خامنه ای، خون و خزانه


روزی که احمدی نژاد شعار”آوردن نفت برسرسفره مردم ایران” راازطریق قطع دست افرادی ناصالح سرلوحه شعارهای انتخاباتی خود مبنی براجرای عدالت قرارداده بود دانستم که دعوی برسرلحاف ملا دربخش نفت آغازشده است وبه همین جهت درنظرداشتم دریک مقاله ای مجزا استراتژی شیطانی خامنه ای رابرای تصاحب نفت کشوروبه بندکشیدن مردم ایران برای مخاطبین خود بازگونمایم فرصتی که هیچگاه دست نداد وتنهابخش هایی ازآنرادرلابلای دهها مقاله خود ازجمله بعنوان نمونه در” اینجا” و“اینجا” و“اینجا” توضیح داده بودم

امااکنون که احمدی نژاد گام بزرگ خودرابرای فتح آخرین سنگراقتصادی کشوروبه نفع باندهمراه خود برداشته است لازم دیدم این مطلب راکه افشاکننده بسیاری ازبرخوردهای پشت صحنه وبین باندهای مختلف قدرت درایران است منتشرنمایم

مقدمتا برای آن دسته ازمخاطبین محترم که بااموراجرایی کشورازجمله اقتصاد سیاسی آشنایی چندانی ندارند عرض می شود که وزارت نفت درکنارسه وزارتخانه کشور، امورخارجه واطلاعات ازوزارتخانه های حاکمیتی کشور محسوب که وزیران آن مستقیماباتوصیه رهبری ویاباجلب نظروی برشخص موردنظرمنصوب می گردنددرآمد نفتی کشوربه ازای هردلاردرقیمت هربشکه نفت به حدود یک میلیارددلار(دقیقا900 میلیون دلار) بالغ می گردد بعبارتی چنانچه قیمت متوسط بشکه نفت 90 دلاردرسال باشد درآمدنفتی رژیم کودتابه 90 میلیارددلارومعادل 90 هزارمیلیاردتومان یا 90 تریلیون تومان (بامحاسبه هردلارمعادل 1000 تومان) بالغ می گردد که بااجرای طرح حذف سوبسیدازکالا وخدمات تحت عنوان هدفمندی یارانه ها سرمایه عظیمی رادراختیارحاکمیت برای سرکوب وتحمیل فقرملی برآحادملت جهت به بندکشیدن آنهامی گذارد

بادرک موقعیت حساس صنعت نفت واتکای درآمداصلی کشوربه آن دردوره هشت ساله جنگ تحمیلی وپس ازآن دوره هشت ساله باصطلاح سازندگی که ابتداء غلامرضا آقازاده وسپس بیژن زنگنه مسئولیت مدیریت آن وزارتخانه رابرعهده داشتند آقایان هاشمی رفسنجانی وخامنه ای باگماردن افرادنزدیک به خود (علی هاشمی برادرزاده رفسنجانی وحسن خامنه ای برادرعلی خامنه ای) درپستهای مشاور وزیراز نزدیک معاملات وجریان اداره آن وزارتخانه وشرکتهای معظم آنرا بااخذ گزارشات رسمی وغیررسمی تحت نظرداشتند وتنها زمانی خامنه ای تصمیم به کنترل کامل آن وزاتخانه گرفت که اولاهاشمی تمام پروژه های زیربنایی نفت وگازوپتروشیمی رابنام خود به ثبت رسانده وعملا خامنه ای رابه حاشیه رانده بود وثانیاتوانسته بود لشکری ازتکنوکراتهای رشدیافته درجمهوری اسلامی رادرپشت سرخودبسیج وخودراسردارسازندگی ایران درمقام مقایسه باامیرکبیرقراردهد همانطوریکه قبلاخودراسردارجنگ وصلح خوانده بود

ومطلب دوم امکان استفاده ازامکانات مالی وقرارادهای آن وزارتخانه دررقابتهای سیاسی بود که وسوسه چنگ انداختن بروزارت نفت رابرجان وتن مقامات نظام می انداخت شایعه حمایت زنگنه ودیگرمدیران نفتی (اکبرترکان، نعمت زاده وسایرین ) که جملگی ازحزب کارگزاران سازندگی بوده و ازمحمدخاتمی دردوره انتخابات پشتیبانی کرده بودند ونیزاقدامات مهدی هاشمی فرزندرفسنجانی ومدیرشرکت تاسیسات دریایی درخصوص اخذپورسانت ازشرکتهای معظم استیت اویل نروژ وتوتال فرانسه بهانه لازم رابه دست خامنه ای وباندکودتاچی همراه وی دادتابنام مبارزه با فساد واجرای عدالت وآوردن نفت برسرسفره مردم پای وابستگان خودرابه آن وزارتخانه بازکرده ومانند موروملخ تمام بنیان های آن وزارت خانه رادر اختیارخودبگیرند. جریان کودتا تحت رهبری خامنه ای اسم رمزعملیات خود درحوزه نفت وگازمبارزه با فسادهاشمی نام نهاده بودند وتحت شعارمبارزه بامافیا درصنعت نفت تهاجم سنگین خودرادرجریان انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم ومناظرات تلویزیونی به نمایش گذاشتند.

نگاهی به بی ثباتی وزرای چهاروزارتخانه حاکمیتی فوق، بانک مرکزی ومعاون اولی ریاست جمهوری نشان می دهد که این مراکزصحنه درگیری زیرزمینی باندهای مختلف جریان کودتایعنی باندبیت رهبری وبانداحمدی نژاد بوده است که پس ازحذف هاشمی رفسنجانی ازمهمترین موقعیت سیاسی خودیعنی ریاست مجلس خبرگان ودرجریان حدف مجدد وزیراطلاعات ازعمق به سطح کشیده شده است ومی رود که سرنگونی دولت احمدی نژاد رارقم بزند

دروزارت نفت احمدی نژآد ابتدا درنظرداشت همفکراصلی خودصادق محصولی رامستقرنماید که با اشاره خامنه ای به نمایندگان سرسپرده خود وی راناکام گذاشت وسپس احمدی نژاد رو به علی سعیدلو ومحسن تسلطی آورد که آنها نیزتوفیق صدرات نیافته وبه ناچارتن به وزارت محمدکاظم وزیری هامانه داد که عملا درطی اینمدت سرپرستی وزارت نفت رابعهده داشت

امابامخالفت صریح وزیری هامانه باسیاستهای باند کودتا واعلام عدم اعتقادبه مافیای نفتی این شخص نیزازوزارت نفت برکناروبجای وی یکی ازسرداران سپاه که درکسوت وزیربازرگانی درآمده بود یعنی مسعودمیرکاظمی عهده دارمسئولیت وزارت نفت گردید

درتمام این مدت احمدی نژاد درتبانی باخامنه ای برای بالاکشیدن ثروت اصلی کشورازوجود “مافیای نفتی” دراین صنعت سخن می راند وهدف خودراحذف 400 مدیرنفتی قرارداده بود که باحذف آنها وجایگزینی آنهابامهره های خودامکان تسلط کامل باندکودتارابراین سرمایه ملی فراهم می آورد. بی دلیل نبود که پس ازجایگزینی هرمهره ای دروزارت نفت قرارداد مهمی ازسوی این وزارتخانه یاشرکتهای تابعه با یکی ازنهادهای تحت نظارت خامنه ای بسته می شد سیف الله جشن سازمدیرعامل سابق شرکت نفت قراردادی بابنیادمستصفعان می بندد وامتیازفروش نفت رابه آن واگذارمی کند وپس ازآن سرازسویس بعنوان مدیرعامل شرکت نیکوجرسی درمی آورد قرارداد کلان خط لوله صلح باپاکستان وهند، قرارداد21 میلیارد دلاری توسعه عسلویه ومیدان گازی پارس ودهها قرارداد جانبی دیگربه شرکتهاوکنسرسیوم های خلق الساعه زیرنظرنهادهایی مانند قرارگاه خاتم الانبیاء، بنیاد تعاون سپاه پاسداران یا ستاداجرایی فرمان امام وسایرموسسات وابسته به بیت رهبری واگذارمی شود وعملا کلیه این واگذاریها درسکوت رسانه ای صورت می گیرد

دراینجالازم است این نکته ذکرشود که که مهمترین گزینه احمدی نژاد وباند کودتا برای تصدی پست وزارت نفت دراین دوره سردار رستم قاسمی فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء بوده که وی باطرح اینکه در موقعیت پیمانکاراصلی وزارت نفت وپروژه های چند ده میلیارد دلاری آن بهترمی تواند به باندکودتا خدمت کند ازپذیرش این امرخودداری کرد والبته واگذاری پی درپی قراردادهای چندمیلیارد دلاری نفتی که بدون رعایت تشریفات قانونی درمناقصه ها وبصورت انحصاری وباثبت شرکتهای صوری یکشبه صورت می گرفت نیز صحت گفته وی راثابت کرد.

اخیراباآشکارشدن عدم توانایی های سپاه دراجرای طرحها ودرواقع دلالی این نهاد برای گرفتن پروژه ها وواگذاری آن به شرکتهای چینی ومالزیایی که همراه بانقض تحریم های سازمان ملل وصرفابا اهداف سوداگری است اعتراضاتی حتی دردرون سپاه پاسداران شکل گرفته است که منجربه سفربدون سروصدای خامنه ای به بوشهروعسلویه گردید وظاهراخامنه ای باتاسیس شرکتی بنام “پترونهاد” که گردانندگان آن مجتبی خامنه ای، حدادعادل وتعدادی ازمدیران نفتی ازجمله هدایت زاده وغنیمی فرمی باشند درصدد نظارت مستقیم برقراردادهای نفت وگازبرآمده است

نکته جالب اینکه درتمام این مدت که باندکودتا ازوجود مافیای نفتی که لازمه آن فساد اقتصادی ومالی مدیران وکارگزاران آن وزارتخانه می باشد سخن رانده است حتی یک نفرازوزارتخانه مربوطه وشرکتهای معظم تابعه آن مشمول پرونده سازی یامحکومیت قضایی به اتهام مالی نگردیده است وتنها مورد مشخص فساد درصنعت نفت ثروت اظهارشده 160 میلیون دلاری سردارصادق محصولی وزیرمرفه دولت باصطلاح طرفدارپابرهنگان احمدی نژاد ازمحل سوآپ نفتی بوده است!!

درطی اینمدت تقریبا تمام پروژه های اصلی درحوزه نفت وگازوانرژی (ازجمله سدها ونیروگاهها) به شرکتهای تحت پوشش بنیادها وموسسات تحت نظارت رهبری که ازنظرقانونی دولتی محسوب نمی شوند واگذارگردیده است وفرمانده کل سپاه پاسداران اخیرصراحتااعلام کرده اند که این نهاد علاوه برپروژه های میلیارددلاری تمایل دارد کلیه قراردادهای بالای صدمیلیون دلاررانیزازآن خودنماید.

اکنون احمدی نژاد که خودمحصول رانت قدرت بوده وازرازهای مگوی بیشماری بین خود وخامنه ای ازجمله نحوه انتخاب خود به ریاست جمهوری واهداف پشت صحنه آن آگاه است سهم خودراطلب می کند وی دیگرنمی خواند نوکری بی جیرومواجبی باشد وی برای خدمات خودبه باند کودتا سهم طلب می کند

وزارتخانه های کشور، اطلاعات وخارجه عملا ازدسترس وی خارج وتنهاوزارتخانه مهم که منبع درآمد دولت برای سرکوب ومهارمردم است وزارت نفت است ووی با گرفتن سرپرستی آن وتلاش مذبوحانه برای استقرارفردموردنظرخوددرمقابل خواست ارباب خود مقاومت می کند مقاومتی که ازهم اکنون شکست وی درآن رقم خورده است ویک بازی باخت – باخت رابرای ی رقم زده است زیراوزارت نفت، درآمدهای نفتی وپروژهای دردست اجراکه ظاهراقراراست ثروتی چندبرابرراروانه خزانه رهبری نموده تاوی دستگاه سرکوب خودراپیش ببرد امری نیست که به سادگی قابل شراکت آنهم بانوکری باشد که ازروستاهای سمنان به مقام ریاست جمهوری گمارده شده است

درواقع وزارت نفت بعنوان شیشه عمرخامنه ای نمی تواند دردستهای احمدی نژآد بصورت یله ورها قرارگیرد وبهمین دلیل است که پس ازوزارت اطلاعات مهمترین چالش خامنه ای بااحمدی نژآد برسر وزارت نفت خواهدبود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.