سرنگونی رژیم های بعثی صدام حسین و تکفیری طالبان با وجود بحرانهای پس ازسرنگونی وهجوم افراطیون سنی وشیعه مذهب انتخابات آن کشورها درکمال سلامت برگزار وحتی ادعاهای تقلب درانتخابات دریک مرجع قانونی ومرضی الطرفین بدون حتی یک مورد دستگیری یا کشته درکف خیابانها مورد بررسی وقبول شاکی قرار می گیرد.
درشرق ایران درافغانستان حتی عبدالله عبدالله کاندیدای بازنده و شیعه درخدمت دولت ورییس جمهور پشتون اشرف غنی ونه سلولهای انفرادی دربالاترین سطح نظیرمعاون اجرایی بکارگرفته می شود زنان بی حجاب درتلویزیون آن بعنوان مجری وخواننده ظاهرشده دارای تیم فوتبال بوده ودرسطوح مختلف نظامی ولشکری بکارگرفته می شوند تلویزیون های افغانستان دولتی نیست وبخش خصوصی رقابت پذیری وکیفیت برنامه ها وهزینه های مردم دراین رابطه را بجای استفاده ازمنابع دولتی کاهش داده است.
درغرب ایران درعراق تحت نفوذ آمریکا همین نظام با ثبات برقراراست ومردم ورژیم ورهبران حاکم برآن کشور اختلافات خود را نه درکف خیابانها بلکه با کفتگو، مدارا وصندوق های رای حل می کنند ومراجع مذهبی براساس آموزه های دینی ازدخالت درموضوع که شان آنها نیست برخلاف ایران خودداری می کنند کنسرت ها، کاباره ها برقراروزنان بی حجاب درهرنهاد دولتی وغیردولتی ازآزادی کامل پوشش برخوردارند.
 
حال نگاهی بکنید به ایران که نه تنها با گذشت 30 سال ازجنگ هنوز هیچ نشانی ازثبات سیاسی واقتصادی درآن به چشم نمی خورد بلکه زیانها وخسارات وتکانه ها وچالش های سیاسی واقتصادی بیش ازتمام کشورهای درحال جنگ است بطوریکه حتی طرفداران رژیم هم به این امراعتراض دارند که چرا باید ارزش پول ملی ازکشروهای تقریبا نابود شده نظیرسوریه هم پایین تربیاید که عملا برخلاف عراق وافغانستان حوزه نفوذ ایران وروسیه است؟ تاج زاده اعتراف می کند که دموکراسی ورعایت حقوق بشردرافغانستان وعراق ( به قول آنها اشغال شده ) بیشترازایران است. زنان ازابتدایی ترین حقوق خود ازحق انتخاب پوشش لباس تا شرکت درورزشگاهها تا حتی دوچرخه سواری وآوازخوانی و… با ممنوعیت مواجهه اند. درانتخاباتی که هم قوانین وهم کاندیداهای آن توسط شورای نگهبان دستچین شده ومردم اجبارا به آنها رای می دهند با کوچکترین اعتراضی به تقلب درشمارش آراء نه تنها کاندیداهای شناخته شده وباسابقه را به حبس وحصرغیرقانونی 8 ساله می اندازند بلکه صدها وهزاران کادروفعال سیاسی را بدون هیچگونه جرمی برای دوره های طولانی از5 سال تا 20 سال زندان محکوم می کنند ودهها مورد دیگرکه تکرارمکررات است وموسویان متاسفانه بدون درنظرگرفتن این واقعیتها با عبارت کلی ومن درآوردی تلاشها وجنبش های دموکراسی خواهان وحقوق بشری را در
غرب برای توجیه اقدامات سرکوبگرانه رژیم درداخل کشورما بزیرسوال می برد.
 
موسویان با اشاره به اینکه عمده تامین کنندگان سلاح درخاورمیانه کشورهای غربی بوده واین سلاحها برسرمردمان بیگناه ریخته می شود غرب را بعنوان عامل اصلی این ضایعات انسانی متهم می کند وازآن بعنوان بزرگترین فاجعه نام می برد درحالیکه تولید سلاح در
این کشورها برای تضمین امنیت خود وجنبه بازدارندگی درمیان خود وحفظ بالانس نظامی با رقبای شرقی وغربی آنها را دارد واگرسرریز این سلاحهای تولید شده توسط رهبران سایرکشورها از5 قاره جهان خریداری شده یا سفارش داده شود مسئولیتی را متوجه آنهاازنظرکاربردی نمی کند وآیا امثال موسویان نمی دانند که روسیه وچین وکره شمالی نیزدرجبهه رقیب عاملان اصلی صادرات سلاح به یکی ازطرفهای درگیردر چهارگوشه دنیا وکلاشینکف سلاح رسمی نیروهای شورشی درهمه کشورها می باشد؟
 
اما درمورد اشک تمساح موسویان درمورد ریختن این سلاحها بر سر مردم بیگناه فکر نمی کنم دراین مورد خساراتی بیش ازآنچه بر سر مردم کشور سوریه و توسط رژیم های ایران و روسیه و گروههای تروریستی و شبه نظامی شیعه تابع نیروی قدس سپاه پاسداران از عراق وافغانستان وپاکستان و… آمد برسرمردم افغانستان یا عراق یا لیبی ویمن آمده باشد اگرزمانی عراق و افغانستان بعنوان سمبل تخریب ومرگ ومیر انسانهای بیگناه شناخته می شدند اکنون سوریه با اعمال روسیه و ایران درآن کشورکه به تخریب 75% زیرساخت شهرها، آوارگی وتبعید 12 میلیون نفرازجمعیت 23 میلیونی آن کشور وکشتن 600 هزارنفرمردم بیگناه آنهم با جنگنده بمب افکن های استراتژیک روسی، موشکهای بالستیک، بشکه های انفجاری وحملات شیمیایی انجامیده است خود با عنوان ” گرزونی سازی” به آیینه عبرتی برای دیگرکشورهای جهان تبدیل شده است بطوریکه درایران نیزدیگرشعارعراقی ولیبیایی وافغانستان شدن کاربرد ندارد و از شخم زنی کشور تحت عنوان “سوریه ای شدن” یعنی توسط روسیه ورژیم حاکم وشبه نظامیان شیعه حامی آنان برای تهدید مردم بپاخاسته ایران استفاده می شود.
 
موسویان در یک ادعای خنده دار که انسان را به یاد مثل معروف ” دیدن زیردنبه گوسفند توسط بز ” می اندازد قتل جمال خاشقچی را که هنوز بسیاری از زوایای آن تا کشف جسد یا بقایای آن به اثبات نرسیده را برای تخریب وجه رژیم عربستان و حامیان غربی وی که در زمان محمد بن سلمان ولیعهد آن کشور رخ داده مثال می زند اما به واکنش این کشورها در مقابل آن که تا مرحله محکومیت بالاترین مقام سعودی و حتی ممنوعیت فروش سلاح به آن کشور توسط مجلس سنای آمریکا پیش رفت اشاره ای نمی کند و.حال این را مقایسه کنید با ایران که در ماجرای قتل های زنجیره ای نزدیک به 300 نفر را در داخل وخارج ازکشور زنده زنده سلاخی کردند که برخی ازآنها نظیرداریوش فروهرحتی با همسر خود به قول خود سران رژیم از مخالفان بی خطر بودند وازهمه جالبتر نقش خود موسویان بعنوان سفیرایران درآلمان که درواقع سفارتخانه ایران را به هاب اصلی پشتیبانی ازترورها درکل کشورهای اروپایی دردوره فوق تبدیل کرده بود ماجراهایی نظیرسلاخی دکترشاهپوربختیارو دستیاروی کتیبه، مرحوم فریدون فرخزاد وترور رهبران حزب دموکرات نظیردکترقاسملو ودکترشرفکندی یا دکترکاظم رجوی ودهها مورد دیگرهمچنان درکارنامه شخص موسویان حفظ تا پس ازآزادی ایران این پرونده های ناتمام به مورد اجرا گذاشته شود.
 
موسویان در یک دروغ و فریبکاری آشکار برای نمایش بیطرفی می گوید ما نمی گوییم بشارالاسد اشتباه نداشته است اما سرازیرشدن 80 هزار تروریست از سراسر جهان به سوریه فاجعه انسانی در آن کشور را رقم زده است درحالیکه:
اولا حتی خود بشارالاسد هم همین اعتراف وحتی بیشتر از آن را نظیرخطاب وی به مردم بپاخاسته سوریه که ” بدلیل فقدان چاههای اساسی نفت هیچ دولت غربی به کمک شما نخواهد شتافت ” را داشته است ودیگراینکه ارتش وی درپس تظاهرات مردم درعا در جنوب آن کشور که به دیگر شهرهای مهم و دمشق در چارچوب انقلابات بهار عربی در ژانویه 2011 رسید نباید به خشونت بیش از حد (بخوانید کشتار مردم) دست می زد لذا این اعتراف موسویان فاقد هرگونه اعتبار وارزش بوده وصرفا برای توجیه بخش بعدی دروغ وی بکاررفته است.
ثانیا درخصوص ادعای دروغین سرازیرشدن 80 هزارتروریست ازسراسر دنیا به سوریه بنظرمی رسد ایشان نقشی برای اپوزیسیون قانونی و نظامیانی که تحت عنوان ارتش آزاد سوریه و با تاثیرپذیری از کشتارهای فوق به مردم پیوسته بودند قائل نیستند و همه را تروریست و داعشی خطاب می کنند در حالیکه داعش که مخفف دولت اسلامی عراق(در درجه اول) و سپس شام یا سوریه (در درجه دوم) و به رهبری ابوبکر البغدادی می باشد درسال 2014 درسوریه ظاهرشد وآنهم بدلیل هجوم ارتش روسیه، نیروهای سپاه قدس ایران وگروههای تروریستی وشبه نظامی شیعی ازعراق، لبنان، افغانستان، پاکستان ودیگرکشورها به کمک رژیم درحال سقوط بشارالاسد بود سقوطی که بارها وبارها توسط مقامات کلیه کشورهای حامی بشارالاسد وحتی خود وی موردتایید قرارگرفته است.
اما شاید برایتان جالب باشد که درحالیکه اساس گروه فوق درسال 1999 درعراق پایه ریزی شده بود اما این گروه فعالیتهای زیرزمینی خود درعراق را پس از سقوط صدام حسین دربهار2003 برعلیه نیروهای آمریکایی وبا همکاری گروه القاعده
تحت رهبری ابومصعب الزرقاوی اردنی انجام می داد که پس از حمله نیروهای ائتلاف به افغانستان درسال ۲۰۰۱ ازسوی ایران ازافغانستان ازطریق خاک ایران به عراق ترانزیت شده بودند و اخیرا نیز که دادگاههای ضد تروریستی نیویورک دولت ایران را به پرداخت حدود یازده میلیارد دلارجریمه به قربانیان به دلیل حمایت از گروه القاعده وتسهیل حمله به برجهای دوقلوی تجارت جهانی درآن شهرمحکوم کرده بودند ناشی ازهمین امر بود وازهمه بدتر تایید ادعای قربانیان حادثه فوق ودادگاه نیویورک توسط محمد جواد لاریجانی قائم مقام سابق وزارت خارجه ایران ومعاون کنونی ودبیر کمیسیون حقوق بشراسلامی قوه قضاییه ایران دریک برنامه تلویزیونی شبکه 2 صداوسیمای جمهوری اسلامی بود که دیگرراه هرگونه توجیهی را مسدود می کرد.
ثالثا: به اعتراف حامیان ومخالفان داعش این گروه درسال 2014 شهرموصل دومین شهرعراق را با 3500 نیرو گرفته وشش لشکرعراق را درعرض دو روز خلع سلاح کرد آیا همزمانی این عملیات با به قدرت رساندن دوباره نوری المالکی نخست وزیرفرقه گرای شیعی که با حمایت مستقیم دولت های ایران وآمریکا درزمان اوباما وبرخلاف آرای اکثریت مردم وبالاخص اهل سنت به قدرت رسید بی تاثیربوده است چرا داعش درسوریه به یک قریه بنام رقه درشمال دیرالزور که آنهم نهایتا توسط نیروهای آمریکایی وکردهای سوریه آزاد شد بعنوان پالیتخت حکومت اسلامی اکتفاء کرد ولی درعراق حتی به شهرموصل با یک میلیارددلارموجودی نقدی دربانکهای آن وسلاحهای که ازشش لشکرکلاسیک بدست آورده بود اکتفاء نکرده آهنگ بغداد ونجف وکربلا کرده بود ؟!
رابعا: تخریب 75% شهرهای عراق وکشتار600 هزارنفردرآن کشورکه همگی با سلاحهای بزرگ ازتوپخانه های مدرن تا موشکهای بالستیک وجنگنده بمب افکن های سوخو و بشکه های اتفجاری پرتاب شده ازهلی کوپترهای می روسی بعمل آمده است چه ربطی به گروههای مسلح مردمی یا تروریستهایی دارد که سلاحهای آنها همگی سلاح تاکتیکی وبرای نبرد نزدیک بوده است؟ آیا جزاین است که دریک دروغ وفریبکاری آشکارمی خواهید طرح ” گرزونی سازی” سوریه را ازروسیه ودست نشاندگان ایرانی وسوری آن به مخالفین رژیم بشارالاسد نسبت داده ازآنها رفع مسئولیت کنید؟
ودرنهایت موسویان می گوید منهای دوره 8 ساله جنگ ایران وعراق که چین وروسیه درطرف صدام حسین بودند ولی اکنون درمقایسه با غرب این کشورها رفتاربهتری داشته اند واین طبیعی است که سیاست خارجی ایران هم متقابلا به سمت آنها گرایش داشته باشد درواقع این ادعا تجلی این مثل ایرانی است که می گوید” ما روان را بنگریم وحال را، نی زبان را بنگریم وقال را ” یا بقول خمینی ” ملاک حال فعلی افراد است ”
بنظرموسویان اگرتحمیل جنگ 8 ساله برایران را بدترین واقعه وخسارات مادی ومعنوی برایران بدانیم واینکه روسیه وچین درتمام 8 سال جنگ هم ازنظرسیاسی وهم تسلیحاتی درکنارعراق بودند درحالیکه آمریکا تا سال 65 بیطرف وبعد ازآن هم با تئوری ” عدم غالب ومغلوب درجنگ” هم با اعزام دونالد رامسفلد به بغداد وحمایت صرفا اطلاعاتی ونه تسلیحانی ازآنکشور برخلاف ایران که با فرستادن رابرت مک فارلین درهمان سال به تهران وتدارک موشکهای ض هوایی هاگ، موشکهای ضدتانک پیشرفته تاو وگلوله های توپخانه دوربرد 155 میلیمتری حداکثرتحرک سیاسی آن درکناردیگراعضای شورای امنیت سازمان ملل تنظیم قطعنامه 598 بوده است که نهایتا ایران با پذیرش آن درتیرماه 67 ازاشغال مجدد خرمشهر، اهواز وکرمانشاه به قول سردار رشید فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء حتی از امکان اشغال خرم آباد جلوگیری کرد آیا با این اوصاف دولت آمریکا شریک قابل اعتمادتری نسبت به دولتهای روسیه وچین نبوده است ؟! آیا حتی هم اکنون که درماجرای برنامه اتمی ایران وتوافق برجام بنظرمی رسد چین وروسیه طرف ایران را دارند این کشورها قابل اعتماد واتکاء می باشد نمونه آن عدم تحویل سیستم کهنه وازرده خارج موشک های S-300 علیرغم دریافت تمام پول آن درهنگام امضای قرارداد آنهم به مدت ده سال ویا دولت چین که درمقابل دریافت هزاران میلیون بشکه نفت جنس های بنجل خود را به قیمت نابودی صنعت نیمه جان ایران وورشکستگی کارخانه ها به ایران قالب کرد بلکه تتمه حسابهای بانکی ایران درآن کشوررا حاضرنیست به دلاربدهد وآنرا درگرو واحد پول خود یوآن قرارداده است.
 
پایان

Leave a Reply

Your email address will not be published.